شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۴ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نقض مداوم حقوق بشر
يادداشت روز علی فیاض

علي فياض

alifayyaz1@yahoo.se

 محاکمه و مجازات جنایتکاران حاکم باید در دستور کار قرار گیرد!

سازمان عفو بین الملل، بار دیگر رژیم جمهوری اسلامی ایران را به نقض حقوق بشر، اجرای مجازات هایی چون اعدام، سنگسار، اعمال شکنجه، تیرباران کودکان و نقض حقوق زنان متهم نمود. اما همه می دانند و می دانیم که این رژیم تا کنون بارها و بارها از سوی مجامع، ارگان ها و کانون های مدافع آزادی و انسانیت، از جمله کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، عفو بین الملل، سازمان دیده بان حقوق بشر، روشنفکران و انسان دوستان شناخته جهانی و ... نیز سازمان ها، احزاب، شخصیت ها و فعالان سیاسی ایرانی محکوم شده است.

بیش از بیست و پنج سال است که این رژیم جنایتکار و سرکوب گر نه تنها حقوق بشر را نقض می کند، که حتی حق حیات برای مخالفان و منتقدان خود قایل نیست. بیش از بیست و پنج سال است که در سیستم سیاسی پس از انقلاب – همچنان که پیش از آن – شکنجه، کشتار، نقض حقوق شهروندان، بی عدالتی، ظلم و ستم، فقر و نابرابری گسترش می بابد و هر روز از روز پیش ابعاد گسترده تری به خود می گیرد. و بیست و پنج سال است که قطعنامه های گوناگون در محکومیت این رژیم صادر می شود. اما یک پرسش اساسی که در پی این همه قطعنامه و محکومیت ها می توان مطرح نمود این است که از این همه قطعنامه چه سودی عاید مردم ایران و مبارزان راه آزادی و دموکراسی می شود؟ و چرا با جنایتکارانی که مال، جان، ناموس و حقوق ابتدایی انسان ها را نادیده گرفته اند، یک برخورد موثر، عملی و فعال نمی شود؟ به راستی چه سری در جهان دیپلماتیک و روابط سیاسی نهفته است که از این همه قطعنامه و بیانیه، آب از آب تکان نمی خورد و جنایتکاران همچنان به جنایات خود ادامه می دهند؟

در تعریف "جنایتکار جنگی"، چنین بیان می شود که کسانی که قوانین جنگی را زیر پا گذاشته و نادیده می گیرند، اسیران را به قتل می رسانند، از قتل و غارت دریغ نمی ورزند، سلامتی غیر نظامیان، کودکان، زنان و ... و ... را تضمین نمی کنند، جنایتکار جنگی به شمار می روند و باید در دادگاه های صالحه مورد محاکمه قرار گرفته و به مجازات برسند. اما این که جنایتکاران سیاسی، دیکتاتورها و کارگزاران آنها، در کجای این تعریف قرار می گیرند، و چگونه باید به مجازات برسند، پرسشی است که پاسخی اساسی، آن هم بر اساس معیارها و ملاک های حقوق بشری می طلبد. می توان چنین پاسخ داد که دیکتاتورها و جنایتکاران سیاسی را مردم همان کشورها باید از اریکه قدرت به زیر بکشند و تکلیف خود را با آنها روشن کنند. در این که چنین استدلالی منطقی و اصولی است، تردیدی وجود ندارد. اما اگر قرار بر این باشد که همه انسان ها و ارگان های مسئول و قانونی، مسئولانه و متعهدانه در برابر ظلم، نابرابری و بی عدالتی از خود واکنش نشان ندهند، تکلیف چیست؟ و اگر قرار است هر جنایتکار جنگی را از هر کوی و برزن و سوراخی بیرون کشید و به مجازات رساند، با دیکتاتورها و همدستانشان چه باید کرد؟

و اما اگر معیار و ملاک "جنایتکار جنگی" شناخته شدن در عرف بین المللی نقض حقوق شهروندان، نقض حقوق غیرنظامیان، کودکان و ... است، با رژیم ها و سردمداران حکومت های دیکتاتوری چون رژیم جمهوری اسلامی ، چه باید کرد؟ و آیا این رفتارها از جمله مصادیق جنایتکارانه جنگی به شمار می روند یا خیر؟

آنچه تا کنون بر ایرانیان رفته است و می رود بی رحم تر و خشن تر از عملیاتی است که در جنگ های ویران گر اعمال می شود. اینان بر اساس اعمالی که تا کنون انجام داده اند، نه تنها جنایتکار جنگی به شمار می روند، بلکه جنایتکارانی به حساب می آیند که بشریت را در قرن بیست و یکم به دوران جاهلیت بازگردانده و از هیچ نوع تحقیر و توهین نسبت به انسان خود داری نمی ورزند. 

آنها نه تنها تمامی مردم ایران را به عنوان گروگان، اسیر و رعیت خویش می پندارند که در اعمال هیچ جنایتی در حق آنها روی گردان نبوده و نیستند. اینان نه تنها سرکوب و کنترل همه گونه مردم ایران را در دستور خود قرار داده اند که با جنگی اعلام نشده، هزاران قتل، غارت و جنایت انجام می دهند و با ده ها نام مستعار شرعی و غیر شرعی توجیه می کنند. شکنجه، قطع عضو، شلاق، اعدام، سنگباران، به دار آویختن و ... با نام خدا و دین انجام می پذیرد و از هر جنایت جنگی تکان دهنده تر، هولناک تر و ضدبشری تر است.

* * *

در این شکی نیست که این قطعنامه ها و محکومیت ها توجه جهانیان را به فجایعی که در ایران می گذارد، بیش از پیش معطوف می دارد و ملایان جنایتکار را در برابر پرسش هایی قرار می دهد که از سوی مجامع معتبر بین المللی مطرح می شود، و در مقاطعی و در رابطه با مواردی خاص به عقب نشینی وادار می سازد و یا آنان را دچار نگرانی و پریشان گویی می کند.

اما تاریخ و زمان به ما این هشدار را می دهد که صدور قطعنامه و محکومیت های بدون پشتوانه و ذهنی و غیر عملی کافی است. هنگام عمل فرا رسیده است. و البته آن عمل، جنگ و درگیری نظامی و ویرانی تمام عیار ایران – همچون عراق – نیست.

فرا خواندن جنایتکاران به دادگاه های بین المللی، صدور احکام غیابی یا حضوری بر اساس قوانین حقوقی و قضایی، انسداد تمامی روابط سیاسی با جنایتکاران، ممانعت از رفت و آمد آنان به دیگر کشورهای عضو سازمان ملل، بستن سفارتخانه ها و مراکز فرهنگی، مذهبی و سیاسی وابسته به جنایتکاران گرداننده سیستم دوزخی جمهوری اسلامی، می تواند از جمله عملیاتی باشد که بدون آسیب رساندن به مردم رنجدیده ایران، زمینه ساز فروپاشی رژیمی باشد که از هیچ جنایتی روی گردان نیست.

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



[تاریخ ارسال: 17 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: دوست]  [  ]  
اندسته ازکسانی که معتقدند.سکوت جامعه بین الملل حمایت از سران جنایت کار جمهوری اسلامی راباعث شده بود عمق مسئله را هنوز درک نکرده اند ولی اگر به این امرتوجه کنند گه جامعه بین الملل در حمایت از انها سکوت را انتخاب کرده بود مسئله بعد دیگری پیدامیکرد وخواهد کرد.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.