شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«انقلاب مخملی» یا تازه ترین دست آویز آخوندها برای سرکوب؟
یادداشت روز علی فیاض

علي فياض

تلویزیون "جمهوری اسلامی" اخیرا برنامه ای را زیر عنوان "به اسم دموکراسی" پخش کرد که در آن مصاحبه هایی را به نمایش گذاشت که دستگیر شدگان اخیر با اعتراف به ارتکاب جرم و اینکه از سوی بیگانگان تحریک شده، "گفته اند که با تشکیل همایش ها و برنامه پژوهشی در خارج از ایران میان فعالان سیاسی و فرهنگی که از ایران به خارج دعوت می کرده اند و مسئولان سیاسی و اطلاعاتی آمریکا ارتباط برقرار می کرده اند."

آنچه که در این رابطه به طور زننده و تهوع آوری در وهله نخست به چشم می آید، در واقع ادامه نمایش های تلویزیونی گوناگونی است که طی سال های پس از انقلاب، در رسانه های صوتی، تصویری و نوشتاری رژیم بارها و بارها انعکاس یافته است. اعترافات تلویزیونی برخی از فعالان سیاسی، اعضا و هواداران احزاب و سازمان های سیاسی که طی دهه شصت خورشیدی، رواج پیدا کرد و همه آنها زیر فشار و انواع و اقسام شکنجه ها تن به این کار دادند، و در نتیجه همه اظهارات بیان شده، چیزی به جز دیدگاه های دیکته شده وزارت اطلاعات نبود، تمامی این گونه اعترافات را بی اعتبار ساخته و کمتر کسی می تواند این اظهارات را طبیعی و اختیاری تلقی کند.(1)

سال های بعد، در ادامه ی آن اعترافات دروغین و اجباری، آنها برنامه "هویت" را ساختند که برخی از چهره های شناخته شده منتقد داخل کشور را که به استراتژی سرنگونی هم باور نداشتند، به اعترافاتی کشاندند که در آنها از انجام اعمال و فعالیت هایی سخن به میان می آمد که در عالم واقعیت هیچ محلی از اعراب نداشتند!

مجموعه این فشارها و تبلیغات سرانجام به جایی رسید که حتی مردم عادی کوچه و بازار نیز متوجه شدند که این اعترافات همه ساختگی و جعلی است و دیکته شده ی وزارت اطلاعات رژیم. تمامی کسانی که در این نوع "اعترافات" شرکت کردند و بعدها توانستند از کشور در بند خویش بگریزند، شیوه های جنایتکارانه رژیم در به مصاحبه کشاندن مبارزان و مجاهدان را به انسان های آزادی خواه و ... معرفی کردند.

این ادعاها و نقطه نظرات دیکته شده در مصاحبه های اخیر به این معنی است که از این پس، انتقاداتی که از سوی زنان، روشنفکران، اهل قلم، دانشجویان، کارگران و ... صورت می پذیرد، و رژیم را مورد تهاجم قرار می دهد، و نیز ارتباطات فرهنگی – اجتماعی بین ایرانیان، ریشه در خارج و به ویژه در تمایلات و خواست های "استکبار جهانی" دارد و نه در نارضایتی های عمومی و تنفر معقول، منطقی و خردمندانه مردم ایران از این رژیم قرون وسطایی.

و این بدان معنی است که از این به بعد، آخوندها با توسل به این سوژه جدید، هر حرکت اعتراضی و هر جنبش - حتی – منتقدانه و نه مخالفانه را، به بهانه انقلاب مخملی از دم تیغ خواهند گذراند.    

رژیم برای سرکوب ها و دستگیری ها و ایجاد رعب و وحشت به بهانه نیاز دارد. البته نه اینکه مثلا برای پیاده کردن برنامه هایش نیازی به بهانه داشته باشد. اما برای فریفتن افکار عمومی چنین توجیهاتی تا مدتی می تواند به درد مصرف داخلی بخورد! این است که یک روز - به زعم خودشان - گروه های تروریستی و منافقین هستند، یک روز دیگر عوامل استکبار جهانی، یک روز دیگر .... و حالا هم به اصطلاح عوامل "انقلاب مخملی"!

 اما آنچه که جنایتکاران حاکم آن را انقلاب مخملی می نامند، مورد تازه ای است که هیچگونه ارتباط ساختاری با سیستم سیاسی حاکم موجود در کشور ما ندارد. انقلابات به اصطلاح مخملی – که هم در "انقلابش" تردید وجود دارد و هم در "مخملی"!؟ بودنش، اگر هم به راستی محلی از اعراب داشته باشد، ویژه کشورهایی است که یا در دوره گذار به سر می برند و یا مراحلی از انتخابات دموکراتیک را سپری کرده اند. و "رهبران" آنها نیز کسانی بوده اند که خود درسیستم  های سیاسی موجود کشورهای خود سهیم بوده  و یا به طور علنی در زوایای علنی جامعه – حال با هر موضعی – حضور داشته و فعال بوده اند. (2)

حال پرسش اساسی این است که کدام یک از این افراد بازداشت شده، پیش از این در داخل کشور فعال بوده و یا توده های مردم آنها را می شناخته اند؟ کدام یک از نیروهای فعال سیاسی نامی از آنها شنیده بوده اند؟ و آنها بر اساس کدام پشتوانه سیاسی و پایگاه مردمی می توانستنه اند خود را زمینه ساز یک "انقلاب مخملی" بدانند؟

بی خردی این توجیهات و دروغ ها، آن چنان آشکار است و آش چنان شور شده است که حتی صدای جبهه - "خودی" - مشارکت را هم در آورده است. آنها نیز به این امر اعتراف کردند که این مصاحبه ها؛ "اقدامی با مصرف داخلی" است و اینکه "با پخش چنین برنامه هایی نمی توان افکار عمومی را نسبت به مشکلات فراوان و ناکار آمدی های حاصل از برخی شیوه ها منصرف کرد"! اما این تنها بخش کوچکی از ماجرای رژیم و شرایط دردناک کنونی می باشد. انحراف افکار عمومی از شرایط ناهنجار، غیر عادلانه، ستمگرانه، بی عدالتی های اقتصادی، نفی حقوق اقلیت ها و قومیت ها و سرکوب بی وقفه و مداوم نیروهای وابسته به جریانات اپوزیسیون و مخالفان،... تنها بخشی از اهداف رژیم در پخش این نمایشات می باشد. ایجاد رعب و وحشت در بین مخالفین و منتقدین داخل کشور و سرکوب "مشروع"!!؟ جنبش های گوناگون اجتماعی از جمله جنبش های اعتراضی زنان، کارگران، دانشجویان و ... از جمله مواردی به شمار می روند که اینک با اتهام مضحک "انقلاب مخملی" سرکوب می شوند.

پر واضح است که این دستگیری ها و بگیر و ببندها اهداف دیگری را نیز دنبال می کند. اسارت پنج به اصطلاح دیپلمات رژیم، و مقابله به مثل با آن که با دستگیری ملوانان انگلیسی که آن هم به مصاحبه تلویزیونی انجامید و اینک دستگیری و بازداشت چند شهروند آمریکایی – ایرانی!

بدون شک این دستگیری ها و مصاحبه ها، و ادعای بازداشت افراد مرتبط با این اشخاص، حکایت از طرح تازه و گسترده تری دارد که با آن تمامی جنبش ها و حرکات اعتراضی اقشار و جریانات مختلف صنفی، اجتماعی، سیاسی و طبقاتی را مورد تعرض قرار داده و سرکوب نماید.

alifayyaz1@yahoo.se

_____________

1) جانیان حاکم، چهره های پاکباخته و مبارزان با سابقه ای چون استاد طاهر احمدزاده و دکتر محمد ملکی و بسیاری دیگر از چهره های آشنا و نا آشنای این مرز و بوم را آن چنان مورد شکنجه های روحی و جسمی قرار دادند، که یادآوری آنها هر انسانی را از انسان بودن خویش شرمگین می سازد. طبق شنیده های موثق، آنها استاد طاهر احمد زاده را در شرایطی به مصاحبه تلویزیونی وادار نمودند که در ازای هر ساعت تاخیر در پذیرش مصاحبه یکی از جوانان مجاهد و مبارز این مرز و بوم را به جوخه اعدام می سپردند. و به راستی در این میانه کدام "شیر خدای و رستم دستان" را یارای مقاومت بود؟ و الته این تنها بخشی از شیوه های شکنجه روحی – روانی آنها بود. مچاله شدن هزاران نوجوان و جوان مبارز در زیر انواع و اقسام شکنجه ها بی نظیر جسمی را هم بر آن اضافه کنید!
2) حال آنکه هیچکدام از این افراد را نه مردم ایران و نه حتی نیروهای اپوزیسیون می شناخته و از فعالیت های آنان با خبر بوده اند!

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



[تاریخ ارسال: 01 Aug 2007]  [ارسال‌کننده: چپ]  [  ]  
رژیمهای سرکوبگر همیشه احتیاج به بهانه دارند. بنظر من آنها با این کار، کار مخالفین را دشوار می کنند. مخالفین در مقابل اتهام عامل انقلاب مخملی استعمار بودن، حالا مجبورند که کوشش بیشتری کنند که به مردم ناآگاه و تازه وارد نشان دهند که آنها متفاوتند. هدف رژیمهای سرکوب گر از این نوع تبلیغات همیشه مخدوش کردن و آلوده کردن ذهن مردم عادی و مشکل کردن کار روشنفکران طبقه است.

کلا طبقه سرمایه دار از طریق گنگ کردن و پیچیده کردن ایده های مربوط به استثمار و استعمار و انسان و جامعه و تکامل و غیره زیست می کنند. آنها میدانند که بمحظ اینکه در ذهن مردم نامعقول بودن سیستم اجتماعی زندگی اشان نقش بر بندد، توقع آنها بالا می رود و خواستهای طبقاتی اشان را با دقت و حرارت بیشتر بیان می کنند و کار آنها را مشکل می کنند. به یک معنی، در اصل، تاریخ مبارزه طبقاتی، نزاع میان گرایش به روشن شدن ذهن برده از واقعیات زندگی برده در مقابل گل آلود کردن آن توسط طبقه حاکم بوده است. انسانها تمایل دارند که بر طبق ایده هایشان عمل و زندگی کنند و برای انحراف عمل آنها، باید آنها را گیج و سردگم کرد. من فکر می کنم که خشونت های رژیم فقط چون موجب جدائی روشنفکر طبقه از بقیه طبقه کارگر و زحمتکش شده، موئر واقع گشته، در غیر اینصورت کاملا به عکس خودش تبدیل می شد. ولی فکر می کنم که می توان کاری کرد که وقتی روشنفکر کارگر سرکوب شود، کارگر و زحمتکش احساس کند که دارند او را از فهم خود و جهان محروم می کنند و جلوی آزادی او را می گیرند. برای این منظور روشنفکران باید به مفهوم واقعی کلمه در میان مردم کارگر و زحمتکش زیست کنند، نه در دانشگاه و نه در خانه تیمی.

ممکن است که بگوئید خیر، مردم انقلاب نمی کنند، چون رژیم آنها را به وحشت می اندازد. من این موضوع را قبول ندارم. تعداد کسانی که در انتخابات قبل شرکت کردند کم نبود مخصوصا در انتخاب خاتمی. وقتی مردم در انتخابات سرمایه دارها زیاد شرکت می کنند، باید این را فهمید که روشنفکران طبقه کار خود را درست انجام نداده اند. مردم از رژیم راضی نیستند، اما آمادگی تعرض را هم ندارند چون دورو ور خود کسی را نمی بینند. باید مثل آخوندها و مساجد رژیم، در زندگی روزمره مردم حضور داشت.
  

[تاریخ ارسال: 31 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
من با این نقطه نظر محوری آقای فیاض، مبنی بر اینکه: "رژیم برای سرکوب ها و دستگیری ها و ایجاد رعب و وحشت به بهانه نیاز دارد" صد در صد مخالفم و آن را بسیار نادرست می دانم.
رژیم ضد بشری جهموری اسلامی هرگز برای سرکوب و ایجاد رعب و وحشت نیاز به بهانه نداشته است. برنامه های تبلیغاتی این رژیم جنایتکار، از جمله همین اعترافات آخوند ساخته تلویزیونی اخیر، تنها در خدمت گسترش سرکوب و نشان دادن قدرت مانور رژیم در برخورد با مخالفان است. این ادامه همان طرح رسوای خاتمی شیاد در مورد "تبدیل معاند به مخالف و ..." است که وارد فاز جدیدش شده است. آخوندهای بی همه چیز در این مرحله تنهااز بخشی از قربانیان این پروژه وزارت اطلاعات بهره برداری می کنند.
این رژیم در ماهیتش ضد بشر است و تنها با سرکوب و خفقان و رعب و وحشت در قدرت می ماند و برای حفظ و پاسداری از قدرت و حکومت خونین خویش نیاز به بهانه ندارد.
  

[تاریخ ارسال: 31 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
اصطلاح انقلاب مخملی پدیده‌ی جدید و متناقضی است که بعد از تحولات اوکرائین مد و شد و برروی زبانها و نوک قلمها افتاد. همانطور که اصطلاح آتش سرد و منجمد خنده‌دار و جالب است، اصطلاح انقلاب مخملی نیز مسخره و مضحک است. انقلاب گل سرخ، مخملی، مرمری و غیره در اصل پوششی‌اند برای فرونشاندن خشم کسانی که برای تحولات واقعی لع لع می‌زنند و از این شرایط خسته و منزجرند. انقلاب به معنی تغییرات ریشه‌ای در مناسبات حاکم و بتبع آن دگرگونیهای عمیق و ژرف در زندگی مردم تحت‌ ستم فقط با قهر و خشونت تمام عیار امکان پذیر است. تازه، استفاده از عبارت انقلاب مخملی در رابطه با تحولات درونی رژیم اسلامی و جناحهای سرکوبگر آن که این روزها در میان بخشی از نیروهای خود فروش ملی-مذهبی و چپهای رژیمخواه مد شده از سر آخوندهای وحشی و خونریز زیادی است. همانگونه که مقایسه‌ی آخوند حقه‌بازی چون محمد خاتمی با میخائیل گورباچف روسی در زمان اجرای پروژه‌ی امنیتی «دو خرداد« غلط و اشتباه بود. البته، آقای فیاض خوب مچ اینها را گرفته و افشاء نموده‌است. به امید پیروزی!   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.