شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ - ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

بحران سیاسی – گفتگو با بهرام رحمانی [بولتن بحران]

بهرام رحماني

با درودهای گرم و صمیمانه و تشکر برای پاسخ به پرسش های بولتن بحران.

 

بولتن بحران: لطفا خود را معرفی کنید.

 

بهرام رحمانی: با درودهای متقابل و با تشکر از زحمات شما. در واقع من برای اولین بار فعالیت سیاسی خود را نخست با سازمان پیکار و سپس به عنوان هوادار کومه­له و پس از تشکیل حزب کمونیست ایران نیز فعالیت خود را با این حزب ادامه داده ام. در حال حاضر عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران هستم.

بین سال­های 1999 و 2000 سردبیر نشریه «بامداد» بودم و همچنین یکی از همکاران نشریه «نگاه». قبل از این نیز از اواخر دهه نود با نشریه ماهانه همبستگی و هفته نامه ایران تریبون و نشریه کارگر امروز همکاری داشتم.

در حال حاضر نیز از همکاران ثابت نشریه جهان امروز هستم که هر دو هفته یک بار منتشر می­شود و همچنین نشریه تریبون زن.

عضو کانون نویسندگان ایران­(در تبعید)، انجمن قلم ایران­(در تبعید) و عضو اتحادیه روزنامه­نگاران سوئد هستم و  در حال حاضر نیز عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران (در تبعید).

همچنین تاکنون 9 جلد کتاب درباره مسایل سیاسی و اجتماعی و صدها مقاله، بخش دیگری از فعالیت های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ام است.

 

بولتن بحران: سازمان ملل هنوز دو دل است که بالاخره وارد تحریم جدی رژیم اسلامی بشود یا نه. به نظر شما اگر تحریم اقتصادی سرعت بگیرد و وارد مرحلهء جدی بشود، آیا بحران اقتصادی حاضر شدت خواهد گرفت؟ آیا تشدید بحران اقتصادی به نفع سرنگونی خواهد بود یا بالعکس؟ چگونه؟

 

قبل از هر چیز باید تاکید کنم که سازمان ملل متحد، اگر در دورانی محلی برای بحث و مجادله بر سر برقراری صلح بین کشورها و دفاع از حقوق بشر و غیره بود متاسفانه به ویژه پس از فروپاشی شوروی و  عروج «نظم نوین جهانی» پدر بوش با حمله به عراق در سال 1991، آشکارا به ابزاری در دست دولت آمریکا، برای فشار به رقبای خود و تحریم اقتصادی و گسترش جنگ تبدیل شده است.

در رابطه با تحریم اقتصادی و احتمال حمله نظامی به ایران، تا آن جا که به آمریکا و حکومت اسلامی مربوط است از یک سو آن ها ظاهرا برای برقراری امنیت در عراق، مستقیما مذاکره می کنند و از سوی دیگر، هر از چند گاهی بوش، رییس جمهوری آمریکا و احمدی نژاد، رییس جمهوری اسلامی، به همدیگر ضرب شست نشان می دهند. و در این میان نیز سازمان ملل با تصویب دو قطعنامه قبلی تنها به ایران هشدار داده است و  اکنون نیز بحث بر سر قطعنامه سوم، همواره به تعویق می افتد.

از سوی دیگر، ما تجربه این نوع تحریم ‌ها را در مقابل خود داریم. این تحریم ها قبل از این که تاثیری بر قدرت صدام حسین و دولت بعث داشته باشد دامن مردم را گرفته و به ویژه کارگران و مردم محروم را به خاک سیاه نشاندند. از این رو، با تحریم اقتصادی ایران و هر کشور دیگری باید شدیدا مخالفت کرد. در رابطه با حمله نظامی و حتی اشغال کشوری نیز ما وافعیات تلخ و دلخراش عراق و افغانستان را در مقابل خود داریم. این جنگ و لشکرکشی که نخست توسط آمریکا و متحدانش و با تبلیغات وسیع و گسترده ژورنالیسم نوکر صفت، تحت عنوان «مبارزه با تروریسم و دیکتاتوری» و برقرار «دمکراسی و صلح» به خورد جوامع داده شد، در حالی که جز ویرانی و کشتار و از هم پاشیده شدن شیرازه جامعه افغانستان و عراق حاصل دیگری نداشته است. آمریکا و متحدانش فقط به دنبال منافع اقتصادی، سیاسی و نظامی خود هستند و در این راه نیز ظرفیت های غیرانسانی خود را از پرتاب بمب اتمی بر روی مردم شهرهای هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن، کشتار مردم ویتنام، سازمان دهی کودتاهای خونین و در آمریکای لاتین، ترکیه، ایران و ... تا استفاده از مخرب ترین سلاح ها در حمله نظامی به عراق و افغانستان نشان داده اند. بنابراین، هرگونه تحریم اقتصادی و حمله نظامی به ایران نیز به ضرر جامعه ایران و جنبش های اجتماعی بالنده و به ضرر سرنگونی حکومت اسلامی با یک جنبش اجتماعی است و نتیجه آن جز تخریب و ویرانی و کشتار و راه افتادن جوخه های مرگ و ترور ملی و مذهبی و رقابت های دولت ها حاصل دیگری نخواهد داشت.

از سوی دیگر تبلیغات گسترده حکومت اسلامی، بر سر تولید انرژی اتمی، که قطعا هدف اصلی همه حکومت ها به خصوص حکومت های دیکتاتوری هدف شان دست یابی به سلاح های اتمی کشتار جمعی، برای پیشبرد رقابت هایشان است، به دور از واقعیت هاست. تبلیغات حکومت اسلامی و یا رقبای این حکومت از آمریکا تا اسرائیل، در این سطح وسیع و گسترده و این که حکومت اسلامی به مرحله تولید انرژی اتمی و احیانا سلاح های اتمی نزدیک شده است تبلیغاتی بی پایه و صرفا ژورنالیستی است تا از این طریق رقابت های خود را پیش ببرند و یا امتیاز بیش تری از همدیگر بگیرند. اساسا حکومت اسلامی، دلش برای تولید سلاح های کشتار جمعی می تپد اما ساخت این سلاح ها به دانش علمی و تکنولوژی بالایی نیاز دارد که از عهده و توان حکومت اسلامی خارج است.

امروز حکومت اسلامی، با نفرت عمومی مواجه است و به همین دلیل نیز سرکوب و تهدید اعدام را تشدید کرده است. همه نیروهای آزادی خواه و برابری طلب موظفند در شرایط کنونی در عین حالی که با تولید سلاح های اتمی توسط حکومت اسلامی و هر کشوری مخالفت می ورزند؛ با وجود این که با تحریم اقتصادی و حمله نظامی مخالفند، در عین حال باید بر سرنگونی حکومت اسلامی، با یک انقلاب اجتماعی و بدون دخالت نیروهای خارجی تاکید کنند تا مرزهایشان با جریانات راست و ناسیونالیست و پروآمریکایی روشن تر  و شفاف تر گردد. امروز شعار سرنگونی حکومت اسلامی، این مرز را مانند سابق روشن نمی کند. زیرا امروز بسیاری از طرفدارن جناح «دوم خرداد»، و نیروهای طرفدار سیاست های امپریالیستی آمریکا نیز این شعار را سر می دهند. بنابراین، سرنگونی حکومت اسلامی باید از موضع مردم آزادی خواه و محروم و کارگر و برابری طلب مطرح شود.

طبیعی است که اگر تحریم ها به مرحله جدی تر و عملی تر برسد سریعا تاثیر خود را در تامین مایحتاج ضروری مردم خواهد گذاشت. دستمزدهای پایین و وجود بیش از ده میلیون نفر از جمعیت کشور در زیر خط فقر، که هیچ تناسبی با تورم و گرانی ندارد سریعا مردم را خانه خراب خواهد کرد. اما این تحریم ها به نفع جنبش سرنگونی طلب منجر نخواهد شد. چرا که پرواضح است از یک سو در چنین فضایی دست حکومت برای سرکوب کردن نیروهای مخالف بسیار بازتر خواهد بود و از سوی دیگر مردم گرسنه توان انقلاب و مبارزه را ندارد. مبارزه و انقلاب به یک درجه رفاه و آزادی نیاز دارد. هم چنان که آمریکا اولین حملات خود به عراق را در سال 1991 اغاز کرد. این کشور شدیدا با تحریم اقتصادی روبرو شد. هر سال صدها هزار کودک جان خود را به دلیلی کمبود غذایی و دارویی و بهداشتی قربانی شدند. مردم فقیرتر شدند. اما حکومت حزب بعث هم چنان در قدرت بود. تا این که در سال 2003 آمریکا و متحدانش به عراق حمله کردند و این کشور را به اشغال نظامی خود دراورند. بنابراین، نه تحریم اقتصادی و نه حملات هوایی به سرنگونی صدام حسین منجر نشد. اگر ایران هم با محاصره اقتصادی جدی روبرو شود و حتی در اثر حملات نظامی نقاط حساس این کشور بمباران شود، به نظرم بعید است که به سرنگونی حکومت اسلامی منجر گردد.

 

 

بولتن بحران: با توجه به امور و روابط بانکی، تجارت بین المللی، و ارتباط آن با جهانی شدن روابط اقتصادی-بازرگانی (گلوبالیزیسیون) آیا رژیم توان برونرفت از بحران اقتصادی کنونی را خواهد داشت؟

 

بهرام رحمانی: همین امروز نیز  با وجود این که کشور ایران با تحریم های جدی روبرو نیست اما تورم و گرانی کمرشکن است. دستمزدها بسیار پایین و هیچ تناسبی با گرانی و تورم واقعی در بازار ندارد. از سوی دیگر، ایران برای تامین بسیاری از نیازهای خود، به ویژه در عرصه تکنولوژی به دنیای عرب وابسته است. از این رو، تحریم ها علیه ایران اگر جدی تر شود، در کوتاه ترین مدت آوار آن بر سر مردم ویران خواهد شد و قحطی و گرسنگی ابعاد نگران کننده ای به خود خواهد گرفت. اما تا آن جا که به حکومت مربوط است اگر با اعتراض و اعتصاب عمومی تولیدکنندگان مواجه نشود، تاثیر چندانی بر پیشبرد سیاست هایش دست کم در کوتاه مدت نخواهد داشت.

 

بولتن بحران: رژیم جمهوری اسلامی در ایجاد تشنج و ساماندهی تروریسم در منطقه ید طولایی دارد، بخصوص در عراق. آیا موافقید که رژیم برای خروج از بحران زدگی در داخل و  کمرنگ کردن فشار از خارج، به صدور بحران دست زده است؟ اگر چنین است، تضاد اصلی در عراق کدام است، اشغال عراق توسط آمریکا، یا نفوذ سپاه قدس و عناصر رژیم در رده های مختلف حاکمیت در عراق؟ آیا خروج آمریکا از عراق به نفع مردم است، یا باید به خروج رژیم از عراق الویت داد؟ آیا در نبود دولت و حامیت ملی و مردمی در عراق، خروج نیروهای چند ملیتی (اشغالگر) در این مقطع از زمان، به شعله ور تر شدن تشنج در عراق کمک نخواهد کرد؟

 

بهرام رحمانی: حکومت اسلامی زاییده بحران است و با بحران ها نیز امر خود را پیش می برد. حتی اگر بحرانی هم وجود نداشته باشد خودشان بحران ساختگی به وجود می آورند تا مردم را فریب دهند.

در مورد عراق، عمق فاجعه به حدی است که به سادگی نمی توان در مورد آن اظهارنظر کرد. باید هر تحلیلی اگر سرنوشت مردم عراق را مدنظر دارد نه شعاری، بلکه واقع بینانه و راه گشا باشد.

بر اساس گزارش صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل متحد، كودكان بی‌خانمان در عراق كه تعداد آنان از يك ميليون نفر تجاوز می‌كند، با شرايط بسيار دردآورى روبرو هستند. اين گزارش حاكى از آن است كه كمبود آب آشاميدنى سالم به صورت يك معضل در ميان خانواده ‌هاى آواره عراقى در آمده است كه بر اين اساس، نجف و بغداد به عنوان پرخطرترين مناطق براى ابتلا به اسهال به شمار می ‌روند. تاکنون چندین میلیون از مردم این کشور آواره شده اند.

به گزارش مجله «فارین پالیسی»، 4 سال پس از اشغال عراق هزینه های جنگ برای دولت بوش، به جای تخمین «50 میلیارد دلاری در زمان آغاز جنگ»، به «ده برابر»، یعنی 500 میلیارد دلار رسیده است. در حقیقت، هم اکنون جنگ عراق برای آمریکا «250 هزار دلار در هر دقیقه» خرج دارد.

از سوی دیگر، «باب وودراف»، مجری و گوینده شبکه «ان بی سی»، که خود نیز در جنگ عراق مجروح شده، در گزارشی اعلام کرد که برخلاف آمار رسمی وزارت دفاع درباره مجروح شدن ۲١ هزار سرباز آمریکایی در جنگ عراق، حداقل ۸٠ هزار نفر در اثر موج انفجار دچار آسیب مغزی شده اند و دچار عواقب آن هستنند.

هم اکنون 157 هزار نیروی ارتش آمریکا در عراق مستقر هستند. علاوه بر آنف در گزارش ها آمده است که ده ها هزار نیروی حصوصی آمریکایی «کنترا» نیز در جنگ عراق حضور دارند.

همچنین در گزارش پنتاگون آمده است که:Bildunterschrift : Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift :  از ژانویه امسال میانگین حملات به نیروهای آمریکایی و عراقی و نیز شهروندان، از تعداد ۱۰۰۰(هزار) حمله در هفته بالاتر رفته است. در این گزارش آمده است که میانگین تعداد تلفات غیرنظامیان از ۱۰۰(صد) نفر در روز گذشته است که بالاترین تعداد از زمان شروع اشغال نظامی است.

بنا به گزارش سازمان کمک‌رسانی اکسفام (Oxfam)، هشت میلیون نفر در جریان جنگ داخلی عراق، هرچه سریع‌تر به مواد غذایی دارو و سرپناه احتیاج دارند. قربانیان اصلی این خشونت کودکان هستند. بر اساس گزارش‌ها، از هر سه کودک عراقی، یکی از سوء تغذیه رنج می‌برد. 

اکسفام و دیگر سازمان‌های امدادرسانی غیروابسته به دولت عراق، با ارائه‌ گزارش، از دولت عراق و کشورهای امدادرسان درخواست کرده‌اند که به مردم عراق بیش تر توجه کنند. به مردمی که هر روز با مرگ دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کنند. 

در گزارش اکسفام، از این که چهار میلیون انسان به‌ طور مرتب غذا در اختیار ندارند، انتقاد شده است. این گزارش می‌افزاید: «وضع موجود به کودکان بیش تر از همه آسیب می‌رساند». پیش از حمله‌ آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، تنها ۱۹ درصد کودکان مشکل سوءتغذیه داشتند، در حالی‌ که این تعداد امروز به ۲۸ درصد افزایش یافته است.

مردم عراق به غذا، آب‌ آشامیدنی، دارو، سرپناه، آموزش و کار نیاز دارند. بالغ بر ۷۰ درصد از جمعیت ۵ / ۲۶ میلیونی این کشور، از آغاز جنگ، از دسترسی به آب آشامیدنی بهداشتی محروم شده‌اند. این تعداد پیش از حمله‌ آمریکا، پنجاه درصد بوده است.

حدود دو میلیون نفر از مردم عراق، در داخل مرزهای کشور خویش از خانه و کاشانه‌شان آواره شده‌اند و بیش از دو میلیون نفر نیز به کشورهای همسایه پناه برده‌اند.   

بدین ترتیب، تا این جا روشن است که آمریکا در باتلاق عراق گیر کرده است. اما مردم این کشور، قربانی اصلی رقابت های آمریکا و منطقه و گروه های تروریستی ناسیونالیستی و مذهبی شده اند. شیرازه جامعه از هم پاشیده است و هیچ کس در این کشور احساس امنیت نمی کند. در چنین شرایطی، رهایی مردم عراق از وضعیت فلاکت باری که گیر کرده اند حداقل در کوتاه مدت تصور و خیالی ساده انگارانه است. چه نیروهای آمریکایی از عراق خارج شوند و چه نشوند رعب و وحشت و ترور در عراق ادامه خواهد داشت. به نظر من راه حل نسبی این است که مثلا نیروهای آمریکایی و انگلیسی از عراق خارج شوند و به جای آن ها نیروهای حافظ صلح زیر نظر سازمان ملل، در این کشور مستقر شوند. در چنین روندی احتمال دارد که به مرور زمان امنیت نسبی در این کشور برقرار شود تا مردم بتوانند آینده خودشان را مستقیما به دست خویش رقم بزنند. از سوی دیگر تجزیه عراق به سه بخش کردی، شیعی و سنی نیز یکی دیگر از طرح های آمریکا در عراق است که قبلا ژنرال های  آمریکایی آن را ابراز کرده اند.

 

بولتن بحران: فن آوری هسته ای حق مسلم ما هست یا نیست؟ چرا؟ آیا اگر دولتی مردمی بر مسند قدرت نشسته بود، بازهم می بایست علیه اتمی شدن ایران موضع گرفت؟ در دنیای قدرتمداران و زورگویان آیا برای ایران بهتر نیست که مسلح به سلاح اتمی بشود؟ اگر در برابر اتمی شدن رژیم سکوت شود، آیا سرنگونی رژیمی مسلح به سلاح اتمی امکان پذیر خواهد بود؟

 

بهرام رحمانی: فن آوری هسته ای آن هم در حکومت دیکتاتوری و تروریستی اسلامی، حق ما نیست. زیرا هدف حکومت اسلامی، نه فن آوری هسته ای، بلکه هدفش دست یابی به سلاح های اتمی کشتار جمعی است. از سوی دیگر ایران، بر روی دریایی از انرژی طبیعی گاز و نفت خوابیده که سرمایه گذاری در این عرصه می تواند موفق تر و کم خرج تر باشد. مهم تر از همه، سلاح هسته ای حق هیچ کس در جهان نیست و سلاح های هسته باید نابود شوند. چون که این سلاح های فقط برای نابودی بشر و همه موجودات زنده تولید است.

اگر دولتی در ایران بر سر کار بود آن موقع صورت مسئله فرق می کرد بدین گونه که این دولت فرضی به فکر رفاه و سعادت و بهروزی جامعه بود آن وقت براساس نیازهای جامعه می شد صرفا به فن آوری هسته ای صلح آمیز و بدون تفکر ساخت سلاح هسته ای فکر کرد. اما در حکومت اسلامی، نباید با شعار حکومت و ارگان های سرکوبگر آن هم صدا شد و گفت: «فن آوری هسته ای حق مسلم ماست»

اساسا دنیای امروز در دست اقلیتی ستم گر و زورگو و استثمارگر بورژوازی قرار دارد. سلاح اتمی نیز در نزد دولت های سرمایه داری برای پیشبرد رقابت هایشان و کشتار مردم در صورت نیاز سرمایه مورد بهره برداری قرار می گیرد. از این رو، باید شعار نابودی سلاح های کشتار جمعی و خلع سلاح اتمی جهانی را باید به یک شعار اجتماعی تبدیل کرد. حتی از انفجار فاجعه بار نیروگاه اتمی چرنوبیل در شوروی سابق، جوامع غربی را نگران کرده و به این فکر افتاده اند که نیروگاه های اتمی برچیده شوند. حتی نگهداری این نیروگاه ها بسیار پرخرج و در عین حال بسیار خطرناک است.

سرنگونی حکومت اسلامی، چه این حکومت به سلاح اتمی مسلح باشد و چه نباشد بستگی به نیروی اجتماعی و در پیشاپیش همه مبارزه متحد و متشکل و هدفمند طبقه کارگر دارد. اگر این نیرو راه بیافتد هیچ قدرتی جرات مقابله با آن را ندارد. سلاح اتمی فقط به درد رقابت های بورژوازی و دولت های حاکم این طبقه می خورد. از این رو، با قدرت سلاح اتمی نمی تواند مانع انقلاب و فروپاشی دولت شود. برای مثال، فروپاشی شوروی که به انواع و اقسام سلاح های کشتار جمعی مسلح بود و قوی ترین و زبده ترین ارتش جهان را داشت، نتوانست مانع اضمحلال و فروپاشی آن شود.

حکومت اسلامی، محکوم به فناست. زیرا اکثریت مردم ایران، از این حکومت و همه جناح های آن نفرت دارند. وحشی گری های حکومت اسلامی و تهدید و دستگیری و شکنجه و اعدام  فعالین جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش انقلابی کردستان و دیگر جنبش های مردم تحت ستم سراسر ایران، تهدیدی و زندانی کردن روزنامه نگاران و نویسندگان و تشدید سانسور و اختناق نه نقطه قوت این حکومت، بلکه برعکس ضعف و ناتوانی و وحشت و هراس سران آن را به نمایش می گذارد. دیر یا زود این جنبش های حق طلب و عدالت خواه و آزادی خواه به عنوان یک نیروی عظیم طبقاتی راه خواهند افتاد و بساط این حکومت جهل و جنایت و نکبت را با هدف برقراری ازادی، برابری، عدالت و رفاه و شادی برخواهند چید. بنابراین، بهترین خدمت به جامعه و تلاش برای رهایی از ظلم و ستم و استثمار حکومت اسلامی، فعالیت متحد و متشکل در این جنبش های اجتماعی و تقویت آن هاست، نه چشم دوختن به سیاست های آمریکا و متحدانش.

 

بولتن بحران: با تشکر از شما. به این گفتگو در شمارهء بعدی ادامه می دهیم. خوانندگان محترم می توانند با آدرس ای میل بولتن تماس گرفته و سئوال های خود را مطرح کنند.

 

بهرام رحمانی: من هم تشکر می کنم.

 

کپی رایت: بولتن بحران –شهریور 1386

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.