شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ - ۱۷ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دیدگاه سوم – بخش سوم

علی ناظر

(باز نوشته بخش هایی از مجموعه "زهر و پادزهر")

مطالب مرتبط: دیدگاه سوم –بخشهای نخست، و دوم

گفتگو با م. ساقی

اصولی کیست؟ - بخش 1 – 4

 

بعدالتحریر

بخش سوم از سلسله نوشتار "دیدگاه سوم" پیش از حمله به ساکنان اشرف نوشته شده است، و رخداد اخیر در اشرف، در این نوشتار مورد بررسی قرار نگرفته است، هر چند آنچه در بهشت زهرا و اشرف رخ می دهد مؤکد نکاتی  که در سه نوشتار حاضر، "اصولی کیست؟"، و "مجاهدین امر به وظیفه، یا امر به نتیجه" برجسته شده بودند، می باشد. در بخش بعدی، به آنچه در اشرف و تهران رخ می دهد، و نقاط ضعف و قوت استراتژی موجود پرداخته خواهد شد.

 

از این موقعیت استفاده کرده و جانباختن 12 تن از ساکنان اشرف را به خانواده و عزیزان آنها تسلیت گفته و برای مبارزه سرنگونی طلبانه، و فرزندان ملت شریف ایران سربلندی آرزو می کنم.

 

چکیده

 

در دو بخش پیشین بر دو نکته پایه تأکید شد. اول اینکه در نبود رهبری رادیکال (سرنگونی طلب) در صحنه که مؤکد نبود تعادل قوای کمّی (حتی بالقوه) بین نیروی رادیکال (سرنگونی طلب)  در صحنه و نیروی حاکم سرکوب گر است؛ و دوم، در نبود استراتژی مشخص (همراه با حداقل برنامه و شعار محوری مشخص)، حمایت از خیزش خرداد 1388 به مثابه فرستادن جنبش به مسلخ گاه است.

سلسله نوشتار "دیدگاه سوم" به سه نکته اشاره ای مختصر کرده، و به برجسته کردن سه سوال اکتفا می کند: اول، تحلیل نیروی حاکم از موقعیت پیش از شروع خیزش چه بود؛ دوم، استراتژی نیروی حاکم پیش و پس از خیزش در چه راستایی تنظیم شده است، و سوم آیا نیروهای سرنگونی طلب موجود، از موقعیت پیش از شروع خیزش تحلیلی کارشناسانه داشته، و آیا برای امر سرنگونی چه در راستای پیشبرد جنبش خرداد 88، و چه به عنوان امری که 30 سال در دستور کار آنها بوده، برنامه ای مشخص و تدوین شده دارند؟

نگارنده، پیش از این، نوشته است که نظام جمهوری اسلامی خود را برای برداشتن اولین گام برای چرخش به سوی راست میانه مهیا می کند. [i]

آیا چنین چرخشی امکان پذیر بوده، و موفق خواهد شد یا نه، بستگی به سه عامل پیچیده اما غیر قابل انکار استراتژیک دارد. اول (عدم) حضور نیروهای رادیکال (سرنگونی طلب) در صحنه (و در صورت لزوم ناکارآمد کردن آن)؛ دوم (عدم) توانمندی این نیرو(ها) در سازماندهی جنبش (و در صورت لزوم مسدود کردن کانالهای ارتباطی بین نیروهای رادیکال و جنبش)؛ و سوم (عدم)استراتژی نیروهای رادیکال برای عملی شدن امر سرنگونی (و در صورت لزوم سرگرم کردن آن نیرو به مسائل حاشیه ای). بی شک، تدوین چنین استراتژی ای نیاز به تحلیلی کارشناسانه از آنچه که بود(30 سال گذشته)، آنچه که هست (سال 1388)، و آنچه که باید بشود (چشم انداز)، دارد. اما آیا شواهدی وجود دارد که نشان دهد نیروهای رادیکال به این سه عامل توجه داشته اند؟ پاتک اپوزیسیون در مقابل "فتنه" های استراتژیک نظام جمهوری اسلامی چه بوده و خواهد بود؟

 

در مرحله اول، نگاهی به مقاصد و استراتژی محتمل نظام می اندازیم. نخست، چند نکته:

 

·          استراتژی یک شبه تدوین نشده و در عرض یک یا دو روز پیاده شدنی نیست.

·          هر استراتژی تدوین شده لزوما موفق نمی شود. دلیل اصلی شکست و یا کند شدن پروسه استراتژی، نادیده گرفتن یک یا چند پارامتر، و روش ارزشگذاری بر آن پارامتر ها، از سوی طراحان استراتژی، است. بطور مثال، ایرادی که دموکراتها به جمهوریخواهان برای حمله به عراق دارند، عدم توجه لازم و دقیق به پارامتر "طرح خروج از عراق" است.

·          نگارنده معتقد نیست که یک سری "آخوند" بی سواد بر ایران حکومت می کنند. شاید در موارد بسیاری و در مقاطعی طی 30 سال گذشته، بی تجربگی نشان داده اند؛ اما، همیشه در حال آموزش خود بوده، و به کادر سازی مشغول بوده اند. به نظر نگارنده، این نکته مهمی است که اپوزیسیون رادیکال (سرنگونی طلب) می بایست به آن توجه بیشتری داشته باشد که دیگر با چند تا آخوند سر و کار ندارد، بلکه در برابر نظامی قرار دارد که مورد حمایت فکری و علمی برخی از نخبگان ایرانی و خارجی است.

 

"بیتا" تست 88  (Beta Test)

 

بی شک چرخش از فاشیسم مذهبی – آنچه که هست، به راست میانه، آنچه که باید (می خواهد) بشود، بدون ابتلاء و ترکش هایی که بالقوه می تواند پایه های نظام را لرزانده و مهیاگر فروپاشی نظام شود، نمی تواند باشد. بنا به تعریف و  مفهوم "استراتژی" (راهبرد)، روشن است که استراتژیست ها و نخبگان، پیش از تدوین و پیاده کردن استراتژی، با مشکلات محتمل و ممکن که در مسیر پیشبرد راهبرد پیش خواهد آمد، آشنا بوده و در زمان تدوین، بار منفی و مثبت اتخاذ آن استراتژی (تا حد ممکن) ارزیابی می شود.

در کلامی کوتاه، استراتژی یعنی به کارگیری کلیه امکانات برای رسیدن به هدف (رابطه وسیله و هدف). "استراتژی کلان"، در مداری بالاتر، یعنی به کارگیری تمامی امکانات یک ملت برای پیشبرد "اهداف ملی" (توجه داشته باشیم که در این لحظه به این نکته نمی خواهم بپردازم که نظام جمهوری اسلامی اهداف ملی را به رسمیت نمی شناسد – این مقوله در بخش تداخل و تعامل بین ایدئولوژی و استراتژی بحث می شود). با پیچیده تر کردن استراتژی کلان، "استراتژی فرامرزی (فراملی)"، تنظیم و تدوین می شود – در این حالت، راهبرد برای تنظیم و  جهت دهی مجموعه ای از داده های مداخله گر و تعیین کننده، و تصمیمات مرتبط به روابط بین ملت-دولت (ها) تدوین می شود. بزبانی دیگر، استراتژی فرامرزی (فراملی) در راستای "مهندسی جهانی" بررسی شده و شکل می یابد.

نگارنده تأکید دارد که در نظام جمهوری اسلامی، نگاه و تفسیر شخصیتهای کلیدی (حقیقی و حقوقی) به مقوله "ایدئولوژی"، "راهنمای عمل" برای پیشبرد استراتژی است. استراتژی کلان (ملی) و یا استراتژی فراملی عملا مورد تأئید قرار نمی گیرد، اگر تبعات آن به لحاظ ایدئولوژیک پذیرفتنی نباشد. در همین راستا، نگاهی کوتاه به سخنرانی خامنه ای در خطبه نماز جمعه 29 خرداد، و تأکید وی بر رخداد صلح حدیبیه شایان توجه است. (ماه ها پیش، نگارنده به صلح حدیبیه در نوشتار اصولی کیست – بخش1، اشاره کرده بود). [ii]،[iii] .

در این نوشتار ، بپذیریم که ایدئولوژی همچون استراتژی خود نظامی است که به دنبال هدفی خاص است. اما در همین حال، بپذیریم که هم استراتژی و هم ایدئولوژی "ابزار" کار دولتمداران و صاحبان قدرت است، و هر آن که "ادامه بقا" برای پاسداری از قدرت، و پاسداری از قدرت برای ادامه بقا، حکم کند، استراتژی و ایدئولوژی دچار چرخش می شود. شاید نگاهی به اندیشه ماکیاولی [iv] منظور نگارنده را تا حدودی روشن کند.

نگارنده معتقد است که "شناخت" عامیانه از "ایدئولوژی" حاکم بر جامعه، در سطح یک "دانش ناپخته" است (مارکس در نوشتار ایدئولوژی آلمانی به این مطلب اشاره مبسوطی دارد – هرچند که در نوشتارهای بعدی خود آن را به گونه ای دیگر بیان می کند [v]). این واقعیت در مذهب شیعه وزنی دوچندان می گیرد، چرا که باورمندان به قوانین حاکم بر شیعه، به "رهبر عقیدتی"، یا "امام" باور دارند. در صورت صدور "فتوا"، "رهنمود" از جانب "رهبر"، نخبگان (وابسته) بدون پرسشگری و نقد به "استراتژی موجود" پشت کرده و به تدوین "استراتژی جدید" در راستای رهنمود رهبر، می پردازند؛ و "امت"، و یا "پیروان"، با توجه به امر اقتدا به رهبر، بی چون و چرا از "خط جدید" پیروی می کنند. محمد یزدی گامی فراتر برداشته و به مقوله "مشروعیت" و "مقبولیت" اشاره می کند، که تا حدودی به مبحث "تداخل و تعامل" ایدئولوژی و استراتژی مربوط می شود [vi].

نظام جمهوری اسلامی یک هدف بیشتر ندارد – ادامه بقاء (گرفتن ضمانت امنیتی از جهانخواران)، و برای بقا حاضر به پرداخت هر بها و هزینه ای است. طبیعتا برای بقاء باید از قدرتی که به آن تکیه دارد پاسداری کند، و در مواردی لازم است که برای پاسداری از قدرت، بخشی از توانمندی خود را هزینه و قربانی کند. لازم به تأکید است که نخبگان نظام جمهوری اسلامی می دانند که پدیده موجود (جمهوری اسلامی) بنا به بسیاری از تعاریف علمی و فلسفی محکوم به اضمحلال (فروپاشی) است (یعنی اگر دستش هم نزنیم از بین می رود – فقط زمان بیشتری می برد). دلیل این اضمحلال خود به خودی هم در این نکته نهفته است که جمهوری اسلامی، بنا به ماهیتش پدیده ای "زنده"، "شاداب"، "پویا" و رو به جلو نیست. همچنین، نخبگان جمهوری اسلامی آگاهند که هر پدیده که نتواند خود را بازسازی کند (و با شرایط وفق دهد)، محکوم به اضمحلال و از درون پوسیده شدن است. این واقعیت ساده را نخبگان نظام جمهوری اسلامی، از همان روز تأسیس و چه بسا پیشتر از آن می دانسته اند؛ و دقیقا به همین خاطر مشاهده می کنیم که نظام حتی در مواقعی که دچار بحران و فشار از خارج از خود نیست، به ایجاد بحران در درون خود دست می یازد - بهترین نمونه "فتنه خاتمی" است، تا بتواند با دمیدن مصنوعی اکسیژن، حیات نظام را طولانی تر کند (که کرد).
 

برای مطالعه ادامه مطلب، در فورمت پ.د.اف، لطفا اینجا را کلیک کنید

 
 

 

[i]  

[ii]  

 

[iii]  

 

[iv]   

[v]  

 

[vi]  

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.