شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲ آوریل ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

کودتای 28 مرداد و تجاربی برای جنبش مردم ایران

محمود خادمی

هر گز در مسیر پیموده شده گام بر ندارید ؛ زیرا این راه تنها به همان جائی میرسد که دیگران رسیده اند    ( گراهام بل )

 

  در حالی به  پنجاه و ششمین سالگرد کودتای استعماری علیه دولت  ملی و دموکراتیک دکتر محمد مصدق نزدیک میشویم که مردم ایران یک بار دیگر با کودتائی علیه اراده  و رأی   خود در انتخابات ریاست جمهوری مواجه هستند؛ با این تفاوت که این بار برخلاف زمان مصدق  ( که بعد از کودتا یأس و ترس سراسر جامعه ایران را فراگرفته بود ) خروش یکپارجه مردم ایران برای رهایی از ظلمات آخوندها و دشمنان آزادی مردم در سراسر ایران طنین اندازشده است  .

    کودتای 28 مرداد 1332 با رهبری و سرمایه دول خارجی یعنی امریکا و انگلیس و با همکاری دربار و ایادی و مزدوران داخلی آن، به موفقیت دست یافت. با انجام این کودتا مردم ایران به مدت 25 سال از یک حاکمیت ملی و دموکراتیک محروم بودند.  با قیام 22 بهمن، مردم به پاخاسته ما، آرزو داشتند که به استقرار آزادی و عدالت نائل آیند؛ اما شوربختانه این بار با یک  دیکتاتوری دینی مواجه شدند که در 30 سال حاکمیت جبارانه خود به انقلاب خیانت کرد و همه حقوق دمکراتیک مردم را نادیده گرفت. نقطه اوج این نامردمی ها، اقدام به یک کودتای ننگین انتخاباتی در ماه گذشته بود که به وسیله آن، یک دوره ریاست جمهوری نامشروع و غیر قانونی را بر مردم ایران تحمیل کرده است. با توجه به برخی مشابهت هائی که در واکنش به این دو کودتا - از جمله همصدائی همه اقشار جامعه در اعتراضات ؛ شرکت فعال گرایشات گوناگون فرهنگی وسیاسی در کنار مردم وهمچنین هدف های مشترک هر دو جنبش یعنی آزادی و حاکمیت مردمی - می توان از درس های سقوط دولت ملی و مردمی مصدق برای جنبش با شکوهی که امروزه در کشورمان در جریان است، استفاده نمود .

    از بررسی عوامل بیرونی دخیل در کودتا یعنی امکانات و دسیسه های دشمن برای شکست نهضت ملی و یا خیانت دربار و ایادی وابسته می گذرم  و به عوامل داخلی و نیروهای خودی جنبش  که در شکست نهضت دخیل بوده اند می پردازم . بر این باورم که اگر ملتی تقوای عبرت آموزی از شکست هایش را کسب کند شکست ناپذیر میشود.

   در قیام 30 تیرمردم و نیروهای ملی در سایه اتحاد و هبستگی به پیروزیهای بزرگی نایل شدند ولی دیری نپائید که این وحدت و یکپارچگی مردم بر اثر اختلافات سیاسی بین گروه ها و احزاب طرفدار مصدق و پاره ای دیگر از دلایل به تفرقه و چند دستگی تبدیل شد. در نتیجه، اطرافیان رهبر جنبش ملی مردم ایران از اطراف وی پراکنده شدند ؛ گروهی از روشنفکران و مردم که جذب حزب توده شده بودند -  بدلیل مواضع  خائنانه این حزب در قبال جنبش ملی مردم - خود به صورت  موانعی در برابر جنبش قد علم کردند و عده ای دیگر هرز رفته و به ورطه  سکوت و انفعال در غلطیدند. برخی احزاب ملی هوادار مصدق ،  روزنامه نگاران و شخصیت های دانشگاهی و دانشجویان که بدون درک عمیق از آرمان های مصدق کبیر و انگیزه های مردمی و میهن پرستانه وی ؛ او را همراهی کرده بودند ، رفیقان نیمه راه گشتند و آنها نیز به تدریج مصدق را تنها گذاشتند.  ملت ایران نیز که به حال خود رها شده بودند  و به وسیله نخبگان، به حمایت از نهضت ملی تشویق نمی شدند  و یا طرح و برنامه های مشخصی از جانب آنان برای تداوم جنبش ارائه نمی شد، دلسرد شده و به تدریج از دور جنبش پراکنده گردیدند واین همه در حالی بود که دشمنان نهضت ملی از هر طرف مشغول توطئه چینی علیه مصدق بودند . در نتیجه، مصدق  تنها ماند و کودتاگران به پیروزی رسیدند

  حقیقت این است که پیروزی بر دشمنان قهارخارجی و ایادی و مزدوران  داخلی اش که  آن روزها در مقابل مصدق صف بسته بودند ؛ تنها با بسیج گسترده مردم  و حضورشان در صحنه امکان پذیر بود. به قول مائوتسه تونگ رهبر انقلاب چین : " ملت به مثابه اقیانوس بزرگی است که دشمن باید در آن غرق شود". اما علیرغم علاقه و احترام  ملت به مصدق، از آنجا که  رهبران جنبش ملی استراژی و برنامه مشخصی برای کشاندن مردم به خیابان برای مقابله با توطئه چینان و دفاع از آرمان های ملی و دموکراتیک مصدق نداشتند ، بیشتر سعی میکردند با مذاکرات پشت پرده و چانه زنی از بالا کار جنبش را به پیش ببرند. لذا به تدریج مردمی که در ابتدای نهضت ملی با عشق و علاقه وافر به نهضت ملی به دور احزاب و گرو های ملی جمع شده بودند و جنبش را کمک میکردند، بلا تکلیف و سرگردان  پراکنده گردیدند وبدنبال کار خود رفتند. از این رو طبیعی بود که در روز کودتا از مردمی که سازماندهی نشده و بی ارتباط با ارگان های نهضت ملی و بی خبر از توطئه دشمن بودند،  نمی شد  انتظارواکنش مؤثری داشت . امروزه نیز در کشاکش نبرد مردم  ایران علیه باند ولایت فقیه بخوبی عیان است که  حضور یکپارچه مردم در صحنه عامل اصلی شکست توطئه های آخوند هاست و همین عامل است که بر خلاف دفعات قبل، امکان یک پیروزی آسان را از رژیم سلب کرده است .

 از سوی دیگر، حضورگسترده مردم درخیابانها و دفاع و پایمردی شان  در استیفای حقوق از دست رفته خود، امکان هر مصالحه و سازشی در بالا را نیز از میان برده است. تنها در یک چنین زمینه ای است که رهبران سازشکار و ناکارآمد از گردونه مبارزه حذف  شده و منافع و مصالح عالیه مردم وجه المصالحه رهبران نالایق و ناپیگیرقرار نمی گیرد. متقابلا، رهبران و نخبگان نیز با دیدن مردم در کنار خود در مقابله با دشمنی که همه امکانات سرکوب و تبلیغ را در اختیار دارد دلگرم شده ؛ جرأت می یابند و دچار سستی و تردید نمی شوند .

   و درست باز هم به دلیل همین حضور گسترده مردم است که علیرغم سرکوب شدید و تهدیدهای یک در میان ولی فقیه هیچ یک از مراجع تقلید جرأت نزدیکی و پشتیبانی از خامنه ای را ندارند  و به رییس جمهور نامشروع و غیرقانونی رژیم روی خوش نشان نداده اند. یعنی حضور گسترده مردم،  دیگر امکان سر بر آوردن کاشانی دیگری برای تبریک گفتن به شاه احمدی نژاد را سوزانده است! و باز بهمین دلیل است که خاتمی  بر خلاف 18 تیر که بعد از تشرهای خامنه ای، به آسانی دست از حمایت دانشجویان برداشت، این بار طرح رفراندوم و همه پرسی را میدهد .  بعبارت دیگر، استواری قدم و صراحت لهجه تحسین انگیزی که امروز در برخی رهبران اصلاح طلب مشاهده می شود ، در یک کلام مرهون حضور مردم در صحنه بوده و با آن رابطه مستقیم دارد.

  تجربه گران بهای نهضت ملی، که مصدق را کت بسته به بیدادگاه شاه کشاند، این است که هر گونه بی توجهی به حضور مردم برای دفاع از دستاوردهای قیام و  کم بها دادن به این عنصر و یا برنامه ریزی نکردن رهبران برای به در صحنه نگاه داشتن مردم فاجعه بار خواهد بود. به مردم بایستی مستمرا گوشزد کرد که نباید مرعوب توپ و تشرهای ولی فقیه و عمال سرکوب گرش شوند و فرصت های حضور در خیابان و اعتراض علیه کودتاگران را از دست بدهند ؛ چرا که اگر کودتاچیان بر اوضاع مسلط  شوند  مانند اسلاف غیر معمم خود در دوران بعد از کودتای استعماری 28 مرداد از هرگونه ستم و استبداد کوتاهی نخواهند کرد وبرای زمان طولانی  آسمان ایران را ابرهای یأ س و ناامیدی پر خواهد کرد. این که احمدی نژاد اوایل همین ماه در جمع مزدوران بسیجی رژیم گفت: بگذارید مراسم تحلیف تمام شود، مخالفان را به سقف خواهیم چسباند،  به همین تجربه سیاه اشاره دارد.

   یکی دیگر از عوامل پیروزی کودتاگران در 28 مرداد  تشتت و سردرگمی جریانات و نیروهای سیاسی آن روز میباشد . از  حزب توده ( که در آن روز به دلیل وابستگی اش به شوروی و دنباله روی از منافع این کشور با مواضع انحرافی اش باعث تضعیف دولت ملی مصدق شد و با شکاف در صفوف یکپارچه مردم باعث تردید و دودلی در یاری رساندن به مصدق گردید) که بگذریم سایر جریانات و نیروهای سیاسی دیگر نیز همدلی و همراهی چندانی با مصدق نداشتند. آنها نیزبدلیل خودبینی های فردی ؛ انعطاف ناپذیری و رقابت های ناسالم  با طرح اشکالات واهی و سهم خواهی بیشتر از جنبش جوانی  که از هر طرف زیر فشاربود  (و به قول معروف: هنوز هیچ چیز نه به دار بود و نه به بار!) چوب لای چرخ حرکت جنبش ملی میگذاشتند وندانسته و نخواسته به کودتاگران یاری میرساندند. این گروه ها علاوه بر اختلافات درونی خود این جریانات که کار حمایت از جنبش ملی را با اشکال مواجه می ساخت ؛ به دلیل ساده اندیشی  و ارائه  تحلیل های غلط نمی توانستند در صفوفی یکپارچه به دفاع از قیام و اهداف ملی آن برخیزند .

 حاصل کار این جماعت در آخر این شد که مصدق در محاصره توطئه گران داخلی و خارجی تنها ماند  و تیغ کودتاگران را بر شانه های نستوه این رهبر عالی قدر گارگر افتاد ودولت ملی و مردمی ساقط گردید.

   امروزه نیزمتأسفانه پاره ای افراد و جریانات سیاسی – عمدتا در خارج کشور - که حضور یکپارچه مردم ایران در اعتراضات اخیر، تحلیل های ذهنی و جامد آن ها را باطل ساخته،  با تنگ نظری و کوته بینی – آن هم در شرایطی که جنبش  تازه استارت خورده و به بیشترین وحدت وپشتیبانی  نیاز دارد - با مرحله سوزانی به طرح اشکالات و مسائلی می پردازند که در فرداها هم امکان طرح آنها را دارند . آن ها از این حقیقت غافل هستند که این بدنه اجتماعی مصمم و استوار یک جنبش است که سمت و سوی نهائی جنبش را مشخص می کند و نخبگان نبایستی شعارهای ایده آلیستی خود را به آن تحمیل نمایند و در برابر حرکت مردم مانع تراشی و ایجاد دلسردی نمایند. مگر فراموش کرده ایم که در جریان قیام 22 بهمن  خمینی دجال نه هیچوقت فتوای جهاد علیه شاه صادر کرد و نه اصلا" قصد ونیت سرنگون کردن شاه را داشت  داشت . اما ملت به پاخاسته ایران ، خواسته برحق سرنگونی را به او تحمیل کردند.

   امروزه نیزبا اطمینان می توان گفت باز هم این پایداری و استواری بدنه اجتماعی جان بر کف است که امکان هر نوع سازش و مصالحه را از رهبران گرفته است . وظیفه و مسئولیت ما این است که به هر طریقی این جنبش را تشویق و تقویت نماییم ؛ نه این که با طرح شعارهای زود هنگام و چپ روانه – آن هم از موضعی انقلابی و وطن پرستانه ! – باعث دلسردی مردم  و بازگشتن شان به خانه شویم.

 

 محمود خادمی – 06.08.2009

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
محمود خادمی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.