شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چند نکته ناگفته!
یادداشت روز علی فیاض

علي فياض

1 . "انتخابات" در ایران و نتیجه آن قابل پیش بینی نبود. ما تحریم را  طبق معمول در دستور کار خویش قرار دادیم. نگارنده خود در مقاله ای توضیح داد که چرا نباید در انتخابات شرکت کرد. در آنجا چند دلیل ارائه کرده بودم که در عین حال که همچنان بدان پای بند هستم، اما نمی توانم از یک پیش بینی درست از آب در نیامده خود هم به سادگی عبور کنم. نوشته بودم که آنچه از صافی شورای نگهبان عبور کرد و به تصویب رسید، دیگر مهم نیست که چه کسی از آن صافی سر برون می آورد. دلیل منطقی آن هم – که همچنان بر آن پای می فشارم – آن است که تنها کسانی از صافی این سفهای نگهبان ولایت سفیه عبور می کنند، که سال ها امتحان خود را در خدمت به رژیم جمهوری اسلامی پس داده باشند. پس هنگامی که افرادی چون کروبی، رضایی، احمدی نژاد و موسوی صلاحیتشان به تصویب بدترین و خبیث ترین ارگان مدافع نظام – یعنی پیر خرفتان خشونت طلب و دنیا پرست شورای نگهبان! – می رسد، دیگر تفاوتی ندارد که چه کسی به "ریاست" می رسد! چرا که هر چهار نفر آنان، هم مدافع رژیم هستند، هم به قانون اساسی ارتجاعی آن پای بند، و هم مخالف ساختار شکنی. پس به سادگی می شد و شاید هم می توان، همه آنان را تخطئه کرد. و صد البته این نیز خود حقیقتی غیرقابل  انکار می باشد!

اما در سایه این حقیقت چندان قابل پیش بینی نبود که اصول گرایان – به تعبیر من بنیادگرایان – اینچنین فاقد شعور باشند که مصلحت خود و رژیم مورد نظر خود را درک نکنند. تا جایی که اکبر بهرمانی رفسنجانی را ناگهان و یک شبه به چهره ای "اپوزیسیونی"! تبدیل کنند. درست به همانگونه که بسیاری از قداره بندان و تبهکاران دهه 60 همچون محسن سازگارا، اکبر گنجی، و ... در همین خارج از کشور تبدیل به آلترناتیو و سازمان دهنده مبارزات علیه میراث "امام راحل" خویش شوند! و به ناگهان "شیطان بزرگ" به صورت فرشته نجات در آید! و پاتوقشان هم "صدای" عموسام!

به تعبیر خودشان؛ فاعتبرو  یا اولوالابصار!

اما، این انتخابات و مسائل پیرامونی آن – علیرغم خواست همه دست اندرکاران، مدافعان و منتقدان آن – به سمت و سویی رفت که خواست ها و دل مشغولی های توده های مردم در آن راه یافت و "عدو سبب خیر شد"! تقلب حتی در آرای عناصر تایید شده از سوی شورای نگهبان و ولایت سفیه و دیگر شرکاء، زمینه ساز خشم و اعتراض سالیان در گلو فروخته مردم شد و آنها را به میدان رویارویی با استبداد کشاند و نشان داد، که "مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه است"! آزادی و رهایی مقصودند و موسوی و کروبی و دیگران بهانه ای بیش نیستند. پس در این راه باید همراه با توده های مردم پای به میدان نهاد و با زیباترین شکل بیان سرود که؛ ای آزادی، مقصود و معشوق و معبود تویی، دیگران همه بهانه اند!

 

2. در پی انتخابات و اعتراضات ناشی از آن، و درست در چنین بحبوبه ای، مجاهدین مستقر در اشرف مورد تهاجم وحشیانه ارتش و پلیس عراق قرار می گیرند. بر تعداد شهدایشان افزوده می شود و باز هم آنان مورد سرکوب و تهاجم قرار می گیرند. در ا ین امر تردیدی نیست که حکومت گران عراق، کینه ای تاریخی نسبت به مجاهدین دارند. به تعبیر آنان، مجاهدین در دوران حاکمیت صدام حسین روابط حسنه ای با رژیم بعث داشته اند و از سوی آن رژیم حمایت می شده اند. تا اینجای داستان کاملا درست است.  مخالفان رژیم بعث می توانند به نوعی حق داشته باشند! اگر درک و فهم کوته بینانه و ناقصی داشته باشند. آنها از سوی دیگدر خود به دلیل مخالفت ها و درگیری هایشان با صدام حسین، از آبشخور رژیم آخوندها بهره ها برده اند. پس نمک شناسی آنها طبیعی است.

اما از سوی دیگر، تنها کسی قادر به درک و فهم مواضع مجاهدین و حضور آنان در عراق می باشد که خود الفبای مبارزه را بداند و درک کند. مجاهدین در رابطه با مبارزات خود با خمینی و رژیم جنایتکارش راهی را برگزیدند که هر جریان هوشیار و متعهد سیاسی می توانست پیش بگیرد. یکی از برجستگی ها و توانایی یک نیروی سیاسی هنر استفاده از تضادهای دشمن و درگیری های درونی و بیرونی آن می باشد. و مجاهدین به خوبی از این هنر بهره برداری کردند.

پس، محکوم کردن مجاهدین، و آنان را در این رابطه مجرم تلقی کردن، تنها و تنها نشان از پاسیویسم و سرگشتگی برخی از منتقدان دارد. البته این بدین معنا نیست که نگارنده خود انتقادی به مجاهدین و مواضع آنان در رابطه با نیروهای دیگر و منتقدان خود نداشته باشد. اما... بهره برداری و دامن زدن به تضادهای موجود هم می تواند جزو صفات هنرمندانه یک نیروی سیاسی به حساب آید.

و اما، تهاجم به پایگاه اشرف و سرکوب مجاهدین جوانی که همه ی هستی و جوانی خود را با نام خدا و خلق و آزادی ایران زمین به میانسالی تبدیل کرده اند، بدون هیچ دست آورد مادی، تنها و تنها یک جنایت متبلور شده در قراردهای همکاری بازماندگان خمینی و دست نشاندگان آنها در عراق می باشد. مردم عراق – حتی اگر مسحور تبلیغات و توطئه ها شده باشند – تنها و تنها ناظر روند موجود می باشند.

تهاجم به مجاهدین را باید محکوم کرد. تهاجمی که بدون تردید ریشه در تردیدهای موجود و بازسازی مواضع مجاهدین خلق در رابطه با وضعیت جدید ایران که در مواضع اخیر مسعود رجوی و شورای ملی مقاومت ایران تبلور یافته است، دارد. هجوم به پایگاه اشرف، نشان از ترس ارتجاع منطقه در رشد گرفتن  دوباره و بازسازی مواضع این سازمان دارد. مواضع اخیر مجاهدین در رابطه با انتخابات، مجلس خبرگان، حسین علی منتظری و ... می تواند زمینه ساز دیالوگ و همبستگی ایرانیان مخالف رژیم با یک دیگر باشد. امری که باید آن را به فال نیک گرفت.  

3. مبارزات مردم ایران وارد فاز جدیدی شده است. وظیفه نیروهای واقعی اپوزیسیون – آنهایی که از همان آغاز حاکمیت خمینی به رویارویی با آن برخاستند – جز این نیست که در عین تکیه به همبستگی ملی و اتحاد نیروها، تمامی نیروهای وابسته به استبداد و مدافع حاکمیت های فردی، و دست اندرکاران سال های جنایت دهه 60 را از خود برانند. شفاف سازی جزو ضرورت های مبرم مبارزه سیاسی است. به اپورتونیست ها و فرصت طلبان نباید میدان داد!

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.