شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۴ تير ۱۳۹۸ - ۲۵ ژوئن ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نگاه لنین به لیبرالیسم وآزادیهای بورژوائی

علی یحیی پور (سل تی تی)

"آقای پروکو پوویچ به همان گونه ای که هر لیبرال با فر هنگی  می داند و به خوبی به این امر واقف است بطور مثال او می داند که ما در تعریف خود از ما هییت طبقاتی احزاب گونا گون همواره بر قرون وسطا ئی بودن ارتجاع تزار وخصلت بورژوائی لیبرالها تاء کید می گذاریم ؛ دنیائی از اختلاف بین این دو موجود است حتی در چارچوب سر مایه داری خصلت قرون وسطائی می تواند وبایستی نا بود گردد .ماهییت بورژوائی در این چار چوب نمی تواند از بین برده شود ؛لکن ما می توانیم وبایستی از ما لکین بورژوا گرفته تا دهقان بورژوا ؛ از بورژواازی لیبرال گرفته تا بورژوازی دموکرات از نیمچه آزادی بورژوائی گرفته تا آزادیهای کامل بورژوائی را برای از بین بردن خصلت قرون وسطائی ار تجاع فرا خوانیم .در چنین فرا خواندن ها وفقط در چنین فرا خواندن ها است که در دورهء گذار روسیه انتقادات ما از لیبرالها انتقاداتیست که از نقطه نظر وظائف فوری وعاجل این دوران طرح می گردد "

 

"معذالک ما حتی در سال هزارو نهصد دوازده تکرار می کنیم که در رای گیری دوم ودر مر حلهء دوم انتخابات توافق با لیبرالها علیه ار تجاع را مجاز شمردیم زیرا لیبرالیسم بورژوا سلطنت طلب علی رغم تزلزلش اساساٌ با ارتجاع فئو دالی همسان نیست عدم سود جوئی از این اختلافها سیاست پرولتری  شایسته ای نخواهد بود "

                     روزنامهءنوز کا یا زوستا شماره دوازده چاپ شد

                    ده ژوئن هزار ونهصدو دوازده به امضای لنین

از مجموعه آثار انگلیسی جلد هیجده صفحهء بیست هشت تا صدو بیست ودو .

 

لیبرالیسم با شخصیت دو گانه ای که دارد توده ها را برای سیا هی لشکر دور خود جمع کرده تا بتواند با با لائی  ها چانه زند وامتیاز بگیردلیبرالیسم دشمن انقلاب است وانقلاب را هر ج و مرج می داند وشدیداٌ از انقلاب می ترسد ودر مقابل مو ج عظیم انقلاب به ار تجاع پناه می برد کو مونیست ها لیبرا لیسم را ضد انقلاب می دانند زیر ا از انقلاب ودگرگونی واقعی وگذاشتن پایه های دموکراسی کار گری وحشت دارد

در انقلاب پنجاه وهفت بازرگان می گفت ما باران می خواستیم طو فان آمد .

با تمام خصلت ضد انقلابی که لیبرالیسم می تواند به خود بگیرد اما در مقابل ارتجاع خون آشام وفاشیسم اسلامی وتزاری کومونیستها  از کوچک ترین روزنهء سیاسی که منجر به دفاع از آزادیهای بورژوائی می شود باید دفاع کنند تا به توده ها آموزش وآگاهی بدهند که آرمان آنها در چار چوب دفاع از آزادی قابل تحقق است . باید به توده ها آگاهی به دهند که  لیبرالیسم در تحقق آزادی نا پیگیر وتر سوست زیرا  تحقق آزادی نتیجه ء یک انقلاب اجتماعی است لیبرالیسم با آن مخالفت می کند.

 

داستا ن موضع گیری لنین در قبال بورژوازی روسیه دقیقاٌ داستان بر خورد شبه لیبرالیستهای حکومتی ایران است اکنون حدود پنجاه روز است که مردم ایران جان بر کف در مقابل ارتجاع سیاه مذهبی از آزادی دفاع می کنند اما رهبران این جنبش موسوی وخاتمی  با تکیه بر قانون ارتجاع اسلامی وفقاهت اسلامی از کثیف ترین جلاد تاریخ دفاع می کنند ومبارزات دموکراتیک مردم را به کا نال های حکومتی برده وبه هرز می کشانند وملت ایران را برای چانه زدن با بالائی ها قربانی می کنند تا زمانی که  موسوی از قانون جمهوری اسلامی  ومقاومت در چارچوب قانون اسلامی  صحبت می کند نمی تواند مدافع آزادیهای بورژوائی باشد چرا که مسئلهء آزادی در ایران یک مسئلهء سا ختاریست وبا سا ختار فاشیستی ایران بند شده است

کوچکترین دفاع از آزادی مستلزم خروج از دایره ء دفاع از قانون جمهوری اسلامیست اما مقاومت مردم به رهبران کذائی این جنبش خواهد آموخت که از دایره ء دفاع از قانون اساسی جمهوری اسلامی بیرون بیایند وبه مردم تکیه کنند وتوسط مبارزات مردم رهبری شوند .

بدیهیست هر زمان موسوی وموسوی ها که مبارزات مردم آنها را در صف جنبش قرار داده است مجبور شوند از اسلام سیاسی  ببرند می توانند مدافع آزادی باشند وتوده ها را رهبری کنند آنها در مصاف با ارتجاع خون اَشام خمینی راهی جز بازگشت به صف مردم ندارند به قول خود موسوی که گفت راه ما بی باز گشت است .

شبه لیبرالیست های حکومتی که دستانشان تا مرفق به خون انقلابیون وکشتار سالهای شصت وشصت و هفت آغشته است فقط یک راه دارند که به سوی مردم بر گردند واین لازمهء آن است که از دگر گونی وانقلاب مردم دفاع کنند موسوی علی رغم دفاعییاتش از آزادی هنوز یک شبه لیبرال است هنوز با لیبرالیسم فاصلهء زیادی دارد او باید قاطعانه از ارتجاع خمینی ببرد وگرنه دفاعییات او از آزادی پوچ ومیان تهیست .

 

کومونیست ها باید از این جنبش به عنوان بخشی از جنبش طبقهء کارگر دفاع کنند وکاستی های آن را جبران کنند ومواضع این رهبران قلابی مردم را افشاء کنند در چار چوب دفاع از جنبش است که کومونیسها می توانند به توده ها آگاهی بدهند.

کنگره ششم اتحاد شوروی در زمان استالین تصویب کرده بود که لیبرالیسم وسوسیال دموکرات ها از فاشیسم بد تر هستند  در چار چوب مصوبات این کنگره بود که استالین به ارنست تلمان رهبر کومونیست آلمان دستور داد که در مقابل فاشیسم مقاومت نکند وهمین سیاست در آلمان  کمک کرد که فاشیسم در آلمان قدرت را تصاحب کند وموجب قتل کومونیستها وانقلابیون طبقهء کار گر شود عین همین دستور را استالین به کومونستها ی فرانسوی داد ولی آنها این سیاست را رد کرده وبا سوسیال دموکراتها متحد شده ونهضت مقاومت علیه فاشیسم را تشکیل دادند وشجاعانه علیه فاشیسم ایستادند وهمین باعث شکست فاشیسم در فرانسه شد

هر جند لیبرالیسم از انقلاب اجتماعی وحشت دارد ولی مواضع او با ارتجاع وفاشیسم متفاوت است کومونیستها باید در دفاع از آزادیهای لیبرالی به مواضع استالین در نغلطند واز استالینیسم دوری کنند در گذر از ارتجاع به سوسیالیسم نا چار باید از آزادی های بورژوا دموکراتیک دفاع کرد دفا ع از هر ذره از آزادیهای بورژوائی به نفع طبقهء کار گراست وستونی می شود که بنیادهای دموکراتیک شکل گیرند وطبقهء کار گر در چارچوب آزادیهای دموکراتیک می تواند تشکلات خود را سازماندهی کند  حزب توده واکثریت در اوایل انقلاب به موضع استالینیسم در غلطیدند واز خمینی در مقابل بنی صدر وبازر گان دفاع کردند ولیبرالیسم را مهره های امریکائی خطاب کردند واین موضع در مقابل اندیشه های لنین است .

 

در انقلاب پنجاه و هفت در زمانی که شاه بختیار را به نخست وزیری انتخاب کرده بود وعقب نشینی کرده بود کومونیستها می بایستی دورنمای این تحول را می دیدند وبا سر به گودال خمینی نمی رفتند سیاست درست این بود که که خطر فاشیسم اسلامی را پیش بینی می کردند واز عقب نشینی شاه استقبال می کردند واز فضای دموکراتیکی که احیاناٌ می توانست در زمان زمام داری بختیار حا صل شود  استفاده کرده وبنیاد های دموکراتیک را پی ریزی می کردند در چار چوب دفاع از آزادیهای دموکراتیک ارتجاع خون آشام خمینی می توانست برای توده ها شناخته شود وایران در مسیر دیگری گام می گذاشت ولی هم کومونیست ها وهم لیبرالهائی مثل بازرگان وطالقانی که وزنهء بزرگی در آن مقطع بودند به استالینیسم در غلطیدند وبا سر رفتند در دامن خمینی .

در انقلاب کنونی هم این طور است اگر موسوی وکروبی از آزادیهای دموکراتیک در چارچوب تاءسیس مجلس موءسسان دفاع کنند باید کومونیستها آز آنها در مقابل ار تجاع دفاع کنند تا مرحلهء گذار از ارتجاع صورت گیرد ولی موسوی وکهروبی علی رغم دفاع از جمهوریت اسلامی هنوز یک شبه لیبرالند وبا لیبرالیسم فاصلهء زیادی دارند ولی مبارزات مردم آنهارا به صف انقلاب پرتاب خواهد کرد وگرنه در صحنهء تاریخ محو می شوند ...  

                                هشتم اوت دو هزارونه

                               علی یحیی پور سل تی تی

منبع: سايت ديدگاه





[تاریخ ارسال: 13 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
با درود و خوش امد به رفیق مبارز اقای علی یحیی پور: مقاله بسیار خوبی بود اما من فکر نمیکنم که جنایتکارانی امثال : موسوی و کروبی و خاتمی هر گز روزی لبیرال شوند !. و حتی اگر روزی هم تنها بخاطر منافع فردی شان تغیر موضع دهند باز هم نباید به انها اعتماد کرد . منافع طبقاتی این جنایتکاران همیشه در گرو بقای این رژیم بوده و هست . انها بخوبی میدانند که اگرروزی رژیم منفور اسلامی سر نگون شود پرونده سیا ه انها هم گشوده میگردد و سر نوشتی جدا از دیگر رهبران ادمکش اسلامی منتظرشان نخواهد بود ! برای همین هم بود که موسوی جنایتکار حتی زمانیکه دوهفته پیش شعار ابکی استقلال ازادی جمهوری ایرانی را از تظاهر کنندگان شنید فورا عکس العمل نشان داد و فریاد زد: جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم ونه یک کلمه زیاد :!. من فکر میکنم که امروز وظیفه ما در خارج افشای ماهیت جنایتکارانه رهبران جنبش سبزسیدی و افشای گرداندگان فرصت طلب این جنبش است که حتی به ایرانیان مترفی و سرنگون طلب اجازه دادن شعار سرنگونی رژیم راهم نمیدهند در نزد ان دسته از ایرانیان بی اطلاع است که برای اولین بار به میدان امده اند و بدون کوچکترین شناختی از ماهیت جنبش سبز سیدی و رهبران ان بدنبال موسوی سینه میزنند و فکر میکنند که موسوی ویا کروبی برایشان حداقلی ! ازادی و دموکراسی خواهد اورد!. ما باید به این خیل عظیم ایرانیان بی اطلاع که در ۳۰ سال گذشته سرشان پی کار خودشان بود و هیچ اهمیتی نمی دادند که در جهنم جمهوری اسلامی چه میگذرد اگاهی دهیم که ازادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی در ایران فقط و فقط با سرنگونی رژیم ضد انسانی جمهوری اسلامی با تمام باند ها و دسته ها میسر میگردد. در داخل هم به همین طریق دانشجویان چپ و مبارز باید ضمن افشای ماهیت جنایتکارانه سران به اصطلاح اصلاح طلب که جدا از کل رژیم نیستند اگاهی های انقلابی را به میان توده ها برده و مردم را تشویق کنند که با شعار های انقلابی خواهان سرنگونی کل رژیم شوند.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.