شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آمریکا پشت به جنبش مردم, رو, به جمهوری اسلامی

كوروش طاهري

جنبش مردم ايران وارد فاز جديدي از مبارزات تاريخي خود شده است. طي تاريخ يك صد ساله گذشته جنبش هاي اجتماعي و كودتا هاي متعددي در كشورمان روي داده است. انقلاب مشروطيت در دوران سلطه حكومت قاجار، تحريم تنباكو،كودتاي 1299 رضا خان،وقايع جنگ جهاني اول، جنبش ملي كردن نفت توسط مرد بزرگ تاريخ ايران دكتر محمد مصدق، كودتاي 1332 محمد رضاه شاه پهلوي، انقلاب موسوم به انقلاب سفيد شاه و ملت به سال 1341 توسط محمد رضا شاه، جريان 15 خرداد 1342، قيام 22 بهمن سال 57 و تاسيس جمهوري اسلامي ايران، تظاهرات سال 1360 و متعاقب آن عزل ابوالحسن بني صدر نخستين رئيس جمهور ايران كه با اكثريت آراي بيش از 92% از مردم ايران با وجود تحريم تعدادي از گروه ها و مليت هاي ايراني، به عنوان رئيس جمهور انتخاب شد. او را مي توان تنها رئيس جمهور قانوني و مردمي ايران در تاريخ سي ساله حكومت جمهوري اسلامي خواند. كودتاي جناح سيد علي خامنه اي، علي اكبر هاشمي رفسنجاني و حمايت هاي افرادي چون مير حسين موسوي، موجب صدور فرمان روح اله خميني به مجلس و عزل بني صدر شد. عزل آيت اله منتظري از جانشيتي خميني كه باز هم با توطئه جناح هاشمي/ خامنه اي و حمايت قاطع موسوي برخوردار بود.

افزون بر اين ها جنگ هشت ساله ايران و عراق،سركوب وحشيانه سال 1360 كه با توطئه باند خامنه اي/ رفسنجاني در اين سركوب نقش داشت،كشتار و قتل عام بيش از 5000 زنداني سياسي كه عمدتا هواداران و اعضاي سازمان مجاهدين خلق بودند،

انتخابات دوم خرداد و به قدرت رسيدن محمد خامنه اي به عنوان رئيس جمهور تداركچي(مردم با مشاركت زياد به او راي دادند كه تغييرات سياسي و اجتماعي مورد مطالبه مردم را به وجد آورد، اما او از اين اعتماد و حمايت مردم فاصله گرفت و تثيت نظام را بر آرائ مردم ترجيح داد)، افشاي باند هاي فساد دولتي در سال هاي 1379 /80 كه آگاهي مردم را بيشتر به همراه داشت، انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري، سرانجام انتخابات دهمين دوره از جمله از اين فراز هاي تاريخي در جنبش مردم ايران است.

اينك وسائل ارتباطي و رسانه اي بيشرفته ابزار حكومت ها را در بر خورد با جنبش و اعتراضاتي مردمي به چالش مي كشند. حكومت هاي استبدادي چون جمهوري اسلامي ايران، داراي دو خصيصه هستند

نخست ايجاد اختناق و دو ديگر اقدام به سركوب. اينك ظرفيت هاي جنبش مردم با تكيه بر وسائل پيشرفته ارتباطاتي و تكنولوژي رسانه اي (در سايت ديدگاه دو سال قبل در ياد داشت روز تحت عنوان اسلحه اي در دست من به اين موضوع پرداخته بودم) فاز اختناق عملا از بين رفته است. در فاز سركوب هم، اين فشار رسانه اي و ارتباطاتي با تكيه بر جنبش اعتراضي و حق طلبانه مردم، بخشي ازكارائي خود را از دست داده است. بخش ديگر اين مرحله از سركوب كه توانسته است ادامه يابد معلول سه عامل مهم است ، نخست، سازماندهي نيروهاي درون رژيم، دوم، حمايت كنوني دول خارجي از حكومت و عامل سوم فقدان رهبري مشخص جنبش. در اين نوشتار عامل دوم مورد توجه است. چرا؟

زيرا سرنگوني جمهوري اسلامي مورد توجه دول حامي اين حكومت نيست. اينك در معادلات جنگ قدرت بر سر حضور در حكومت ايران ، تغييرات مهمي در شرف تكوين است. نقش شيطان بزرگ از آمريكا به انگليس منتقل مي شود. اتحاد تاكتيكي بين روسيه و آمريكا براي كنار زدن قدرت هاي غربي در برنامه دولت اوباما قرار دارد. آلمان،ايتاليا،فرانسه و انگليس به كشورهاي درجه دوم در مسائل و موضوعات ايران تبديل مي شوند. آن چه كه از منابع مورد وثوق روسي و از منابع رسمي در ايران به دست مي آيد بر اين پروسه جديد در گردش مناسبات حكايت دارد. آمريكا ابتدا چراغ چشمك زن زرد براي برخورد با جناح منتقد (اعم از اصلاح طلبان ، روحانيون مذهبي منتقد و غير مستقيم به اپوزيسيون مخالف)به حكومت ايران نشان داد سپس وقتي انتخابات به پايان رسيد ، اين رنگ چراغ را به چراغ سبز تغيير رنگ داد تا حمايت خود را از جمهوري اسلامي ايران در سركوب مخالفان خود نشان دهد.

يك هفته قبل از آن كه خامنه اي به سنندج عزيمت كند، نامه باراك اوباما توسط سفير روسيه به او تحويل داده شده بود. خامنه اي در اين سفر با تكيه بر اين نامه به دفاع مستقيم از احمدي نژاد پرداخت. در شرائطي كه قبل از آن ، او اعلام كرده بود از هيچ نامزدي حمايت نمي كند!

اين مهمترين نشانه آمريكا از حكومت جمهوري اسلامي ايران و جناح مطلق گرا و تماميت خواه بود. نشانه هاي ديگري نيز به مرور به وقوع پيوست از جمله، آزاد كردن عوامل سپاه كه به مدت دو سال در بازداشت آمريكا در عراق بودند،موافقت با حمله ددمنشانه نيروهاي عراقي به پايگاه اشرف در عراق،

مخالفت با تحريم ايران در نشست سران هشت در ايتاليا، مخالفت با فراخواندن سفراي اتحاديه اروپا در ديدار و تماس با برخي از روساي اين كشورها، تهيه برنامه تيم مذاكراتي با جمهوري اسلامي ايران در ماه سپتامبر در كشور مالزي ، آمادگي ذهني و رواني افكار عمومي جهان براي كنار آمدن با موضوع هسته اي ايران، تشديد تضاد با اسرائيل بر سر موضوع هسته اي ايران، سكوت رسمي در برابر جنايت هاي حكومت اسلامي بر عليه مردم، كاهش تبليغات بر عليه حكومت در موضوع اسرائيل و فلسطينيان!

تحريم بنزين ايران از يك سوي و از سوي ديگر عزيمت نمايندگان نفتي آمريكا  به تركمنستان و قزاقستان براي تامين بنزين ايران!!

آمريكا در شرائط فعلي در برخورد با جنبش مردم ايران با دو سياست رسمي و غير رسمي مواجه  است.

نخست در سياست رسمي پشت كردن به جنبش مردم با تكيه بر ايجاد روابط با حكومت جمهوري اسلامي ايران است دوم گزينه غير دولتي در دفاع از جنبش مردم، كه اين موضوع ربطي به سياست هاي رسمي دولت آمريكا ندارد بلکه توسط سازمان ها، نهاد ها و انجمن هاي غير دولتي از جنبش مردم ايران حمايت مي شود. آمريكا از حكومت ايران يك كاسه شدن قدرت را مطالبه كرده بود و حكومت از آمريكا دادن تضمين رسمي براي ادامه! بايد منتظر مالزي ماند!

این مطلب ویژه سایت دیدگاه نوشته می شود. در صورت تمایل به باز تکثیر متن، لطفا منبع را "سایت دیدگاه" قید کنید.

كوروش طاهري

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
كوروش طاهري:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.