شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تفاوت دو اخلاق
یادداشت روز علی ناظر

علی ناظر

دویچه وله در گزارشی از قول مهدیه محمدی، همسر احمد زید آبادی می گوید: «من واقعاً از هر انسانی که یک‌ذره وجدان دارد می‌خواهم که به داد ما برسد. فاصله‌ی مرگ و زندگی شوهران ما  مثل یک مو باریک است. باور کنید ما به راحتی آقای زیدآبادی را از دست داده بودیم. یعنی ایشان با آن اعتصاب غذا می‌توانسته از بین برود. با آن حالت جنون می‌توانسته خودش را بکشد. و من نمی‌دانم، واقعاً هیچ احدی نیست به داد ما برسد و ما را از این شرایط نجات بدهد؟»

در همان جا مریم قدس همسر فیض‌الله عرب‌سرخی با اشاره به گذشته‌ی شوهرش و زحماتی که وی برای استقرار جمهوری اسلامی کشیده می‌گوید: «هیچکس انتظار ندارد با کسانی که بچه‌های خود این انقلاب بودند این طور رفتار شود. همسر من برادر دو شهید است. عمری برای همین نظام کار کرده. خیلی زشت است. بازتاب‌های خوشایندی نخواهد داشت. این را می‌گویم چون می‌دانم مسئولین هم حتماً می‌بینند و گوش می‌دهند، بلکه به هرحال به خودشان بیایند».

و فخرالسادات محتشمی‌پور همسر مصطفی تاجزاده می‌گوید  هربار که برای ملاقات می‌روند به آنها گفته می‌شود که چون هنوز بازجویی از وی ادامه دارد، بنابراین ممنوع‌الملاقات است. که بنا به نظر محتشمی‌پور این امر نشان می‌دهد که پرونده‌ی همسرش هیچ موردی نداشته و تنها سعی بر پروند‌ه‌سازی او می‌شود.

بنا به این گزارش وقتی احمد زیدآبادی را پس از 17 روز اعتصاب غذا به بهداری انتقال می دهند، به او گفته می شود که " اعتصاب غذایش را بشکند چرا که هیچکس صدای او را نخواهد شنید و هیچکس حتی نمی‌د‌اند او در کجاست."

احمد زیدآبادی اعتصاب غذای خود را می شکند، اما " دوباره به همان سلول قبلی منتقل" می شود.

این افراد هر چند وابسته به نهادهای سیاسی ای هستند که قبل از 22 خرداد 1388 خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نبوده اند و هنوز هم نیستند (احمد زیدآبادی عضو ادوار تحکیم وحدت، تاجزاده عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، عرب سرخی عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) اما اکنون بخاطر استواری بر باورهایشان که در تضاد با دولت و ولی فقیه است، تحت فشار روانی و جسمی و شکنجه قرار گرفته اند.

من باور ندارم که این " بچه‌های خود این انقلاب " که " عمری برای همین نظام کار کرده " اند، اگر رها شوند و مثلا به خارج تبعید شوند، موضعی بهتر و یا رادیکالتر از اکبر گنجی و محسن سازگارا و عطاالله مهاجرانی بگیرند. در عین حال، بر این باورم که باید تفاوتی بین اخلاق سرنگونی طلبان و اخلاق وابسته گان به نظام باشد. مهدیه محمدی می گوید "من واقعاً از هر انسانی که یک‌ذره وجدان دارد می‌خواهم که به داد ما برسد." باید به این تقاضای کمک پاسخ مثبت داد، هرچند که سالها و سالها (30 سال) فرزندان خلق در سیاهچالهای رژیم جمهوری اسلامی شکنجه می شدند و به قتل می رسیدند، اما در میان همین شخصیتها "انسانی که یک ذره وجدان" داشته باشد، به فریاد آنها نرسید.

دفاع از موسوی و کروبی و تاجزاده و زیدآبادی و.... نه از ره نزدیک شدن خطوط عقیدتی و سیاسی، بلکه دلیل بر دور بودن این دو خط است. اخلاق مترقی همیشه مدافع حقوق انسانهای تحت ستم است؛ و به نظر من، نیروهای سرنگونی طلب باید بستری فراهم آورند تا جداشدگان از رژیم جمهوری اسلامی بتوانند تفاوت دو اخلاق تحملگرا، و اخلاق مستبد و خودمحور را عملا مقایسه کنند.

علی ناظر

30 امرداد 1388

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 21 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: فرزين خوشچين]  [  ]  
آقای ناظر، درود بر شما!
درست همانگونه، که از شما انتظار می رود رفتار کرده ايد.
ما هيچ فصل مشترکی با اين جنايتکاران نداريم. اما از شکنجه و اعدام شدنشان به دست جناح هارتر اين رژيم هم خوشحال نيستيم. اگر برعکس اين فکر کنيم، درست مثل اين خواهد بود، کسی بگويد، خودش هرگز حاضر نيست شکنجه کند و حاضر نيست طناب دار را به گردن کسی بياندازد، اما تا حد صادر کردن حکم اعدام می تواند پيش برود.
  

[تاریخ ارسال: 21 Aug 2009]  [ارسال‌کننده: روزبه زرین]  [  ]  

آقای ناظر عزیز: متاسفانه شما اشتباه می کنید و بین ما و این ایادی سابق رژیم هیچ نقطه مشترکی نیست. مطمنا ما همانطور که سالها نیز گفته ایم و باز حقانیت صحبت های ما معلوم شده است به درستی ماهیت جنایتکارانه این رژیم را سالها زودتر زمانی که همین به اصطلاح "بجه های انقلاب" در بند 209 اوین و دیگر بندها رفقای ما را شکنجه و اعدام می کردند نشان دادیم. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی (بخوان سازمان آدمکشان ضد انقلاب) یکی از پلیدترین باندهای رژیم می باشد که تعدادی از مرتجعترین اسلامیون فاشیست را برای سرکوب و کشتار مردم انقلابی تدارک دید. ما نیروهای سرنگونی طلب مطمنا شکنجه و زندانی شدن این افراد را نیز محکوم می کنیم همانطور که قبلا نیز شکنجه و ترور و تمام اعمال جنایتکارانه ایادی رژیم را بارها نیز محکوم کرده ایم اما نباید فریب خورد و فراموش کنیم که این دسته نیز اگر بتوانند باز رفقا و دوستان ما را به دار می کشند. ما خواهان نابودی کامل رژیم ضد انسانی خمینی می باشیم و با مرتجعینی که اکنون خود قربانی جناح هارتر رژیم شده اند مورد مشترکی نداریم و باید در حین محکوم کردن سرکوب آنها به افشای سابقه جنایتکارانه آنها ادامه دهیم. نبرد ما با نظامی است که آنها هنوز به آن وفادار هستند. پیروزی از آن ما می باشد همانگونه که تمامی شواهد از نابودی این رژیم ضد انسانی خبر می دهد.

علی ناظر: با سپاس از نظر شما. من چون با شما در این نکته موافق که "بین ما و این ایادی سابق رژیم هیچ نقطه مشترکی نیست"، تأکید کرد ام که  "دفاع از موسوی و کروبی و تاجزاده و زیدآبادی و.... نه از ره نزدیک شدن خطوط عقیدتی و سیاسی، بلکه دلیل بر دور بودن این دو خط است. "
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.