شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«مشروعیت» رژیم
پیش و پس از انتخابات!

یادداشت روز علی فیاض

علي فياض

پس از روی دادهای غم انگیز و دردآوری که بعد از روز انتخابات بر مردم و سرزمین ما رفت – و البته پیش از آن نیز و هم اینک نیز همچنان ادامه دارد –  بسیاری از اصلاح طلبان درونی – و برونی – وابسته به رژیم، فریاد برآوردند که دیگر مشروعیت رژیم از بین رفته، و در نتیجه، حاکمیت موجود مشروعیت سیاسی خود را از دست داده است. این موضعگیری ها را در بسیاری از گفته ها و نوشته های مدعیان اپوزیسیون در خارج نیز می توان مشاهده کرد. بسیاری از اصلاح طلبان حکومتی که سال ها در رکاب "امام راحل"، سرزمین ایران را محل تاخت و تاز خویش قرار داده بودند، ناگهان همچون اصحاب کهف از خواب سیصد ساله برخاستند و متوجه شدند که سکه های رایج زمانشان ارزش خویش را از دست داده است! و به همین دلیل ناگهان و یک شبه تبدیل به اپوزیسیون شدند، بدون اینکه به یاد آورند که خود سکه پرداز و سکه ساز دقیانوس بوده اند! و امروز آنچنان روی دیگر سکه را به رخ ما می کشند، که اگر ما ندانیم اینها که بودند و چیستند، سر در قدمشان فرود خواهیم آورد! و آنان را با تاجی از گل – نه خار - مسیح وار، راهنمای خویش قرار خواهیم داد!!

فراموشی چیز بسیار بدی است. شاملوی عزیز گفت که "ما حافظه تاریخی نداریم". هر چند او درست گفت، و من، هم موافق و هم مخالف این گفته ایشان، نظرم بر این است که نداشتن حافظه تاریخی، محصول حاکمیت های استبدادی تاریخی است و نه چیز دیگری. شاملو نیمی از حقیقت را بیان کرد و نه تمام آن را. اگر ما حافظه تاریخی نداریم، دلیل عمده و علت العلل آن حاکمیت استبداد و رژیم های پلشت و جنایتکاری است که با تمام وجود می خواهند به تحریف روی دادها و واقعیات تاریخی بپردازند. و این است که می بینیم به چه سادگی و چه بی ریایی!! کودتای 28 مرداد را ناگهان تبدیل به قیام ملی می کنند. "قیامی" که بسیاری از "آیات عظام" وقت همچون بروجردی و کاشانی و ... آن را به فال نیک می گیرند و پیروزی آن را به محمد رضا پهلوی تبریک می گویند تا مصدق کبیر، همچنان تنها بماند!

و حالا نیز می بینیم که چگونه شعبان های عزیز! زمان، پس از 28 مرداد برای ما رنگ عوض کرده اند و میدان دار آزادی و دموکراسی شده اند و در نتیجه طلبکار همه ی کسانی که در راه آزادی و رهایی مردم ایران، از هیچ کوششی فرو گذار نکرده اند. و این یعنی این که در همچنان بر روی همان پاشنه می چرخد. ساواکی های دیروز، تبدیل به انقلابی و مخالف استبداد می شوند و کارگزاران دیروز حکومت خمینی که در قلع و قمع مخالفان لحظه ای تردید نمی کردند، اصلاح طلب از آب در آمده اند و پس از انتخابات و تقلب های ولی سفیه و شرکا، به یاد عدم مشروعیت رژیم خودساخته افتاده اند!

این است که می بینیم بسیاری از این اصلاح طلبان محترم، از خواب سی ساله! برخاسته و ناگهان متوجه شده اند که اینک رژیم مشروعیت خویش را از دست داده است! و وقتی که به کنه مطلب توجه می کنیم، ناگهان متوجه می شویم که بسیاری از مدعیان  ریز و درشت اپوزیسیون نیز همین نغمه ها را سر می دهند. آنچنان که تو گویی رژیم پیش از این تا اکنون از مشروعیت مردمی و دینی برخوردار بوده است!

در زمانی نه چندان دور و پس از قتل های زنجیره ای سیاسی روشنفکران و نویسندگان توسط وزارت اطلاعات رژیم، بسیاری از همین اصلاح طلبان از "محافل خودسر"! و دار و دسته ی سعید امامی سخن می گفتند. درست به همانگونه که امروز علی خامنه ای و کوتوله سیاسی اش محمود احمدی نژاد از نقش دشمنان و نفوذ آنها در زندان کهریزک سخن می گویند!

اما آنها هرگز به جنایات دهه 60 و کشتار دگراندیشان و مخالفان واقعی رژیم و نقش امام راحلشان در آن اشاره ای نمی کنند. چرا که به زعم اینان – همه ی باندهای رژیم چه اصلاح طلب، چه اصولگرا و چه میانه باز – آنچه توسط آن امام راحل انجام شده است، عین صواب بوده است! و این است که می بینیم هر دو جناح رژیم که اینک به جان هم افتاده اند، سنگ آن "امام راحل" و خط و ربط و راه او را به سینه می زنند!

کسی نیست بپرسد آیا خلخالی و محمدی گیلانی و موسوی تبریزی و لاجوردی و کچویی و ... بسیاری دیگر از جلادان دهه ی 60 هم جزو عناصر خودسر بوده اند؟  یا غیر از "امام راحل" کسی خودسر تر نبوده است! آیا فرمان قتل عام چند هزار زندانی سیاسی که در همان بیدادگاه های رژیم به ناحق محکوم به زندان شده بودند هم، توسط عناصر خود سر صادر شد؟

به راستی مگر در دهه 60:

- که هزاران نوجوان و جوان اعدام شدند و یا در خیابان ها به دار آویخته شدند،

- و هزاران نوجوان و جوان، بدترین شکنجه های قرون وسطایی را تحمل کردند،

- و به دختران، خواهران و مادران مجاهد و مبارز و نیز زنان شوهر دار این سرزمین تجاوز شد،

- و دوشیزگان را برای نرفتن به بهشت به زور به عقد – بخوانید در معرض تجاوز جنسی - جنایتکاران بسیجی و پاسدار قرار دادند،

- و سپس با رجوع به خانواده های آنها و دادن "مهریه" و "شیربها"! به آنها

- و نیز تقاضای دریافت پول گلوله هایی که بر سر و سینه سروهای آزادی نشست از خانواده های آنان و ...،

کمتر از روی دادهای اخیر بوده است، که اینک و پس از انتخابات همه نگران مشروعیت رژیم شده اند؟

مگر هر نمونه ای از آن همه جنایت – که تنها به گوشه ای از آنها اشاره شد – کافی نبوده است تا برای این رژیم سراپا ننگ و فساد مشروعیتی بر جای نگذاشته باشد؟ 

ما باید به صراحت و با فریاد، آواز سر دهیم که این رژیم هیچگاه از مشروعیتی برخوردار نبوده است.

پس و بنا بر این، همه باید همصدا و هم آواز بگوییم و فریاد بر آوریم که مشروعیت این رژیم بلافاصله پس از نخستین انتخابات تعیین رژیم – جمهوری اسلامی آری یا نه – هیچ محلی از اعراب نداشته اشت!

مشروعیتی در کار نبوده است که اینک و پس از انتخابات به زیر سئوال برود...! اگر اندکی جرأت و شهامت داریم و به حقوق بشر و انسان باور داریم، رسما اعلام داریم که این رژیم هیچگاه از مشروعیت مردمی، سیاسی، بشری و حتی دینی برخوردار نبوده است! فقط همین!

 

   "یادداشت‌های روز"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های روز سایت دیدگاه" قید کنید   .

 

alifayyaz@live.se

 

علی فیاض

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.