شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۲ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

راهکاری بهتر؟

علی ناظر

کاربران عزیز

همانطور که می دانید من معلم هستم، و فصل تابستان تمام شد و هزار گرفتاری دیگر به من اجازه نمی دهد که کلیه نظرها را دقیق خوانده و به نحو احسن آنها را وارد سیستم کنم. برخی که باید منتشر شوند را منتشر نمی کنم، و برخی که نباید منتشر بشوند را منتشر می کنم.

بدین منظور، پیشنهاد می کنم که کلیه نظرها به خود نویسندگان ارسال شود، و اگر خود نویسنده مایل بود، نظر را به دیدگاه ارسال کند تا من منتشر کنم.

نظر شما در باره  این طرح چیست؟

تا جمع بندی این پیشنهاد و یا ابداع راه حل بهتری، دیدگاه تنها نظرهایی که در این باره باشد را منتشر می کند.

شاد باشید

علی ناظر – 18 شهریور 1388

 

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 16 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  

آقاي ناظر همانطوريكه كه سفارش كرديد براي دومين بار رفتم سراغ تداوم ٠ چيزيكه اينبار نظرم را جلب كرد كروكى انشعابات بود٠ ٢٨ بار انشعاب در انشعاب و قتل و جنايت و سكتاريسم و تبهكار و مزدور رژيمى و خائن و غيره جمله كلماتى هستند كه آقاى سامع در مصاحبه شان با شما براى باصطلاح كمونيستها بكار بردند٠ با اين تاريخ تلخ و بسيار تاريك نيروهاى چپ آيا فكر ميكنيد كه مردم ايران به كمونيستها و مائوئيستها و حكمتيستها اعتماد خواهند كرد؟!!! آقاى روزبه كمونيستها و حكمتيستها و مائوئيستها بجاى اينكه از همسايه ايراد بگيرند بهتر آن است يه فكرى به حال زار و نزار خودشون بكنند٠ آقاى ناظر همانطوريكه آقاى مهدى سامع هم اشاره كردند ( تداوم ) كشتار رژيم شاه با اعدام رهبران برجسته از جمله جزني و احمدزاده يا اشرف باعث اين همه آشفتگى در سچفخا شده است٠ به نظر شما آيا بهتر نيست نيروهاى باصطلاح چپ قبل از ورود به مبارزه صادقانه به بحرانهاى درونى خود بپردازند؟ و يكبار براى هميشه حساب خودشون رو با باندهاى جنايتكار و مافيايي جدا كنند؟ آيا شما قبول داريد كه يكى از بحرانها در درون جبهه چپ نداشتن يك رهبرى ذيصلاح هست؟ آيا شما قبول داريد كه چپ با تمامى دسته جات آن دچار بحران بى اعتماتى در درون خود هستند؟ داشت يادم ميرفت كه به زرين بگم مردم ايران فرق سره از ناسره رو تشخيص ميدن مردم ايران كمونيستهاى اصيل و ايرانى رو از ناكمونيستها تشخيص ميدهند مطمئن باش! لعنت و نفرين بر خمينى(ح)

علی ناظر: با سلام

اینهمه سوال را نمی شود در یک نظر پاسخ داد. به خلاصه عرض می کنم.

امویه و عباسیه اینهمه جنایت کردند، شیخ فضل الله نوری و کاشانی اینهمه خیانت کردند، اما هنوز خیلی از مردم ایران به اسلام و آخوند ذهنیت داشتند و همین باعث روی کار آمدن این جماعت جانی و جمهوری اسلامی شد.

نمی شود گفت چون یکی خیانت کرد و یا در داخل سازمانی برخی دست به اسلحه برده و رفقای خود را کشتند، پس کل ایدئولوژی خواهان ندارد. مگر حزب توده خیانت نکرد؟ اما احترام به سازمان چریکهای فدایی خلق در همان روزهای اول بعد از 22 بهمن 57 همتا نداشت. البته بهتر است این سوال ها را از خود دوستان در سازمان چریکهای فدایی خلق بکنید که هم به مسائل آگاه تر هستند، هم دفاعیات آنها از سچفخا به آبکی پاسخ من که وابستگی تشکیلاتی به آنها ندارم، نخواهد بود. آنچه من می نویسم فقط نظر است، آنچه که آنها پاسخ بدهند دقیق تر است.

در مورد رهبر و رهبری. من چندین بار به این نکته (تا حد سواد خودم) در یکی دو نوشتار و اخیرا در دیدگاه سوم (بخش 1-3) اشاره کرده ام. من به رهبر در قرن بیست و یکم معتقد نیستم. رهبر یعنی کسی که راه را نشان می دهد. این به لحاظ تکنیکی دیگر با زمان منطبق نیست. در این دوران، یک جنبش به "مدیر صحنه" احتیاج دارد. مدیر صحنه هم باید در صحنه باشد. مدیریت از راه دور امکان پذیر نیست. ویژگیهای مدیر صحنه را هم من در دیدگاه سوم تعریف کرده ام. البته اصراری بر این حرفهایم ندارم. اگر این حرفها غلط است، باید آلترناتیو آنچه من نوشته ام را در عمل دیده باشیم و یا اثرات آن را امروز ببینیم.

خواهش می کنم، رهبر یک سازمان را با رهبر یک جنبش یکی ندانیم. یک سازمان می تواند رهبر داشته باشد (فردی، یا شورایی)، اما یک جنبش اجتماعی نمی تواند عنان خود را به دست یک نفر به اسم رهبر بدهد. می تواند مدیر صحنه را با حرکت و برخورد و شعار خود در صحنه انتخاب کند، و به همین سادگی و در صورت تمایل او را به کناری بگذارد. مدیر صحنه مقامی است که بار ایدئولوژیکی ندارد، و دائم العمر نیست. برای انجام یک کار بخصوص، یا یک پروژه بخصوص برگزیده شده، و در صورت نشان دادن آثار تاتوانی عذرش خواسته می شود.

 
  

[تاریخ ارسال: 12 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: golku]  [  ]  
آقای ناظر گرامی
امیدوارم این بحث ها باعث شده باشدکه راهکاری بهتر پیدا شود.
این اولین سایتی نیست که نظرخواهی دارد. در اینترنت سایت های مختلف ایرانی و خارجی هست و هر کدام به رسم خود نظرخواهی دارند. اگر قرار است نظر طبق میل نویسنده باشد که باید اسمش را عوض کرد. اگر نه هر سایتی برای خودش مقرراتی دارد. لطفا شما هم مقررات سایت دیدگاه را بالای نظرات و یا در جایی قید کنید و اجازه بدهید کاربران نظرشان را بنویسند. الآن چند روز است که همه نظرات بسته شده و اینجا هم که شده محل تسویه حساب های شخصی. لطفا زودتر تصمیم بگیرید و این ماجرا را تمام کنیدو اجازه بدهید ملت نظرشان را ابراز کنند. اگر هم حوصله اش را ندارید به ما بگویید که زیادی مزاحمتان نشویم. اما این مسئله الآن بیخودی کش پیدا کرده و از حالت بحث خارج شده است.
  

[تاریخ ارسال: 12 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  

آقاى ناظر ببخشيد منو كه دوباره مزاحم شدم٠ راستش در رابطه با سوالى كه مطرح كرديد " راهكار چيست " بنده يك پيشنهاد دارم كه فكر ميكنم در صورت پذيرفته شدن از طرف سايت ديدگاه خيلى از مسائل و بگو مگوها برطرف ميشه و شما هم دچار عذاب وجدان نخواهيد شد٠ پيشنهاد بنده اينه كه سايت از كس يا كسانيكه مقاله يا شعر يا داستان يا هرچيز ديگه اى به اين سايت عرضه ميكنند از نويسنده بپرسيد كه آيا مايل هستند كه نظرات ديگران رو بدونند يا نه؟ درصورت موافقت نويسنده كاربران ميتوانند در رابطه با آن مطلب اظهار نظر كنند در غير اينصورت سايت ديدگاه موظف خواهند بود كه كليد " نظر دهيد " را از زير آن مطلب حذف يا غير فعال نمايد٠ شاد باشيد لعنت بر نفرين بر خمينى (ح)

  

[تاریخ ارسال: 12 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: نسیم]  [  ]  

من با نظر اقای اسماعیل یغمائی موافقم.
اما در رابطه با دیگر نظرات بخصوص از نظراقای حسن حبیبی " ما هم خوشمان نیامد."
  

[تاریخ ارسال: 12 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: سیاوش]  [  ]  
آقای ناظر عزیز
مجاهدینی که ادعای آلترناتیو دموکراتیک بودن می کنند از وظایفشان یکی هم این است که سایتی نظیر همین سایت شما راه بیندازند و بخش کوچکی از انرژی سازمانی بسیار زیادی را که دارند در آن به کار بیندازند و پاسداری کنند که دیگران و بخصوص مخالفین حرفشان را بزنند و انتقادشان را بکنند. متاسفانه این کار را نمی کنند. چرایش را نمیدانم. شاید آقای حبیبی بتواند پاسخ بدهد. اما بهرحال شما که سایت دیدگاه را راه انداخته اید و مدیریت می کنید از وظایفتان هم یکی همین نظارت بر درج نظرات است که خود دست کمی از مقالات و تحلیلها ندارند. وگرنه که سایت شما هم میشود مثل بقیه سایتها که با تعدادی نویسنده مشخص و شناخته شده حرفهایشان را می زنند و دیگران باید بخوانند و قضاوتشان را هم برای خودشان نگه دارند.
  

[تاریخ ارسال: 12 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: جانسوز]  [  ]  
سلام آقایان حبیبی و سنجری ،
ازشما درخواست دارم که 2 باره نظر مرا بخوانید ،آما شما آقای حبیبی ،میگوئید که مقاله آقای ناظر! منظورتان کدام مقاله است ؟ اگرمنظورتان " راهکاری بهتر" است ،این که مقاله نیست ،بلکه فقط یک توضیح فردی ویک نظرخواهی جمعیست . اما اینکه میگوئید مرا تحلیل کرده اید ،نه چنین نیست، عین جمله اینست """ از"نظر" شما بوی سرکوب واستبداغوغا می کند!؟ """،من نظر یعنی را هکردشما را تحلیل کرده ام ، شما را از نزدیک نمی شناسم،نظر شما را بالا پائین ،یعنی به قول شما تحلیل کرده ام ،وبه این نتیجه گیری غلط یا درست رسیده ام . ولی خود واژه " کنترل " که شما در نظرتان بکار برده اید یعنی چه ؟ در زبان فارسی یعنی"" تفتیش""،یعنی زیر نظر داشتن ، آیا در زبان وادبیات فارسی (مثلا فرهنگ عمید) ،به غیر از این،معنی دیگری هم دارد ؟ بخصوص وقتی که این واژه وارد دنیای قلم وسیاست میشود ،یعنی " سانسور" .مسئله دیگر اینکه ،مردم نه صغیرند ،ونه در بیابان،که از دنیا بی خبر باشند،تا فریب بخورند،اگر کنترل نباشد( یعنی آزادی باشد) ،شک نکنید که کسی فریب نخواهد خورد،بخصوص در این عصر ارتباطات ونعمت بزرگی مثل انترنت که دمار از روزگار انحصارطلبان در آورده . راجع به آقای نا ظرهم که گفته اید : " و لفظ تحکم آمیز شما نسبت به آقای ناظر" ، اگرمنظورتان از 4 علامت ٌ!!!! در نوشته ا م است ، این علامت در زبان فارسی در جاهائی به مفهوم امر کردن است ،ودر جاهائی به مفهوم تا کید ، تازه این 4 علامت در جلو کلمه "ممنوع " اضافه شده ،ونه در جلو نام آقای ناظر، و بروشنی گفته ام که بنظر من...... وخود خوب میدانید که "نظر" دادن امر کردن نیست .ضمنا اگر دوست دارید که تحلیل مرا نسبت به " نظر خودتان" بهر دلیلی با آقای ناظر تقسیم کنید ،باید بگویم که محبوبیت " دیدگاه" ،به این خاطر است که تا کنون دست به" کنترل" یعنی سانسور نیرده است .
اما شما آقای سنجری،اتفاقا این آبی است که پر از نهنگ وکوسه است ،واگرکسی قصد ماهی گرفتن دارد، مطمئن باشید ،اگر از دست کوسه جان سالم بدر برد،حتما به چنگ نهنگ خوا هد افتاد . به این ایمان داشته باشید که ،هرجا که کنترل(سا نسور) است ، شک نکنید :در آنجا یک دیکتاتور یا حضور دارد ، یا در کمین ا ست .هر 2 موفق باشید .

  

[تاریخ ارسال: 12 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
ااقای حبیبی اصرار دارند که دیدگاه رابه سایت دیگری از اقمار سایتهای مجاهدین تبدیل کنند.
چرا که ایشان دگر اندیشی را بر نمی تابند.
برادر جان این سایت برای انانی است که برداشت سایتهای مجاهدین را از دمکراسی نمی پذیرند.
این سایت برای شنیدن و بیان سخنی تازه است. برای نقد ازادانه حال وگذشته و تبادل نظر بر سر اینده است. همچنین برای انست که " ان ذره که در حساب ناید" نیز بتواند نظر ش را بگوید.
دراین سایت هم اسماعیل یغمائی می تواند حرفش را بگوید و هم شمااقای حبیبی.
در صورتی که در سایتهای مورد علاقه شما فقط شما حق حرف زدن دارید چون بقیه را همه نفوذی می دانند. :-)
دمکراسی دیدگاه خیابان دو طرفه است در حالی که سایتهای موردعلاقه شما نه تنها یکطرفه اند که انتهایشان نیز بن بست است.
  

[تاریخ ارسال: 12 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: حسن حبیبی]  [  ]  
آقای جانسوز.اتفاقاً همین نظری که شما نوشته اید و عکس العملی که بنظر من نشان داده اید بهترین نمونه ایست که میتوان دید. من به مقاله آقای ناظر پاسخ دادم و شما بجای پاسخ به ایشان به تحلیل من پرداخته اید و از من بعنوان یک سرکوبگر نام برده اید. هرکسی که الفبای سیاسی را بداند میفهمد که اینجور تعریف و تمجید از مردم کردن را پوپولیسم مینامند و ریشه در واقعیت ندارد. مردم همه جای دنیا نجیب و شریف هستند، در این شکی نیست ولی از صبح تا شب توسط همه نوع ارباب حکومت با عمله و اکره گوناگونشان فریب میخورند. و افکار عمومیشان را همین ارباب به هر سو که میخواهند میبرند.
نفوذ عوامل رژیم و لابی های آن که یک دستگاه عریض و طویل با هزاران نفر نانخور رسمی است و میلیاردها دلار هزینه سالیانه رژیم از این بابت بر کسی پوشیده نیست(افشاگریهای حسن داعی)را بخوانید.
علاوه بر این لفظ خصمانه و توهین آمیز شما نسبت به من و لفظ تحکم آمیز شما نسبت به آقای ناظر بهیچ وجه با خصلتهای رایج یک کاربرمعتقد به دموکراسی و آزادی بیان که عمدتاً روشنفکران مترقی هستند سازگار نیست.
رژیم دیکتاتور واقعی است.مردم قربانی این رژیم هم واقعی هستند. بین این دو مرز سرخی سی ساله و خونین کشیده شده است. چرا میخواهید این مرز را مخدوش کنید؟ این کار به نقع چه کسی است؟
  

[تاریخ ارسال: 12 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: حیدر سنجری]  [  ]  
آقا !؟ ی جانسوز لطفا شلوغش نکنید. اگر هم خانم هستید باز هم لطفا شلوغش نکنید. اینجا آبی وجود ندارد که گل آلود شود و کسی بتواند ماهی بگیرد. پس زمین و زمان را برای اثبات نظرتان بهم نچسبانید. نظر شما برای خودتان مهم است. نظر آقای حبیبی و دیگران هم برای خودشان. اتفاقا دقیقا برای درج نشدن نظرهایی مثل نظر شما است که به نظر من دیدگاه باید شرط اسم و ایمیل را بگذارد تا خانم یا آقای جانسوزی یک دفعه خیال شلوغ کردن به سرش نزند. اگر هم می زند با نام و نشان و ایمیل باشد که پای حرفهایش بایستد.   

[تاریخ ارسال: 12 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
اقای حسن حبیبی کنترل یعنی چه ؟ چرا از مسئولین سایت دیدگاه می خواهید که نظرات کاربران را همچون وزارت سانسور رژیم سانسور کنند؟. اکثریت کاربران سات دیدگاه اهل مطالعه و اگاهی هستند و بعد از سی سال مبارزه با رژیم مطمئنا دوست را از دشمن بخوبی تشخیص میدهند و مزدوران ریز و درشت رژیم حتی اگر هم در سایت دیدگاه رخنه کنند برای انها قابل شناسائی هستند . بنابراین سایت دیدگاه باید سمبل ازادی بیان و دموکراسی باشد تا سایت های نا مردمی دیگر که نا باورانه از طرفی خود را سایت اپوزیسیون رژیم می خوانند واز طرف دیگر نظرات اگاهانه و افشا گرانه کاربران خود را به بهانه توهین سانسور میکنند شاید از سایت دیدگاه درس ازادی بیان بگیرند. به امید انروز
  

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: امید]  [  ]  
قبل از هر چیز سلام ،
خسته نباشید
نمیدانستم شغل انبیا را دارید و معلم هستید. خوش بحالتان که مدتی را با گل و غنچه و بچه ها سر و کار دارید

در مورد نظر خواهی تان
راستش آزادیخواه بودن کاریست بسیار سخت و
از آن هم فراتر
حتی بنظر میرسد در عمل نشدنی !! و آرمانی
چون به تجربه ثابت شده که تقریبا همه افراد آزاده وقتی پای عمل رسیده ، کارشان به نوعی موجه جلوه داده شده به استبداد و سانسور وووو
وترساندن از دشمن رسیده و اینکه:" اگر افراد جامعه( حتی مجازی) آزاد باشند کار و سایت به هرج و مرج میرسد و ووووو
پای دشمن به سایت باز میشود!!

راستش گرفتن تند و تیزیهای نظرات تند افراد و کشیدن ترمز نمره صد بخود دادن و نمره صفر به دیگران جز از طریق نقد بی رحمانه
و جز از راه آزاد گذاشتن منتقدان مسیر نیست

راستش همیشه حربه استفاده دشمن از فضای آزادی وسیله ای بوده برای موجه شدن سانسور و حذف ِ نگاه عده ای از نظرات جامعه

راستش بالاخره باید روزی از جایی شروع کرد و از مرحله هرج و مرج گذر کرد و به تعادل رسید
چه بهتر اینکه
اینجا در فضای مجازی این اتفاق بیفتد و نه در فضای حقیقی و واقعی و با هزینه های جبران ناپذیر
راستش ...
راستش نظر دادن در مورد این مساله بسیار سخت است
تنها می توان گفت:
صلاح سایت خویش را خسروان ِ "ناظر" بر دیدگاه های مختلف - با توجه به شرایط و توان خود - دانند
فقط
هر کاری در این زمینه میکنید، بکنید ولی لطفا ماست مالیش نکنید و لطفا یکطرفه به قاضی ِ نظرات مختلف و با بهانه توهین و استفاده دشمن نروید تا تنها عده ای راضی از آن بیرون بیایند
با تشکر مجدد و
همچنین فشردن دست شما از راه دور و مجازی
امید بهروزی
  

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: جانسوز]  [  ]  
آقای حسن حبیبی شما از چه می ترسیدکه اینقدر هول ودستپاچه شده اید ؟ مگر مردم صغیرندوجاهل که رژیم درصف آنها رخنه کند؟مردم همینهایی هستند که بدون رهبری حکیمانه رهبر شما،در صف دشمن(رژیم) رخنه کردند،و آنرا دارند صدپاره می کنند .خدا هم به شماوهم به همه آنهایی که مثل شما فکرمیکنند کمک کندتا این مردم شریف ونجیب و هوشیار راکمی بشناسید.از"نظر" شما بوی سرکوب واستبداغوغا می کند!؟ آقای ناظر من وقتی نظر امثال آقای حسن حبیبی را می بینم،وحشتم می گیرد،لذا نظر من اینست که سرلوحه شما(دیدگاه) این باشد : ممنوع ،ممنوع!!!!
چرا اینقدر این ملت را دست کم گرفته اید ؟
  

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: حسن حبیبی]  [  ]  
به نظر من نمیتوان انتشار نظرات را بدون کنترل گذاشت.چون دیدگاه به عنوان رسانه به ناگزیر یک صحنه مبارزه است.این مبارزه نیز دو صف مشخص دارد.رزیم و مردم.اگر کنترل نباشد عوامل رنگارنگ رزیم خود را بعنوان نیرو های صف مردم معرفی کرده واز مرز بین دو صف به درون جبهه مردم نفوذ میکنند.سپس با تکرار اتهامات و دروغ پردازی و شایعه پراکنیدستگاه اطلاعاتی رزیم نیرمهای درون جبهه خلق را تضعیف میکنند و از میدان به در میکنند.به دلیل پیچیدگی مرحله سیاسی نیزاین تاکتیک دروغ و شایعه کارآئی دارد و بخشی از نیروهای درون جبهه مردم نیز در دام آن میافتند.سپس تشنج در درون این جبهه ایجاد میشود.و همین تشنج ها منجر به بسته شدن رسانه ویا تبدیل شدن نسبی آن به ابزار کار رزیم میشود.
پس نباید اجازه داد رزیم به دیدگاه نفوذ کند.حالا برای حل مشکل کنترل باید راهکاری پیدا کرد. ابتدائا باید آنرا تعریف کرد.سپس ضوابط و چپ وراست آنراتدقیق و مکتوب کرد.و در انتها برای آن مسئول یا مسئولینی برگرید.
واقعا حیف است که دیدگاه دوباره متشنج و بسته شود.
  

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: علیرضا تبریزی]  [  ]  
با درود بر همه دوستان، به نظر من پرستیژ سایت دیدگاه ایجاب میکند که از اشاعه نظرات حاوی القاب و افکار مستهجن و لمپنیزیم و یا توهین به اعتقادات شخص و یا گروه که هیچگونه بار سیاسی ندارند جلوگیری شود. چون بی بندباری، آزادی نیست، عین آنارشیزم هست . کسانی که از دل رژیم قصد مخدوش کردن خطوط دیدگاه را دارند، نباید پشت سپر سانسور بهانه جویی کنند که باید نظراتشان درج شود. بهتر است که آنها در همان " آزادی نزدیک به مطلق " احمدی نژاد نظر دهند. کلمات بخودی خود بار منفی ندارند مگر مقصود و غرض خواصی را لابلای جملات جاسازی کنند که به خواهند به عمد چوب لای چرخ نیرویهای سرنگونی طلب بگذارند. شعر " جاکش ها " اثر خانم مینا اسدی و یا شعر" حقوق بشر کجاست؟ کجاست؟" آقای خرسندی نه اینکه اصلا زشت و زننده نیست بلکه حقیقت تلخی است که فقط میشود در قالب همین کلمات سروده شود.بنابراین منظور از حرف زشت و ناپسند این نیست به آقای وفا یغمایی و یا مجاهدین انتقاد شود بلکه در این است ما با کلمات به آقای وفا یغمایی و یا مجاهدین بر خورد فیزیکی کنیم. تا زمانی که هم کابران بدون اسم و ایمیل مشخص نظر می دهند این امکان هم وجود دارد که شخص و یا اشخاصی با چندین اسم و شناسه نظراتی دهند که اتفاقا منظورشان هم این هست که جو غیر قابل اعتمادی را در دیدگاه حاکم کنند.
حرف آخر اینکه ما هنوز به آن اندازه و درجه از دمکراسی نرسیده ایم که بخواهیم مطالب امان را مستقیما به شخص نویسنده برای درج در دیدگاه ارسال کنیم. فکر میکنم که برای رسیدن به آنجا پروسه طولانی را در پیش داریم، اما بطور نسبی در حال یادگیری آن هستیم.
  

[تاریخ ارسال: 11 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: golku]  [  ]  
فروغ آزادی گرامی
در جواب سوال شما که پرسیده بودید آیا میشود در اینترنت جلوی تهمت زدن را گرفت باید بگویم به نظر من نه. اما این که آیا میشود تشخیص داد این جای بحث دارد اما در کل میتوانم بگویم آری.
این مقوله یک مقاله جدا میخواهد. .
در همین 18 نظر قبلی نگاه کنید و ببینید که همه در باره سوال آقای ناظر نظر داده اند که مربوط به موضوع است اما یک نفر این مسئله را شخصی کرده و به کاربر دیگری حمله کرده است. در بعضی از وب سایت ها چنین نظری حذف میشود.

حملات شخصی را کاملا میشود تشخیص داد و اینطور حملات را میتوان حذف کرد که باعث تنش نشود اما این را هم باید در نظر گرفت که هر گونه کنترل به معنای این است که کنترل کننده و سایت از نظردهندگان بهتر و بیشتر می فهمند و باید هر نوشته و نظری توسط آنها کنترل شود.

شاید یک راه دیگر این باشد که زیر نظرات یک دگمه اعتراض بگذارید و اگر کسی به آن نظر اعتراض کرد آن نظر را آقای ناظر یا مدراتور چک کنند .
  

[تاریخ ارسال: 10 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: Hadi Shahab]  [  ]  
آقاى ناظر محترم,
بگذاريد هر كس هر طورى دوست دارد نظرش را بدهد حتى اگر بازجويان ,همكاران رژيم يا مخالفى كه احساسات و نظراتش را با فحش و ناسزا بيان ميكند بگذاريد نوشته او بر جا بماند آخر هر يك از ما بايد براى آنچيز كه همه آزادى ميگوييم بهايى بپردازيم شما كه خوب ميدانيد كم نبودند و نيستند از يارانتان كه براى آزادى جان خود را در اينراه گذاشتند...
  

[تاریخ ارسال: 10 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: نسیم]  [  ]  
در چندین نظر اصطلاح " غرض ورزی" بکار رفته است
ممکن است یکی از دوستان مرحمت نمایدو پیرامون معنی" غرض ورزی" کمی توضیح دهد؟
ایا چنین نیست که هرکس از طرح نظرش غرضی را دنبال می کند؟
  

[تاریخ ارسال: 10 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: حیدر سنجری]  [  ]  
به نظر من برای اینکه فضای سایت و نظرها سالم باشد و کسانی که غرض ورزی ندارند و پای حرف و نظرشان هر چه که باشد می ایستند نظر بدهند. شرط نام و ایمیل را اضافه کنید. هر کس که میخواهد نظر بدهد و غشی در او نیست این گوی و این میدان یک ایمیل بدهد. حتی اگر فردی یک ایمیل اضافی برای اینکار بسازد و ایمیل خودش نباشد مهم نیست ولی این باعث می شود که یک نفر نتواند با اسم های مختلف نظرهای مختلف بدهد و آب را گل آلود کند. در ثانی بحث جدی خواهد شد و هر کس فقط برای دل خالی کردن چند خطی نخواهد نوشت. پیروز باشید   

[تاریخ ارسال: 10 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: هموطن]  [  ]  
آقای ناظر,
با نظر پیشنهادی شما کاملا مخالفم.

  

[تاریخ ارسال: 10 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
براى پيدا كردن درمان بايد قبل از هر چيز درد را شناخت٠ به نظر بنده افراديكه به اين سايت مراجعه ميكنند ميشه اونها رو به چند دسته تقسيم كرد: دسته اول شامل فرد يا افرادى ميشه كه خواهان سرنگونى رژيم آخوندى با تمامى باندها به هر قيمت هستند٠ دسته دوم شامل فرد يا افرادى ميشه كه وابسته به رژيم هستند٠ دسته سوم شامل فرد يا افرادى ميشه كه بينابين آن دو گروه بالا متغير هستند٠ براى فهم بهتر مثالى ميزنم: اين فرد يا افراد روزيكه مثلآ يك گروه سرنگونى طلب كاخ رياست جمهورى آخوندها رو با خمپاره ٨٢ ميليمترى مورد هدف قرار ميد به وجد ميانو ذوق و شوقى ميكند كه بيا و ببين اما وقتى ( بنا به هر دليلى ) شرايط سخت و پيچيده ميشه و همزمان ( پيش بينى شده از قبل يا بطور تصادفى ) باندي از همين رژيم حرفهاى نسبتآ درست و به حقى اما خيلى دير شده اى رو مطرح ميكنند ( چون تمامى حرفهاى درست و حسابى از خيلى سال پيش گفته شده) به وجد ميانو شور حسينى ميگيردشون و هيچ خدائى را هم ديگه بنده نيستند٠
خب حالا راهكار چى ميتونه باشه؟
به نظر بنده شما آقاى محترم بدون داشتن ذره اى تعارف و رودرواسى از نورچشميها و غيرو بهتر آن است كه شما همه نوشته هاى ارسالى را وارد سيستم كنيد٠ اما اگر منظورتان از فحش حرفهاى ركيگ و زشت و چاله ميدانى هست كه خب بايد حذفش كنيد٠
شاد و خرم باشيد

لعنت و نفرين بر خمينى (ح)
  

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.