شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ - ۱۲ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«جنبش سبز» تا کجا پیش خواهد رفت؟
یادداشت روز علی فیاض

علي فياض

آیا جنبش سبز به بن بست رسیده است؟

معادلات موجود، مطالبات مردم، و فشارهای از پایین، بسیار فراتر از آن چیزی است که سردمداران اصلاح طلب "ریزشی" حکومتی موجود خواهان آن هستند. آنچه که این "رهبران" و کاندیداهای "دزد زده"، خواهان و خواستار آن بوده و هستند، فعلیت بخشیدن به قانون اساسی، بازگشت به جمهوریت و اسلامیت و بازگشت به خط امام است! شعارها و خواست هایی که می توان گفت، هیچکدام از آنها، در، خواست ها و اعتراضات مردمی که نفی استبداد، نفی ولایت فقیه و اعتراض به شیوه های رفتاری و سرکوب گر حاکمیت جهنمی موجود بود، تبلور نیافت. خواست ها و مطالبات مردم نه  تنها به شیوه های سرکوب حکومتی و دزدی و جا به جایی آراء، که حتی نفی ولایت فقیه و حکومت "دینی" موجود را شامل می شد. و آن چیزی است که اگر تحقق یابد، نه از تاک نشان خواهد ماند و نه از تاک نشان. این را، هم رهبران جنبش سبز می دانند و هم تمامی کسانی که در سال های سیاه دهه 60 دست اندرکار استوار ساختن پایه های حاکمیت موجود بوده اند.

آنها تا بدانجا پیش نخواهند رفت که پایه های حاکمیتی که با دست های توانای خویش استوار ساخته اند فرو بریزد. آنها به درستی می دانند که تنها راه مهار خشم توده ها، کاهش فشار بر آنان است. چیزی که اصول گرایان قداره بند درک نمی کنند. چرا که آنها با تکیه بر توان نظامی و اعمال سرکوب، خود را نیازمند هیچگونه تعامل و سازش با مردم نمی بینند. آنها سرمست از نشئه پیروزی و توازن قدرت، همچنان به پیش می تازند. در حالی که جناح اصلاح طلب و رقیب، ناراحت و نگران از به حاشیه رانده شدن و در سایه قرار گرفتن، و البته با اندکی وجدان انسانی و تا حدودی تمایل به حقوق بشر و قانون گرایی، لجام گسیخته گی خشونت آلود حکومت را به دلیل پیامدهای آن نمی تواند بپذیرد. البته این سخن بدین معنی نیست که باید آنها را طرد کرد و یا به گردانندگان و کارگزاران وفادار ولی فقیه میدان داد. حمایت و تشویق این عناصر، بدون تردید باید توأم با هوشیاری، آگاهی و دانش سیاسی باشد. نه بدانگونه که دیگران را بفریبیم و نه در آن حدی که خود فریب بخوریم.  

ما نه می توانیم و نه باید تا بدانجا پیش رویم که حتی اکبر بهرمانی رفسنجانی – از عناصر پایه ای رژیم که هم مسئولیت مجمع عریض و طویل مصلحت نظام و هم رهبری مجلس خبرگان رهبری، و هم ... را یدک می کشد – را یک شبه تبدیل به یک وجیه المله ی شجاع السلطنه ی ببر الممالک سازیم!  آنچنان که برخی از عناصر "مستقل" اپوزیسیون در خارج کشور،  چشم و گوش خود را به آن دوخته اند تا شاید معجزه ای از اصلاح طلبان حکومتی – که گویا اینک اکبر بهرمانی رفسنجانی نیز به آنها افزوده شده است – رخ دهد، و که صد البته این "اپوزیسیون" فرصت الدوله و فرصت السطنه به امید آن روز، می خواهد همه این تحولات را به حساب خویش سرازیر کند!

و اما همانطور که در آغاز بحث گفتیم، سخن از چگونه گی آینده "جنبش سبز" و چگونه گی پی گیری مطالبات آن است. آیا این جنبش متوقف خواهد شد و یا به راه خویش ادامه خواهد داد؟

آنچه که اندکی در آن تردید روا نیست، تداوم خواست ها و مطالبات مردم است که ریشه در ظلم و بی عدالتی موجود دارد. مردم، نه به مثابه یک اهرم مکانیکی، که صاحبان قدرت و رهبران مترصد فرصت، می توانند آنها را به بازی بگیرند، بلکه به مثابه بازی گران اصلی و صحنه گردانان واقعی میدان، اگر نگوییم کنش گر، بدون تردید می توان به عنوان واکنش گر، همیشه آنان را در صحنه حاضر دید. مردم نه به ندای این و آن، بلکه بر اساس نیازها، فشارها و تبعاتی که سیستم های استبدادی بر آنها اعمال می کنند، همواره آماده انفجار و بر پا خاستن هستند. به ویژه مردمی که بیش از هشتاد سال است که حکومت ها همواره به آنها زور گفته اند و به نام خود آنها، با آنها با تازیانه  سخن گفته اند!

پس، این توده ها آمادگی یک قیام بزرگ و عمیق اجتماعی را دارند. آنان سال های سال است که این تمایل را – که واکنشی انسانی و سیاسی نسبت به بی عدالتی و ستم می باشد - از خود بروز داده اند. چنانکه آنها گویی منتظر لحظاتی بودند تا آرایشان به غارت رود! آنها گویی منتظر لحظاتی بودند تا ولی فقیه و شرکا، رسما و عملا شمشیر را از رو ببندند و این بار نه به نام سرکوب ضد انقلاب، و نه سرکوب منافق، بلکه با صراحت هر چه تمام تر به سرکوب مردم و فرزندان معصوم آنها بپردازند! و حتی به سرکوب "خودی" ها! و مردم همه اینها را نه تنها دیدند، که انتظار می کشیدند. چرا که سال ها شاهد سرکوب و کشتار فرزندان خود به عناوین مختلف بودند.

و جنبش سبز و سردمداران آن، اگر چنین "بهانه" ای را درک نکنند و در نیابند، و اگر منافع خویش را با منافع اقشار محروم، تحقیر شده و ستمدیده ایران زمین پیوند نزنند، مطمئن باشند که جنبش سبزشان به زودی به جنبش قرمز تبدیل خواهد شد. و همان حکایت تاک و تاک نشان به صراحت هر چه تمام پیش خواهد آمد! و ماجرای به دار آویختن شیخ فضل الله نوری ها! هر چند این بار نه با نیستی و نابودی فیزیکی شیخ فضل الله!

"جنبش سبز مردمی"، برای تداوم حیات خود، و در کنار مردم قرار گرفتن، می بایست از لاک منافع گروهی و حزبی و میراث امام و جمهوریت نداشته نظام فراتر رود، تا شاید بتواند منشاء خیری شود؛ اگر قصد خیری در کار باشد و جبران مافات! با این همه میدان برای بذل و بخشش و از کیسه خلیفه بخشیدن هم، آنچنان فراخ نیست که هر جلاد و مسئول قتل عامی از آن جان سالم به در برد و یک شبه ره صد ساله را بپیماید.

 

یادداشت‌های روز"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های روز سایت دیدگاه" قید کنید.

علی فیاض

alifayyaz@live.se

 

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



[تاریخ ارسال: 24 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: شا هین]  [  ]  
آقای زنگ بهتر از این نمی‌‌توان اوضاع را به این خوبی‌ تحلیل کرد. خیلی‌ ممنون از نظرات روشنگر شما. در این شرایطی که هر کدام از این سردمداران رژیم که به نحوی دست در قتل مردم بی‌ گناه ایران داشتند و ادعای رهبری میکنند، خوب است که این نظریه‌ها را ببینیم. دوستانی که فکر میکنند بر دکان این به اصطلاح رهبران نشستن راه به جایی میبرد زیاد دل‌ خوش نباشند .آنها هدفشان حفظ نظام دیکتاتوری هست و بس، نظامی که خود پایه گزارش بوده‌اند .به همگی پیشنهاد می‌کنم نامه آقای موسوی به آقای کروبی را به دقت بخوانند.   

[تاریخ ارسال: 22 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
برخی از شیفتگان استحاله رژیم آنچنان به دست اندر کاران امروز یا دیروز این رژیم ضد بشری، یعنی شریکان تمامی جنایت هایی که در این سال ها بر مردم ایران رفته است، دل بسته اند که هر چیزی را به کیسه آنها می ریزند. اعتراضات به حق مردم داخل و خارج کشور در ماه های بعد از نمایشات انتخاباتی رژیم هیچ ربطی به انتصابیون شورای نگهبان رژیم آخوندی، از جمله کروبی، موسوی، خاتمی، رفسنجانی و...، ندارد. مردم ایران خواهان سرنگونی این رژیم جنایتکار هستند، در حالی که این منتصبین خواهان ادامه حیات این جرثومه قرون وسطایی هستند و در هر فرصتی هم آن را اعلام می کنند، اما شیفتگان استحاله در این جور موارد خود را به کری می زنند و لباس های رؤیاهای خود را هر روز بر قامت یکی از جنایتکاران سابق می پوشانند. هر شخصی که به کروبی یا موسوی یا خاتمی یا رفسنجانی یا خامنه ای یا هر کس دیگری که روزی در جنایات این رژیم دست داشته و با صدای بلند آن را اعلام نکرده و از آن آشکارا فاصله نگرفته و از مردم ایران عذر نخواسته، در هر مقطعی برای بهبودی وضع مردم دل ببندد، یا ناآگاه است، یا با مردم نیست. چنین ادعاهایی را در جلد تئوری های آنچنانی پیچاندن و تحویل مردم دادن، هیچ دردی را دوا نمی کند. هر کس خواهان سرنگونی تمام عیار این رژیم ضد بشری، چه در حرف و چه در عمل، نباشد، دشمن مردم است.   

[تاریخ ارسال: 22 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: Safa]  [  ]  

جناب فياض! به نظر من استدلالهاي شما لنگ ميزند و جاده خاكي ميرويد. دليلش هم اين است كه من و شما جرات نقد گذشته و اينكه چرا دليجان جنبش سرنگوني طلب; عليرغم به مسلخ رفتن نسلي از جوانان ميهن; در خارج به گل نشست را ندارد و اينك جز نظاره گري و توليد تحليلهاي اين چنيني; كار ديگري از آن ساخته نيست. نوشته اي: "آنچنان که برخی از عناصر "مستقل" اپوزیسیون در خارج کشور، چشم و گوش خود را به آن دوخته اند تا شاید معجزه ای از اصلاح طلبان حکومتی ...... رخ دهد" برادر عزيز اين معجزه رخ داده است. با صداقت پاسخ بده! كداميك از ما حتي تصور مقاومت اصلاح طلبان در مقابل جنايات ولي فقيه را در اين حد ميكرديم. نوشته اي: <<"جنبش سبز مردمی"، برای تداوم حیات خود، و در کنار مردم قرار گرفتن>> بنظر من اگر مينوشتي: <<"جنبش سرنگوني طلب مقيم خارج كشور" برای تداوم حیات خود، و در کنار مردم قرار گرفتن>> مطلبت بسيار قابل فهم تر ميشد. دوست عزيز: در غياب من و شما تحولات فرهنگي وسياسي گسترده اي در اعماق جامعه ايران شكل گرفته است. نسل جوان و طالب آزادي در جامعه امروز ايران چندان شباهتي به نسل توهم زده انقلاب ۵٧ ندارد. فهم اين تحولات كليد فهم جنبش كنوني است. اين گوي و اين ميدان! جناب ناظر! لطف كنيد سانسور نفرماييد!

علی ناظر: جناب صفا، با سلام و آرزوی بهترین ها برای مدافعان آزادی بیان

هموطن عزیز، منظور از مزاح شما را نفهمیدم. چرا که اگر این مطلب می بایست حذف شود که با این جمله شما از زیر تیغ بیرحم سانسور رهایی پیدا نمی کرد، و اگر هم نمی بایست حذف شود که اضافه کردن این جمله شما دردی را دوا نمی کند.
  

[تاریخ ارسال: 21 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: امرالله ابراهیمی]  [  ]  
« جنبش سبز » به « جنبش سرخ » بدل نخواهد شد چرا که روند جنبش مردمی و تاکتیک های مورد استفاده در این چند ماه عالی است. موسوی ، کروبی و ..... پشت خمینی سنگر گرفتند و مردم هم از پشت آنها را به جلو هُل می دهند. پس سرعت آنها ( موسوی ، کروبی و .... ) به جلو به میزان فشار مردم بستگی دارد. هرچه فشار مردم بیشتر باشد ، هم بر تعداد و هم بر سرعت آنها می افزاید و این کار می تواند ما را به هدفمان که همان آزادی و دمکراسی است نزدیک تر کند. اگر خوب توجه کنیم به روشنی می بینیم که افرادی همچون موسوی و کروبی ، موسوی و کروبیِ چند ماه پیش نیستند از طرفی دیگر هر روز بر تعداد آنها افزوده می شود که این خود نابودی باند غالب را نوید می دهد. پس باید بپذیریم که « جنبش سبز » توان تغییر را دارد همانا توانست لحن گفتار ، نوشتار و همچنین رفتار رهبرانِ بعضی از سازمانهای سیاسی که هیچ خدایی را بنده نبودند را هم تغییر دهد. اینهم خود گواه آینده ای روشن است.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.