شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

هتاکی به رنگ سبز
یادداشت روز علی ناظر

علی ناظر

 محمد جواد لاریجانی دبير ستاد حقوق بشر قوه قضایيه امروز در حاشیه بازدید از نمایشگاه نجوم در مجلس شورای اسلامی در جمع خبرنگاران گفت " میرحسین موسوی آینده بسیار خوب سیاسی را از دست داد و ادبیات بیانیه ‌های وی با ادبیات مسعود رجوی هیچ فرقی ندارد و و خط نفاق جدید لیبرال است و این افراد در بیت آیت الله منتظری به وحدت تاكتیكی رسیدن و این مسئله یكی از اشتباهات بسیار بزرگ جبهه اصلاحات بود. موسوی حتی از تشابه ادبیاتی با رجوی نیز فراتر رفته و به بیت منتظری رسیده است."

سایت موج سبز، که معرف مواضع، نظرها و اخبار وابسته به جناح سبز است برآشفته از این گفته لاریجانی می نویسد: " این اظهارات که در ادامه خط سیاسی "اموی" حامیان کودتا قرار دارد، سعی می‏کند افرادی را که سال‏ها بار انقلاب و جمهوری اسلامی را در سخت‏ترین شرایط بر دوش داشتند مورد هتاکی و تهمت قرار دهد و به جریان‏های معاند، سلطنت‏طلب و منافق مرتبط و متصل سازد."

همانطور که ملاحظه می شود، نویسنده سبز مقایسه کردن موسوی با یکی از فرزندان خلق را "هتاکی" به ساحت پاک موسوی دانسته و برای تطهیر آن "سید" بزرگوار از این برچسب اهانت آمیز، گذشته موسوی و سبزهای همسو را به لاریجانی یاد آور می شود که این افراد "سال‏ها بار انقلاب و جمهوری اسلامی را در سخت‏ترین شرایط بر دوش" داشته اند. نویسنده موج سبز فراموش می کند که مضافا به لاریجانی و شریعتمداری ها یادآور شود که موسوی، کروبی و شرکاء هنوز که هنوز است خمینی را امام دانسته و تمام هم و غم آنها این است که جمهوری اسلامی دوباره به خط خمینی بازگردد، حال آنکه مسعود رجوی جزء اولین کسانی بود که پس از شکست "فاز سیاسی مجاهدین" و سرکوب تظاهرات 30 خرداد، "مرگ بر خمینی" را شعار محوری اعلام کرد.

نویسنده موج سبز از اینکه موسوی را به خمینی -  آمر قتل عام 67 - منتسب کنند ابراز شرم نمی کند، اما یکی دانستن "ادبیات بیانیه ‌های موسوی با ادبیات مسعود رجوی" را هتاکی قلمداد می کند.

اینها می خواهند جنبش سرنگونی طلبان را هدایت کنند.

علی ناظر 5 مهر 1388

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 29 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: حسین]  [  ]  
آقای ناظر
با درود
به نظر من این آقایان "سر" سبز
مرتجعینی جنایتکار بیشتر نیستند.
حرفشان و مواضعشان درباره آقای رجوی نیز همان است که خامنه ای و مصبح یزدی ...می گویند.
آینها هرگز از جنایات گذشته خود عذر خواهی نخواهند کرد.
همین نامه کروبی به رفسنجانی را هم که مطالعه کنیم ایشان سرکوب "التقاطی ها" و ..(بخوانید مجاهدین و دیگر نیرو های اپوزیسیون برانداز) را افتخار "امام خمینی" و یارانش دانسته است.
ّنمی دانم چرا بعضی ها انتظار دیگری از این حضرات دارند.
در ایجاد شبه ها و شک و تردیدها نسبت به ماهیت آقایان "سر" سبز آقای وخانم رجوی سهم مهمی دارند. همین شاعر عزیز مان آقای یغمائی هم به حدخود سهم دارد.
نزدیکی به "سر" سبزها دست بردن در گنداب وارثان خمینی است. انچنان که فی الواقع بوی تعفن شان حال هر دمکراتی را به هم می زند.
کاش به جای تلاش برای نزدیکی به "سر" سبزها رهبران مجاهدین بعنوان نیروی اصلی اپوزیسیون خارج تلاش می کردند همه را حول یک برنامه دمکراتیک گرد می آوردند. مطمئنا تنه سبز داخل هم جذب ان می شد
  

[تاریخ ارسال: 29 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: صومعه سرایی]  [  ]  
به دور از تئوریهای تو خالی و هل من مبارز طلبیدن کودکانه ،که تنها سودش به جیب ارتجاع و حامیان استعماری آن ریخته و می ریزد.فرزند خلق بودن، مبارز بودن،انقلابی عمل کردن را هر فرد و جریانی،می تواند در آیینه همین 30 ساله که خلق و تاریخ ایران،با مهیب ترین دیکتاتوری با ویژگی دجالگری و عوامفریبی، روبرو بوده و هست ،تماشا کند.هر کس و هر جریانی که توان رویارویی با این بلیه را داشته و دارد و در همین مسیر روشن،ذره ای کوتاه نیامده،فرزند خلق است،وفادار به خلق است و شایسته احترام و قدر دانی خلق و تاریخ می باشد. بقیه حرفهای تفرقه افکنانه ودشمن شاد کن قهوه خانه ای.   

[تاریخ ارسال: 29 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: said]  [  ]  

هواداران مجاهدين با تکيه به سابه مبارزاتي سازمانشان اين حق را به خودشان ميدهند که هر منتقدي را بدون آشنائي با آن فرد ،رژيمي اعلام کنند؟ آيا اين بود نتيجه سي سال مباره با رژيم؟؟ کي و کجا بايد به امام و امامه مجاهدين انتقاد کرد؟

علی ناظر: چه اصراری دارید که از واژه هایی چون امام و امامه استفاده کنید؟ مگر رهبر عقیدتی چه اشکالی دارد؟ چرا سایت را وادار به حذف و سانسور می کنید؟
  

[تاریخ ارسال: 29 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: علیرضا تبریزی]  [  ]  
به این دلیل من این مطلب را در این جا عنوان کردم که شما کرارا به کاربران گوشزد می کنید که حول مقاله بحث شود!!! اصلا هم قصد به انحراف کشاندن این مبحث را هم ندارم. فقط خواستم به شما یادآوری کرده باشم نظراتم که سانسور شد نه توهین آمیز بود و نه خارج از مقاله و نه طولانی و اتفاقا مقاله " دوست عزیز" قبل از راهکار ساده اتان 10000 بود. اصلا نه دلخورم و نه ناراحت چون معتقدم همه امان مشکل و فقر دمکراسی داریم. و بر خلاف تصور شما اصلا هم انتظار ندارم و نداشتم که نه این مطلب را و نه آن یکی ما قبل از این را منعکس نمایید. این چیزی بود که برای خودتان نوشته بودم. البته بهتر بود که از طریق ایمیل برایتان مینوشتم.
و اما در باره سئوال تان ؛ اینها سی سال است به هویت، شخصیت،ملیت،مذهب،انسانیت،تمامیت ارضی،حقوق مردم،گذشته ایران، آینده ایران و...... مشغول نه فقط هتاکی بلکه خیانت، جنایت،تجاوز و هزار کار بدتر از آن هستند. تمام هم نخواهد شد و تا زمانی هم که هستند با هزار رنگ دیگر رنگمان می کنند و ما تصور میکنیم که دارد اتفاقاتی می افتد که قبل از این نیافتده است. کلام آخر این که اصلاحات و رنگ سبز از جانب مردم و مقاومت مردم به این رژیم سفاک تحمیل شد و گرنه اینها آمده بودند که حکومت ناب و 24 عیار طالبان را برای مردم ایران بساط کنند. سنبه پرزور مقاومت باعث شد که کمکمک به اصلاحات قلابی کشیده شوند تا از سقوط حتمی اشان جلوگیری شود. حتما یادتان هست مخالفت با حق رأی زنان توسط خمینی ملعون و یا حرام بودن ساز و آواز و شطرنج را.... از انتقاد سازنده، سنگ و انگ نترسید به راهتان ادامه دهید. حتما دمکراسی را در مسیری که می رویم کم کم تجربه خواهیم کرد.
  

[تاریخ ارسال: 29 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [  ]  
در جواب آقای حامد و دوستان دیگری که یک خط ار مواضع مجاهدین را برمیدارند و در باره اش یک صفحه تحلیل غلط و گمراه کننده مینویسند فقط باید گفت خواهش میکنم یک بار دیگر مصاحبه ها و نوشته ها و پیام هایی را که بهش اشاره میکنید بخوانید. من هم میتوانم همین پیام یک صفحه ای شما را سر و تهش را بزنم و به هر کجا که بخواهم سوق بدهم. با نوشته های شما واقعیت ها عوض نمی شوند. همین نیروی با همه انتقادات شما فعلا از همه در جبهه جنگ با ملاها جلوتر است. هر وقت شما هم کاری کردید میتوانید ایراد ضد امپریالیستی بگیرید. مشق ننوشته غلط ندارد.

آقای ناظر درست است که "التفاتات" از چپ و راست به شما میبارد اما از اینکه این آینه را جلوی روی ما گذاشته اید از شما متشکرم. کودکان و زنان و مردان و زندانیان و انسانهای بسیاری هستند در این کشور فلک زده که صدایشان سی سال است خفه شده. ما که این فرصت حرف زدن را داریم کاش آن را درست به کار ببریم. ایا به اندازه کافی با تو سر هم زدن وقت تلف نکرده ایم؟ این دشمنی های بی جهت فقط آخوند را شاد میکند.
  

[تاریخ ارسال: 29 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: سيمين]  [  ]  
اگر منظور از "فرزند خلق"، کسی باشد که در ايران به دنيا آمده باشد قبول. اگر منظور از "فرزند خلق"، کسی باشد که به ياری خلق می شتابد، نصف قبول و نصف نه. ايشان در "فاز سياسی" حتما "فرزند خلق" بود. در "فاز نظامی"، کم کم به جهتی رفت که نهايتا سر از پيوند دادن آينده خود و سازمانش با نيوکان ها و لابی های اسراييلی طرفدار حمله به ايران در آورد. در اين نقطه، ديگر خيلی ها حق دارند که ايشان را "فرزند خلق" ندانند.
"سبز" ها اگر نخواهند نام خود را با سابقه رفتار های ايشان، مخصوصا در ارتباط با پيوند زدن سرنوشت خود با نيوکان ها و لابی های اسراييل مترادف کنند کار بدی نکرده اند. انتقادی که به بعضی از آن ها وارد است مترادف کردن نام خود با نام خمينی است. هرچند اين اقدام آن ها را اگر اقدامی به منظور متهم نشدن به براندازی در نظر بگيريم می توانيم قضاوتی متفاوت با قضاوت من داشته باشيم.
در ضمن يادآور می شوم که اولا همه کسانی که در سايت مورد نظر شما می نويسند يکسان فکر نمی کنند و مثل خود "موج سبز"، از گرايش های متفاوت تشکيل شده اند. و ثانيا به هر حال لازم است که آن ها در برابر حملات باند خامنه ای و همچنين در برابر مردم از حق طبيعی خود يعنی اعلام تفاوت های خود با ديگران استفاده کنند.
  

[تاریخ ارسال: 29 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: ر.شاکر]  [  ]  
آقای ناظر عزیز
راستش درست متوجه منظورتان ازهتاکی به رنگ سبز نشدم و این نفهمیدن بنده را ببخشید. اگر منظور هتاکی به اپوزیسیون سرنگون طلب و آقای رجوی است که این هتاکیها چیز جدیدی نیست و متاسفانه سالهاست که بر زبان رژیم و عواملش رواج دارد. بستگی دارد که شما رنگ سبز را چگونه معنی و تبیین کنید. اگر منظور شما اتحاد همه نیروها بر علیه ولی فقیه و کارگزارانش است که متاسفانه قسمتی از همین نیروهای مخالف خامنه ای به چنین اتحادی معتقد نیستند و شما دیگر دوستان میدانید که بسیاریشان هم از کارگزاران جناح مغلوب حکومت بوده و یا از آن هواداری میکنند و اینان هیچگاه تمایلی به اتحاد به خارج از خود نداشته اند و حتی عذری نیز از جنایات زمانیکه سرکار بودند نمی خواهند.

همانطور که در کامنت قبلی بعرض رساندم جدایی فیزیکی اپوزیسیون سرنگون طلب و 30 سال تبلیغات بی وقفه رژیم هم در میان جوانان ما که شناخت چندانی نسبت به اپوزیسیون ندارند قوز بالا قوز شده و چه بسا در برخی جوانان نا آگاه هم بی اثر نبوده.
بر این بیافزایید سنگینی تاوان حمایت از اپوزیسیون را که رژیم بدون کوجکترین رحمی اعمال میکند و ...
همه اینها به شخص هتاک و امثال وی که کوس سبز بودن میزنند جرات جسارت به اپوزیسیون داده است. اینها همانند که 30 سال است بدترین عناوین را برای بهترین فرزندان این مردم بکار میبرند.
پس چاره چیست؟ البته جواب هتاکی را باید داد ولی به نحوی که به روشن شدن اذهان بیانجامد که هتاکی شدیدتر و فحش نثار کردن جدب کننده قلوب نیست. اما چه میتوان کرد که دوباره قلبها را مایل به سمت اپوزیسیون کرد که اینگونه هتاکیها شدیدا به خود هتاک برگشته و باعث رسوایی وی شود؟
اگر چاره فقط از خودگذشتگی است که مقاومت ایران در 30 سال گذشته نشانداده هیچگاه دریغی نداشته است.
چاره چیست؟

با تشکر از زحمات شما و آرزوی بهروزی

ر.شاکر
  

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: علیرضا تبریزی]  [  ]  

سلام آقای ناظر و با درود بر شما! اما یک انتقاد به شما دارم و آن هم این هست که شما همیشه به دو چیز همیشه توجه دارید. اول اینکه به کاربران تذکر میدهید که حول مقاله بحث کنید و بحث را به انحراف نکشانید! دوم خیلی به دمکراسی معتقد هستید فقط مطالبی را سانسور میکنید که " متن هایی که در آن به افراد تهمت زده و یا بی حرمتی شده باشد، در دیدگاه منتشر نخواهد شد؛" اما شما مطالب مرا چند مرتبه در دوران قبل از فعالیت جدید دیدگاه، مشخصا در مورد مقاله ای که شخصی بنام" سعید سلطانپور" در دیدگاه انتشار داده بود، سانسور نمودید. دو بار هم بعد از فعالیت جدیدش،یک موردش در باره مقاله خودتان تحت عنوان " دوست عزیز " بود و دیگری هم در باره مقاله ای از خانم آزاده سپهری با عنوان " معضل افغانستان: خروج یا ماندن نیروهای نظامی خارجی" که در هر دو نه خارج از موضوع نظر دادم و نه به کسی به احترامی، ولی مشخصا محتوی هر دو نظرم در دو مقاله متفاوت از هم از نظر استرتژیکی نزدیک به هم بودند. یادم میاد خیلی سالها پیش وقتی که تازه تلویزیون جام جم جمهوری اسلامی راه اندازی شده بود در دوران خاتمی مکار و حیله گر (اینجا مجبورم از این کلمات در باره این شخص استفاده کنم) از بس برنامه هایش مملو از تزویر و فریب و ریا بود، ایمیلی برایشان ارسال کردم بعد از طرح چند سئوال و توضیح که لزومی هم ندیدیم که جوابش را برایم ارسال کنند. توضیحی مشخصی دادم بدین شکل: " اصلاحات و مردم سالاری دینی در چهار چوب ولایت فقیه کشکی است که باید در کاسه خون سابیده(سائیده) شود." اما دمکراسی مد نظر شما تا زمانی که با کاربران دیدگاه رو راست نباشید، ارائه و طرح چنین دمکراسی ولو بصورت تئوریک آن هم جز اتلاف وقت چیز دیگری در بر ندارد. قبل ها معتقد بودم که دمکراسی جاده دو طرفه ایست که همه حق تردد دارند مگر کسی بخواهد تحت عنوان آنارشیزم آرامش و نظم این جاده را با تخلف سرعت غیر مجاز بر هم زند.اما اکنون معتقدم دمکراسی کالای تزئینی است که فقط میتواند در ویترین خودخواهی کشورهای مدعی "دمکراسی" مانند " الماسهای خونین" زیر نور چلچلراغ های جنایاشان بر روی کشورهای فقیر و بدبخت با فخر بدرخشد. موفق و پیروز باشید.

علی ناظر: با سلام به جناب تبریزی.

اینهایی که نوشته اید چه ربطی به موضوع یادداشت دارد؟ موضوع یادداشت : هتاکی به رنگ سبز است.

حالا اگر این نظر شما را ثبت نمی کردم گله می کردید که بی دلیل سانسور کرده ام. اگربگذارم که کاربران حرفها و انتقاداتشان را بنویسند، یکی دیگر انتقاد می کند که هر حرف مربوط و نامربوط را ثبت می کنم.

جهت اطلاع، در عرض 7-8 ساعت اخیر، شما نفر اول نیستید که مرا مورد تفقد قرار داده اید - ماشاالله  مورد تفقد دسته جمعی قرار گرفته ام.

من یک راهکار ساده در نوشتارم ( با عنوان 10000) ارائه داده ام، و به آن پایبند خواهم بود. بدون هیچ توضیحی سانسور می کنم و بدون هیچ توضیحی نظری که سریع خوانده باشم (حتی اگر پر از گاف باشد) را منتشر می کنم. نه پوزش می خواهم، و نه ستون نظرهای دیدگاه را تعطیل می کنم. هر کس هم که دوست ندارد می تواند دلخور شود.

به آنهایی هم که در نظرها (که منتشر نشده)  و ای میلها (که ارسال شده)، جوش آورده و زیاده روی کرده اند می گویم، اینبار با دفعه قبل که دیدگاه تعطیل شد، فرق دارد و عکس العمل من مانند دفعه پیش متمدنانه نخواهد بود.

به راستی چرا برخی سعی دارند موضوع این یادداشت کوتاه را به انحراف بکشانند، هر کس از جایگاه خودش؟

آیا آنچه که موج سبز نوشته درست است، و من بد فهمیده ام؟

برای پیشگیری از انحراف، دوباره می پرسم: نظر شما در باره هتاکی به رنگ سبز چیست؟
  

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: حامد]  [  ]  
جناب صومعه سرا
من سیستم اسلامی را بخشی از نظام سرمایه داری میبنیم . من رژیم ایران را بیش از آنکه اسلامی ببینم حامی نظام سرمایه داری میبینم و در حلقه سرمایه داری جهانی . پس احمدی نژاد هم در همان خط مجاهدین است یکی ولی حاکم است ودیگری در حاکمیت نیست ولی هردو یک چیز میخواهند حفظ نظام سرمایه داری .
بدنیست البته درک خود را از مبارزه ضد امپریالیستی هم بدهم درچند کلام . اولا مبارزه ضد امپریالیستی شعار مرگ بر این وآن وپرچم آتش زدن نیست بلکه ایجاد ساختارهای مردمی علیه سرمایه داری جهانی است ونابودی حلقه های سرمایه داری وابسته وایجاد شوراهای مردمی برای تقسیم قدرت و ثروت . پس مسله ضد امپریالیستی یک خط فحاشی به آمریکا ومرگ بر امریکا نیست بلکه یک تحول درونی مردمی درجهت مردم زحمتکش میباشد. ولی متاسفانه مجاهدین دیگر آن مواضع «جامعه بی طبقه توحیدی» تخیلی خود را هم تعطیل کردند و به دنبال بندبازی در تحولات سرمایه داری و همسان کردن خود با این سیستم بر آمدند و در همین جا اصول خود را زیر پا گذاشتند که یک نیروی مستقل باشند.
وهمانطور که قبلا هم نوشتم این مجاهدین نیستند که خود را مقابل امپریالیسم قرار داده اند بلکه در جهت همراهی با سیاستهای جهانی هستند ولی این سیاست بازان جهانی هستند که هر جا مناسب بدانند از آنها استفاده میکنند ودر مورد حمله به اشرف بحث فراوان است ولی در یک کلام بگویم که این خواسته رهبری مجاهدین بود که این برخوردها انجام گیرد که بحث خود را دارد که بعلت طولانی شدن مطلب نمیخواهم وارد آن بشوم وبا چند کلمه ظاهری ومظلوم نمایی کردن وبرانگیختن احساسات حقوق بشری در جهت اهداف رهبری مجاهدین نمیتوان این مساله را توضیح داد وبهرحال توضیح آن مساله خود یک بحث مفصل است . اما در مورد قضاوت کلی تان ومقایسه من با یک نفر ویا نفرات دیگر فکر کنم این باید بسادگی از روی آن بگذرم وآنرا جدی نمیگیرم چون شناخت کافی از این نوع عکس العمل ها ی احساسی دارم که میدانم بهر روی از کجا سرچشمه میگیرد واز خود همدردی بیرون میآید و این است که باعث میشود که نظر از خارج را نتواند با یک نگاه خنثی وموضوعی نگاه کند بهرروی موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: مفید محمدی]  [  ]  
افشا گری جالبی بود علیه یک نویسنده سبز قلابی
از سوی آقای ناظر
اما. مهمتر از همه کسی که آقای مسعود رجوی را ضد خلق و نوکر امپریالیزم میداند و به دروغ میگوید مجاهدین در سی خرداد چند شهر را آزاد کرده اندو ترفند های دیگری بکار می برد . معلوم است که به چه قبیله ای تعلق دارد.
مگر مبارزه نظامی و سیاسی بد است که . از انقلابیون طلبکارهم باشید. هر دوطریقش . ایثارگرانه است.و شکست و پیروزی ظاهری دارد. مهم ماندگاری مبارز است. مبارز هیچ وقت شکست نمیخورد . حتا چونان میرزا ی جنگلی . پس از یخ زدن. سرش را هم قطع کنند و به در بار ستمگر هدیه ببرند.
اگر مرد میدان هستی بفرما. این گوی و این میدان.چرا به خودت حق میدهی که تنها مبارزان ایثارگر بتازی!؟
اگر خودت مبارز بودی و الآن نیستی که باید بدانی که مبارزه حساب جاریست و حساب پس انداز نیست . که از پس انداز کنندگان حرف بزنی وبرای خودت شاهد بسازی. مگر آقای ناظر .چی نوشته بود که رگ گردن تان انقدر ورم کرده و خلقی ترین و خلاق ترین سازمان با رهبرانش را شلاق کوب میکنی!؟. و فکر میکنی داری افشاگری و یا خدمت به خلق و وطنت میکنی!!.
پس از سی سال . چنین فکری داری . معلوم است که اصلا معنی مبارزه و مبارزان را نمیدانی چیست. هرچند هدفم شخص شما نیست. که حرفها و اندیشه ات بسیار عقب افتاده و عهد بوقی است. و سایت های رژیمی بهتر از شما . علیه آقای رجوی و سازمان مجاهدین مینویسند. و پز ضد رژیمی و ضد امپریالیستی هم نمیدهند. چون خودشان وابسته به ارتجاع و استعمارند.
درست است که/ در دیگ باز است . اما حیای گربه کجا رفته است /!؟...
  

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: maryam]  [  ]  

آقای ناظر ۱- پاسخ سوال من را ندادید.آیا ورود عنصر مزدور رژیم تحت عنوان مارکسیست و ..آزاد است؟؟ ۲-دوست من من ۳۰ سال است افتخار همکاری با فرزندان رشید خلق را در اشرف دارم.۱۲ سال سربازی برای آنها کردم که پرافتخارترین صفحات زندگی من بوده است. ۳-انداختن این رژیم سفاک قانونمند است.و هزار برابر شاه قیمت دارد.و کسانی‌ میتوانند در این میدان ایستدگی کنند که هزار برابر رزمندگان زمان شاه فداکارتر باشند. ۴-کسی که چنین راجع به فرزندان خلق و سردارش گند گاو چاله دهان باز می‌کند فقط اطلاعات آخوندی است و یا افراد بی‌ بته ی که در دنیای مادی مبارزه ن قد دارند و ن وزن و ن سناری در این مسیر کمک کارند.۵-تضمین ماندن در این جبهه و نرفتن در زیر قبای ملا ارتباطیست که با این پیشتازان خلق دارم.

علی ناظر: بوده اند کسانی که طولانی تر از شما به خلق خدمت کرده اند و الان ضد خلق هستند.

بار دیگر یادآوری می کنم، توجه داشته باشید که موضوع یادداشت من هتاکی به رنگ سبز است، و نظرهای شما در حال منحرف کردن موضوع یادداشت است. باور ندارید تفاوت نظرهای خود و نظر هایی که پیش از شما ثبت شده اند را سبک و سنگین کنید.

در مورد سوال شما که "ورود عنصر مزدور رژیم تحت عنوان مارکسیست و ..آزاد است؟؟ ". چرا شما خودتان به آن پاسخ نمی دهید؟ اگر پاسختان مثبت است که جای شما انسان انقلابی (با 30 سال سابقه مبارزاتی) در دیدگاه نیست، و اگر پاسخ شما منفی است، جای سوال انحرافی شما در سایت دیدگاه نیست. تصمیم با شماست.

بیش از اینهم به این موضوع نخواهم پرداخت.
  

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: maryam]  [  ]  

آقای ناظر ۱-من یک سوال دارم در سایت دیدگاه که تحت نامه سرنگونی طلب اداره میشود ورود اطلاعات بدنام آخوندی آزاد است یا نه؟. ۲-توجه داشته باشید که اطلاعات رژیم با نامهای مستعار عضو سابقه مجاهدین یا مارکسیست لنینیست وارد میشود.که آیز گم کند.اگر از مواضع این فرد حامد حس نمیکنید نفر اطلاعات است پس در وضع خودتان باید شک کنید.

علی ناظر: من هیچ محکی برای اثبات یا رد صحبت شما ندارم. همانطور که در مورد شما قضاوت نمی کنم.

در مورد شک کردن به وضع خودم، من بخودم شک ندارم، و امیدوارم که شما هم همیشه چنین سفت و سخت بمانید و مانند خیلی از کسانی که به دامن رژیم غلطیده اند و عنصر حرفه ای وزارت اطلاعات شده اند، نشوید. فراموش نکنیم که من عمری است که در همین نقطه (نه کم و نه زیاد) سفت ایستاده ام، ولی خیلی از مدعیان به هواداری، به زیر عبای رژیم رفته اند. سعی کنید شما نروید.

حال یک سوال، شما نظرتان در باره هتاکی به رنگ سبز چیست؟
  

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: صومعه سرایی]  [  ]  
آقای حامد،لطفا نظرتان را در مورد مواضع"ضد امپریالیستی احمدی نژاد" که نه توی لیست تروریستی قرار گرفته و نه بمباران شده،نه در فرانسه مورد حمله قرار گرفته ونه مجبور به زندگی مخفی شده و نه با لودر و تبر و تیر،از پیکرش خون ریخته و نه برای احقاق حق حفاظت از خودش،بیش از دو ماه است که اجبارا در اعتصاب غذا بسر می برد،بگویید.روزگاری یکی مانند شما،به مجاهدین به دلیل شرکت در اجلاس حزب کارگر انگستان،ایراد وابستگی به امپریالیسم می گرفت و پس از مدت کوتاهی،فاش شد که طرف،طی نامه ای به حزب مزبور ایراد گرفته که،شما باید ما را به عنوان سخنگویان کاگران ایران دعوت می کردید،نه مجاهدین را.در پایان اضافه می کنم که اگر یک هزارم فشارها و سرکوبهای ارتجاعی و استعماری که بر رجوی وارد شده،بر شما وارد می شد.صدها بار توبه نامه خود را برای جمهوری اسلامی و امپریالیستها ارسال می کردید.به شعار احمقانه و ضد مردمی حزب توده که مصدق را مهره امپریالیسم می دانست و عواقب آن،توجه کنید.بیندیش،وانگه بر آور نفس.   

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: حامد]  [  ]  
با سلام جناب ناظر
من نمیخواهم وارد یک بحث دیگر در مورد سی خرداد بشوم وی بد نیست این را از اعضای بلندپایه سابق مجاهدین مانند آقای م. خ بپرسید که دقیقا در همان زمان در ایران فعالیت داشتند و در گفتارهایشان البته نه کتبی ابراز کرده اند که در زمان سی خرداد قصد تسخیر قدرت را داشته اند وحتی به خیال خودشان چند شهر را هم «آزاد» فرموده اند ! این را حد اقل افراد عضو بلند پایه سابق مجاهدین بیان میکنند که البته اسم را میتوانید حذف کنید که شخصی نشود . البته مجاهدین یک تحلیل بیرونی همیشه دارند ویک تحلیل درونی .تحلیل درونی همان بود که از جیب در زمان آخر حکومت شاه به بیرون درز کرده بود. یعنی مجاهدین پیش بینی میکردند و در این جهت هم هدایت میکردند که تضادها آنتاگونیستی بشود البته با سوس مظلوم نمایی وگرنه استراتژیک همان بود که از جیب در زندانهای شاه بیرون افتاده بود که در آن برخورد مسلحانه را غیر قابل تردید میدانسته اند. واما مجاهدین میخواستند که در قدرت سهیم باشند و تا آنجا پیش رفتند در ا بتدا که بدور «امام » خط « جبهه ضد امپریالیستی » به پیش ببرند بعد نیز حتی به «میلیشیای »خود دستور دادند که در راه «مبارزه ضد امپریالیستی » به کمک «برادران پاسدار »بشتابند وبعد هم با جناح لیبرالها «وحدت وتضاد» را رفتند وبعد نیز برای خود گفتند امروز باید دفاع کرد ! وگرنه ارتجاع حاکم میشود و در روز سی خرداد هم تمامی نیروهایشان را از شهرستانها سازمان دادند که به سمت رادیو تلویزیون بروند که خمینی غدار هم دیگر سکوت نکرد ودستور شلیک را داد. بهر روی قصد ونیت درونی مجاهدین سرنگونی رژیم دراین روز بود ولی مجاهدین همانطور که گفته شد همیشه یک تحلیل بیرونی دارند ویکی درونی این را میتوانید از آقای یغمایی هم بپرسید که در آن زمان عضو سازمان بوده ندویا از اعضای بلند پایه سازمان مانند م. خ که ایشان هم طرفدار سبزها شده اند! بهرروی این نکته راهمیشه در نظر داشته باشید که مجاهدین تحلیل رو به بیرون ورو به داخل دارند که به بیرون عمدتا درز نمیکند ویا اگر صلاح باشد مقداری درز میکند که حتی بعضی مواقع حتی هواداران ویا اعضای دون پایه آنرا دریافت نمیکنند ولی بد نیست ک از اعضای قدیمی سازمان که در این قضایا نقش اساسی داشته اند بپرسید آنوقت میشنوید که قصد سازمان در سی خرداد تنها دفاع آزادی بیان نبوده است بلکه دچار توهم بوده اند که دهها میلیون هوادار بنی صدر راهم در جیب دارند ومیتوانند حکومت را سرنگون کنند مانند همان توهمی که در خروج وبه هنگام رسیدن به پاریس مسعود داشت وگفت که تا شش ماه دیگر این حکومت سرنگون است ویا زمانی که در فروغ گفت وعده ما در تهران ویا در زمان خاتمی گفت که این رژیم تا پایان دوره دوم خاتمی دوام ندارد و....
  

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: iran]  [  ]  
مسعود رجوی فرزند خلق بعد از 28 سال جنگ مسلحانه خسته شده و در آخرين نشست توجيه اي که با اشرفيان داشت گفت ميرود در خاوران چادر ميزند و اگر رژبم اجازه بدهد کار سياسي مي کند؟   

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: armin]  [  ]  

با سلام آقاي ناظر شما در اين نوشته از ” شكست مجاهدين در مبارزه فاز سياسي ” نام برده ايد! شما اين شكست را از كجا آورده ايد؟ مجاهدين طي اين دو سال و نيم پس از ضربات ساواك و ضربه دروني اپورتونيست هاي چپ نما كه سازمان را متلاشي كرده بود با بيش از 150 كادر از زندان آزاد شده و يا پراكنده و مخفي در برابر خميني با آن همه استقبالي كه از وي شد و عكسيش در نقره ي ماه نشانده شد : 1- با پيروي از اصول حاكم بر مبارزه در آن مرحله: الف- دفاع از آزاديهاي دمكراتيك ب- وحدت نيروههاي جبهه خلق به اپوزيسيون جدي رژيم تبديل شدند 2- تيراژ نشريه از مرز 650 هزار گذشت 3- نسلي را پرورش دادند كه سي سال مبارزه بي امان و زندان و شكنجه و فشارهاي بين المللي و كشتار نتوانست حريفش شود درستش اين است كه مجاهدين دو سال و نيم با بيش از 60 شهيد و صد ها مصدوم و محروح و هزاران زنداني به اين نتيجه رسيدند كه اين رژيم غير قابل اصلاح و رفرم و بازگشت از مسير ارتجاعي و ضد خلقي اش است و جز مبارزه براي سرنگوني اش را ه ديگر ي ممكن و ميسر نيست كه امروز پس از سي سال گدايي در بارگاه خليفه برخي سينه چاكان خظ ضد امپرياليستي امام هم به آن بگي نگي شير فهم شده و رسيده اند. نكته ديگر اين را به دوست شاعرت كه تازگي ها شال و قباي سبز كرده بگو كه مي نويسد از خون برادر و 500 رفيقش مي گذرد! و سيد شال سبز و نخست وزير دست آموز و بي اراده خميني را به مجاهدين و مبارزين ترجيح مي دهد و قيام و خيزش مردم ايران را هم به حساب انان كه بهانه اي بيش نيستند مي گذارد. من اگر چه قصد ندارم در اين شرايط تضاد با موسوي و امثالهم اصل شود بلكه بايستي ولي فقيه و احمدي نژاد را هدف قرار داد اما به اينكه چشم بر واقعيت ها و حقايقي كه در اين سي سال گذشت ببنديم نادرست مي دانم. ولي خميني با سه نفر هيچ مشكلي نداشت يكي موسوي كه بي اراده و مجري اوامرش بود. و ديگر سبزعلي رضايي و صياد شيرازي جلاد كردستان به دليل خل مشنگي و اينكه هر كدام يك يا دوتخته كم داشتند. همچنانكه شما به درستي گفته ايد رجوي و موسوي به دو دنياي متضاد تعلق دارند و شگفتا كه رجوي در حق همين جنايتكاران هم هر گز ناجواتمردي در مرامش نبوده و نيست. آرمين

علی ناظر: با سلام

 یک استراتژی یا تاکتیک در یک جدول زمانبندی شده، معنا پیدا کرده و تعریف می شود. مثلا عمر فلان پروژه ایکس است، هدف تعیین شده در این مدت تعیین شده، ایگرگ است. 

فاز سیاسی قرار نبود در 30 خرداد به پایان برسد. ساده اینکه، انتهای آن (جدول زمانبندی شده برای آن) 30 خرداد نبود. رژیم تصمیم گرفت که با برخورد آنتاگونیستی، حرکت سیاسی مجاهدین را وارد مداری غیرقابل بازگشت بکند (و نه اینکه مجاهدین خواسته بودند که حرکت سیاسی را به حرکت نظامی تبدیل کنند - این حرف دشمن است و غلط است. مجاهدین اگر می توانستند - رژیم قلع و قمع نمی کرد -  باز هم به آن روش ادامه می دادند). 

با توجه به این نکات، اگر یک استراتژی (یا تاکتیک) نتواند در زمانبندی از پیش تعیین شده، به اهداف مشخص و تعیین شده برسد، آن پروژه/استراتژی/تاکتیک شکست خورده است.

برای اطلاعات بیشتر، شما را به کلیه تحلیل ها، نشریات و کتاب ها و سخنرانی های رهبران مجاهدین از جمله شهید موسی خیابانی در باره 30 خرداد و فاز سیاسی و علل تغییر روش ارجاع می دهم.
  

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: حامد]  [  ]  

جناب سیاوش شما وهواداران مجاهدین بین آنچه که رهبری مجاهدین میخواهد و آنچه که دیگر نیروهای امپریالیستی نمیخواهند فرق نمیگذارید. شما به سیاستهای چندین ساله اخبر مجاهدین رجوع کنید که حتی آقای نیابتی را به این واد میدارد که در همین سایت دیدگاه به «زبان دری ساده » در باره «راه حل سوم »خانم رجوی چنین فرمودند: حرکت ارتش آزادی بخش با حمایت نیروی هوایی آمریکا ! یا بد نیست که مقداری هم به نامه نگاریهای خانم رجوی به قبله گاه کاخ سفید شما را ارجاع بدهیم که هنوز هم که هنوز است دل به آمریکاییان بسته است ویا به موضع گیریهای آقای حسین مدنی در آنزمان به عنوان سخنگوی اشرف با روزنامه لوس آنجلس تایمز:ما آماده هرگونه همکاری با کشورهای دمکراتیک از جمله آمریکا میباشیم ویا در زمان بوش در جنگ تبلیغاتی وروانی همراه با ارتجاع جمهوری اسلامی که درجهت ایجاد فضای جنگی بارها در مورد مساله اتمی همراهی کردند تا شاید تاقاری بشکند و وضعیت ایران هم مانند عراق شود و مجاهدین هم بتوانند از وضعیت بوجود آمده استفاده کنند وهمراه با بوش در متن «راه حل سوم »خواستار «دمکراسی از تهران تا دمشق »شدند ویا آقای علی رضا جعفرزاده نماینده مجاهدین در فاکس نیوز که یکی از مراکز تبلیغاتی جنگی در زمان جنگ علیه عراق بود مشغول بوده وهستند که فاکس نیوز معرف همه میباشد واحتیاج به توضیح نیست . ویا آقا ی پرل متفکر دکترین «خاورمیانه بزرگ» واز مشاورین امنیتی رئیس جمهور آمریکا که در برنامه مجاهدین البته با دریافت پول به قول خودش شرکت داشت و از «رفراندوم»خانم رجوی همراه شد و صدای تشکر هواداران مجاهدین در سالن فوق که از اتفاق سلطنت طلبی مانند امینی هم در آن شرکت داشت شنیده میشد که از شاهزاده سیاهی یعنی پرل تشکر میکردند. وامروز هم همان سیاست ادامه دارد. پس از طرف مجاهدین مشگلی برای همکاری با آمریکا وجود ندارد ولی این در تتاقض های هیئت حاکمه آمریکا که یک سیاست یکدست در مقابل رژیم اتخاد نمیکند متوقف میشود وبستگی دارد که کدام سیاست آمریکا ودیگر کشورهای اروپایی احتیاج به اهرم علیه رژیم داشته باشد آنها را به میدان میاورد. بعلاوه یادتان نرود که مسعود رجوی در پیامهای اخیرش از تمامی مواضع گذشته خود عدول کرده و با زبان بی زبانی حاضر به ائنلاف با باصطلاح «سبزها » شده بود ولی خوب سبزها الان نسمیمشان برای جناحهای امپریالیستی خوش تر است و مجاهدین همیشه برای آمریکا بخاطر ماهیت وهمراهی اش با صدام حسین و همچنین کشتن آمریکاییان در سالهای قبل از قیام پنجاه و هفت یک کارت با ثبات نیست . بهر روی این رهبران مجاهدین نیستند که حاضر به همکاری نباشند این سران امپریالیستی میباشند که تمایل زیادی بازی با این کارت را ندارند چون هم سوخته شده است وهم متاسفانه در بین مردم بردی ندارد بویژه که اکنون جریان ارتجاعی سبز «نسیم بهاری اش» حتی خود رجوی را هم گرفته است و جو زده کرده است چه رسد به حاکمان آمریکایی - اروپایی را .پس لطفا سوخته شدن کارت مجاهدین در نزد امپریالیستها را به عنوان یک امر «ضد امپریالیستی »نخواهید به ما بفروشید این استدلالها بر خلاف سیاست واقعی جاری مجاهدین بوده وهست

علی ناظر: موضوع یادداشت - نگاه سایت موج سبز به "هتاکی" است. این آخرین نظر غیر وارد (نامربوط) است که منتشر می شود. لطفا طولانی ننویسید، وگرنه منتشر نخواهد شد
  

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: صمد]  [  ]  
با سلام وخسته نباشيد به همه و بويژه ناظر عزيز و مقاوم روى سخنم بيشتر با هواداران مجاهدين است انتقادى كه به بعضى از شما عزيزان وارد است اينكه گاهى عجولانه موضعگيرى ميكنيد هرچند اين مجاهدين بوده وهستند كه آخرين ترفندهاى وزارت اطلاعات رژيم رابراى نفوذ و ضربه به اپوزيسيون برانداز افشا ميكنند اما بعضي از ما هواداران در شرايطى اين رهنمودهاى كيفي وانقلابى را فراموش ميكنيم نمونه اش در پاسخ به فردي به نام حامد است كه هر فردى كه كوچكترين ديدگاه انقلابى وماركسيستى را داشته باشد ولو مخالف سياسى و ايديولوژيك مجاهدين هم باشد حاضر نيست چنين الفاظى را براى يك جريان سياسى بكار ببرد شلاقها وشكنجه ها انفراديها وديگر مشكلات مشترك زندان خاطرات تلخى بود اما از بكارگيرى شان ميشود اتحاد شيرينى داشت. جناب ناظر جهت اطلاع خودتان ايميلم را نوشته ام هر چند فكر ميكنم آنرا داشته باشيد   

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: سیاوش]  [  ]  
آقای حامد
به اعتقاد من برای شما لازم است که در شرح زندگی حضرت لنین داستان های مربوط به چپ روی کودکانه و فرمان پوشیدن دامن و چیزهای دیگر را بخوانید. آقای محترم؛ مجاهدین هشت سال است که اسمشان را دولت امریکا جزو لیست گروههای تروریستی گذاشته و با همه تلاشی که کرده اند نتوانسته اند اسمشان را در بیاورند. در جریان حمله به عراق، علی رغم اعلام بیطرفی از طرف مجاهدین، هواپیماهای امریکایی و انگلیسی چنان بمبارانشان کردند که گویی می خواستند یک نفرشان هم زنده نماند. پنجاه کشته و دویست سیصد زخمی دادند. در همین قضیه اخیر که نیروهای پلیس امنیتی عراق و مزدوران آخوندها به دستور مالکی با چوب و چماق و تیر و تبر به آنها حمله کرده و ده نفر را کشتند و پانصد نفر را لت و پار کردند نیروهای امریکایی نظارت می کردند و حتی فیلمبرداری هم می کردند اما خفقان گرفته بودند. این چه وابستگی به امپریالیسم است که امپریالیسم بی شرف اینگونه رفتار می کند. آقای محترم بهتر است قبل از نوشتن مطلب قبلش کمی فکر کنیم.
  

[تاریخ ارسال: 28 Sep 2009]  [ارسال‌کننده: mahmood]  [  ]  
با سلام،

با افشا ی عوامل رژیم موافقم ولی‌ با در نظر گرفتن دشمن اصلی‌ و تعادل قوا و در راستای تلفات کمتر برای جبهه خلق. آقای حامد با فتوا‌ای امامگونه کسانی‌ را به جبهه ضد خلق میفرستند که لحظه‌ای برای خود زندگی‌ نکرده اند. نمیدانم چرا به جای مبارزه با رژیم نکبت اسلامی همو غم ما باید صرف حمله به مخالفان این رژیم باشد. منظورم از مخالفان هم مخالفان مترقی مانند آقای حامد است و هم مرتجع‌هایی‌ مثل بقیه گرو ها.

  

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.