شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۷ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۷ مارس ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

کمک مالی آمریکا به گردانندگان رفراندوم

بهرام رحماني

فراخوان برگزاری رفراندوم، با استقبال به اصطلاح نیروهای «ملی و مذهبی»، از انواع و اقسام جمهوری¬خواهان تا سلطنت¬طلبان و طیف مجاهدین و توده¬ای¬_¬اکثریتی و سخن¬گویان اپورتونیست و رفرمیست در خارج کشور رو¬به¬¬رو شده است. در مجموع می¬توان گفت که شعار رفراندم، گرایشات مختلف بورژوایی را از درون رژیم جمهوری اسلامی تا اپوزیسیون بورژوایی در خارج کشور، در یک صف قرار داده است. طرفداران دیروزی شوروی سابق، با طرفداران پر و پا قرص آمریکا، در کنار هم به تمرین و آموزش «دمکراسی» مشغول شده¬اند. چنین صفی به دلیل این که در راستای سیاست¬های آمریکا، برای استقرار «دمکراسی» در چهارچوب طرح «خاورمیانه بزرگ» گام برمی¬دارد، بی¬شک می¬تواند جای پایی در نزد طراحان کاخ سفید و پنتاگون پیدا کند. آمریکا، در حمله به افغانستان و عراق و اشغال نظامی این کشورها، چنین صفی را به وجود آورد تا مجری این سیاست¬ها در این کشورها بشوند. آمریکا، سال¬هاست که به فکر به خط کردن جریانات بورژوایی نزدیک به خود برای پیش¬برد اهداف اقتصادی، سیاسی و نظامی¬اش است. اما مشکل بزرگ آمریکا، این است که این جریانات کم¬ترین پایگاهی در جامعه ایران ندارد. بنابراین دولت¬های امپریالیستی و در راس همه آمریکا، همواره طرح¬ها و پروژه¬های گوناگونی را در رابطه با اوضاع و احوال کشورها تدارک می¬بینند. هم¬چنین این دولت¬ها برای پیش¬برد اهداف اقتصادی، سیاسی و نظامی خود به دنبال آن بخش از سازمان¬ها و احزاب و شخصیت¬هایی هستند که حاضرند در قبال پول و وعده پشت و مقام، مبلغ و مروج و پراتیک¬کننده سیاست¬ها و طرح¬های آن¬ها باشند. اخیرا «فاینشنال مالی» گزارشی را تحت عنوان «نئوکنسرواتیوها و ایران» منتشر کرده است که در آن، به کمک¬های مالی آمریکا، به «گروه¬های تبعیدی اپوزیسیون ایران»، از جمله حامیان رفراندوم اشاره شده است. فاینشنال تایمز، در گزارش خود، از گروهی به نام «اتحاد دمکراسی در ایران»، نام برده و می¬نویسد: مرکز این گروه واشنگتن است. کمال آذری، رییس این گروه با اعلام این که این گروه خشونت را رد می¬کند، گفت: هدف واقعی ما قدرت دادن به مردم ایران برای تغییر حکومت خود است تا دمکراتیک شود. بنا به همین گزارش، هدف این گروه برای برگزاری همه پرسی¬(رفراندوم) در این مورد این است که آیا سلطنت تحت رضا پهلوی در ایران برقرار شود یا خیر. اعضای هیات مدیره این گروه ناشناخته¬اند و برخی از آن¬ها سلطنت¬طلب هستند. بنا به گزارش فاینشنال تایمز، قانون آزادی و حمایت ایران که به حمایت سناتور ریک سانتوروم و سناتور جان لورکین به کنگره پیشنهاد شده است از دولت می¬خواهد از تغییر حکومت¬(در ایران) حمایت کند و نظریه تبدیل ایران به یک دولت دمکراتیک از طریق اتحاد گروه¬های مخالف را رواج داده و بودجه آن را تامین کند... براساس این گزارش، به پیشنهاد سم براون بک، سناتور جمهوری¬خواه ایالات کانزاس، کنگره مبلغ سه میلیون دلار در سال 2005، برای کمک به فعالیت¬های گروه¬های مخالف ایران اختصاص داده است. به رغم چنین اقداماتی، نئومحافظه¬کاران درباره ارزش¬های ترغیب مخالفان تبعیدی (ایران¬) به دو دسته متوجه شده¬اند که این احزاب به علت رقابت¬های داخلی از هم پاشیده¬اند و از حمایت اندکی در داخل ایران برخوردارند... فاینشنال تایمز، به نقل از یک مقام آمریکایی که نامی از وی نبرد، نوشت: سیاست کنونی گزینه تغییر حکومت ایران را در بر نمی¬گیرد، اما به حمایت از گروه¬هایی تمایل دارد که به تغییر رفتار ایران از طریق ترویج دمکراسی کمک خواهد کرد. در این گزارش، با توجه به این که برنامه¬های «ابتکار همکاری خارومیانه¬ای» وزارت امور خارجه آمریکا، که می¬خواهد گروه¬های طرفدار دمکراسی در داخل ایران را شناسایی کند، هیچ گروهی را پیدا نکرده است، می¬افزاید: مقامات هم¬چنین از این امر آگاهند که هر گروهی که مشخص شود از آمریکا بودجه دریافت می¬کند به سرعت از سوی ایران هدف قرار گرفته می¬شود و کنگره می¬گوید هویت این گروه¬ها سری نگهداشته خواهد شد... همان¬طور که از گزارش فانیشنال تایمز بر می¬آید، جریانات راست وابسته به سلطنت¬طلبان هم¬چنان راه زوال را طی می¬کنند و روز به روز از طرفداران آن کاسته می¬شود. اکنون شعار رفراندوم، گرایشات مختلف بورژوایی را در یک لیست امضای اینترنتی در کنار هم قرار داده است، اما کسانی که به مسایل ایران و رقابت جناح¬هایی بورژوایی آشنایی دارند، می¬دانند که اتحادهای این¬چنینی موقتی و شکننده است. به خصوص هنگامی که بحث تقسیم کمک¬های مالی آمریکا و پست و مقام به میان آید، دعواهایشان به اوج خواهد رسید. محسن سازگارا، که ظاهرا سخن¬گوی فراخوان¬دهندگان رفراندوم است و در خارج کشور با محافل بین¬المللی به ویژه آمریکایی¬ها نیز در حال بده و بستان است، در گفت¬و¬گویی با نشریه شهروند کانادا، شماره 953، سه¬شنبه 11 ژانویه 2005، می¬گوید: «... به این ترتیب است که در این راه رفراندوم، یعنی امکان انتخاب مردم میان تثبیت وضعیت موجود و تغییر آن وجود خواهد داشت... این راهکار هم¬چنین در جهان مدرن می¬تواند مقبول واقع شود. در حالی که شعار سرنگونی در این راستا قابل توضیح و توجیه نبوده، در نتیجه نمی¬تواند مقبول واقع شود.» پرسیدنی است، چگونه می¬توان تغییر از بالا برای حفظ یک رژیم فوق ارتجاعی که 26 سال جنایت و کشتار می¬کند در جهان مدرن مقبول است، اما برچیدن بساط چنین رژیمی که کم¬ترین جنبه انسانی نه در قوانین آن و نه در عملکردهای اقتصادی، سیاسی، احتماعی و فرهنگی¬اش وجود ندارد در جهان مدرن مورد تصور سازگارا و هم¬فکرانش مقبول به نطر نمی¬رسد؟! جالب است که چندی پیش جمهوری خواهان در برلین و بخش دیگری تحت عنوان جمهوری¬خواهان لائیک در پاریس و قبل ار همه این¬ها منشور 81 که جنازه¬اش در دست تنها گرداننده¬اش باقی مانده است و قبل از همه این¬ها سلطنت¬¬طلبان شعار رفراندوم را سر داده بودند، یک¬باره همگی به ابزار دست فراخوان¬دهندگان رفراندوم و سخن¬گویان آن تبدیل شدند و تحت تاثیر آن قرار گرفتند، قبل از هر چیز ورشکستگی و سطحی بودن این «شخصیت¬ها و جریانات راست را نشان می¬دهد. تمام این جار و جنجال برای این است که به قول سازگارا، «تصور من آن بود که در مرحله حاضر _¬یعنی مرحله تعمق و توسعه گفتمان رفراندوم¬_ اگر بتوانیم پنجاه نفر از نخبگان سیاسی و اجتماعی در داخل و خارج از کشور را با این پروژه هم¬سو کرده باشیم و پنج هزار نفر هم با این پروژه هماهنگ باشند می¬توانیم وارد گام سازمان¬دهی شده...»(گفت¬و¬گو با نشریه شهروند) بدین سان آرزوی سازگارا، استخدام 50 نفر از نخبگان سیاسی و اجتماعی است که احتمالا حقوق آن¬ها توسط سازمان سیا تامین خواهد شد. البته برخی از این نخبگان، به ویژه در خارج کشور، به حدی شیفته و عاشق ثروت و قدرت هستند که برایشان تفاوتی نمی¬کند که در کنار سازگاراها، رضا پهلوی¬ها و راست¬ترین و ارتجاعی¬ترین جناح¬های بورژوایی باشند. این¬ها خود را به هر آب و آتشی می¬زنند و از این رادیو به آن رادیو و از این میزگرد به آن میزگرد می¬دوند تا بلکه در نزد سازگاراها و رضا پهلوی¬ها مقبولیت پیدا کنند و یکی از این پنجاه نفر مورد نظر آنها باشند. مسلما چنین نخبگانی همواره و در همه حال با همدیگر بر سر گرفتن سهم بیش¬تر در حال کشمکش و رقابت هستند. برای مثال آقای کشتگر، در مقابل این سئوال که «آقای سازگارا می¬گوید مذاکرات و گفت¬گوهای وسیعی با تمام نیروها صورت گرفته است. آیا از جمهوری¬خواهی شما سازمان خاصی را در نظر دارید یا کلا نیروهای متعلق به این تفکر را می¬گوئید؟، چنین جواب می¬دهد: «یکی دو ماه پیش من نیز با آقای سازگارا گفت¬و¬گویی داشتیم و نتیجه صحبت¬مان هم همان بود که الان طرح بحث رفراندوم بسیار درخور است. پس از مدتی ناگهان این «فراخوان» آمد. من با بسیاری از نیروهای متعلق به تفکر جمهوری¬خواه از نهضت آزادی تا جبهه ملی و چپ¬ها در داخل ایران گفت¬و¬گو کردام اما هیچ¬یک در جریان نبودند. در خارج نیز وضع متفاوت نبود. در این¬جا 2 بلوک جمهوری¬خواه اعلام موجودیت کرده است که بخش بزرگی از جمهوری¬خواهان را پوشش می¬دهند با این¬ها نیز مذاکره و گفت¬و¬گویی صورت نگرفته بود...»(سایت کار، سازمان فدائیان - اکثریت) بنظر می¬رسد¬ سازگارا، افرادی مانند کشتگر را سر کار گذاشته و یارهای پرچرب¬تر از او پیدا کرده است. در هر صورت نیروها و نخبگانی که با هیاهو پیرامون رفراندوم گرد آمده¬اند، بارها سیاست¬هایشان نزد مردم آگاه و آزادی¬خواه رسوا و بی¬اعتبار شده است. اکنون که اکثریت مردم ایران، به ویژه کارگران و مردم محروم و تحت ستم، خود را برای برچیدن بساط کل رژیم جمهوری اسلامی آماده می¬کنند، شعار رفراندوم حداقل توسط بخشی از بورژوازی به میان صحنه سیاسی جامعه ایران پرتاب شده است تا با تغییراتی در «قانون اساسی جمهوری اسلامی»، از یک سو سهم خود را از حاکمیت بگیرد و از سوی دیگر به زعم باطل خود مانع روند سرنگونی جمهوری اسلامی با یک انقلاب اجتماعی شود. بنابراین اتحاد حامیان رفراندوم، اتحاد بورژوازی است که در بهترین حالت به تثبیت سیستم سرمایه¬داری ستم¬گر و استثمارگر منجر خواهد شد. پس مردم آزادی¬خواه و کارگران و مردم تحت ستم هیچ¬گونه نفعی در رفراندوم و یا ترفندهای دیگر بورژوازی ندارند. نهایتا شعار رفراندوم برای تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی، هیاهویی پوچ و بی¬معنی و توهم پراکنی و نهایت امر اصل را رها کردن و به فرع متوسل شده است. حامیان رفراندوم، عملا آگاهانه و ناآگاهانه برای بقای رژیم ارتجاعی و تروریستی جمهوری اسلامی زمان می¬خرند. براین اساس طراحان و سیاست¬گذاران رفراندوم، از رشد و گسترش جنبش کارگری و نیروهای آزادی¬خواه، چپ و کمونیست در جهت اعتلای انقلابی در هراس دایمی به سر می¬برند. bamdadpress@telia.com 24 ژانویه 2005

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.