شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ - ۱۲ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

بند ناف

علی ناظر

سرنگون طلبی یک شعار نیست، بلکه یک خواست است. خواستی که در برابر رفورم، اصلاح طلبی، به خود شک کردن، از خود دلسرد شدن، و پس از 30 سال دوباره به همان چاله افتادن است. متاسفانه، عده ای که سالها سرنگونی طلب بوده اند، و هنوز هم هستند، اخیرا به راهکار اصلاح طلبان نیم نگاهی هم انداخته و "جو" آنها را گرفته است. "جو" حضور مردم در صحنه. بی شک حضور مردم در صحنه بیان گر خشم مردم و اعتراض آنها به آنچه که دارند است، اما بیانگر آنچه که می خواهند نیست.

یکی از انتقاداتی که ما به جنبش 57 داریم همین است که "مردم می دانستند چه نمی خواهند، اما نمی دانستند که چه می خواهند". برخی از ما دچار ضعف حافظه شده و این تحلیل را فراموش کرده ایم. طبیعتا باید در حین دوراندیشی و بررسی جوانب مختلف آنچه در ایران می گذرد، از "مردم" بخواهیم که به این سوال پاسخ بدهند که آیا می دانند چه می خواهند؟ شعار مرگ بر دیکتاتور پاسخ به این سوال نیست. مرگ بر دیکتاتور، یعنی مردم چه چیزی نمی خواهند. می گویند تجاوز دیگر اثر ندارد. این بیانگر شجاعت و یا کارد به استخوان رسیدن مردم است، اما پاسخ به پرسش اصلی نیست. باید سوال را دوباره و دگر باره پرسید: آیا مردم می دانند چه می خواهند؟

نطفه ای بسته شده، جنینی در رحم مادری رشد کرده و به نقطه ای رسیده که می خواهد متولد شود. بپرسیم که پدر این جنین کیست؟ بپرسیم که در کدام رحم پرورده شده است؟ آیا خلاف است اگر بگوییم جنینی که در رحم مادری معتاد بزرگ شود، بی شک دچار عوارض مختلف و آسیبهای غیر قابل حل خواهد شد؟ 15 خرداد 1 342 را به یاد بیاوریم.

گفته می شود که بگذار طفل به دنیا بیاید، بگذار که بند ناف قطع شود (کنیم)، همه دردها، تمام عوارض، و آسیب های سرایتی از مادر به طفل، درمان پذیر خواهد بود. آیا به راستی به این منطق ساده لوحانه باور داریم؟ آیا می توانیم خود را مترقی بنامیم و مردم را با این منطق به همان انحرافی بکشانیم که در بهمن 57 کشاندیم؟ پیش از این (2 تیر 1 388) نوشته ام (دیدگاه سوم – بخش 1 ، 2، 3) که آنچه رخ می دهد بخشی از یک استراتژی کلان است، به این خاطر به تفصیل نمی نویسم. پیش از این (مصاحبه یا م. ساقی 2 3 خرداد 1 388) نوشته ام که آنچه رخ داده و می دهد یک کودتا نیست بلکه یک جراحی است. و جراحی هم بدون خونریزی امکان پذیر نیست. جراحی یعنی بخشی (عضوی) از بدن بریده و بدن ناقص شود. جراحی در زمانی چاره کار است که بدن دچار بحران شده باشد. رژیم برای بقا و ادامه حیات خود این جراحی را لازم دانسته است.

جمهوری اسلامی را باید با عینکی دیگر ارزیابی کرد. نظام جمهوری اسلامی قرار است به راست میانه تمایل پیدا کند (علی ناظر ژانویه 2008) - با احمدی نژاد یا بدون او. بنابراین، آنچه اخیرا در ژنو اتفاق افتاده (دوطرف کوتاه آمدند، توافقات ژنو) اولین گام به آنسو است و اصلا قابل تعجب نیست. پیش از این (3 اسفند 1385) نوشته بودم که:

"راه حل همه پسند، پيدا کردن «نردبان» است. اگر جهانخواران بتوانند با ارائه نردباني رژيم را از بن بست موجود نجات داده [10] (28 بهمن 1 385 – آفتاب) [11] (29 بهمن 1 385 - بازتاب) تا رژيم بتواند در دقيقه 90 جام زهر را سر کشيده و با حداقل هزينه به بقاي خود ادامه دهد، هم رژيم خرسند خواهد شد و هم جهانخواران. به نظر من رژيم به دنبال آن نردبان است. البته اگر امنيت و بقاي رژيم تضمين شود. اروپا خواهان اين تضمين است و آمريکا را در آن مسير لنگان لنگان هُل مي دهند [12] (28 بهمن 1 385 – آفتاب)."

ما امروز شاهد آن نردبانی هستیم که همه بازیگران در حال بالا رفتن از آن هستند.

اما اگر این طفل آسب دیده به دنیا بیاید، و بند ناف هم بریده شود، آیا تمام آنها که هورا می کشند درمان این همه درد را می شناسند؟ آیا به همان شکل که جمهوری اسلامی در حال برنامه ریزی و بازنویسی برنامه های خود است، این عده از سرنگونی طلبان هم می دانند که با این جنین (اگر سقط نشود و به دنیا بیاید)، چه باید بکنند؟

شعارها، اخبار شجاعت مردم بی دفاع، و در صحنه بودن آنها، خیلی ها را به یاد سالها پیش می اندازد که خود روزی روزگاری (بسیار دور) همچون اینها درگیر بوده اند. این نوستالژی آنها را بدون پرداختن به سوال اصلی به سوی حرکت (جنبش) "سبز" متمایل می کند، بی آنکه به شرایط مادر و رحمی که جنین در آن پرورده شده است دقت کنند. اما این خطای متشابهی همچون دفاع از حرکت 15 خرداد 1 342 است.

در جدول زیر بخشی از آنچه بوده و هست لیست شده است، و بنا به این خواستها است که می توان جایگاه خود را مشخص کرد.

سرنگونی طلبان

اصلاح طلبان

خواست ها

· تمامیت نظام سرنگون شود

· رهبر نظام تغییر کند

· سرنگونی نظام با بهره گیری از تمام ابزارها و روشها

· رفورم مسالمت آمیز

· پس از سرنگونی - رفراندوم نظام سیاسی کشور را تعیین می کند

· جمهوری اسلامی حفظ شود

· پایبند بودن نظام جایگزین به مفاد بیانیه حقوق بشر – آزادی اندیشه، بیان، و مطبوعات

· بازتعریف بیانیه حقوق بشر بر مبنای اصول اسلامی و شرایط و فرهنگ اقلیمی،

· مهیا کردن شرایط برای انتخاب اعضای مجلس مؤسسان توسط مردم

· پیروی از قانون اساسی جمهوری اسلامی

· جدایی دین از دولت

· مردم سالاری دینی

· انحلال سپاه پاسداران و تمام نهادهای سرکوب

· بازتعریف و بازسازی سپاه و نهادهای سرکوب

· با برخورداری از وکیل مدافع، پاسخگو بودن آمران و عاملان سه دهه جنایت در دادگاه

· فراموش کنیم و ببخشیم

· کانالیزه کردن میلیارد ها دلار بودجه برای اتمی کردن ایران - بازسازی زیرساختار اقتصاد و فرهنگ کشور

· توانمندی اتمی حق مسلم ماست

· بازسازی روابط دیپلماتیک – سیاسی – تجاری بر مبنای احترام متقابل با تمام کشورها

· پیروی از خط امام – صدور انقلاب

نقاط ضعف و قوت

· عدم حضور ملموس در صحنه

· برخورداری از امکان ایجاد ارتباط با مردم

· ضعف در تنظیم رابطه با مردم – تقویت باور عمومی در ناتوانی بسیج نیرو

· برخورداری از شبکه مذهبیون - بسیج حداقل نیرو برای ورود به صحنه در کمترین زمان

· دنباله روی از خواست های جامعه – گیرا نبودن شعارها و برنامه های موجود

· بازتعریف خواست های جامعه - در پیوند با استراتژی کلان نظام جمهوری اسلامی

· ارتقاء اهداف جنبش از راه دور – معرفی شعار ها و برنامه رادیکال

· منحرف کردن خواست های مردم در صحنه – کانالیزه کردن خواست ها به نفع کل نظام (شرکت در نماز جمعه به امامت رفسنجانی ...)

· ناتوانی در تحلیل آنچه پیش آمده – پذیرش آنچه موجود است

· دانش به آنچه پیش آمده – و سمت و سو دادن به آنچه که باید پیش بیاید

راهکار

گامی به جلو

· بازتعریف همبستگی ملی با توجه به نقش بلامنازع مردم و افکار ملی – میهنی

·

 

 

 

 

· حداکثر کوشش در اتحاد نیروهای سرنگونی طلب - تشکیل جبهه وسیع

· تشکیل شورای مدیریت صحنه - متشکل از تمام نیروهای سرنگونی طلب

· رد حرکت رفورمیستی - اعتقاد به سرنگونی بعنوان یک اصل

· پیشگیری از هرز انرژی - بازبینی ایده آل های غیر عملی

· ایجاد رسانه واحد و مستقل برای پوشش و تشویق بیطرفانه برنامه تمام نیروهای سرنگونی طلب

 "یادداشت‌های هفته"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های هفته سایت دیدگاه" قید کنید .

علی ناظر – 11 مهر 1 388

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 05 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: محمود رضایی]  [  ]  
کاملا درست میفرمایید ولی بیایید شروع کنیم باید جبهه همبستگی را ساخت وهر کسی با بغل دستش متحد بشه و هسته را پیداکنیم.
ولی اقای ناظر یک سایت هم میتواند بسیار بسیار کمک کند سایت دیدگاه خوب است ولی زیاد فعال نمیباشد این فعال شدن خود محور همبستگی میشه امروز شرایط مساعد است نظرات هم این را میرسونه
موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 04 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: mohammad]  [  ]  
ضمن عرض ادب به خانم زهره طلوع می خواستم به علت نا مفهوم بودن نوشتهْ شان در روند مبارزاتی در میهن خونبارمان در این یک صد سال اخیر ، چند سوالی برای رفع ابهام از ایشان بکنم. ١_ فرمودید« ..سنګ بزرګ علامت نزدن است ! این چیزی است که ۳۰ سال است همه مردم ایران تجربه کرده اند ۳۰ سال است که ایده آلیسم اپوزیسیون کلاسیک مردم را معطل خودش کرده است.» به معنی دیگر آیا تلاش برای سرنگونی و جانبازی های بی وقفهْ فرزندان رشید خلق از سی سال پیش تا حا لا درمقابل یک رژیم وحشی و ارتجاعی که همواره با بذل و بخشش سرمایه های ملی مورد حمایت مستقیم جهانخواران بوده را ، شما معطل کردن مردم ارزیا بی میکنید؟ ٢_ فرمودید«..حالا دیګر نسل جدیدی که ۷۰ درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهد تصمیم ګرفته است که خودش باشد و واقعیت های موجود و آنچه به آن دسترسی دارد و تصمیم ګرفته است که با همان سنګ های کوچک و هدف های کوچک و ګام های کوچک جلو برود »به عبارت دیگر این ٧٠ درصد جمعییت( با اعتراض مهره های درجه یک همین رژیم وحشی ٣٠ ساله به از دست دادن کرسی های ٣٠ سالهْ خودشان دربارگاه ولی فقیه)، به این نتیجهْ رسیدند که امثال موسوی و کروبی ناجی آنها بوده و با یک اعتراض مسالمت آمیز مدنی و با تأ سی به خمینی جلاد جماران ، ولی فقیه را به زیر کشیده و باروی کار آوردن جمهوری( مردم سالاری دینی) بساط«..ابجو خوردن درکافی شاپ بدون سرخر و یا بوسیدن دوست پسری درپارک...» را پیشکش این جوانان خواهند کرد؟ و به قول شما«.. بدون دستګیری و تجاوز ومرګ...» خواهد بود؟ وبه خاطر این خواستهای بنیادینی !که شما شمردید پدران و مادران خویش را لعن کرده و از آنها می خواهند که برای رسیدن به این اهداف شر مرسانند؟ ٣_ فرمودید«.. این نقل قول میلیونها جوانی است که انتقاد بزرګشان به پدرو مادرانشان این است که چرا سال ۵۷ انقلاب کردند و رژیم را عوض کردند!...»به عبارت دیگر رژیم سلطنتی شاهنشاهی برای سر نسل های گذشته زیادی هم بوده و آنها اشتباه کردند که آن رژیم را ساقط کردند!!! در ضمن منبع دریافت این نقل قولتان را بفر مایید تا ما نیز از اطلاعات روز شما بهره مند شویم. ٤_آیا این نوشتهْ شما کم بها دادن به آرمانهای خلق ستمزدهْ میهن و تو هین به خاک افتادگان آنها نیست؟؟ با تشکر موفق و پیروز با شید محمد سوئد   

[تاریخ ارسال: 04 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: زهره طلوع]  [  ]  
آقای ناظرعزیز جواب آنچه که شما نوشته اید این است که سنګ بزرګ علامت نزدن است ! این چیزی است که ۳۰ سال است همه مردم ایران تجربه کرده اند ۳۰ سال است که ایده آلیسم اپوزیسیون کلاسیک مردم را معطل خودش کرده است حالا دیګر نسل جدیدی که ۷۰ درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهد تصمیم ګرفته است که خودش باشد و واقعیت های موجود و آنچه به آن دسترسی دارد و تصمیم ګرفته است که با همان سنګ های کوچک و هدف های کوچک و ګام های کوچک جلو برود و عطای اتوپیای دست نیافتنی سالهای ۶۰ میلادی جهان و سالهای ۵۰ شمسی ایرانی را به لقایش ببخشد و فقط برای یک آبجو خوردن درکافی شاپ بدون سرخر و یا بوسیدن دوست پسری درپارک بدون دستګیری و تجاوز ومرګ مبارزه کند و میګوید اګر با من برای همین خواسته های کوچک همراه هستید کمکم کنید وګرنه مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان ( این نقل قول میلیونها جوانی است که انتقاد بزرګشان به پدرو مادرانشان این است که چرا سال ۵۷ انقلاب کردند و رژیم را عوض کردند!) چیزی که او میخواهد دموکراسی است و جمهوری ایرانی و انتخابات آزاد اګر بازهم رهبرانی تازه بیایند و جلوی این خواستها بایستند دوباره خواهد شورید . اشکال تحلیل شما این است که باوردارید سال ۵۷ هم مردم برای دموکراسی انقلاب کردند درحالیکه همه میدانند که انقلاب سال ۵۷ برای پیشتازان انقلابی آن زمان انقلابی ضد امپریالیستی و برای عدالت اجتماعی بود و برای آخوندها و مردم مسلمان انقلابی برعلیه غرب و بازسازی حکومت اسلامی . درحالیکه جنبش مردم ایران الان صرفا و صرفا برای دموکراسی و انتخابات و جامعه مدنی است الان مردم دقیقا میدانند چه میخواهند آنها جمهوری میخواهند بدون هیچ پسوندی   

[تاریخ ارسال: 04 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: mohammad]  [  ]  
در نوشتهْ آقای ناظر به چند نقطه عطف مبارزاتی در جنبش خلقی میهن مان، هشیارانه انگشت گذاشته شده که هر عنصر صادق انقلا بی و هرنیروی مصمم سرنگونی طلب را که قلب تپنده ای در کنار مردم ومبارزات آزادیخواهانهْ آنهادارد به تعمّل و چاره جویی می طلبد.اگر تا کنون یکی از اصلی ترین ریشه های شکست های انقلابات قبلی را در نداشتن تشکیلات انقلا بی منسجم خلقی که بتو اند راهنمای حرکت و نقطهْ مشترک همبستگی نیروهای خلقی با شد ارزیابی میکردیم. حال به یمّن رنج و شکنج نیم قرن مبارزات مردمی اخیر با بیلانی از هزاران کشته و اعدامی، نیروهای سرنگونی طلب کو چک و بزرگی با گرا یشهای ایده ئولوژیکی متفاوت در صحنه شکل گرفته اندکه نیروهای بسیاری از آنها تماماً یا قسمت عمده ای به علت شدّت خفقان و سرکوبی خونین بعد از سی خرداد سال ٦٠ در خارج کشور سنگر گرفته اند.حال با تو جه به شرایط مبرم کنونی جنبش که توسط رانده شدگان از بارگاه ولی وقیح همراهی میشوند لازم است که وظیفهْ انقلابی خویش را هشیارانه در تشکیل یک جبهه گستردهْ خلقی حول آزادی خلق و آلترناتیو حکومتی سکولار و فدرالیزم برای خلقهای میهن بکار گیر ند و سعی در گسترش میدانهای مبارزاتی و سازمان دهی در درون جامعه باشند چرا که عدم درک این وظیفه ْ مرحله ای جنبش وکشاندن عملی مبارزه به درون وطن در کمک به انقلابیون داخلی میتواندخطرات جبران ناپذیری را به خواسته های سرنگونی طلبی وارد سازد .   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.