شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۶ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

کس نخارد پشت من....

علی ناظر

36 مجاهد زخمی و رنج دیده و رها شده از فشار روحی و جسمی منتج از بیش از 70 روز اعتصاب غذا، بالاخره به "قرار"گاه اشرف باز گشتند، تا اگر شده حتی برای لحظه ای "قرار" و آرام بگیرند، و یاران شان بتوانند با نوازش و دارو مرهمی بر زخم های آنها بگذارند. برای آنها شادی، و پیروزی آرزو می کنم، و برای سرنگونی، آینده ای روشن در دل ترسیم می کنم.

به راستی اگر این انسانهای قسم خورده، چنین پایدار نایستاده بودند، و اگر خود، و یارانشان در اقصی نقاط دنیا، تن و جان خود را سپری برای دفاع از باورهایشان نکرده بودند، نتیجه چه می توانست باشد؟ آیا عاملان اوامر شیخ اعظم جماران دست بر می داشتند، و می گذاشتند که ساکنین اشرف لحظه ای آرام داشته باشند، و یا اینکه همچون گرگی که به گله می زند و دانه دانه بره ها را با خود می برد، اینها را هم نفر به نفر، و 36 مجاهد پس از 36 مجاهد با خود می برد؟ بی شک استقامت و پایداری تک تک اعضا و هواداران مجاهدین توانست امکان باز گشت را فراهم آورد.

این استقامت و پایداری بر یک نکته تأکید دارد. اگر مجاهدین سکت هستند یا نیرویی مردمی، اگر مسلمان قشری هستند یا باورمند به حکومت انسان بر انسان، اگر با آمریکا و جهانخواران بند و بست و معامله و مراوده دارند یا در مقابل همبستری امپریالیسم و ارتجاع مقاومت کرده اند، و خلاصه اگر آنچه هستند که مخالفین متعددشان می گویند، یا آنچه که هواداران مخلص شان باور دارند، یک نکته محرض است، حرف مجاهد خلق و عمل او یکی است. اگر می گوید باورمند به رهبر عقیدتی است، به این گفته عمل می کند، و اگر می گوید یاران به اسارت گرفته خود را حتی با پرداخت بالاترین هزینه ها از چنگال خصم رها خواهد کرد، آن نیز می کند. این خصلت و ویژگی مهمی است که خلق ستمدیده ایران می بایست بر آن تأمل کند؛ و جنبشی که به انحراف کشیده می شود را سمت و سویی رادیکال بدهند.

مریم رجوی در پیام خود بر یک نکته شایان توجه انگشت گذاشت:

"مجاهدان اشرف گفتند كه سپاس و درود آنها را به اشرفنشانهاى اعتصابى و متحصن در سراسر دنيا برسانم. آنها هم‌چنين از كارزار جهانى حاميان پرشور و غيرتمند اشرف براى تضمين حفاظت و حقوق مجاهدان اشرف تشكر و قدردانى كردند و گفتند به آن افتخار مىكنند. از همه برادران و خواهران اشرفنشانم در كشورهاى مختلف تقاضا و خواهش مى‌كنم، آنها هم به اعتصاب غذاى خود در هر كجا كه هستند پايان بدهند. در همين فرصت وظيفه خود مىدانم از تلاشهاى خستگىناپذير هموطنانمان و عموم ياران وفادار مقاومت شخصيتهاى سياسى و رؤساى عشاير و شهروندان شريف عراقى و تمامى شخصيتها، پارلمانترها، حقوقدانان و سازمانهاى بينالمللى مدافع حقوقبشر در پنج قاره جهان براى آزادى 36گروگان تشكر و قدردانى كنم، مخصوصا از اسقف اعظم كليساى انگلستان، شيخ تيسير التميمى قاضى القضات فلسطين، خانم دانيل ميتران، دكتر ويدال كوآدراس نايب رئيس پارلمان اروپا، سيد احمدغزالى نخستوزير پيشين الجزاير، لردكوربت، دكتر صالح المطلك و از تلاشهاى وقفه ناپذير كميته بينالمللى در جستجوى عدالت، كميته بينالمللى حقوقدانان، كميته عربى - اسلامى دفاع از اشرف، مجمع پارلمانى شوراى اروپا و كميتههاى پارلمانى در كشورهاى مختلف جهان، بايد سپاسگزارى كرد.
هموطنانمان در داخل و خارج ايران با هر گرايش و ديدگاه و با هر عقيده و مرام همبستگى ملى ايرانيان را در حماسه پايدارى مجاهدان اشرف در اين كارزار جهانى با موضعگيريها و اعتراضها و تظاهرات و تحصنها و اعتصابهايشان به دنيا نشان دادند.
"


چنانکه در بالا می بینیم کارزار خستگی ناپذیر مجاهدین و هواداران شان، در کنار حمایت های مردمی و بین المللی معنای کامل پیدا کرد. چه مردم عادی که از کنار اعتصابیون در داخل ماشینی با سرعت می گذشتند و بوقی می زدند، و چه فرهیختگان، شاعران و نویسندگان و هنرمندانی که اعلام حمایت کردند، و گاهی در کنار انها حاضر شده و کلامی گرم و نوید بخش زمزمه کردند، و چه سیاست مداران خارجی که دمی بیکار ننشستند تا این کارزار به سرانجام رسید.

اینها مؤکد یک نکته بسیار مهم است، که جان فدا کردن و ایثار آخرین نفس ها در راه آرمان و اهداف انقلابی لازم است، اما کافی نیست. در یک انقلاب که بر سر راه آن بسیاری کمین کرده اند تا دستاورد ها را به سرقت ببرند و زحمت 30 ساله مبارزان و مجاهدین را ناچیز  قلمداد کنند، این فدا و ایثار بدون شرکت مردم از همه اقشار و باور های سیاسی و گرایش های ایدئولوژیکی، کافی نیست. زمانی فدا و ایثار به ثمر می نشیند که عنصر مردمی دائما در کنار عنصر فدا و رادیکال قرار داشته باشد. تأکید دارم دائما، و دوباره می نویسم، دائما.

در این لحظه از زمان که یاران مجاهد و هواداران شان در جشنی که مستحق آن هستند شادی می کنند، و برایشان روز ها و نقطه عطف های شادی آفرین دیگری آرزو می کنم، می خواهم به خلاصه بگویم که عنصر اجتماعی، اصل دیگری است که می بایست در معادله سرنگونی طلبان برجسته و هر چه بیشتر پررنگ شود. عنصر اجتماعی یعنی "همه". همه آنها که می خواهند تمامیت رژیم سرنگون شود، و همه آنها که با مجاهدین مخالفند، اما دشمن شان رژیم است. همه.

با اذعان به این واقعیت که مجاهدین بالاترین توانمندی در ساماندهی و سازماندهی  را دارند، می بایست از تنیده تار "کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من" بیرون آمده و علنا اعلام کنند "کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت خلق من"، و با این تز، درب های سازمان را به روی مخالفان سیاسی و ایدئولوژیکی خود که خواهان سرنگونی تمامیت نظام جمهوری اسلامی هستند، باز کرده، و برای عملی شدن تشکیل "جبهه وسیع" کوشا شوند. تکرار می کنم، عملا کوشا شوند.

آنها بهتر از هر کس دیگری می دانند که جنبش در سراشیبی انحراف قرار گرفته، و پرده فریب و فتنه بر چشمان خلق ستمدیده کشیده شده است. فعال نکردن جبهه همبستگی ملی (به معنای واقعی و عملی آن)، تلاش ها، ایثار و فداکاری های مجاهدین را رنگ باخته جلوه می دهد.

با امید به پیروزی، و موفقیت برای تمام نیروهای سرنگونی طلب

علی ناظر

17 مهر 1388

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 11 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: توانمند]  [  ]  
من خیلی‌ متاسفم از نوع حرفهای این آقای فرهاد. نمیدانم از کجا شروع کنم ولی‌ دست به هر جاش بزنم این کشتی که ایشان سوار هست سوراخ است بدین معنی‌ این آقا از زمانی‌ که سوار کشتی مقاومت شده ظاهراً یا خودش را به گیجی زده یا دانسته و ندانسته آب به اسیاب دشمن میریزد. البته نه دشمن ایشان چرا که سوراخ دعا را گم کرده و بی‌ جهت نیست که در محافل متعدد مجاهدین را دروغگو معرفی‌ می‌کند. لابد در این هیرویر اسم آنرا را هم مبارزه میگذارد. کسی‌ که یک راه حل عملی‌ در مورد پسیویسم خود و امثالهم نمیدهد و توضیع نمیدهد چرا هیچ کاری علیه رژیم و جنایت‌هایش نمیکند ولی‌ تا میتواند مجاهدین را سازشکار و و.... معرفی‌ می‌کند. هیچ حرفی‌ در باره این مقاومت در رابطه با این اعتصاب غذا نمی‌تواند بزند و سکوت کرده ولی‌ تا میتواند اندر مبارزه ضد امپریالیستی اشک تمساح میریزد که اینها از اصولشان دور شدند. آخر که نمیشود در تظاهرات سبز موسوی و کروبی شرکت کرد ولی‌ آنان را جنایتکار نامید و به مسعود و مریم ایراد گرفت چرا از موسوی و کروبی در مقابل ولی‌ فقیه حمایت میکنند. اینان اگر فقط در فاز سیاسی قبل از ۶۰ در جریان داستانهای ارتجاع و لیبرال و آن الم شنگه‌یی‌ که حزب توده و امثالهم در حمایت از رژیم "ضد امپریالیستی" اخوندی بر پا کرد میبودند، با تحلیل واقعی و درست از آن مشاهده میکردند که مجاهدین هر نوع مبارزه را فقط از کانال مبارزه با ارتجاع تحلیل کرده بودند و در این راه حتا با بنی‌‌صدر هم در جریان تشکیل شورا ائتلاف کردند که داستان آن بطور متناوب شنیدید من نمیدانم ایشان کجا تحلیل مقاومت را در راستا مبارزه علیه امپریالیست دیده‌است نکند چند صباحی در تشلیکت توده اکثریت قلم فارسا‌یی‌ کرده و حالا هم از کد‌های بنی‌‌صدر و رژیم در مورد صدام و داستان رفتن به عراق استفاده می‌کند. بگذریم این چیزها‌یی‌ که امثال این آقا ادعا می‌کند جواب آنرا بطور مبسوط در طی‌ ۳۰ سال داده شده فقط چیزی که میماند صداقت افرادی که بریده میشوند و بعضا شروع به لجن پراکنی میکنند حتا آلت دست سرویسهای اطلاعاتی‌ رژیم هم میشوند. در پایان اگر اینان فقط و فقط در مورد پسیویسم خود توضیح دهند کافیست.
  

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: فرهاد]  [  ]  
من بنام فرهاد در پائین مطلبی نوشتم وهمین حالا می توانید ملا حظه فرمائیدوحالا دیدم فرهاد دیگری هم امده ومیخواهد قربانی رژِ یم وامریکائی ها را با اتهمات حقیرانه که شایسته خودش هست شلاق کش کندفکر می کنم سی سال کا فی است که معلوم شود که چه کسی راست می گویددوران این یاوه گوی ها بسر امده است ودلیل انهم خروش خلق قهرمان ایران در سراسر ایران است ومجاهدین خلق اخوندرا به این روز سیاه نشانده انداخوند خود به خود به این روز نیفتاده است وتلش های انها برای هر ادم بی طرف قابل فهم است مگر انها که ریگی در کفششان است وخود را بیخود معطل می کنند اخوند بادست پر توان مردم واین فرزندان دلیر خلق به گورستان تاریخ خواهدرفت   

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: فرهاد]  [  ]  
حسن خان ! مانند همیشه ومثل امروز «پیروز» وشاد باشید . اگر در خانه کسس است یک حرف بس است. من گفتم آنچه را که به نظرم رسید ودیگر تکرار است و جدل
پایان
  

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: hasan]  [  ]  
با تبریک پیروزی اشرف بر خامنه ی و مزدورنشان.و با ایقان به این مساله که سرمایه مجاهدین فقط در درون خودشان و تکیه به خلق قهرمان است.از مبارز بزرگ آقای فرهاد سوال می‌کنم اینطور که از روی دلسوزی برای کارگران و محرومان و در مبارزه بی‌ امان علیه امپریالیستها هست.لطفا بگند قد و اندازهٔ سازمانشان چقدر است.تجربه ی که دارم این نوع افراد که این چنین به دست و پای پیشتازی حمله میکنند که نظیرش در پرداخت حداکثر در دنیا وجود ندارند.تعدادشان به ۲ نفر هم نمیرسد.خودش است و سالن پزیری خانه ش .و آنقدر مغرور و خود بزرگین هستند که بیمیگی خود را به این عزیزان فرافکنی میکنند.اگر اشتباه می‌کنم.لطفا توضح دهید که کمی‌ یاد بگیریم.سوبق خودتان را بگویید و ...   

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: فرهاد]  [  ]  

جناب توانمند ودیگر ان من جز این عکس العمل ها هم انتظار دیگری نداشتم وندارم . اگر غیر از این بود تعجب میکردم . ولی بهرحال یک مساله در امر عمل مشخص است و تئوری در عمل خود را نشان میدهد و ثمره آنچه که مجاهدین طی سی سال گذشته انجام داده اند را امروز در وضعیتشان در عراق ودر نزد مردم ایران میبینند. اگر امروز متاسفانه میبنیم که کروبی و موسوی جنایتکار میتوانند در راس اعتراضات مردم قرار بگیرند ، اگر امروز میبنیم که آینده اعتراضات مردم روشن نیست و از همین امروز ارتجاع خور شده است ، علتش بخشا نیز وضعیت رهبری مجاهدین است . اگر رهبری مجاهدین از همان اول گذاشته بود که پشتش را خلق و مردمش بخاراند امروز در قلب ما مانند گذشته جای داشت واگر بجای یک روند دمکراتیک داخلی وبیرونی را دنبال میکردند واگر به دگردیسی در درون و بعد به بیرون نمی پرداختند اکنون در این وضعیت فعلی تنها نمیاندند و مردم ایران نیز ارتجاع خور نمیشدند و رژیم اسلامی سی سال بر مردم حکومت نمیکرد . این نتیجه سیاستهای مجاهدین ودیگر گروههای اپوزیسیون است . ولی متاسفانه مجاهدین گذاشتند که پشتشان را صدام بخارانند ودیگران شما میتوانید این هارا سناریوی رژیم بخوانید ولی چرا شما تنها هستید ؟ چرا مردم را در پشت خودندارید ؟ چرا مردم بدنبال امثال موسوی ها میدوند اما بدنبال شما نه ؟ متاسفانه شما با »مزدور»خوندن این و آن ویا دیگر تهمت ها نمیتوانید راه به جایی ببرید و تنها خود را منزوی تر میکنید وتلاشهای کسانی مانند آقای ناظر ویغمایی را هم به همان آب در هاون کوبیدن مینمایید. درگذشته هم بسیاری به شما گفتند به عراق نروید و تخم مرغهای خود را همه اش را به دامن صدام نریزید و سرنوشت خود را با او گره نزنید ! به شما گفته شد که با حرکات سکتاریستی بدون مردم نمیتوان به »تهران رسید» و.... ولی متاسفانه دگم گرایی و تقدس گرایی و مطلق کردن خود کار را به اینجا رسانده است که بجای «جامعه بی طبقه توحیدی » و »جبهه ضد امپریالیستی » سیاستهای سرمایه داری و همچنین دلبری به امپریالیستها رسیده است . اگر هم آنها بر روی شما سرمایه گذاری دراز مدت نمیکنند واگر تنها استفاده های موقتی مینمایند دلیلش این نیست که متاسفانه رهبری مجاهدین در جهت همسازی با آنها نیست . مجاهدین طی هفت ساله گذشته و گذشته تر از آن از اصول خود دور شدند و طی دوران حکومت بوش تمامی تلاشهایشان را نمودند وهماهنگی کامل با نئوکانها نمودند و... این است که نباید این دو را اشتباه کرد که مجاهدین نمیخواستند با آمریکاییها همکاری کنند . بلکه از جان ودل میخواستند و میخواهند طرف مقابل است که خریدار بطور کامل نیست . بهرروی من برای وضعیت امروزی بسیار متاسفم که در جامعه ما میگذرد که در آخر کار موسوی شده است «قهرمان» که حتی اقای رجوی راهم مجبور میکند که به حمایت از او برخیزد وحتی نامه به مجلس »خبرگان» رژیم بنویسد وحتی مانند خانم رجوی خواستار بازگشت افراد مجاهدین به ایران شود . اینها همه تاسف آور است واین بخشا از سیاست های رهبری مجاهدین در سی ساله گذشته است که در روند این سی ساله یک دگردیسی از اصول خود داشته اند که میلیشیا در آنزمان با بر پایه این اصول یعنی جامعه بی طبقه توحیدی و مبارزه با ارتجاع و امپریالیسم بوسه مرگ بر چوبه دار زدند وامروز تمامی این ایده آلها رفته است وبه فروش گذاشته شده است وبه قربانی گاه قدرتمداران جهان گذاشته شده است این است که مجاهد نیز دیگر تنها مانده است زیرا بسیاری از آنها خداحافظی کرده اند از جمله مردم ایران و این است که پشتش را باید دیگران بخارانند ونامه هایش باید به کاخ سفید مجلس ولی فقیهان شود و...

دیدگاه: کاربران عزیز

می دانم که حرف بسیار است که فکر می کنید باید زده شود، ولی اینجا ستون نظرها است و نه ستون مقالات. بار دیگر از همه خواهش می کنم کوتاه بنویسید.
  

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: توانمند]  [  ]  

با سلام به آقای ناظر با توجه به موضوع بحث من چند نکته باید اضافه کنم: ۱. در مورد ایراد آقای فرهاد و امثلهم، این آقایان اگر راه حال عملی‌ در رابطه با خودشان و مبارزه با رژیم دارند میبایست در مورد خودشان پیاده کنند. نه اینکه اصلیترین نیروی مبارزه با سرنگونی رژیم را با همان مورد و تهمت‌های رژیم زیر ضرب بگیرند به خیال اینکه دارند خیر سرشان مبارزه میکنند. با کی‌؟ سوال من از این آقایان اینه که چرا موقع‌یی‌ که رژیم در عراق به این بچه‌ها حمل میکرد خفه خون گرفته بودید و شماها کجا بودید؟ آخر نمی‌شه که اینطوری. سکوت در مقابل این همه جنایت و تهمت در برابر پیروزی؟! هر بچه مدرسه‌یی‌ این را ببیند خواهد پرسید پشت جبهه شماها کیست؟ غیر از رژیم مگر کسی‌ سود این مواضع شما را خواهد برد؟ این آقایان از آنجا که نمیتوانند با رژیم مبارزه کنند تکرار می‌کنم مبارزه کنند به این اراجیف متوسل میشوند. تا آنجا که تجربه شخصی‌ خودم با این افراد بر میگردد، اینان روزی گویا در صف مقاومت برای چند صباحی جلوس کرده بودند و با سخت شدن راه هر خودم به یک بهانه صف خود را جدا کرده اند. تاریخ ۳۰ ساله این مقاومت از این جور افراد پر است. این آقای فرهاد زمانی‌ که بحران اشرف داشت شروع میشد نسخه میپیچید که این بچه‌ها باید از عراق بیرون برند و دقیقا همان کد و موضع رژیم و ایادیش در خارج. حالا که بور شدند ساز قبلی‌ رژیم که رهبری مجاهدین چیه و و... این آقا میتواند زیر الم سبز موسوی و کروبی تظاهرات کند ولی‌ مجاهدین نه. زهی بیشرمی. ۲. در مورد این که گفته بودید عنصر اجتماعی: باور کنید و حتم دارم قبول دارید اگر نیرو سرنگون طلب مجاهد در کنار مردم قرار نمیداشت هیچ وقت نمی‌توانست جای خالی‌ این همه شهید را در صحنه مبارزه پرکند. و استنباط من از حرفهای شما این بوده که شما گویا این عنصر اجتماعی را در کنار شخصیتها و گروه‌هایی‌ که با سیاستهای مجاهدین و شورا مخالفند می‌بینید و اینها باید آنان را در معادله سرنگونی رژیم وارد کنند. اگر این جریانات با عنصر اجتماعی و مردمی ارتباط تنگاتنگ میداشتند که بدون حضور مقاومت کار خودشان را میکردند. پس بنابرین چیزی وجود ندارد در صحنه مبارزه و هر چه هست باور کنید در کنار مقاومت هست اینان نمیتوانند کینه و اراجیف رژیم پسند را از پشت کامپیوتر بیرون بریزند و ادعای مبارزه با رژیم بکنند. افرادی مثل فرهاد هم باید در فردای پیروزی خلق پاسخ گوی مواضع ضد خلقی خود باشند. در پایان با درود به اشرفیان پایدار که پرچم شرف یک خلق را به دوش میکشند دست مریزاد میگم به امید پیروزی بر رژیم سفاک

علی ناظر: هموطن محترم، "توانمند"، آیا حیف نیست که من متن را بخاطر واژه هایی چون خفه خون، اراجیف که در بالا آمده است، حذف کنم؟ آیا واقعا همه این حرفها را نمی شود بدون برخورد شخصی بیان کرد؟ از همه کاربران خواهش می کنم که بگذارنند ستون نظرها به کارش ادامه دهد. این یک تقاضای ساده از همه کاربران است.
لطفا اگر فکر می کنید که نظردهنده ای به عمد و یا ناخواسته خط رژیم را تقویت می کند، با منطق و حوصله آن را تحلیل کنید. باورکنید کاربران دیدگاه خنگ نیستند. منطق برّا تر از هر برچسب و ناسزایی است، و هر کس که در آن "توانمند" نباشد بی شک مورد توجه قرار نمی گیرد.
  

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
آقاى ناظر با سلام و خسته باشيد
نوشتيد: درب های سازمان را به روی مخالفان سیاسی و ایدئولوژیکی خود که خواهان سرنگونی تمامیت نظام جمهوری اسلامی هستند، باز کرده، و برای عملی شدن تشکیل "جبهه وسیع" کوشا شوند. تکرار می کنم، عملا کوشا شوند.
آقاى ناظر شما طورى مطلب نوشتيد كه گويا تمامى گروها و سازمانها و افراد مستقل سالهاست كه پشت در شورا منتظر صف كشيدن اما اين شورا هست كه درب را بنا به دلايلي باز نميكند؟!
ميخواستم از شما خواهش كنم كه حداقل اسم يكى از اين گروها يا سازمانها و يا شخصيتهائيكه خواستار سرنگونى رژيم آخوندى با تمام باندها و جناهاى درونى رژيم هستند و مايلند كه در جبهه شوراى همبستگى ملى ثبت نام كنند اما شورا و مجاهدين درب را بروى آنها بستند را نام ببريد تا من هم بتونم در رابطه با اين موضوع قضاوت درستى بكنم٠
لعنت و نفرين بر خمينى حرامزاده
  

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: صومعه سرایی]  [  ]  
درود بر همه تشنگان آزادی ایران،که پیروزی تاریخی آزادی گروگانهای اشرفی،پیروزی آنان نیز هست.اما،نکته ای کوتاه در باره برخی از "نظرات".همه ما به طریقی،داستان(نگفتم،سیاه دانه است) را شنیده ایم.لیست تروریستی آمریکا و گزارش وزارت خارجه آن،سپس بمبارانها و سر آخر ،سپردن آنان به گرگان آدمخوار خامنه ای و تنها نظاره کردن پیکرهای غرق به خون مجاهدین.داستان 17 ژوئن فرانسه.دشمنی پایان ناپذیر دولت فخیمه.تمام تلاش استعماری و امپریالیستی برای بیرون کشیدن رهبری "اپوزسیون"،از درون رژِیم.سپس مطرح شدن تمامی اتهامات 30 ساله آخوند ساخته"انگشت آمریکا"،که بخشی از آنان در یکی از "نظرات"موجود در باره همین نوشته آقای ناظر آمده،در دادگاههای انگستان و اتحادیه اروپا،و سوختن تاریخی آنها.گروگانگیری در عراق و محاکمه آنان،به جرمهایی چون "انگشت صدام"و باز هم سوختن تمامی اتهامات ،که اکنون با سند و مدرک می توان به آنها اراجیف نامید، همه تلاشهای تبلیغاتی رژیم را زیر ریش خامنه ای،آتش زده و سوخته،اما باز هم،می شنویم که نگفتم وابستگی به آمریکا.نگفتم وابستگی به صدام.نگفتم سیاه دانه است...اما مجاهدین و مقاومت سازمانیافته مردم ایران،بنا به گفته مسعود رجوی،تا مغز استخوان،وابسته به مردم ایران هستند و بس.جاییکه پایبندی به گفته ها،بهای جان می طلبد،دروغ و عوامفریبی،کف رو آب است و رسوا کننده،صاحبانش.   

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: ارمين]  [  ]  

سلام آقاي ناظر مي توانيد از درج اين كامنت خودداري كنيد. من اينطور به نظرم مي آيد كه شما در باره اصل” كس نخارد” نياز به توضيح دارين. اميدوارم جسارت نباشد. زيرا معني اين اصل همان تكيه به خود و نيروي مردم ايران و چشم طمع نداشتن به حمايت خارجي است. بطور عام همان اصل استقلال- آزادي و حاكميت مردمي است. به طور خاص وقتي به فرد فرد ما و رزمندگان پيشاهنگ مردم بر مي گردد يعني در هر شرايطي اول به خود و امكانات و توانايهاي خود تكيه كن و انها را بكار گير با اتكا به اين است مي توان هر معادله اي را چرخاند و تغيير داد. پيشنهاد مي كنم در اين باره با بچه ها صحبت كن و توضيحات لازم را بگير و اين خيلي كمك مي كند به شما براي درك و تفهيم و تفاهم بسياري تحليل ها و مسائل. براي مبارزه و اتحاد و همبستگي هم براي كسي كارت دعوت نمي فرستند سهيم شدن در مبارزه يا به عبارتي مشاركت و دخيل شدن زمينه و شرايط ان را فراهم مي كند.

علی ناظر: اگر شما فکر می کنید که در همبستگی ملی مساله ای وجود ندارد که چه بهتر، من همه حرفهایم را پس می گیرم.
  

[تاریخ ارسال: 10 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: mohammad]  [  ]  

گر مرد رهی میان خون باید رفت از پای فتاده سرنگون باید رفت تو راه بگیر و رو و هیچ مپرس خود راه بگو یدت که چون باید رفت در کمال تأسف و با عر ض معذرت از خوانندگان این سطور می خواهم به نوشته های < فرهاد > در زیر اینگونه جواب دهم. حال که باردیگر توطعهْ مشترک حکومت خونخوار ولی فقیه تو سط نو چه های دست پروردهْ خامنه ای ازیکطرف و حامیان معامله گر و خیلی بشر دوست !! امپریالیستشان(امریکاو ....) با حداکثر فدای این رزمنده گان مجاهد خلق به شکست و رسوائی مشترک برای ولی فقیه و حامیان خارجیش منجر شد ه و میرود که بازتاب تابناک خویش را درصحنه مبارزات داخلی و خارجی بین تمامی اقشار درگیر با این هیو لای خونخوار رقم زند طبیعی است که عده ای از روی نااگاهی یاهر منظور دیگری سعی در تخطعه یا بی اهمیّت جلوه دادن این حما سهْ سلحشوران جان برکف برآیند. افعی زخم خورده درخیابانهای رزم میهن تو سط فرزندان سترک خلق در پیو ند با این دلاوران اشرف از زمان جلاد جماران ( خمینی خون آ شام) با تحمیل به خوردن جام زهر امضاء معاهدهْ صلح توسط مجاهدین شروع به تشدیدسم پاشی تبلیغاتی( مثل همکاری با صدام )بر علیه مجاهدین در داخل و خارج کشور کرد این تبلیغات که توسط وزارت اطلاعات رژیم سازماندهی میشد بعد از سقوط صدام و عدم کوچ مجاهدین کم کم رنگ باخت و با بهره گیری مجاهدین از امکانات و ارتباطات دیپلماتیک-سیاسی جهانی ( حقوقدانان- پارلمانترها - مجامع حقوق بشری و رسانه ها و......) بنفع مبارزات آزادیخواهانه خلق بر علیه رژ یم ، آنان را عوامل امپریالیستی و اسرائیلی خواند تا نوبت به توطعه ١٧ ژوئن و فرازهای حماسی ندا حسنی ها فرا رسید آنگاه خزندگان وزارت ا طلاعات رژیم انگ «سکت» را شروع به نشخوارکردند حال بعد از اینهمه سال رسوائی رژیم با انگ های رنگ وارنگ تبایغاتی در برابر ناتوانیش در مقابله با اراده های پولادین این حماسه سازان مخصوصأ بعد از این پیروزی شگرف،خواندن همان انگهای نشخوار شدهْ وزارت اطلاعات رژیم درمانده زیر ضربات جوانان وطن ،آدمی را انگشت به دهان و حیران میگذارد. من به هیچ عنوان به آ قای فرهاد گرامی انگ مزدوری رژیم یا ضدخلق بودن نمی زنم فقط از ایشان میپرسم که شما در کدام گذرگاه این جنبش ایستاده اید؟؟؟ در پایان با کلماتی از یک دوست سر بدار دههْ ٦٠ که بجرم همراه داشتن «عکس ستارخان با تفنگ بر شانه اش» به هنگام مسافرت با اتوبوس در مسیر تبریز_ جلفا دستگیر و بک روز بعد به دار آویخته شد. شادروان میگفت :«.....وقتی یک رژیم خونخوار آخرین روزنه های تنفّسی جوّ سیاسی جامعه را با گلوله های سربی مسدود میکند بر آدمی است که خود را با شرایط سخت جدید بدرنگ همسو کند و از خدا و خرما فقط یکی را انتخاب کندمنظورش این بود که یا به قید زندگی ومتعلقات آن پشت کرده و حرفه ای مبارزه کند ویا به کنجی خزیده و گو شهْ عافیت گزیندوالا راه میانی وجودندارد چرا که حجم بالای تحولات و شدت سرکوب بی عملی را به فرد تحمیل کرده و او را به لحا ظ روانی-سیاسی به پرتگاه خواهد کشاند تا جایی که او (در مقابل دوستان سیاسی دیروز که رزمندگان حرفه ای امروز شده و هر روز حماسه ای می آفرینند) برای توجیه بی عملی وانفعال خویش که عنصر شجاعت و فدا در دوستان رزمنده اش آن را مضاعف میکند او را به حسادت سیاسی و انواع و اقسام بیمارهای سیاسی-روانی خواهد کشاند و اگر زود نجنبد به دامن دشمن هل خواهد داد...) روانش شاد. شاد و پیروز با شید محمد اندرزی سوئد ١٠ اکتبر

دیدگاه: لطفا کوتاه بنویسید
  

[تاریخ ارسال: 09 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: Alborz]  [  ]  
آقای ناظر،
کلام از دل برخاسته شما چه به دل مینشیند. به امید فرا رسیدن روز همبستگی تمام خلق! بوسه بر خاک پای قهرمانان اشرف! رنجتان کمتر، بر زخمتان مرهم!
  

[تاریخ ارسال: 09 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: فرهاد]  [  ]  
سلام جناب ناظر
شما واقعا هنوز در کنار جنازه ای کمدی وتراژیک بنام «همبستگی ملی »گریه میکنید؟ مجاهدین را در زمان صدام پشتشان را صدام میخاراند و در زمان آمریکاییها سعی کردن که انگشت نئوکانها را برای خاراندن به پشت خود بچسبانند ولی چیزی نصیبشان نشد حالا بعد از این همه سال شما به فکر ناخن خلق برای مجاهدین افتادید . فکر کنم بسیار دیر است زیرا برای داشتن ناخن خلق به پشت خود باید درچه اول اعتماد آنها را بدست آورد ومجاهدین ازاین فاصله نوری دارند . البته برای اولین گام اگر واقعا به این خط میخواهند روی آورند برخورد صادقانه به سی سال گذشته است که سی سال به جنبش مردم ضرر وزیانی وارد نکردند . نقد سی ساله گذشته و عملکرد رهبری مجاهدین اولین اقدام در این جهت است وبعد هم استعفای رهبری مجاهدین وانتخابات آزاد ودمکراتیک وبدون داشتن «رهبری ایدئولژیک« شاید بگویید که این به دیگران مربوط نیست که مجاهدین در دورن چه میکنند . اولا برای اعتماد بدست آوردن خلق لازم است . دوما کسی که ناخن خلق واعتماد دیگر نیروهای اپوزیسیون را میخواهد بایستی که بداند دیگران سازمان را غیر دمکراتیک میدانند وماهیت آنرا سکت بررسی میکنند و برای تغییر در خارج از خود احتیاج به درون است . بعلاوه هر رهبردمکراتیکی بعد از شکستهای متوالی استراتژیک دست به این کار خود داوطلبانه میزند ولی رهبری مجاهدین که «تنها به خدا »جوابگوست ظرفیت این را ندارد و این است که باز هم میگذارد که این و آن پشتش را بخارانند این از درون این مکانیسم بیرون خواهد آمد که آنها ایستا فکر میکنند ودگم وبناچار خواستار تحول در درون وبیرون نیستند ودر نتیجه ناچارا به همان خط قدیم ادامه میدهند تا تاقاری بشکند وماستی بریزد و آنها بتوانند استراتژی تاقاری خود را دنبال کنند ودرجایی اگر دری به تخته خورد وقدرتمداران جهان خواستند آنها هم نقشی ایفا کنند. این است که جناب ناظر شما امیدتان نا امید میشود هرچند سالهاست که در این راه تلاش میکنید که از مجاهدین یک نیروی قابل قبول برای تغییر بسازید ولی جناب ناظر باور کنید اگر نظام ولایت فقیه را میتوان در آن رفرم کرد میتوان درمجاهدین هم دگرگونی بوجود آورد وتا زمانی که دگرگونی در ساختار درونی مجاهدین روی ندهد مطمئن باشید که شما هم با چنین پیشنهادهایی آب در هاون میکوبید.
متاسفانه این طور است
  

[تاریخ ارسال: 09 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: maryam]  [  ]  
با تبریک پیروزی مقاومت بر خامنه ی و عواملش در عراق.همه را مدیون ایتساب غذای تا پای جان بودیم.آقای ناظر تا آنجا که یادم میاد سالها قبل مجاهدین و شورا جبهه‌ همبستگی را با چارچوبش اعلام کردند.در جملهٔ کس نخارد من یعنی‌ مقاومت و مجاهدین و خلق ایران که با نثار فرزندان و مال خود باعث ادامهٔ حیات این سازمان شدند.کاش در همین دوران افراد و گروههای بیشتری بودند و کمی‌ بیشتر از این بار سنگین انقلاب را حمل میکردند   

[تاریخ ارسال: 09 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: mohammad]  [  ]  
با درود به آقای ناظر ، دردمندی پرتلاش در راه رهایی خلق دلیر میهن! همانطور ی که شما بدرستی و با شناختِ عینیِ شرایطِ کنونیِ جنبش بخاطر مسخ نشدن هویّت واقعی آن به ضرورت همبستگی عملی تمامی نیروهای سرنگونی طلب در یک جبههْ گسترده مردمی فراخوان داده اید شایان تقدیر و توجه جدّی از طرف همهْ دردمندان راه رهایی است .به این امید که تک تک ایرانیان آزاده و نیروهای سرنگونی طلب را در صفوف فشرده همبستگی ملی برای آزادی وطن عزیزوحفظ آرمانهای تمامی ستارگان سربدار این ٣٠ سال حاکمیّت سگان وحشی در زیر لوای ولایت مطلقهْ فقیه ببینیم. در اینجا می خواستم نظر شخصی خویش را بعنوان یک هموطن در مورد گفته های آقا یا خانم « اندیشه» که در مورد این نوشتهْ آقای ناظر اظهار نظر فرموده اند بیان کنم. دوست گرامی! من فکر میکنم شما تشکیلات یک سا زمان انقلابی را با «حکومت ولی فقیه» اشتباه گرفته اید.خانم مریم رجوی در اوایل دههْ ٧٠ به هنگام پذیرش مسئولیّت رئیس جمهوری در تبعید از طرف شورای ملی مقاومت ایران، تمامی مسئولیّتهای تشکیلاتی خویش را از جمله مسئولیت اول سازمانش را به رزمندگان زن محاهد دیگر واگذار کرد و به سراغ مسئْولیّت پر رنح دیگری روی آورد. از آِن تاریخ به بعد سازمان مجاهدین خلق توستط شورای رهبری که شامل چندین مسئول اول ودهها زن محاهد بعنوان معاونین مسئول اول سازمانی ،بار سازماندهی تشکیلاتی وتاکتیکهای مبارزاتی را در جبهه گسترده با رژ یم ارتجاعی و عوامل مزدورش بدوش میکشند. حال شورای ملی مقاومت متشکل از چند نیروی انقلابی مردمی و دسته های گوناگون مبارزان خلقی تشکیل شده که یکی از آن نیروها سازمان مجاهدین خلق ایران است . هر چند که عواطف انقلابی خانم مریم رجوی به افرادی که تا دیروز بعنوان مسئول اولشان در یک جا زندگی میکردند ایجاب میکندکه با آنها برسم فرزندی وخواهر برادری عمل کند و از آنها بخواهدکه به اعتصاب غذای جانکاهشان خاتمه دهند. دلیل آن نیست که در مورد تصمیمات درون تشکیلاتی یک سازمان انقلابی که به حا لت شورایی و با بحث و نظر خواهی تمامی اعضاء و کادرها گرفته میشود دخالت مستقییم کند.امیدوارم که بیان این چند نکتهْ مسجّل ولی ناقص از طرف دوست گرامی« اندیشه» به فال نیک گرفته شود. شاد و پیروز باشید محمد اندرزی سوئد ٩ اکتبر   

[تاریخ ارسال: 09 Oct 2009]  [ارسال‌کننده:  نوشین]  [  ]  
آقای ناظر عزیز. اول از همه می‌خواستم از خود شما به عنوان یک هوادار مجاهدین و مقاومت مردم ایران تشکر و قدر دانی‌ کنم که فضایی را در سایت خود ایجاد کردید که هر کس با هر عقیده و بیان بدون سانسور آنرا بیان کند.چند روز پیش نوشته شما در مورد " به امید اینکه دو مجاهد شهید نشوند" میخواندام و همینطور اشکهایم جاری شد و از اینهمه احساسات پاکتان در پوست نمیگنجیدم.من قدرت کلام شما را ندارم تا احساساتم را خوب بیان کنم،مرا می‌بخشید.از رهنمودهای بجا و به موقع شما سپسگزارم. همانطور که میدانید رژیم مردم کش ایران با تمام قوا سعی کرده به عناوین مختلف علیه مجاهدین تبلیغات منفی‌ کند. انواع ویدئوهأی آنرا در سایت‌های مختلف می‌بینید.شورای ملی‌ مقاومت خیلی‌ باید مواظب باشد که چه افراد و یا گروهایی و چه سابقه مبارزاتی میخواهند با قیام مردم یکی‌ شوند.کم نبودند افرادی که در نیمه کار سست شدند و گول حیله‌های رژیم را خوردند و کنار کشیدند و کمبود کار خود را به عناوین مختلف توجیه میکردند.و این صدمه بیشتری به مبارزه مردم ما میزند.به علت همین است است که شورا خیلی‌ تعمق می‌کند و شرایط را برای ملحق شدن به شورا سختتر می‌کند.آنها چاره‌ی ندارند چون باید در یک زمان با چند جبهه مبارزه کند.ولی‌ این را بدانید‌ که آنها با تمام وجود به دموکراسی اعتقاد دارند و برای آن از همه حقوق انسانی‌ خود گذشتند. ایران سرزمینی است که به لحاظ مکانی و نفت به این راحتی‌ روی صلح و آرامش را نخواهد دید. متاسفانه ما ایرانیها از لحاظ فردی خیلی‌ موفق هستیم ولی‌ از نظر کلی‌ یا کمونیتی ورشکسته هستیم. خیلی‌ از ماها در موقع بزنگاه مسائل فردی را بر گروهی ترجیح میدهیم. این باعث شده که خائنان در طول مبارزات مردم ما در صد ساله اخیر ضربه به مبارزات آزادیخواها‌نه ما بزنند به هر حال در کنار مجاهدین ایستادن بهای سنگین دارد.همانطور که گفتید مردم ایران هستند که نقش تعیین کننده در سرنوشت خود دارند و مجاهدین و مبارزین میهنمان کاتا لوزیرهأی آن هستند.باید یک لحظه از حمله‌های بعدی دشمن غافل نباشیم،. با تشکر مجدد نوشین   

[تاریخ ارسال: 09 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: حمید رضا. م]  [  ]  
اقای ناظر عزیز درود بر شما و نیات انسانی شما و حرفهای حق شما.مجاهدین بخصوص رهبری مجاهدین اگر به همان چیزی که اولین حرف مجاهدین بوده یعنی صداقت کامل پای بند باشند همه چیز درست میشود و این نیروی مردمی بسیار رنج برده از تمام دامها رها میشود. سرفصل مجاهدین اول صدق بود و بعد فدا که بدون صدق فدا ارزشی ندارد. درود بر شما و مجاهدین   

[تاریخ ارسال: 09 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: فرهاد]  [  ]  
نکته مهم اینست که مجاهدین خلق امروز فقط با چند اخوند مرده خور طرف نیستندکمپانی های نفتی وتسلیحاتی ونفرات ریز درشت انها ولابی ها وصاحبان رادیو تلویزیون هادولتی که هر هفته روضه خوانهائی را بر روی انتن ها می اورندوبسیاری دیگر وهر کدام با انگیزهای مختلف طی سی سال شلاق اتها مات سخیف را به کار می کرفتند تا بتوانند مجاهدین را از سر راه بردارند در یک کلام جواب نداشت و. وب لاخره با تیر تبر به جان انها افتادنداری راه سخت ومردم در برابر دشمنان بیرحمی قراردارند واگر مجاهدین نایستاده بودند شکنجه گران دیروز امروز مدعی وصاحب جنبش شده بودندو وادادگان هم برای انها هورا می کشیدند که بله مردم همین ها را می خواهند دوباره روز ازنو اماوظیفه انها که می فهمند قضیه چیست بسیار سنگین است نباید گذاشت انها که باعث سیه روزی مردم شده اند پای کوبان برگور رفقای ما جشن پیروزی بگیرندوسخنگوی همان ها شوندوامروزنباید از هیچ روک گوئی واهمه داشت دشمنان مجاهدین تحت هر نامی باشند در کنار اخوندها وجهانخوارن هستند   

[تاریخ ارسال: 09 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: انديشه]  [  ]  
ايکاش اين قسمت از گفته مريم رجوي را که ميگه من تا همين لحظه با كمك مژگان و صديقه مشغول بحث و جدل با اشرفيان بودم تا قهرمانان اشرف به اعتصاب غذاي جانكاهشان
خاتمه بدهند. را هم مينوشتيد؟به چه دليل مريم رجوي مسئوليت اعتصاب غذا ي حماسه ساز که براي تضمين حفاظت و حقوق مجاهدان اشرف بوده رانمي پذيرد چرا در اين حماسه پايداري مجاهدان اشرف خود را نه اينکه شريک وهمراه نميداند بلکه بگفته خودش ساز مخالفت هم زده؟اگر مريم رجوي موافق اين اعتصاب نبودند چنین اعتصابی نه شکل می گرفت و نه تا امروز ادامه پيدا می کرد گويا افراد تحت رهبری و فرماندهی تشکیلاتی ايشان افرادی طغیانگر عليه فرامین تشکيلات هستند؟اين گفتها در عصر انديشه با هيچ منطقی همخوانی ندارد؟
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.