شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲ آوریل ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چه عواملي در اعدام بهنود شجاعي موثر بودند!

كوروش طاهري

وقتي اخبار اين كودك را پي گيري مي كردم اميدي به نجات او نمي ديدم! درج اخبار لحظه به لحظه در سايت ديدگاه توسط آقاي علي ناظر بر اهميت اين موضوع تاكيد داشت. كاري كه در حوزه رسانه ها فقط براي رويداد هاي ورزشي ، هنري و تا حدودي سياسي مورد توجه است و كمتر رسانه اي به چنين موارد مهمي مي پردازند!

زماني كه لحظه هاي پاياني زندگي اين چشم به راه آينده را از زبان محمد مصطفائي وكيل بهنود شجاعي مي خواندم ، آن جائي كه او شرح مي دهد،

. مدتی گذشت و مادر و پدرش گفت که ما گذشت می کنیم. جو بسیار سنگینی حاکم شده بود. درب زندان باز شد . اولیاءدم من و آقای اولیایی فر به داخل رفتیم. مدتی در سالن انتظار ایستادیم. فکر می کردیم که اولیادم گذشت خواهند نمود و بهنود اعدام نخواهد شد. مدتی گذشت صدای دعاهای فعالان از بیرون زندان به گوش می رسید. بعد از چند دقیقه وارد سالن دیگری شدیم. بهنود یا تعدادی از مسئولین زندان هم حضور داشتند. وقتی اولیاءدم به داخل رفت. بهنود به دست و پای آنها افتاد و خواهش و التماس کرد که او را نکشند. سرپرست اجرای احکام صورتجلسه اجرا را تنظیم کرد. چند نفر از مسئولین زندان، من و آقای اولیایی فر به سمت اولیاء دم رفتیم از آنها خواستیم و التماس کردیم که بهنود را اعدام نکنند. مادر مقتول گفت من الان نمی توانم فکر کنم باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندازم. بعد از چند دقیقه صدای اذان به گوش رسید. بهنود به اتاقی رفت تا آخرین نماز زندگی اش را بخواند. او رفت تا از خداوند خود طلب مغفرت کند. پس از اتمام نماز همگی به محوطه زندان رفتیم. تمام بدنم می لرزید و نمی دانستم که عاقبت این پسر بی مادر چه خواهد شد. بهنود وقتی به دست و پای مادر و پدر مقتول افتاد به مادر مقتول می گفت که من مادر دارم تو رو به خدا شما مادری کنید و من را اعدام نکنید. همگی به سالن دیگر رفتیم. در سالن چهار پایه مستطیل شکل آهنی وجود داشت که بالای آن طناب دار پلاستیکی آب رنگی نصب کرده بودند. اولیاءدم داخل رفتند و پس از مدتی بهنود را به آن سالن کذایی بردند. سالنی که اعدامها در آنجا صورت می گرفت. من تا به حال ندیده و نشنیده بودم که اجرای احکام یک نفر را به صورت خاص در زندان اوین اعدام کند. ولی برایم تعجب انگیز بود که چرا بهنود به تنهایی اعدام می شد. شاید این هم از بد اقبالی او بود که تنها به آسمان رود. کسانی که آنجا بودند باز هم از مادر و پدر بهنود خواهش کردند و گفتند اگر با خدا معامله کنید زیان نخواهید دید. مادر مقتول گفت باید طناب دار را به گردن بهنود بیاندارید. بهنود به بالای چوبه دار رفت و طناب را به گردنش انداختند. چند ثانیه ای نگذشت که مادر و پدر مقتول به سمت چارپایه رفتند و آن را از زیر پای بهنود کشیدند. بهنود به ملکوت اعلی پیوست. ) سایت های خبری (.
من از سه منظر به شرح چرائي اين ماجراي تلخ و غم انگيز مي پردازم.

1.از منظر قانون ارتجاعي مجازات اسلامي

2.از منظر جامعه شناسي گذشت و انتقام در ايران

3. از منظر مدافعان حقوق بشر و اپوزيسيون

 

شماره 70445        3/10/1370  وزارت دادگستري

قانون مجازات اسلامي كه طبق اصل هشتاد و پنجم قانون اساسي در تاريخ هشتم مرداد ماه يكهزار و سيصد و هفتاد به تصويب كميسيون امور قضائي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي رسيده و با توجه به ايراد شوراي محترم نگهبان در جلسه مورخ 7/9/1370 مجمع تشخيص مصلحت نظام با اصلاحاتي به تصويب رسيده و طي نامه شماره 9489/397/ق مورخ 30/9/1370 مجمع واصل شده است به پيوست جهت اجرائ ابلغ مي گردد.

                                                                                           رئيس جمهور/اكبر هاشمي رفسنجاني

در بيان علمي قانون به معني رابطه ضروري ميان پديده ها است. در جمهوري اسلامي چنين رابطه اي اصل نبوده و نيست ، آن چه كه خود مي پندارند خارج ار قلمرو ،اراده و خواست مردم، تهيه، تصويب و اجراء مي كنند.

ماده 14. قصاص. كيفري است كه جاني به آن محكوم مي شود و بايد با جنيات او برابر باشد.

ماده 15. ديه ، مالي است كه از طرف شارع براي جنايت تعيين شده است.

فصل دوم/ تخفيف مجازات.  .جهات مخففه عبارتند از 1.گذشت شاكي يا مدعي خصوصي 3. اوضاع و احوال خاصي كه متهم تحت تاثير آنها مرتكب جرم شده است، از قبيل رفتار و گفتار تحريك آميز مجني عليه يا وجود انگيزه شرافتمندانه در ارتكاب جرم. 5. وضع خاص متهم و يا سابقه او.

باب چهارم/حدود مسئوليت جزائي. ماده 49. اطفال در صورت ارتكاب جرم مبري از مسئوليت كيفري هستند و تربيت آنان با نظر دادگاه بعهده سرپرست اطفال و عندالاقتضا، كانون اصلاح و تربيت اطفال مي باشد.

فصل سوم /حد محاربه و افساد في الارض. ماده 190. حد محاربه و افساد يكي از چهار چيز است.

1.قتل.2. آويختن به دار. 3. اول قطع دست راست و سپس پاي چپ.4. نفي بلد.

ماده 191. انتخاب هر يك از اين امور چهارگانه به اختيار قاضي است خواه محارب كسي را كشته يا مجروح كرده يا مال او را گرفته باشد و خواه هيچيك از اين كارها را انجام نداده باشد!!!!!!!

ماده 192. حد محاربه و فساد في الارض با عفو صاحب حق ساقط نمي شود.

فصل چهارم/ شرائط قصاص. ماده 219. كسي كه محكوم به قصاص است بايد با اذن ولي دم او را كشت. پس اگر كسي بدون اذن ولي دم او را بكشد مرتكب قتلي شده كه موجب قصاص است.

فصل ششم. راههاي ثبوت قتل. ماده 231.  عبارتند از. 1. اقرار.2.شهادت.3.قسامه.4. علم قاضي

ماده 233. اقرار در صورتي نافذ است كه اقرار كننده داراي اوصاف زير باشد.  1.عقل.2.بلوغ3.اختيار4.قصد.

بنابراين اقرار ديوانه و مست و كودك و مجبور و اشخاصي كه قصد ندارند مانند ساهي و هازل و نائم و بيهوش نافذ نيست.

مبحث دوم.شهادت. ماده 237. الف. قتل عمد با شهادت دو مرد عادل ثابت مي شود. ب. قتل شبه عمد يا خطا با شهادت دو مرد عادل يا يك مرد عادل و دو زن عادل يا يك مرد عادل و قسم مدعي ثابت مي شود.

اين قانون ارتجاعي تقسير فراوان براي حكومت ولايت فقيه دارد. هم چنان كه اين تفسير در برخي موارد براي تبرئه حكومت از سوي به اصطلاح اصلاح طلبان يا چپ هاي طرفدار شوروي سابق مورد استناد قرار مي گيرد.

قبل از هر تحليل من فكر مي كنم خواندگان عزيز خود بهتر از هر كارشناسي مي توانند با مرور اين سطور از قانون مجازات اسلامي ،نتيجه گيري كنند.

2.از منظر جامعه شناسي. واقعيتي است آشكار كه گروه هائي از جامعه ايران به لحاظ سياست هاي تخريبي جمهوري اسلامي ايران از هويت اجتماعي و تاريخي خود فاصله گرفته اند. پاشيدن بذل كينه و انتقام توسط اين حكومت، اقشاري از مردم را بسوي انتقام گيري و خشونت بر عليه همنوعان خود سوق داده است. اقشار زيادي از مردم به لحاظ زندگي در درون سي سال حكومت فساد و انحراف در جمهوري اسلامي عملا از تاريخ و گذشته خود در تعاريفي چون،گذشت،معرفت،رفاقت خالصانه،بخشش،عفو و گذشت از انتقام،بردباري و صبر در برخورد با خطاكاران عمدي و غير عمدي،فاصله گرفتن از خصائل انساني حتي موقعي كه يك متهم به التماس و به دست و پاي آنان براي عفو و بخشش مي افتد،دوگانگي شخصيتي  در بروز و اتخاذ تصميم گيري از جمله برخي از خصائل جامعه شناسي در ايران كنوني است. به يك مثال كوچك در اين مورد اشاره مي كنم. فردي فوت كرده است. عد هاي بر سر مزار او گرد آمده اند. وقتي واعظ به خواندن موعظه مي پردازد همه خود را فئاكار و هم نوع مي پندارند و مصمم هستند كه آدم نيكو و خير خواهي براي همنوعان خود باشند، اما، هم اين كه مجلس به پايان مي رسد، يكي در فكر اجراي حكم جلب، آن ديگري در تفكر به زندان انداختن رقيب يا بدهكار خود، و آن سومي در صدد انتقام از فلان و بهمان شخص براي فلان و بهمان موضوع بر مي آيد!!

جمهوري اسلامي بذر كينه، نفرت و انتقام را در بين مردم ايران رواج داده و پاشيده است!!نمي خواهم حكومت شاه را كلا تبرئه كنم. اما، در آن زمان اگر جواني يا يكي از افراد همسايه دچار نزاع يا جرمي مي شد، همسايه متضرر، خود ضامن مجرم يا خطاكار در كلانتري يا حوزه قضائي مي شد. زيرا در معرفت و كردار ايرانيان مباني و اصولي از اخلاق حاكم بود كه تاريخ چند صد ساله را با خود داشت.

3. از منظر اپوزيسيون! نقد بر اپوزيسيون را بايد از ديدگاه حقوقي و اجتماعي مورد توجه قرار داد. چرا؟

زيرا در جمهوري اسلامي ايران قانون ضد ارتجاعي و ضد انساني مجازات اسلامي حاكم است. در جمهوري اسلامي ايران بذر نفاق و تششت در ميان اقشار مردم ايران پاشيده شده است، موارد حقوقي و مسائل اجتماعي مبتني بر حقوق اجتماعي از مسائل سياسي دور و جداگانه است به خصوص آن جائي كه به حوزه و حريم خصوصي و شخصي افراد مرتبط مي شود. نخست از اصل قانون مجازات اسلامي غافل است و براي رهائي از حكومت متوسل به كساني مي شود كه خود از بانيان و تائيد كننده گان اين قانون ارتجاعي بوده اند. دوم، بين حوزه خصوصي و اجتماعي جرم حتي در قانون ضد انساني جمهوري اسلامي ايران تفاوت قائل نيستند. سوم، گذشته از قوانين مندرج در حقوق كودكان كه در تعريف كنوانسيون كودك آمده است، فرد از موقع تولد تا سن هيجده سالگي كودك محسوب مي شود، جمهوري اسلامي تعريفي ديگري از اين حقوف دارد كه مغاير با حقوق جهاني كودكان است. چهارم، به اعتقاد نگارنده ابتدا نيازي به تجمع در برابر زندان اوين نبود. حضور مادر سهرابي يا ديگران در اين مقطع مثبت نبود. بلكه جمع شدن در مقابل خانواده مقتول با حفظ مواردي كه از نظر حكومت دعوت به اغتشاش نباشد از مهم ترين موارد تلاش براي جان اين كودك بود. سئوال اين است چرا حكومت روز دهم اكتبر را انتخاب كرده بود؟ اگر مردم خير خواه در مقابل منزل خانواده مقتول تجمع مي كردند اگر از قبل مي دانستند كه چه افرادي مي توانند بر راي و تصميم آن ها در نجات اين كودك تاثير بگذارند و با آن ها ارتباط برقرار كرده و آن ها را به صحنه مي آوردند، شايد اينك اين طفل معصوم طناب دار را نديده بود.

به همان اندازه كه خانواده مقتول به درستي يا غلط خود را صاحب حق مي دانسته اند به همان اندازه حكومت براي خود در قانون ارتجاعي اش حق الناس قائل است كه در چنين مواردي نيز به كار مي بندد!

به ياد بهنود شجاعي و هزاران كودك چشم به راه آينده!

 

korosh_ims@yahoo.com

كوروش طاهري

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
كوروش طاهري:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.