شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۱ اوت ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

باراک اوباما چرا برنده جایزه صلح نوبل شد!؟

بهرام رحماني

از میان ۲۰۵ نامزد نوبل، جایزه صلح نوبل، به باراک اوباما، چهل و چهارمین رییس جمهوری آمریکا، تعلق گرفت. هنوز حدود نه ماه از نخستين دور رياست جمهورى باراك اوباما سپرى شده است که كميته نوبل در نروژ روز جمعه نهم اکتبر 2009، در خبرى غيرمنتظره نام او را به عنوان برنده جايزه امسال صلح نوبل اعلام كرد.

کمیته نوبل، در بیانیه‌ای که به همین مناسبت صادر کرد دلیل انتخاب اوباما به عنوان برنده جایزه صلح نوبل سال جاری را «تلاش عظیم او برای تقویت دیپلماسی بین‌المللی و همکاری بین ملل» عنوان کرد.

در این بیانیه، تاکید شده است که «به ‌ندرت پیش آمده است که فردی به اندازه اوباما توجه جهان را به خود جلب کرده و در دل ملت خود امید به آینده‌ای بهتر را زنده کرده باشد.»

باراک اوباما، در واكنش به اعلام نام وى به عنوان برنده جايزه صلح نوبل ۲۰۰۹، گفته است اهدای جایزه صلح نوبل به وی، «مایه افتخار» اوست و در برابر این تصمیم احساس «کوچکی» می­کند.

باراک اوباما، سومین رییس جمهور آمریکاست که در زمان تصدی این مقام موفق به کسب جایزه صلح نوبل شده است. پیش از او تئودور روزولت، در سال ۱۹۰۶ و وودرو ویلسون، در سال ۱۹۱۹ جایزه صلح نوبل را کسب کردند. هم­چنین پیش از اوباما، دیگر رییس جمهور آمریکا، جیمی کارتر نیز جایزه صلح نوبل را دریافت کرده بود، اما این جایزه زمانی به کارتر تعلق گرفت که دیگر رییس جمهور آمریکا نبود.

ال گور، معاون سابق ریاست جمهوری در زمان بیل کلینتون،‌ در سال ۲۰۰۷ موفق شد جایزه صلح نوبل را به طور مشترک با گروه تغییرات جوی سازمان ملل دریافت کند.


انتخاب باراك اوباما، به عنوان برنده جايزه صلح نوبل واكنش‌هاى مختلفى را در میان سران کشورهای مختلف به دنبال داشته است. برای نمونه، ينس استولتنبرگ نخست وزير نروژ، با ابراز شگفتى از اين انتخاب گفته است: «بايد ديد آيا اوباما به اهداف خود در زمينه آشتى، صلح و خلع سلاح هسته‌اى دست خواهد يافت يا خير.»

در حالى كه آنگلا مركل، صدر اعظم آلمان انتخاب اوباما را به عنوان برنده جايزه نوبل «عالى» خوانده و گفته است: «اوباما در مدت كوتاهى توانست، جو تازه­اى در جهان ايجاد كرده و شرايط مناسبى براى گفتگو فراهم كند.»

خوزه مانوئل باروسو، رييس كميسيون اتحاديه اروپا در اين­باره گفت: «اين واقعيت كه اوباما در آغاز دوران رياست جمهورى‌اش جايزه نوبل دريافت كرده انعكاس­دهنده اميدهايى است كه او در سراسر جهان برانگيخته است.»

يوكيو هاتوياما، نخست وزير ژاپن نيز اظهار داشت: «من فكر مى‌كنم، اعطاى جايزه نوبل به اوباما با اميدهاى فراوانى همراه است.»

ميخاييل گورباچف، آخرین رییس جمهور شوروی قبل از فروپاشی آن و برنده جايزه صلح نوبل در سال ۱۹۹۰ هم در اين­باره گفته است: «در اين دوران دشوار بايد از كسانى كه مسئوليت مى‌پذيرند حمايت كرد.»

لخ والسا، رییس جمهور سابق لهستان و برنده جايزه صلح نوبل در سال ۱۹۸۳، با انتقاد از انتخاب اوباما به عنوان برنده جايزه صلح نوبل، گفت: «به اين زودى؟ خيلى زود است. او هنوز موفقيتى به ثبت نرسانده است.»

جيمى كارتر، رييس جمهور پيشين آمريكا و برنده جايزه صلح نوبل سال ۲۰۰۲ نیز انتخاب اوباما را به عنوان برنده جايزه صلح نوبل «انتخابى شجاعانه» و بيانگر اميد بستن جهانيان به دولت جديد آمريكا دانسته است.

 

توربيون ياگلاند، رييس كميته نوبل، در واكنش به برخى انتقاد‌ها در اين­باره كه هنوز براى دادن جايزه نوبل به اوباما خيلى زود است، اظهار داشت، سه سال ديگر ممكن است خيلى دير باشد.

كميته نوبل، از تلاش‌ باراك اوباما براى ايجاد جهانى عارى از «سلاح‌هاى هسته‌اى» نيز به عنوان يكى از دلايل انتخاب وى به عنوان برنده جايزه صلح نوبل ياد كرده است. اوباما، فقط يك بار در لابلای یکی از سخرنارنی­هایش به برچيدن سلاح‌هاى هسته‌اى در جهان تاكيد كرده بود: «ما نمى‌توانيم اجازه دهيم جنگ‌افزارهاى هسته‌اى روز به روز بيش­تر گسترش يابد.» او، در حالی چنین حرفی را می­زند که خود آمریکا مرکز تولید بسیاری از سلاح­های کشتار جمعی به ویژه سلاح­های هسته­ای است. هم­چنین برای اولین بار در تاریخ، این دولت وقت آمریکا بود که بمب­های هسته­ای را در جنگ با ژاپن، بر روی شهرهای ناکازاکی و هیروشیما رها کرد. بنابراین، مسئولان بنیاد نوبل، در توجیه اختصاص دادن جایزه صلح به اوباما، از جمله به نكاتی اشاره کرده­اند كه هنوز هیچ نمود بیرونی و واقعی ندارند.

البته در گذشته نیز به مقامات دیگر آمریکایی که حتی به جنایات جنگی نیز متهم شده‌اند جایزه نوبل را گرفته­اند، از جمله هنری کیسینجر،‌ وزیر امور خارجه آمریکا در کابینه نیکسون‌، که او را مسئول بمباران قالیچه‌وار کشور کامبوج و هم­چنین عامل اصلی کودتای شیلی می­دانند که باعث سرنگونی حکومت سالوادور آلنده شد.

اوباما، هنوز هیچ اقدام جدی در رابطه با قطع جنگ دولت سرکوبگر اسراییل علیه مردم فلسطین، انجام نداده است؛ جنگ و کشتار در عراق و افغانستان ادامه دارد و احتمال این که پاکستان نیز دچار وضعیت افغانستان شود دور از انتظار نیست؛ هنوز دولت آمریکا برای برچیدن پایگاه­های نظامی خود از شیح نشین­های حوزه خلیج فارس کم­ترین اقدامی انجام نداده است. وی زندان گوانتانامو را هنوز تعطیل نکرده است؛ نمایندگان و مشاوران اوباما، با جانی­ترین حکومت جهان، حکومت اسلامی ایران، به بده و بستان­ها و معاملات مخفی و نیمه علنی مشغول­اند؛ و مهم­تر از همه هنوز اوباما، هیچ گام عملی برای نابودی سلاح­های اتمی برنداشته، روشن نیست که دست­اندرکاران کمیته نوبل، به چه دلیل این جایزه مهم را به وی اعطا کرده­اند؟ شکی نیست که پشت پرده این اقدام کمیته نوبل، سیاستی در جریان است که قبل از هر چیز ورشکستگی سیاست­های پشت پرده اعظای آن را به نمایش می­گذارد.

واقعیت این است تا  امروز که نه  ماه از حکومت  اوباما گذشته است  ولی او،  هیچ اقدام سیاسی ملموسی در رابطه با سیاست  خارجی آمریکا و به خصوص در مقابل سیاست­های وحشیانه و غیرانسانی بوش، انجام نداده است. وی نه تنها وحشی­گری­های حکومت اسلامی بر علیه میلیون­ها مردمی که به خیابان­ها ریختند تا نفرت و بی­زاری خود را از این حکومت جانی به گوش جهانیان برسانند، محکوم نکرد، بلکه بلافاصله مذاکرات خود را با سران حکومت اسلامی، آغاز کرد. مذاکراتی که بدون توجه به سرکوب­ها و کشتارهای حکومت اسلامی، فقط در جهت تامین نیازها و منافع و رقابت­های طرفین و سرمایه­داران در پشت درهای بسته در جریان است.

 

سئوال این است که اگر دست­اندرکاران کمیته نوبل، واقعا این جایزه را به کسانی اعطا می­کنند که در روند صلح کشوری، منطقه­ای و یا جهانی فعالیت­های شاخصی به نام خود ثبت کرده باشد؛ چرا مثلا این جایزه را به «راشل کوری» و یا والدین وی اعطا نکردند؟!

راشل کوری، دختر 23 ساله آمريکايی در 16 مارس 2003، برای جلوگيری از تخريب منازل فلسطينيان توسط بولدوزر ارتش اسرائيلی در نوار غزه به قتل رسيد. راشل، بر سر راه  يك بولدوزر كه به طرف او می­آمد ايستاده بود. وقتی بولدوزر از توقف خودداری كرد او  از خرابه­هايی كه جلوی آن جمع شده بود بالا رفت تا با توجه به اين كه ژاكت فلوروسنس نيز به تن داشت، مستقيم مقابل چشم  راننده قرار بگيرد. اما راننده نظامی بولدوزر به پيشرفت خود ادامه داد تا او زير خرابه ناشی از ويرانی از چشم پنهان شد. پس از ناپديد شدن او، راننده به  پيشروی ادامه داد تا درست بر بالای پيكر او قرار گرفت راننده تيغ بولدوزر را عقب  نكشيد و پيكر راشل توسط آن درهم شكسته شد بعد راننده عقب رفت به طوری كه آگاهانه و مشخصا از روی پيكر او رد شود.

هفت تن فعالين ديگر به طرف پيكر راشل  دويدند. يك آمبولانس او را به بيمارستان النجار رساند كه راشل آن­جا چشم از جهان  فروبست.

ارتش اسرایيل مداوما خانه­های فلسطينی ها را با بولدوزر ويران می­كند  .....  و شهرک­های یهودی­نشین می­سازد. جنبش همبستگی بين­المللی، از جامعه جهانی می­خواهد سكوت خود را در برابر نقض وحشيانه  حقوق بشر توسط اسرایيل بشكند. شهروندان بين­المللی، در فلسطين سعی می­كنند از جان  مردم و حقوق انسانی آن­ها دفاع كنند دقيقا به اين دليل كه نهادهای بين­المللی، حاضر  به انجام اين كار نيستند. ده­ها فلسطينی توسط ارتش اسراییل به طور سيستماتيك روزانه به قتل می­رسند، و روز 16 مارس، يك مدافع جوان و انسان­دوست آمريكايی مدافع انسان و مردم رنج­دیده فلسطین، به خاطر حفاظت از يك خانواده  فلسطينی به قتل رسيد.

جنبش همبستگی بين­المللی، گفته است كه در زمينه اين ماجرا تحقيقات مستقل به عمل آید تا معلوم شود دولت اسرایيل 2/2 میلیادر دلار کمک نظامی را که دولت آمریکا سالیانه به این دولت می­دهد چگونه مصرف می­شود. پول و اسلحه آمريكا، روزانه توسط نظاميان اسرایيل برای كشتار شهروندان بی­گناه  به كار می­رود.

پدر و مادر راشل، در تاریخ 16 مارس ‏2003، در رابطه با جان­باختن دخترشان در فلسطین، بیانیه­ای منتشر کردند. آن­ها در این بیانیه نوشتند:

 «ما اكنون در حال سوگواری هستيم و تلاش می­كنيم جزئيات مربوط به مرگ راشل در  نوار غزه را به دست بياوريم. ما فرزندانمان را طوری پرورش داديم كه زيبايی­های  جامعه جهانی و خانواده را پاس بدارند و افتخار می­كنيم كه راشل توانست بر اساس  باورهايش زندگی كند. او سرشار از عشق و احساس وظيفه نسبت به هم­نوعانش در همه جای  جهان بود. و او جانش را برای دفاع از آن­ها كه خود بی­دفاع هستند، گذاشت.

راشل از نوار غزه برای ما می­نوشت و ما مايليم تجارب او را از زبان خودش در رسانه­ها منتشر كنيم. با سپاس»

 

بخش هايی از يك نامه راشل به خانواده­اش که در 7  فوريه 2003 نوشته است، چنین است:

«حالا دو هفته و يك ساعت است كه در فلسطين هستم و هنوز نمی­توانم كلمه­هايی پيدا كنم كه وضع اين­جا را شرح دهد. فكر نمی­كنم در اين­جا بچه­ای باشد كه هرگز در خانه­ای زندگي كرده باشد كه تانك­های اسرایيلی ديوارش را سوراخ نكرده باشد و برج­های ارتش اشغالگر از فاصله نزديك آن را زير كنترل نگرفته باشد. فكر می­كنم - ولی مطمئن نيستم- كه حتی كوچك­ترين بچه­های اين­جا می­فهمند كه زندگی در همه جا به اين شكل نيست. يك بچه هشت ساله اين­جا دو روز پيش با تير از يك تانك اسرایيلی كشته شد و بچه­های اين­جا نام او را در گوش من زمزمه می­كنند: -«علی»- يا پوسترهای او را روی ديوار نشان می­دهند. بچه­ها همين­طور دوست دارند مرا وادار به تمرين عربی شكسته بسته­ام، به اين ترتيب كه از من می­پرسند «كيف شارون؟»، «كيف بوش»؟ و می­خندند. وقتی كه من با عربی ناقص می­گويم «بوش مجنون، شارون مجنون»­(شارون چطوره؟ بوش چطوره؟ شارون ديوانه است، بوش ديوانه است) البته اين آن چيزی نيست كه من واقعا به آن معتقدم، و بعضی از بزرگسالان كه انگليسی می­دانند حرف مرا تصحيح می­كنند: «بوش نيس مجنون» بوش اهل تجارت است. امروز سعی كردم ياد بگيرم كه بگويم «بوش يك وسيله است» ولی فكر نمی­كنم درست ترجمه شد. ولی به هر حال اين­جا هشت ساله­هايی هستند كه درباره ساختار قدرت جهانی خيلی بيش­تر از آن می­دانند كه من چند سال پيش می­دانستم - حداقل در رابطه با اسرائيل-.»

واقعا اگر اعضای کمیته صلح نوبل، ذره­ای به صلح و فعالین واقعی آن احترامی قائل بودند، این جایزه بدون هیچ­گونه تردیدی به راشل و یا والدین وی، تقدیم می­کردند.

باین ترتیب، تقسیم و تعیین برندگان جوایز نوبل، به ویژه جایزه صلح نوبل، توسط کمیته نوبل عموما در چارچوب ملاحظلات سیاسی دولت­های سرمایه­داری صورت می­گیرد و به معنای واقعی ربط مستقیمی به فعالیت­های انسانی و اجتماعی شخصیت­هایی که جایزه صلح به آن­ها تعلق می­گیرد، ندارد. بنابراین، برندگان جوایز نوبل صلح، از بین شخصیت­ها و مقاماتی تعیین می­شوند که به هیچ­وجه حق­شان نیست، مگر هر از چند دهه­ای به کسانی هم­چون نلسون ماندلا نیز تعلق می­گیرد که جایگاه والاتری در نزد افکار عمومی آگاه مردم جهان دارند. تازه این جایزه را به تنهایی به وی ندادند و با دکلارک، رییس جمهور وقت آفریقای جنوبی تقسیم کردند که تمام عمر خود را صرف تفکر سیستم آپارتاید کرده بود.

ماندلا، پس از چند سال مبارزه پی‌گیر  و سازش‌ناپذیر با حکومت آپارتاید، در ۴۶ سالگی دستگیر شد و به جرم مبارزه با نظام  آپارتاید به زندان افتاد. ۲۷ سال از عمر خود را در سیاهچال‌های گوناگون گذراند تا سرانجام با قیام مردم در سال ۱۹۹۰ از زندان آزاد شد .  پس از آزادی  اعلام کرد که نه برای سیادت سیاه پوستان و انتقام جویی از سفیدپوستان یا جانشین  کردن نوعی از اسارت به جای نوع دیگر آن، بلکه برای رهایی همه انسان‌ها، برای  دموکراسی مبارزه کرده است .

ماندلا در سال ۱۹۹۴، به عنوان نخستین رییس جمهور سیاه پوست  آفریقای جنوبی، انتخاب شد. کمیته نوبل، جایزه  صلح نوبل 1993 را مشترکا به نلسون ماندلا و ویلم دکلارک اختصاص داد. از این­رو، هیچ تعجبی ندارد که کمتیه صلح نوبل، جایزه صلح نوبل 2009 را به باراک اوباما، اختصاص می­دهد.

 

یک­شنبه نوزدهم مهر 1388 - یازدهم اکتبر 2009

 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



[تاریخ ارسال: 14 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: abbas]  [  ]  
آیا کسی هست که این استدلا متناقض را بفهمد. آقای رحمانی بد نیست نوشته های شان را قبل از ارسال به سایت ها یک بار به دقت بخوانند. واقعا شگفت انگیز و توهین به خوانندگان است که این چنین مطالب سر هم می شود و کسی هم چیزی نمی گوید. آقای رحمانی می خواهد بگوید که اوبا مستحق این جایزه نیست. بسیار خوب. اما به نتیجه گیری انتهای مقاله توجه کنید که من عینا نقل می کنم:

"باین ترتیب، تقسیم و تعیین برندگان جوایز نوبل، به ویژه جایزه صلح نوبل، توسط کمیته نوبل عموما در چارچوب ملاحظلات سیاسی دولتهای سرمایهداری صورت میگیرد و به معنای واقعی ربط مستقیمی به فعالیتهای انسانی و اجتماعی شخصیتهایی که جایزه صلح به آنها تعلق میگیرد، ندارد. بنابراین، برندگان جوایز نوبل صلح، از بین شخصیتها و مقاماتی تعیین میشوند که به هیچوجه حقشان نیست، مگر هر از چند دههای به کسانی همچون نلسون ماندلا نیز تعلق میگیرد که جایگاه والاتری در نزد افکار عمومی آگاه مردم جهان دارند. تازه این جایزه را به تنهایی به وی ندادند و با دکلارک، رییس جمهور وقت آفریقای جنوبی تقسیم کردند که تمام عمر خود را صرف تفکر سیستم آپارتاید کرده بود.
ماندلا، پس از چند سال مبارزه پیگیر و سازشناپذیر با حکومت آپارتاید، در ۴۶ سالگی دستگیر شد و به جرم مبارزه با نظام آپارتاید به زندان افتاد. ۲۷ سال از عمر خود را در سیاهچالهای گوناگون گذراند تا سرانجام با قیام مردم در سال ۱۹۹۰ از زندان آزاد شد . پس از آزادی اعلام کرد که نه برای سیادت سیاه پوستان و انتقام جویی از سفیدپوستان یا جانشین کردن نوعی از اسارت به جای نوع دیگر آن، بلکه برای رهایی همه انسانها، برای دموکراسی مبارزه کرده است .
ماندلا در سال ۱۹۹۴، به عنوان نخستین رییس جمهور سیاه پوست آفریقای جنوبی، انتخاب شد. کمیته نوبل، جایزه صلح نوبل 1993 را مشترکا به نلسون ماندلا و ویلم دکلارک اختصاص داد. از اینرو، هیچ تعجبی ندارد که کمتیه صلح نوبل، جایزه صلح نوبل 2009 را به باراک اوباما، اختصاص میدهد." (خط کشی زیر عبارات از من است)
این دوخط و نیم آخر مقاله را بخوانید و نخندید! گریه کنید به حال جنبشی که فعالین آن چنین سرهم بندی های غیر مسئولانه ای می کنند.
  

[تاریخ ارسال: 12 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: mohammad]  [  ]  

خیلی دوست گرامی آقای بهرام رحمانی از آن سالها که کشورهای اسکاندیناوی (مخصوصأ کشور سوئد) طلایه داران دفاع ازحقوق بشر بودند اندی میگذرد .از آن دوران که « اولُف پالمه ها» *در سوئد پا پیش گذاشته و خواستار پذ یرش اضافه بر معمول پنا هنده گان میشدند سه دهه گذشته است. الان چرخش ایام تحفه های سیاسی دیگری در سبد این کشورها گذاشته است بطوری که در همین کشور سوئد در مقاپل چشمان ما در روز روشن پنا هندگان کشورهای مختلف را دستبند زده و راهی میدانهای اسارت و شکنجه میکنند.بنا برین بعید نیست که با این اوضاع و احوال قرعهْ فال به اسم باراک اوباما بیفتد. * _اولف پالمه لیدر حزب سوسیال دمکراتها در سوئدو همچنین نخست وزیر ااین کشور در دو دورهْ ا نتخابا تی(٨ سال) از سال ١٩٦٩ تا روز ترور نا جوانمرد ا نه اش درسال ١٩٨٦در سمت خود مشغول کار بود او یکی از بر جسته ترین سیاستمداران مردمی تار یخ نوین سوئد بشمار میاید.در کشورهای اسکاندیناوری او بعنوان یک رفرمیست انقلابی از شهرت فراوانی برخوردار بود.هنوز هم که هنوز است ماجرای ترور او بعد از ٢٣ سال در زیر پرده مانده است گوئی که برندگان سیاسی جایزه صلح نوبل شعبده باز ماهری بوده اند.!!! اللهُ عَلَم شاد و پیروز باشید. محمد اندرزی سوئد ١٢ اکتبر

  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.