شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۶ آوریل ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جنبش سبز به کجا میرود ؟( شماره 2)

عباس رحمتی

اول ، به حساب تان نمی آورند ، بعد،  شما را مسخره می کنند ، بعد، شما را سرکوب میکنند ، ولی ، آخر تسلیم شما خواهند شد .

                                                                                                  " گاندی "            

 

جنبش سبز، حرکت بزرگی است که در طول تاریخ مبارزاتی  ایران ، هرگز اتفاق نیافتاده است ،حرکتی که در ابتدا خود جوش بود و خواسته اش ، پس گرفتن  رای مردم  بود ولی بعد ، مردم  خواستار انتخابات مجدد شدند ، بعد از چهار ماه  ،سرکوب  های وحشیانه  رژیم فاشیستی مذهبی  نه تنها جوابی نداد که ، توهین  به مردم را  هم روا داشته ، در نتیجه  حرکت های مردم شدت گرفته و سازمان یافته تر به راه خود ادامه می دهد،  رژیم  با تشکیل  دادگاه های  فرمایشی  نتوانسته است کاری را از پیش ببرد حال می خواهد با حکم های سنگین برای زندانیان و کشتارها یی که شروع کرده  است ، وارد فاز دیگری از جنایت   شود ، بجای اینکه به خواسته های  مردم  ارج گذارد روی به تجاوز و جنایت  و سرکوب بیشتر آورده است و آنچه در خورجین خیانت و اندیشه پلید شان  داشتنن،  را در مدت کوتاهی رو کرده و به  این راه ضد انسانی  ادامه  داده  و خواهند داد،  با وجود اینکه جهانیان ،  از این جنایت خبر داشتند لب رو بستند و کلامی نگفتند و به قراردادهای ننگین  خود، با این رژیم ، ادامه دادند . درست است که رژیم  در طول این 30 سال هر بار به شکلی ،جنایت خود را ادامه داده است ولی این بار بوی گند و تعفن حکومتی (رژیم ) ، از ایران به سوی  آسیا  ، اروپا و آمریکا و کل جهان کشیده شده است ، همان ماهیت پلیدی که در این سال ها  پیش از صد هزار نفر از بهترین فرزندان ( انسانهای تحصیل کرده  و آگاه )  ایران زمین را بلعید ، در آن زمان بعضی از گروه ها و شخصیت ها  می گفتند مجاهدین باعث این کشتار شده اند ، آنها باعث شدند که رژیم  ، به چنین  کشتاری دست بزنند ، حال باید پرسید، در انتخابات دوره دهم هم ، مجاهدین و یا  گروه ها ی فعال   دیگر  رژیم را وادار کردند تا به چنین  جنایاتی دست بزند ؟ این بار مردم  ، دیگر فریب آخوند ها را نخواهند خورد ، مردم خوب درکی  از آخوندها کرده اند , آنها ،آخوند ها را یک طایفه اشغالگر می دانند و این ، از خصوصیات جنبش سبز است « می میریم ، می میریم ، ایران را پس می گیریم »

جامعه ایران توسعه اجتماعی  و رشد سیاسی پیدا کرده است، دیگر به هیچ وجه نمی خواهند ساکت باشند و به غارت و  تجاوز  و کشتارها اعتراض نکنند ، موسوی هم این " بعد " قضیه را خوب ( فهمیده ) گرفته است و واقعا درست می گوید : من بدنبال مردم هستم  ، این مردم را نمی توانند ساکت کنند ، در ملاقات با کروبی گفته است : مردم باید  به اعتراضات خود ادامه دهند . « راه حل این بحران – رفراندوم این نظام »

ماهیت جنبش سبز :

جنبش سبز، مردمی  بودن ، خود را ثابت کرده   ،  به هیچ گروه و کشور و یا دولتی  ، وابستگی ندارد در داخل خبر هایی وجود دارد که " عیار " این جنبش را مشخص تر می کند . ناصر زرافشان[1]  که سالها در زندانهای رژیم بوده است و در حال حاضر در ایران زندگی می کند می گوید : مردم اصلا اعتقادی به موسوی  و کروبی  ندارند و بسیاری از جوانان که در این جریانات اخیر ایران  در تظاهرات ها و راهپیمایی ها شرکت کرده اند فقط نامی از آنها شنیده اند ، آنها برای عوض کردن کل نظام پا در این کارزار گذاشته اند و این مسئله از تلفن ها و پیامهای شان به رادیو تلویزیون های خارجی کاملا روشن است ، جوانان  می گویند " اگر بنا بود که از این بادها بلرزیم  اصلا  وارد این کارزار نمی شدیم ، تا آزادی را به مملکت نیاوریم از پای  نخواهیم نشست ، حالا،  همه را بگیرید ، هر چه شکنجه و تجاوز کنید اثری  ندارد « شکنجه ، تجاوز، دیگر اثر ندارد » و در روحیه ما اثر نخواهد گذاشت .

ریشه تاریخی جنبش سبز :

این حرکتی است که در ایران ، ریشه عمیقی دارد ریشه های این جنبش ، به انقلاب مشروطه بر می گردد  ، با این بگیر و ببند ها کسی  عقب نشینی نخواهد کرد ، هر چقدر سرکوب را بیشتر کنند مردم به ماهیت  کثیف رژیم بیشتر پی خواهند برد ، کما اینکه این مسئله در این 4 ماه روشن تر شده است ، مردم می دانند که آخوند ها با هرگونه آزادی مخالفند با شادی مردم با شاد پوشیدن مردم،  با خندیدن و ... مردم می دانند که  اینگونه  برخوردها ریشه در تفکر  آنها دارد ، آنها ریشه  این تفکرات  را در طالبانی  بودن آن  می دانند « مرگ بر طالبان ، چه کابل  چه تهران » همانطور که گفتیم ، این جنبش ریشه ی  تاریخی دارد ، در جنبش( انقلاب ) تاریخی   مشروطه ریشه دارد ، مردم تاریخ  کشور را هرگز فراموش نمی کنند ، اکثر جوانان کشور در این مورد مطالعات عمیق دارند و ریشه های تاریخی انقلاب  مشروطه را بخوبی  می شناسند مردم ایران  می دانند که در انقلاب  مشروطه ایران هم " شیخ فضل اله نوری " با علم کردن جریان مشروعه ،چوب لای چرخ انقلاب  می گذاشت تا از جریان اصلی انقلاب که مشروطیت خواهی  و قانون مداری بود را منحرف کند .مشروعه خواهی از جریاناتی است که غربی ها بیشتر با آن سازگاری  دارند تا مشروطه خواهی ! بدنبال  همین سیاست،  بقایای همان جریان در " جنبش ملی شدن  صنعت نفت ایران "  در زمان " مصدق " کبیر بود که " آیت الله  ابوالقاسم  کاشانی  " بعد از مدتی  همراهی با دکتر مصدق  از خط اصلی جنبش  منحرف شد و در مقابل وی ایستاد تا اینکه با کمک  آمریکاییها مصدق  و دولت ش را از ادامه راه باز داشتند .غربی ها ، بار  دیگر در حمایت  از خمینی  ، این سازش  را به روشنی  نشان داد ند و( در حال حاضر هم )  30 سال حکومت  ارتجاعی و مماشات  غرب با این رژیم  فاشیستی مذهبی  نشان از این واقعیت  دارد .

مردم همچنان ایستاده اند و رژیم به کشتار و شکنجه و تجاوز  روی آورده است تا جایی  که کودکان 12 -15  ساله را در خیابان ها ،  در مقابل پدران و مادران به قتل میرسانند ، در  زندانها تجاوزات و در خیابانها  رعب و وحشتی  که ایجاد کرده است نتوانسته اند این جنبش را متوقف کنند.، همین استمرار جنبش   است  که اخیرا ،  خامنه ای به "محسنی  اژه ای "  دادستان کل کشور گفته است : چرا کار این  جنبش را تمام نمی کنید ؟ و چرا این اوضاع ادامه دارد ؟ اژه ا ی  یک لیست  300 نفری نشان خامنه ای می دهد  و می گوید:  باید این ها را دستگیر کنیم ، باید کروبی و موسوی را دستگیر یا خانه نشین  کنیم  تا ساکت شود، ولی خامنه ای می گوید زره / زره  ... به همین خاطر بود که " اژه ای "  اخیرا اعلام کرده است «  با کروبی و موسوی  برخورد خواهد شد » . مردم فریاد می زدند " کروبی دستگیری بشه ، ایران قیامت میشه  " [2]

  جنبش سبز ژرف می شود :

خصوصیات  جنبش سبز باعث شده است که هر روز  ژرف تر و استوارتر به  پیش رود یکی از خصوصیات یا ویژگی اش ، در هم  شکستن تابوی رهبری است (ولایت فقیه ) دوم : حاکمیت را در همه ابعاد مورد تهاجم قرارداده است بویژه دیکتاتوری و سرکوب  را . سوم : تضادهای رژیم را   بارز تر کرده  و هر روز این تضادها بیشتر می شود  در نتیجه ریزش از درون بیشتر می شود . چهارم :  در درون خود جنبش  استحکام بیشتری ایجاد کرده است  و سازمان یافته تر شده است .

پنجم : یکدست شدن این جنبش  از خصوصیات دیگر است بعنوان مثال  رو شدن برخوردهای دو پهلوی رفسنجانی است که وجه بارز اوست . و برعکس رادیکال شدن  خاتمی است که اخیرا رژیم را با صفت فاشیستی / توتالیتری نام برده است  !  و نامه ای که " کروبی "  اخیرا به " رفسنجانی "  نوشته است از ادامه پا فشاری وی بر ادامه حرکت است ، که قابل بررسی  است . ششم  : موضع گیری های موسوی و کروبی، یکی از علائم ژرف شدن جنبش است موسوی در اطلاعیه شماره 11خود به راههایی برای تغییر قانون اساسی  اشاره کرده است . هفتم :  جنبش به جایی رسیده که خواهان متوقف شدن غنی سازی اورانیوم  و بمب اتمی شده است ، در حالیکه وی (موسوی ) قبلا  در جریان انتخابات  به غنی سازی  اشاره کرده بود . هشتم : جنبش در ابتدا ،  در یک فضای  ملی / مذهبی  سیر می کرد در حرکت های بعدی   رنگ مذهبی کمتر و هویت  ملی  آن بیشتر  شد . « استقلال  / آزادی / حکومت ایرانی » .خود اصلاح طلبان هم در همین مورد ظرفیت خود را بالا برده اند .  (  اطلاعیه شماره 11 موسوی ) .

رشد فرهنگی و انتقاد پذیری  یکی از دستاوردهای  جنبش است ، بطوری که در ابتدا چنین نبود ، فرهنگ انتقاد پذیری پایه های دموکراسی را می سازد . ترویج فرهنگ مهر و محبت  و زدودن فرهنگ خشونت از طرف جنبش و برعکس خشونت و تجاوز و... از طرف رژیم  سرکوب گر.

تفاوت راه سبز امید و جنبش سبز :

برخی از تحلیلگران ،  از رهبری  واحد برای جنبش اعتراضی (سبز ) سخن گفتند ، در واقع این مسئله هنوز وجود دارد و باید  به آن پاسخ داده شود در بیانیه شماره  11  موسوی اشاراتی به این مسئله شده است ولی همه اینها در مرحله تئوری است و تا عملی شدن آن فاصله زیادی است موسوی هنوز از "  راه سبز "  سخن به میان می آورد ، شاید وی فکر کرده است که مردم بخاطر رهنمود های گذشته امام راحل  در " روز قدس "  1388  شرکت کردند و یا اینکه حمایت  از فلسطین ! در حالیکه مردم با شعار " نه غزه نه لبنان  ، جانم فدای ایران  " مواضع روشن خود را نشان دادند مردم نشان دادن  که قیام ملی تنها  راه نجات  از دیکتاتوری است ، همه چیز برای دمکراسی از این راه  می گذرد و این سر فصل دیگری برای جنبش بود و این تفاوت اولیه بین "  جنبش سبز " و " راه امید " است که در آینده ی نه چندان دور تفاوتها بارز تر خواهد شد  . موسوی  « راه » را نشانه  ادامه  و دوام جنبش « سبز » را اسلامیت آن و «امید » را برآمده از هویت ایرانی « راه سبز امید » توصیف کرده است ، بهر حال  ، هرچه  فاصله این تفاوتها به سمت جنبش سبز حل و یا   کمتر شود،  به نفع مردم است  و مسئله و مشکل  رهبری راحت تر حل خواهد شد ، به نظر نگارنده  چه حال  و چه  در آینده  ،  باید رهبری بصورت شورایی (مثلا حول نجات ملی ) باشد و باید  از نخبه گان داخل و خارج  استفاده  شود  که ائتلاف اپوزسیون  خارج کشور را هم در بر می گیرد.

اپوزسیون و جنبش سبز :

چه در داخل و چه در خارج ، اپوزسیون رژیم ج.ا در این مقطع حساس  باید تصمیم جدی اتخاذ کند ، اکنون جای درنگ نیست  جای انتقاد از جنبش سبز و چوب لای چرخ گذاشتند نیست ، زیر سوال بردن جنبشی  که در  طول تاریخ  ایران بی نظیر است  ، جنین بر خوردهایی در مقطع کنونی ،  آب در هاون کوبیدن است ، باید از نقطه نظرات خصلتی گذشت و به نقاط مشترک با جنبش سبز رسید .

- اپوزسیون خارج از کشور باید با یک ائتلاف سراسری با نیروهای سرنگون طلب به حمایت و راه های خود ادامه دهد . با یک پلاتفرم  اعلام کند و حمایت همه جانبه خود را در این مقطع از جنبش اعلام دارد ، شرایط حساس است و آلترناتیو رژیم با ید برنامه های خود را اعلام دارد و چشم اندازی روشن به مردم ارائه دهد .      

- اپوزسیون باید ضمن حمایت از جنبش داخل ایران، دولت ائتلافی (موقت ) خود را به جامعه بین المللی  ارائه دهد. [3] یکی از موردی که تا کنون ،  جامعه بین المللی از مردم و اپوزسیون حمایت نکرده است عدم انسجام و وحدتی است که  در بین نیروها و شخصیت های سیاسی ایران وجود دارد .از طرفی دولت  ها هم بخاطر قراردادهای شان، تن به حمایت از این جنبش نمی دهند و این کار دیگر اپوزسیون است ، تلاش برای حمایت دولت ها از مردم .    

-اپوزسیون خارج کشور باید از موقعیتی که در اختیار دارند،  با تمامی سازمانهای حقوق بشری ، نیروهای سیاسی و هنرمندان و...  تماس برقرار کنند و خواست های جنبش را جهانی کنند . لازم است یاد آوری کنیم که تعدادی از هنرمندان توانسته اند  پیام جنبش رابه گوش جهانیان برسانند که تاثیرات  مفیدی در  این رابطه گذاشته  است . [4]

- یکی از نکات مهمی که سازمانهای سیاسی باید به آن بهای زیادی تری بدهند ، انتقال تجربیات مبارزاتی است ،  باید تمامی تجربیات در اختیار جوانان گذاشته شود، با چنین روشهایی،  ضعف های جنبش رفته رفته کمتر و باروری آن   غنی تر و نتایج آن بهتر و سریع تر خواهد شد . رژیم فاشیستی  مذهبی ولایت فقیه و رئیس جمهوری  کودتاچی اش رفتنی است ، باور کنید . در شماره بعد به مسائل بین المللی  و برخورد دولت ها می پردازیم .

   

        

[1] در مصاحبه با رادیو صدای آمریکا

[2]  شایعاتی که حول و حوش این دو تن "کروبی و موسوی " وجود دارد ، احتمال اینکه رژیم  آنها را مثل منتظری       حصر خانگی  کند  وجود دارد .

 [3]در این بین فقط  سازمان مجاهدین خلق ، کمیسیون هایی  را برای تشکیل دولت موقت  ارائه داده است

 [4] هنرمندان با ساختن فیلمهای تظاهرات مردم  و نمایش جنایات رژیم  انگیزه های زیادی به مردم داده اند ، جون تنها صدای ملت همین اطلاع رسانی های  خارج کشور است که بسیار  ارزشمند است .

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
عباس رحمتی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.