به بهانه برگزاری جشنواره بین المللی سینمای تبعید!
شانزده سال از برگزاری "جشنواره بین المللی سینمای تبعید – سوئد" - دنیا خانه من است - می گذرد. جشنواره ای که شهر گوتنبرگ (یوته بوری) را تبدیل به مرکز تجلیل، معرفی و اشاعه فرهنگ و هنر مقاومت ویژه رانده شدگان و تبعیدی ها کرده است. شانزده سال است که شهر یوته بوری، شاهد جشنواره ای بی نظیر و ابتکاری است. ابتکاری که توسط "پدر جشنواره سینمای تبعید" (1) یعنی آقای حسین مهینی، از اندیشه و ذهن به یک عینیت و واقعیت اجتماعی – فرهنگی تبدیل شده است.
جشنواره ای که فرهنگ و هنر تبعید را، که در کشورهای متبوعه خویش، سانسور می شوند، نادیده گرفته شده و با بی مهری مواجه می شوند را در دستور کار خویش قرار داده است.
این جشنواره به زیستگاه دوم خویش، مردم و افکار عمومی آنها، چهره ای دیگر را از تبعیدی ها به نمایش می گذارد. چهره ای فراتر و پیشگام تر از پدیده های مربوط به ناهمواری ها، نا ملایمات و عمل کردهای بعضا منفی مهاجران و "پناهندگان" را. چهره ای که هنری و فرهنگی است و بر بستر مبارزه، مقاومت و اعتراض به پیش می تازد. البته بسیار طبیعی است که آنچه تبعیدی ها تولید می کنند، لزوما نه معرف دیدگاه "سینمای تبعید" و نه مبتکر آن حسین مهینی است. با این همه آنچه که در این جشنواره معرفی شده و به نمایش گزارده می شود، صدا و تصویر انسانی است که در زیستگاه نخستین خویش، جایی برای ابراز وجود ندارد.
حاشیه نشینی، تبعیض و تحقیر قومی - ملی، تبعیدی را می تواند از پای در آورد و او را به سوی ناهنجارهای اجتماعی سوق دهد. کما اینکه در مواردی نیز اینچنین به چشم می آید. اما این ناملایمات نمی توانند تبلور وجدان، مسئولیت و عملکرد عنصر تبعیدی باشند. انسان تبعیدی می تواند در قالب هنر، فرهنگ و سیاست نیز خود را به نمایش بگذارد و نشان دهد که می تواند بسیاری از توانایی ها و خلاقیت های هنری و ادبی خویش را در اختیار جامعه میزبان قرار دهد و بر غنای فرهنگی آن بیفزاید. در اینجاست که جشنواره های مختلف هنری، ادبی و حتی سنتی می توانند چهره دیگری از عنصر تبعیدی و حتی مهاجر به کشور محل اقامت بنمایانند تا میزبان، تبعیدی و مهاجر را تنها به گونه ی انسان صرفا مصرف کننده نبیند!
انسان تبعیدی در زمینه های مختلف ادبی، هنری، فرهنگی و سیاسی، نشان داده است، که در هر شرایطی قادر به بروز خلاقیت های فکری و عملی خویش است. او با این کار عملا ثابت می کند که عنصری جهانی است و "جهان خانه [او] است".
سینمای تبعید پس از 16 سال تلاش، استقامت و پایداری نشان داده است که می توان علیرغم کمبود امکانات، نداشتن حمایت های همه جانبه غول های رسانه ای و همدلی های در خور و شایسته، چهره ی ناشناخته و منفعل عنصر تبعیدی را به چهره ای فعال، مطرح و اثرگذار تبدیل نماید. این جشنواره، تلاش های دست های تنها را، تبدیل به دست های تن ها نموده است. ارزش ها و تمایلات بشری خویش را از تخیلات و تمایلات ذهنی به واقعیات عینی و عملی تبدیل نموده و توانسته است طی این شانزده سال تلاش، خلاقیت های فردی و جمعی عنصر تبعیدی را به جوامع میزبان تحمیل نماید، و این دست آورد کوچکی نیست. در سایه این جشنواره ها، نشست ها، گردهمایی ها و سمینارها ست که عنصر تبعیدی – و حتی مهاجر – می تواند با کوله باری از هنر، فرهنگ و مبارزه، چهره ای از خود به نمایش بگذارد، که میزبان را به تحسین و همبستگی وادار سازد. موردی که سینمای تبعید، از پس آن به خوبی بر آمده است. و خود را به عنوان نهادی و نمادی هنری – فرهنگی نه تنها به کشور میزبان – که حتی جهان – تحمیل نماید.
مورد دیگری که شایسته تقدیر و توجه است، "نه" به استبداد، اختناق، دیکتاتوری و سانسور می باشد. شاید بتوان این "نه" و نه گفتن را برجسته ترین دست آورد انسان پرتاب شده به جهان "آزاد" ارزیابی نمود. درست به همانگونه که "آری به نه"، یعنی هماهنگی و همراهی با نهِ به تغییر کلیت جهان و گلوبالیزایسیون تحمیلی سرمایه داری و امپریالیستی. "آری" به "نه" توده ها و افکار عمومی جهان، علیه ضد انسانی شدن روند سیاسی و اقتصادی موجود! شعاری که در نهمین جشنواره سینمای تبعید طنین انداز است.
http://www.fayyaz.blogsky.com/
___________________________
1) تعبیری از روزنامه یوته بورش پستن! – که البته در قد و قواره و اندازه حسین مهینی نیست. مردی که هرگاه او را می بینم، احساس می کنم بزرگ مردی از جرگه بزرگان چپ ایران، همچون مصطفی شعاعیان را رو در روی خود می بینم. مردی با گرایش چپ، رادیکال، و در عین حال همچون زنده یاد مصطفی شعاعیان، صادق، دموکرات، آزادی خواه و مخالف دگماتیسم و تنگ نظری!
"یادداشتهای روز "، ویژه سایت دیدگاه نوشته میشوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشتهای روز سایت دیدگاه" قید کنید .
علی فیاض