شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲ آوریل ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

هنر، فیلم، سینما و مقاومت در تبعید
یادداشت روز علی فیاض

علي فياض

به بهانه برگزاری جشنواره بین المللی سینمای تبعید!

شانزده سال از برگزاری "جشنواره بین المللی سینمای تبعید – سوئد" - دنیا خانه من است - می گذرد. جشنواره ای که شهر گوتنبرگ (یوته بوری) را تبدیل به مرکز تجلیل، معرفی و اشاعه فرهنگ و هنر مقاومت ویژه رانده شدگان و تبعیدی ها کرده است. شانزده سال است که شهر یوته بوری، شاهد جشنواره ای بی نظیر و ابتکاری است. ابتکاری که توسط "پدر جشنواره سینمای تبعید" (1) یعنی آقای حسین مهینی، از اندیشه و ذهن به یک عینیت و واقعیت اجتماعی – فرهنگی تبدیل شده است.

جشنواره ای که فرهنگ و هنر تبعید را، که در کشورهای متبوعه خویش، سانسور می شوند، نادیده گرفته شده و با  بی مهری مواجه می شوند را در دستور کار خویش قرار داده است.

این جشنواره به زیستگاه دوم خویش، مردم و افکار عمومی آنها، چهره ای دیگر را از تبعیدی ها به نمایش می گذارد. چهره ای فراتر و پیشگام تر از پدیده های مربوط به ناهمواری ها، نا ملایمات و عمل کردهای بعضا منفی مهاجران و "پناهندگان" را. چهره ای که هنری و فرهنگی است و بر بستر مبارزه، مقاومت و اعتراض به پیش می تازد. البته بسیار طبیعی است که آنچه تبعیدی ها تولید می کنند، لزوما نه معرف دیدگاه "سینمای تبعید" و نه مبتکر آن حسین مهینی است. با این همه آنچه که در این جشنواره معرفی شده و به نمایش گزارده می شود، صدا و تصویر انسانی است که در زیستگاه نخستین خویش، جایی برای ابراز وجود ندارد.

حاشیه نشینی، تبعیض و تحقیر قومی - ملی، تبعیدی را می تواند از پای در آورد و او را به سوی ناهنجارهای اجتماعی سوق دهد. کما اینکه در مواردی نیز اینچنین به چشم می آید. اما این ناملایمات نمی توانند تبلور وجدان، مسئولیت و عملکرد عنصر تبعیدی باشند. انسان تبعیدی می تواند در قالب هنر، فرهنگ و سیاست نیز خود را به نمایش بگذارد و نشان دهد که می تواند بسیاری از توانایی ها و خلاقیت های هنری و ادبی خویش را در اختیار جامعه میزبان قرار دهد و بر غنای فرهنگی آن بیفزاید. در اینجاست که جشنواره های مختلف هنری، ادبی و حتی سنتی می توانند چهره دیگری از عنصر تبعیدی و حتی مهاجر به کشور محل اقامت بنمایانند تا میزبان، تبعیدی و مهاجر را تنها به گونه ی انسان صرفا مصرف کننده نبیند!

انسان تبعیدی در زمینه های مختلف ادبی، هنری، فرهنگی و سیاسی، نشان داده است، که در هر شرایطی قادر به بروز خلاقیت های فکری و عملی خویش است. او با این کار عملا ثابت می کند که عنصری جهانی است و "جهان خانه [او] است".

سینمای تبعید پس از 16 سال تلاش، استقامت و پایداری نشان داده است که می توان علیرغم کمبود امکانات، نداشتن حمایت های همه جانبه غول های رسانه ای و همدلی های در خور و شایسته، چهره ی ناشناخته و منفعل عنصر تبعیدی را به چهره ای فعال، مطرح و اثرگذار تبدیل نماید. این جشنواره، تلاش های دست های تنها را، تبدیل به دست های تن ها نموده است. ارزش ها و تمایلات بشری خویش را از تخیلات و تمایلات ذهنی به واقعیات عینی و عملی تبدیل نموده و توانسته است طی این شانزده سال تلاش، خلاقیت های فردی و جمعی عنصر تبعیدی را به جوامع میزبان تحمیل نماید، و این دست آورد کوچکی نیست. در سایه این جشنواره ها، نشست ها، گردهمایی ها و سمینارها ست که عنصر تبعیدی – و حتی مهاجر – می تواند با کوله باری از هنر، فرهنگ و مبارزه، چهره ای از خود به نمایش بگذارد، که میزبان را به تحسین و همبستگی وادار سازد. موردی که سینمای تبعید، از پس آن به خوبی بر آمده است. و خود را به عنوان نهادی و نمادی هنری – فرهنگی نه تنها به کشور میزبان – که حتی جهان – تحمیل نماید.

مورد دیگری که شایسته تقدیر و توجه است، "نه" به استبداد، اختناق، دیکتاتوری و سانسور می باشد. شاید بتوان این "نه" و نه گفتن را برجسته ترین دست آورد انسان پرتاب شده به جهان "آزاد" ارزیابی نمود. درست به همانگونه که "آری به نه"، یعنی هماهنگی و همراهی با نهِ به تغییر کلیت جهان و گلوبالیزایسیون تحمیلی سرمایه داری و امپریالیستی. "آری" به "نه" توده ها و افکار عمومی جهان، علیه ضد انسانی شدن روند سیاسی و اقتصادی موجود! شعاری که در نهمین جشنواره سینمای تبعید طنین انداز است.   

http://www.fayyaz.blogsky.com/

 

___________________________

1) تعبیری از روزنامه یوته بورش پستن! – که البته در قد و قواره و اندازه حسین مهینی نیست. مردی که هرگاه او را می بینم، احساس می کنم بزرگ مردی از جرگه بزرگان چپ ایران، همچون مصطفی شعاعیان را رو در روی خود می بینم. مردی با گرایش چپ، رادیکال، و در عین حال همچون زنده یاد مصطفی شعاعیان، صادق، دموکرات، آزادی خواه و مخالف دگماتیسم و تنگ نظری!

 

"یادداشت‌های روز "، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های روز سایت دیدگاه" قید کنید .

 

علی فیاض

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



[تاریخ ارسال: 29 Oct 2009]  [ارسال‌کننده:  دوست]  [  ]  
با سلام مجدد به نویسنده گرامی آقای فیاض و هنرمند عزیز آقای مهینی
یک بار دیگر این مطلب بسیار زیبا را خواندم و لذت بردم و احساس خوشحالی کردم و خواستم که از این فرصت استفاده کنم و بنویسم از اینکه در خارج کشور نویسندگان و هنرمندانی راستینی چون شما هنوز پرنشاط و استوار ایستاده اید و به تلاش و فعالیت های نویسندگی و هنری خویش ادامه می دهید و از آزادی مردم خویش دفاع می کنید و هنر مقاومت را به جامعه عرضه می دارید و به قدر دانی از هنرمندان سرزمین خویش می پردازید خوشحال هستم و بعنوان یک ایرانی به شما افتخار می کنم.
موفق باشید و خدا نگهدارتان
  

[تاریخ ارسال: 29 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: نسیم]  [  ]  
سلام
ببخشید اینجا ظاهرا دعوای سوئدی هاست :-)
من فقط می خواستم از آقای فیاض خواهش کنم که ترا به پیر ترا به پیغمبر اینکلمه غلط "بعضا" را از نوشته خود بردارند و آن را بکار نبرند.
"بعضا" هم در دستور و زبان فارسی غلط و بی معنی است هم در دستور و زبان عربی.
متشکرم
حالا بعضی ها می گویند این فلانی هم آمده وسط دعوا نرخ تعین می کند :-)
با احترام
  

[تاریخ ارسال: 29 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: زهره سوئد]  [  ]  
آقای علی فیاض شما چند سال است با سینمای ایران در تبعید آشنا هستید؟ شماکارتان سینماست؟ پس چرا تا حالا در باره این بزرگ مرد وتنها کسی که سینمای در تبعید را روی شانه های خسته اش! نگهداشته چیزی ننوشتید ؟درست در سالی که جشنواره سینمای مهاجران را به تبعیدوصل کرده واز مسیرش منحرف شده این چنین با غلو در باره این رویداد سخن می گوئید. شما نمی دانید که فستیوال سوئد فقط برای مقابله با باربد طاهری مدیر فیلمبرداری وسینماگر ومسلم منصوری فیلمساز که چند سال است با سینمای زیرزمینی در ارتباط هستند برای لوث کردن کوشش های آنها ادعا می کنند از سینماگرانی که در ایران کار مخفی می کنند فیلم در جشنواره دارد!عجب. کی این ارتباط را برقرار کرده است ؟ شما در سالی مقام آقای مدیر را به خدایی رسانده اید که او یک تئاتر از کارگردانی که در جشنواره یکی بود ویکی نبود که با همکاری مستقیم وزارت ارشاد احمدی نژاد برگزار شدچهره اش شناسانده شددر برنامه اش گنجانیده کارگردانی که ستایشگر داریوش همایون ،گنجی،شیرین عبادی،وپشتیبان همه برنامه های نمایشی رفراندوم چی های سلطنت طلب که الان سبز پوش شده اند بوده است والان هم بعد ازفحش وفحش کاری با فلاح زاده حالا سر از بساط او در آوره است . آخر تا حالا سابقه داشته جشنواره فیلم ،تئاتر در برنامه اش بگنجاند؟ مگر این که بخواهد آب توبه سر رژیسور تاتر بریزد. شما اینها را می دانستید واین چنین مدیر جشنواره را به عرش رساندید؟ ستایش های شما بیشتر به رپرتاز آگهی شبه است تا مقاله ای صادقانه در باره یک جشنواره فیلم ومن اگر جای آقای مدیر بودم بی درنک تکذیب می کردم وای به حالش اگر لبخند رضایت بر لبانش نقش بسته باشد.

زهره سوئد.
  

[تاریخ ارسال: 29 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: حسن.م]  [  ]  
آقای فیاض من اگر جای حسین مهینی بودم فوری در کادر وزارت تبلیغاتم تغیر اساسی می دادم این چنین ستایش های غلو انگیز دودش به جشم اقای دیرکتور میرود. بابا حان اخر غلو وبزرگ نمایی هم حدی دارد ما هم خودمان درهمان شهریم   

[تاریخ ارسال: 29 Oct 2009]  [ارسال‌کننده:  پرستو مهر آور.]  [  ]  
جناب فیاض شمااگر میخواستید تاریخچه سینمای ایران در تبغید را بنوسیذ جه میکردید.از اول تا آخر پژوهش می نوشتید حسین مهینی ،حسین مهینی، حسین مهینی.............
اقا حان یعنی هیچ کس دیگر هیج کوششی در باره سینمای ایران در تبعید نداشته است؟ بابا انصاف هم خوب چیزی هست حسین مهینی که حتا یک مقاله هم درمخالفت با سینمای صادراتی ننوشته است من منکر کوشش های او نیستم اما جرا فقط یک نفر را دیده اید؟اینچنین نگاه غیر واقعی آدم را دچار شک می کند. نکند....
  

[تاریخ ارسال: 29 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: هوشنگ زمانی امریکا]  [  ]  

قضیه از چه قرار است باربد طاهری فیلمبرارمعروف عضو کانون خمایت از سینمای زیر زمینی ایران مطلبی به اعتراض نوشته است چرا هنوز سایت ها نقلش نکرده اند؟ ایا مطلب بی مختواو سراسر تمجید آقای فیاض در حواب اوست؟ من مطلب اقای طاهری را در سایت http://www.anjomaneara.org/index.jsp?d=article/article&essayId=1885&authorId=12 انجمن آرا پیدا کردم.برای حفط بی طرفی لااقل به صدای اعتراض فیلمبردار .سینماگر با سابقه باربد طاهری هم توجه کنید دیگر قرار نبود سینمای در تبعید هم با باند بازی بخواهد مقاصدش را پیش ببرد.

علی ناظر: جهت اطلاع، دیدگاه تنها مطالبی را منتشر می کند که مستقیما دریافت کند (بجز اخبار). اگر نویسنده ای مایل به انتشار مطلبش در دیدگاه است، لطفا آن را (فورمت وورد) همراه با یک عکس (فورمت جی پگ) ارسال کند.
  

[تاریخ ارسال: 29 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: لیلا مهر ائین/]  [  ]  
اگر پدر سینمای ایران در تبعید حسین مهینی باشد. لابد مادر تئاتر ایران در تبعید هم مبشود نیلوفر بیضایی اما هر دوی اینها که گاه تبعیدی اند گاه مهاحر. بیچاره واژه تبعید که به چه روزی افتاده است.   

[تاریخ ارسال: 28 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
با درود به اقای حسین مهینی و دست اندرکاران سینما ایران در تبعید. دوستان از این به بعد بکوشیم که به هیچ وجه به تماشای فیلم های مبتذلی که از سرزمین جمهوری اسلامی میاید نرویم. کاری که از سی سال پیش باید می کردیم!.
  

[تاریخ ارسال: 28 Oct 2009]  [ارسال‌کننده: یک دوست از سوئد]  [  ]  
بسیار عالی بود.
این مطلب بسیار عالی که با عبارت خاطره انگیز "جشنوارهء بین المللی سینمای تبعید" و به نام زیبای "حسین مهینی" مزین شده از قطعات درخشانی است که روزی، باید ساخته می شد و در تاریخ ایرانیان مبارز تبعیدی ثبت و منتشر می گردید. و چه خوب است که یکی از بهترین نویسندگان و شاخص ترین روشنفکران فعال ایرانی ساکن سوئد، آقای علی فیاض، ضرورت آن را تشخیص داده و به انجام رسانده اند.
با تشکر از ایشان و سلام به استاد حسین مهینی.
خسته نباشید و خدا نگهدارتان.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.