شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نظریه پرداز
علی ناظر

علی ناظر

عبدالکریم سروش محقق و فیلسوف و نظریه پرداز دینی، در مصاحبه ای با بی بی سی به چندین نکته اشاره می کند (برای شنیدن لطفا اینجا را کلیک کنید)، از جمله:

 

* هدف این بود که دانشگاه ها را اسلامی کنیم، و آن چیز که ضد اسلام است را بزداییم.

* وزارت اطلاعات می خواهد تمام تقصیر پاکسازی دانشگاه ها را به گردن سروش بیندازد.

* از دل دین نمی توان دموکراسی بیرون آورد، یعنی یک نظم دموکراتیک

و  ….

* " اين قصه که در ميان خيلی از روشنفکران و غير روشنفکران ما مطرح شده که دين يک امر خصوصی است، من فکر می کنم که يک خطای خيلی بزرگ است. دين هيچ وقت امر خصوصی نبوده است. امروز هم نيست. در دمکراسی ها هم نيست، در ليبرال دمکراسی هم نيست. چطور می شود دين يک امر خصوصی باشد. شما وقتی اعتقادی داريد، اين اعتقاد در تمام رفتارهای شما ديده می شود. در همين آمريکا، مردمی که به مسيحيت اعتقاد دارند هيچ وقت به رئيس جمهوری که معتقد به مسيحيت نيست، رای نمی دهند. يعنی دين اصلا امری خصوصی نيست و همه جا خودش را نشان می دهد."

 

این نکته بسیار حساس و شایان توجهی است که ایشان می فرمایند « شما وقتی اعتقادی داريد، اين اعتقاد در تمام رفتارهای شما ديده می شود.»

ایشان در این مصاحبه آنقدر ضد و نقیض گفته اند که می بایست چندین صفحه نوشت. تفسیر را می سپارم به عهده خوانندگان آگاه. تنها به یک نکته بسنده می کنم. 
مبلغ و عضو ستاد انقلاب فرهنگی، می خواهد در چند جمله ساده، حقوق خصوصی انسانها را از آنها بگیرد، به این شکل که چون باور من، در رفتار من  اثر می گذارد، و حتما در ادامه منظور این منطق این است که چون من عضوی از جامعه هستم، پس باور من می تواند در جامعه اثر بگذارد، و همچنین چون حفاظت و امنیت جامعه ارجح است، بنابراین یا باید باور من تذکیه شود (مثلا خودسانسوری، تعزیرات، ...)، و یا دائما افرادی که باورشان با باور جامعه (حاکم بر جامعه) همخوانی ندارد، می بایست زیر ذره بین قرار بگیرند.
این فیلسوف پر آوازه، برای پیشبرد این بحث ناقص، سیستم آمریکا را مثال می زند و اینکه در آنجا کسی غیر مسیحی را انتخاب نمی کند. شاید ایشان یادشان رفته که سیستم اسرائیل را هم مثال بزنند که کسی نمی تواند رئیس جمهور شود مگر اینکه معتقد به حکومت یهودیان باشد. و یا فراموش کرده مثال آفریقای جنوبی پیش از پیروزی ماندلا را بزند که سفید پوستان حق داشتند برای امنیت جامعه اجازه رأی به سیاهان ندهند؛ چرا که باور سیاهپوستان می توانست در رفتارشان اثر بگذارد، و رفتار آنها مضر منافع کل است.
جالب است که ایشان از اسلام سیاسی دفاع می کند، اما با "روحانیت که یک سنخ است" مخالفت می کند. از کروبی دفاع می کند، اما می خواهد کروبی در جرگه "روحانیت" قرار نگیرد. بگذریم.

در اینکه باور فرد بر رفتار فرد اثر می گذارد، بحث نیست. صحبت از دامنه آن اثر، و هژمونی طلبی است. خصوصی بودن باور و اعتقاد دینی در این نکته متبلور می شود که اگر بخواهیم آن را بر دیگران تحمیل کنیم، ویژگی خصوصی بودن باور به عمومی شدن آن تغییر می کند. عمومی شدن آثار دین (و باقی نماندن آثار آن باور در حوزه فرد) بی شک به حکومت اسلامی راه خواهد برد.

عبدالکریم سروش واژگان را به عمد بی معنا می کند. او در دفاع از «انقلاب فرهنگی» و اینکه چرا می خواسته دانشگاه ها «اسلامی» شوند، دست به دامان محمد – پیامبر مسلمانان، شده و می گوید که محمد هم خواهان پیشرفت علم بوده؛ و منظور او (سروش) هم از انقلاب فرهنگی چیزی نبوده به جز ارتقا دانش و علم در سطح دانشگاه ها. من هر چه سعی کردم این منطق را با اسلامی کردن دانشگاه ها رابطه بدهم نتوانستم. نه بخاطر اینکه با دین رابطه خوبی ندارم، بلکه برای اینکه با علم و دانشگاه رابطه خوبی دارم. به راستی آیا اصرار سروش برای «اسلامی» خواندن این "پروژه" چیزی بوده به جز زدودن همه آنچیز ها که ضد اسلام بودند؟ والاّ، ایشان می توانستند بگویند که هدف انقلاب فرهنگی، (مثلا) علمی کردن دانشگاه بود، پویایی آن بود، و... ظاهرا، چون ایشان به خصوصی بودن دین باور ندارند، سعی نموده بودند، و هنوز هم سعی دارند، که باور خود را بر دیگری تحمیل کنند که این خواست در «رفتارشان» خودنمایی می کند.

پیشنهاد من به ایشان و همفکرانشان این است که مفاد بیانیه حقوق بشر را مرور کنند تا شاید به ضعف منطق خود پی ببرند.

علی ناظر

17 آذر 1388

 

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 11 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [  ]  
آقای ناظر عزیز
از شما متشکرم که اینطور موشکافانه این موضوعات را بررسی میکنید بخصوص در این دوران پرتلاطم که بسیاری از این این نوع اظهار نظرها و مصاحبه ها در میان اخبار تظاهرات و قیام و اشرف و ...گم میشود.
از کسی که دانشگاهها را 4 سال بست و همه دانشجویان و استادان مترقی را اخراج و زندانی کرد بعید به نظر نمی رسد که با همه ژست های مترقی گرایانه دم خروس را بالاخره آشکار کند و دم از "انقلاب فرهنگی صدر اسلام" یا "انتخابات امریکا " بزند.
اما آیا سروش واقعا محقق و نظریه پرداز است ؟ شاید. اما آیا واقعا کیارستمی و مخملباف هم هنرمند هستند؟ وقتی همه محققین و هنرمندان آزاداندیش یا زندانی هستند یا از کار منع شده اند معلوم است که محقق میشود سروش و سینماگر میشود مخملباف. من نمیدانم سروش کدام نظریه را نوشته و چه خدمتی ( اگر خیانت نکرده باشد) به علم کرده است.
اینها را جمهوری اسلامی علم کرده و با پول و امکانات لابی هایش آنها را در کشورهای دنیا به نمایش در میآورد. زندانی سیاسی شان شده اکبر گنجی- اپوزیسیون نبوی و مخملباف و فیلسوفشان هم سروش است.
  

[تاریخ ارسال: 10 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  

اقای ناظر گرامی با درود : من فکر میکنم که احترام گذاشتن به عقاید ارتجاعی و ضد مردمی و خرافی افرادی مثل سروش و فاطمه کشاورز تائید گفته های این اشخاص باشد !. منظور من از بی سواد خواندن فاطمه کشاور در اینجا دید و اگاهی سیاسی این خانم بود. اگر چه ادمهای بسیار بی سوادتری از نظراکادمیک و از عوامل رژیم در همین امریکا مشغول تدریس در دانشگا ه ها هستند! برای نمونه .فاطمه حقیقت جو در ام ای تی تدریس میکند اخوند کدیور در دانشگاه دوک تدریس میکند و همین اقای سروش مدتی در هاروارد تدریس میکرد و تازه بسیاری دیگر از عوامل رژیم در دانشگا ه های شهر باستن که مرکزعوامل رژیم در امریکاست تدریس میکنند. صد ها نفر دیگر ازایرانیان فرصت طلب که در دانشگاه های امریکا مخصوصا در بخش خاور میانه تدریس میکنند مانند اقای حکاک هم از توبره رژیم میخورند وهم از اخور دولت امریکا و وقاحت بار تر اینکه اکثریت این افراد کارنامه سیاه خود که حاوی در یافت پول از بنیاد علوی می باشد در سایت گوگل به نمایش گذاشته اند که خودتان می توانید ببینید ! تمام این افراد بی مایه و فرصت طلب درعوض در یافت این پولها چهره کریه رژیم را در دانشگاه های خود بزک میکنند!. اقای ناظر عزیز: من معتقد به احترام گذاشت به این گونه افراد فرصت طلب نیستم چه رسد به احترام گذاشتن به سروش با ان دستان خونین و گذشته تاریکش . احترام گذاشتن به عوامل رژیم درست مثل اینستکه شما درمقابل خشونت فاشیستی رژیم خواهان مبارزه مسالمت امیز باشید ! .

علی ناظر: در اینکه من «درمقابل خشونت فاشیستی رژیم خواهان مبارزه مسالمت امیز» هستم را می گذارم به قضاوت شما و دیگر کاربران، از تمام نوشتارهای پیشین و آینده ام. در باره بقیه مواردی که در بالا نوشته اید، هم نظرم را نوشته ام و تکرار آن جایز نیست. لطفا آنچه که نوشته ام را یکبار دیگر مرور بفرمایید.
  

[تاریخ ارسال: 10 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: Hadi Shahab]  [  ]  

آقای نا ظر محترم، شما در معرفی سروش نوشته ا ید: "عبدالکریم سروش محقق و فیلسوف و نظریه پرداز دینی،..." هر چقدر فکر کردم نتوانستم بپذیرم كه کلمه محقق در مورد سروش درست باشد. فیلسوف و نظریه پرداز دینی شارلا تان در طول تاریخ مثل سروش وجود داشته اما نه به این درجه از وقاحت و پر رویی .. اما محقق كه تحریف واقعیت بکند من تا به امروز سراغ نداشتم. متاسفانه اینجا کلمه محقق برابر شد با متضادش.

علی ناظر: آقای شهاب عزیز با سلام 

متاسفانه متوجه نکته بینی شما نشدم، که البته اشکال از من است.

شما به محقق بودن سروش شک دارید اما به فیلسوف و یا نظریه پرداز خواندن او ایراد نگرفته اید. قاعدتا، نمی توان فلسفه دانست و نظریه پردازی کرد، اگر پژوهشگر نبود. شاید منظور شما این دو هم بوده و فقط به خلاصه نوشته اید.

به هر روی، یک فرد می تواند افکار و بینش و نگرشی ارتجاعی داشته باشد، اما محقق هم باشد. مثالی بزنم که نکته مورد نظرم را روشن تر بیان کرده باشم. خمینی هم خیانت کرده و هم جنایت، اما نمی توان گفت که او در امور اسلام تحقیق و تفحص نکرده است. به نظر من، باید با مخالفان خود (حتی دشمنان خود) آنطور که هستند، برخورد کنیم. اگر سروش محقق است، بگوییم محقق است، و اگر نگرش او به استحکام پایه های نظام سرکوبگر امروز یاری رسانده است، آن را هم بگوییم.
  

[تاریخ ارسال: 10 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: سیاوش]  [  ]  
آقای ناظر
یک مطلب که از قلمم افتاد اینکه گفتار سروش در مورد ستاد انقلاب فرهنگی را اینگونه میتوان بررسی کرد که مثلا وزیر فرهنگ و یا وزیر بهداشت و درمان در دولت رفسنجانی و یا خاتمی و یا همین احمدی نژاد روزی مدعی شوند که آنها هیچ مسئولیتی در مورد جنایات وزارت اطلاعات و یا نیروی انتظامی و مزودوران وزارت کشور ندارند.
  

[تاریخ ارسال: 10 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: سیاوش]  [  ]  
آقای ناظر خسته نباشید
روی موضوع بسیار مهمی دست گذاشته اید. تنها سروش نیست که از آب گل آلودی که در ایران درست شده میخواهد ماهی بگیرد. مطلب شما به گمان من ، هم ناکافی و هم بسیار مختصر است. ای کاش بتوانید همین نکاتی که در بحث سروش هست را در یک میزگرد اینترنتی و نوشتاری به بحث بگذارید. حرف برای گفتن بسیار است و موقعش رسیده که دست شعبده بازها و نان به نرخ روزخورهایی نظیر سروش باز شود. حالا که گند کارهای خمینی درآمده و بویش همه ی دنیا را گرفته این شخص هنوز هم اسمی از اینکه همه ی این جنایات به دستور خمینی بوده که یک آیت اله مورد قبول روحانیت بوده نمی برد. این همان کمبود بحثی است که در دوران انقلاب پنجاه و هفت بسیاری از به اصطلاح روشنفکران مسلمانان مانع از انجامش بودند. موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 10 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  

بدبختی اینجاست که این مردگان ۱۴۰۰ ساله امثال عبدالکریم سروش مزدور مرتب هم دور دنیا میگردند و جلسه و کنفرانس می گذارند و عده ای ایرانی بیکار هم سر بساط تعزیه گیری انها جمع میشوند تا مزخرفات این جیره خواران رژیم را گوش کنند!. سال گذشته بود که سروش همراه با داریوش اشوری فرصت طلب که همیشه یک پایش اینجاست ویک پایش در ایران به دعوت دو لابی رژیم یعنی احمد کریمی حکاک که در دانشگاه مریلند الفبا درس میدهد ونفر دیگری بنام ارژنگ اسعد برای کنفرانس بین المللی مولوی ! به مریلند امده بودند. از همان اول برنامه مجریان کنفرانس برای شرکت کنندگان نا اگاه خط و نشان کشیده بودند که کسی نباید خارج از موضوع کنفرانس که همان در رابطه با مولوی باشد سئوالی مطرح کند !. جالب است که گفته شود که از دیگر سخنرانان این تعزیه خوانی دکتر فاطمه کشاورز! از دانشگاه واشنگتن در سنت لویس بود که یکی از افا ضه های این خانم عقب افتاده و بی سواد این است که معتقد است : وضعیت زنان در ایران عالی است !! . ایا بهتر نیست که ایرانیا ن تبعیدی کمی حافظه تاریخی داشته باشند و بجای شرکت در برنامه های این مزدوران که هیچ فرقی با برنامه نماز جمعه رژیم ندارد انها را در هر کجا که می بینند افشا کنند؟.

علی ناظر: باور کنید، نظر شما بدون استفاده از صفتهایی که در باره اشخاص بکار برده اید هم کامل و محکم است، و خواننده را بیشتر به محتوا جلب می کند تا به شکل جملات. بطور مثال، من خانم کشاورز را نمی شناسم، و با کارهای ایشان آشنا نیستم، اما نمی توان این واقعیت را انکار کرد که دانشگاهی در واشنگتن مسوولیت تدریس را به شخصی نمی دهد که «بی سواد» باشد. و یا عبدالکریم سروش. ایشان فردی آشنا با پیچ و خم های اسلام و فلسفه هستند، هرچند که من و یا شما با نظرهای ایشان مخالف باشیم و آن نظرها را در راستای تضعیف جنبش سنگونی طلبی ارزیابی کنیم. و یا شخصیتهای دیگری که نام برده اید.
  

[تاریخ ارسال: 09 Dec 2009]  [ارسال‌کننده:  فریبا]  [  ]  
بعضی وقتها از این مدعیان اسلامی حالم بهم میخورد آقای مدعی اعتقاد در رفتار پیداست این را شاید درست بگو یند ولی مساله این است كه اینها اعتقادی ندارند غیر از جنایت و فساد ، اینها دین را ابزار ستم کردند كه هر حرف و دهانی را ببند ند چطور شد كه راستی و صداقت و دروغ نگفتن دین در رفتارتان پیدانیست ولی میتوانید همه حدیث و نقل قول و تفسیر مسخره بیاورید برای توجیه کارهایتان، این حرفها را برای کسی میزند كه ناگاه است و خیال میکنند كه آقایان جای حضرت محمد(ص) نشستند هیچوقت هیچ آمریکای یا اروپای نگفت چرا من مسیحی هستم زیرا مسیح (ع) در شرق بدنیا امده نه در اروپا زیرا اصل پیغام بود( آنهم نه پیغامی كه ظاهری و بدون فکر قبول کردنش) نه ملیت پیامبران ولی شما بیسوادان دین کاری کردید كه همه اسلام به خاطر پستی شما و ناآگاهی مردم از بطن و حقیقت دین زیر سوال رفته. با حربه دین نمیشود حکومت کرد   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.