شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۰ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جنبش دانشجوئی و رهبری قیام مردم ایران

محمود خادمی

جنبش دانشجوئی از آغاز پیدایش آن همواره جلودار ونقش اصلی را در حرکات اجتماعی و گسترش اعتراضات مردم بعهده  داشته است . در همین رابطه ، و بدرستی ، در آستانه انقلاب ، سنگر آزادی لقب گرفت .متأسفانه  بعد از قیام 22 بهمن بخشی از این  جنبش به همان دلیل اعتماد بی شائبه ای که ــ بسیاری از روشنفکران و جریانات سیاسی در سالهای اولیه قیام ــ نثار رهبری خمینی و آخوندها کردند ، به خدمت آنها درآمدند. تا جایی که حتی در سرکوب دیگر جریانات معترض دانشجوئی مشارکت نمودند و با همکاری عناصر حزب اللهی وسایر مزدوران رژیم به شناسائی ودستگیری دانشجویان معترض مبادرت ورزیدند.  این وقایع که از دورانی کوتاه ولی تلخ وتاریک حکایت دارد از دوره های  سیاه جنبش دانشجوئی از آغازپیدایش آن به شمار میرود ؛ این وضعیت کج دار و مریز تا 18 تیر78 ادامه داشت .در این روز با یورش وحشیانه مزدوران نظامی و لباس شخصی رژیم به خوابگاه دانشجویان که منجر به مجروح شدن و شهادت تعدادی ازآنان گردید ؛ جنبش دانشجوئی در کلیت خود مسیر جدائی و رو یاروئی با رژیم را برگزید . به عبارتی 18 تیرنقطه عطف گسست کامل جنبش دانشجوئی از حاکمیت پلید آخوندی می باشد و از آن تاریخ به بعد دانشجویان  با پاکبازی و جسارت تمام بار اصلی مبارزه با رژیم را بدوش کشیده وبا برپائی تجمعات و سازماندهی اعتراضات علیه رژیم ، پرچم آزادی خواهی  را در کشورمان در اهتزاز نگه داشته اند . در جنبش گسترده اعتراضی  که از فردای بعد ازانتخابات در کشورمان نیزجریان داشته است نیز دانشجویان در واقع موتور محرکه  جنبش و عامل اصلی تداوم و رادیکالیسم آن به شمار میروند .

 علیرغم 2 هفته تهدید و خط و نشان کشیدن های رژیم و ایجاد فضای رعب و وحشت ودستگیری بیش از 100 دانشجو پیشاپیش 16 آذر؛ و همچنین علیرغم حضور وبسیج تمام عیار قوای سرکوب رژیم و کنترل شدید رفت و آمد و محاصره دانشگاه ها در روز دانشجو؛ اعتراضات و تجمعات گسترده دانشجویان در16  آذر امسال با موفقیت تحسین انگیزی برگزار گردید. بطوریکه برگزاری تجمعات دراین روز بلحاظ کمی و کیفی الحق نشان از نقطه عطفی بزرگ در پیشروی جنبش دانشجوئی محسوب می گردد. چرا که :

1 ــ اعتراضات دانشجوئی در 16 آذر برخلاف حرکات اعتراضی قبل در روزی اتفاق افتاد که نه با یک سالگرد دولتی و یا مذهبی همزمانی داشت و نه فراخوان برگزاری آن از جانب رهبران اصلاح طلب جنبش سبز صادر شده بود . همبستگی و پشتیبانی مردم از فرزندان خود در روز دانشجو عملا" دانشجویان را در موقعیت رهبری جنبش اعتراضی مردم که از 22 خرداد آغاز شده است قرار داد و به جنبش مردم هویتی مستقل از مطالبات و ادعاهای اصلاح طلبان حکومتی بخشید .

جنبش دانشجوئی که از ابتدای شکل گیری آن تا به امروز همیشه جوهره ای ملی داشته وخواسته های ملی و دموکراتیک مردم را نمایندگی کرده است  اکنون با ارتقاء عملی به رهبری و هدایت جنبش سبز می تواند نور امید نسبت به آینده جنبش مردم را بر دلها بتاباند و امید به باروری خون های بناحق ریخته شده جوانان میهن را به یقینی حتمی بدل نماید واز تردیدها نسبت به آینده جنبش بکاهد .

2 ــ جنبش دانشجوئی آگاهانه درنبرد وجنگی ــ که بوسیله رژیم مستبد و جنایتکار؛ روزها قبل از 16 آذر تدارک و علیه مردم ایران اعلام شده بود ــ قدم گذاشت و با شعار " ما زن و مرد جنگیم -  بجنگ تا به جنگیم"  و "دانشجو می رزمد -  دیکتاتور می لرزد "، به مصاف و رویاروئی با ایادی و مزدوران نظامی ؛ بسیجی و لباس شخصی رژیم رفت . دانشجویان در این نبرد، سحر و جادوی اصلاح طلبان و ملی- مذهبی هائی که برای جلوگیری از رشد انقلابی جنبش در این روزها ورد "عدم خشونت " می خواندند و مردم را از حق مشروع دفاع از خود پرهیز میدادند مهر باطل  زدند . گویا که مردم ایران جز سرکوب ؛ زندان و شلاق و شکنجه و اعدام و تیرباران در این مملکت حق دیگری ندارند وبنا به توصیه آقایان باید 30 سال دیگر جنایت و تبهکاری های آخوندها را تحمل کنند و دم برنیاورند ؛ این در حالی است که این آقایان خوب می دانند که نهایتا" نفرت وخشونت را این رژیم خونریزو جنایتکار است که به مردم ایران تحمیل می کند .

از این آقایان که می فرمایند خشونت ؛ خشونت می آفریند باید پرسید که در این 30سال که از عمر ننگین این رژیم می گذرد و به خصوص در این 6 ماه که مردم در پیگیری خواسته های مشروع و قانونی خود تجمعات و راه پیمائی های مسالمت آمیزبرگزار کرده اند مگر از شیوه های خشونت آمیز استفاده کرده اند که رژیم ولایت فقیه برای مقابله با آنان از بکاربستن هیچ جنایتی در حق مردم فروگذار نکرده است و آیا جنایت و خشونتی بوده است که این رژیم پلید در حق مردم بکار نبسته باشد . جای بسی تعجب است که آقایان به جای تجربه گیری از 30 سال زندگی خفیف و خائنانه خود در مقابل این رژیم قرون وسطائی و دعوت و تشویق مردم به پایداری در مقابل این رژیم جنایت پیشه ؛ مردم را از خشونت بیشتر رژیم می ترسانند .

دشمنی این رژیم و اعمال خشونت در حق مردم ایران ذاتی این رژیم پلید میباشد واز باورهای قرون وسطائی آنان در مورد انسان و کرامت انسانی ریشه می گیرد وهمانطورکه درطول این 30 سالحاکمیت آنان به اشکال مختلف درحق مردم اعمال شده  یقینا"تا روزی که این دار و دسته جنایتکار برکشور ما حاکم باشند ادامه خواهد داشت  

3 ــ همیاری و همبستگی مردم با دانشجویان و همراهی آنها با شعارهای داده شده در 16 آذریکبار دیگر نشان داد که مردم ایران به چیزی کمتر از سرنگونی این رژیم پلید رضایت نمی دهند   . مردم همراه با دانشجویان یک صدا شعار میدادند :

موسوی بهانه س   -   کل نظام نشانه س

خامنه ای بدونه   -      بزودی سرنگونه

جمهوری اسلامی، فانوس رو به باد است

ایران جنگه    -    خاموشی ننگه

می جنگیم ؛ می میریم   -  ایران رو پس می گیریم    و ......

در شعارهای مردم و دانشجویان دیگر کمتر نشانه ای از شعارهای اولیه جنبش مردم دیده می شود و این نشان میدهد که مردم درکشاکش 6 ماه نبرد با رژیم  جنایتکار آخوندی و در واکنش به قهر عریان و سرکوب وحشیانه رژیم به جای ترس و انفعال به تنها راه نجات خود از چنگال پلید این رژیم  یعنی سرنگونی این جرثومه فساد و تباهی رسیده اند . یعنی برخلاف خواست و تمایل بعضی اصلاح طلبان داخل و بلندگوهای آن در خارج کشور، جنبش سبز مردم در مداری بالاتر از گذشته از رهبران اولیه خود عبور کرده و بسیار رادیکالتر شده است .

4 ــ خود باوری و خودآگاهی شیر زنان ایران که علیرغم سرکوب مضاعف رژیم زن ستیز آخوندی ، دراین 6 ماه به بهترین وجه  شایستگی خود را در عرصه مبارزه با آن ابراز کرده اند وبا شهامت و بی باکی تمام ، درمقاطعی از حیات این جنبش، سکاندار و موتور اصلی راه اندازی اعتراضات بوده اند ؛ زنان و دختران جوانی که بی محابا برای پیشبرد امرجنبش خود را به آب و آتش میزنند ؛  خوب میدانند و به چشم خود در 30این سال دیده اند که تا وقتی که این رژیم زن ستیز حاکم است ، آزادی و رهائی و زندگی بدون تحقیر و سرکوب به خصوص برای زنان تصوری بیهوده است ؛ آنان بیش از دیگر اقشار مردم ایران از سرنگونی این رژیم و رهائی از چنگال پلید آخوندها بهره میبرند و بهمین دلیل است که پیش از هر قشر و گروهی خود تضمین کننده آینده جنبش ومانع جدی  هر نوع مصالحه ؛ سازش و انحراف در آینده جنبش خواهند بود .   

5 ــ برخورد شدید و خشن حاکمیت که مرزهای سبعیت و درندگی را پشت سر نهاده است بسیاری از مردمی را که در گذشته نسبت به آینده کشور بی تفاوت و ناامید بودند و همچنین بسیاری از اصلاح طلبانی را که به امید تغییراتی از بالا در مدارا و سازش با رژیم به سر می بردند ، به صف تحول خواهان و سرنگونی طلبان سوق داده است و آنها نیز مانند دیگر نیروهای معترض ، مطالبات و خواسته های  رادیکالتری را پی گیری می کنند .

بنابراین اکنون که رژیم با عملکردهای ضد مردمی و واکنش های فاشیستی در قبال ساده ترین مطالبات برحق مردم ، خود تمامی ظرفیت های بقاء و ماندگاریش را از بین برده و میرود که جامعه ایران را در آینده ای نه چندان دور وارد یک روند انقلاب نماید - انقلابی که این بارریشه همه اجحافات و ستم گریها را در طوفان خشم  خود خواهد سوزاند - بر اپوزیسیون سرنگونی طلب خارج کشوراست که ضمن همسویی متحدانه با جنبش با شکوه داخل کشور و تقویت پیشگامان دانشجوی آن و هم آوا با مردم بپا خاسته ایران، برای تدارک انقلاب و امر سرنگونی رژیم خود را آماده نماید .  

 

                                                                                           محمود خادمی  ــ   13.12.09 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
محمود خادمی:



[تاریخ ارسال: 14 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: عشق به آزادی]  [  ]  
جناب خادمی مانند بسیاری دیگر گوشه ای از این معجون «سبز» را بنام «جنبش مردم » گرفته اند و هرچه درو رویاهایشان در گذشته با مجاهدین میبدیدند امروز برای این «جنبش سبز» میبینند. این معجون نه رهبر درست حسابی دارد و هروفت هم شعاری میدهند میگویند«کروبی ناجی ملت ایران » ویا «یا حسین میرحسین » این را ما بخوبی بارها شنیده و دیده ایم ولی این شعارهای شما را کمتر کسی جز البته مجاهین شنیده اند و در گوشه ای دیگر میگویند «جانم فدای ایران» همه ناسیونالیست های شوننیست در فرنگ آدر میاورند که ببنید این ها «جمهوری ایرانی » میخواهند دیگر ی در گوشه ای عکسی از چگوارا میبنید و یا یک شعار برابری طلبانه تمامی این جنبش را سرخ میبنید. آقایان دست بردارید مانند دسته ای نا بینا و فیل شده اید که هرکدام دستی به گوشه ای از این فیل میکشید و تصور خود را بیان میکنید.
آنچه مسلم است این یک جریان بورژوایی و ارتجاعی است که از طرف تمامی امپریالیستها هم یکدست حمایت میشود وحامیان فرنگ نشینش هم که مشخص اند بهر روی این «جنبشی » نیست که مردم ایران را به سعادت ببرد حد اکثر به یک دیکتاتوری دیگر ویا هرج و مرج خواهد برد ودقیقا بخاطر اینکه رهبری اش مشخص نیست هرکس نیروی ارتجاعی که زورش بالاتر باشد در نوکش میشیند و امروز هم فعلا در خدمت تصفیه حسابهای داخلی جناحهای درنده رژیم مانند باند خامنه ای - احمدی نژآد از یک طرف و باند رفسنجانی - کروبی ، میرحسین و خاتمی از طرف دیگر است و همچنین در سطح بین المللی عاشقانی مانند اوباما ودیگر طرفهای امپریالیستی دارد که در ارتباط با رژیم با آن بازی میکند. وچون بعد عدالت خواهی اجتماعی ندارد و از طبقه متوسط مرفه برآمده است در همان گنداب خودش هم باقی میماند وچون دل و جرئت ندارد بدنبال روی ارتجاع داخلی ویا بین المللی در خواهد آمد وتنها زمانی میتواند از این نقطه گنداب بگذرد که بتواند خط و نشان خود را با جریانهای ارتجاعی داخلی وبین المللی بکشد و همزمان برای کشاندن هفتاد در صد مردمی که زیر خط فقر زندگی میکنند بعد عدالت اجتماعی مساله را تیز کند که این هم با توجه به بی سر بودن وبی صدا بودن این جنبش که مورد مره خوری سیاسی هر کس شده است در ماهیت ش نیست چون از رادیکال شدن آنهم وحشت دارد وبرای همین دیروز اعتراضات دانشجویی با تصاویر خمینی انجام میگیرد . این را دیگر چه کسی میتواند جنبشی پویا بنامد تنها کسی میتواند مانند آقای خادمی این گونه ببیند که همانطور که گفته شد تصور خود را از فیلی که نمیتواند ببیند مینماید وتنها گوشه ای از آن را دست میکشد و میگوید آنچه را که تصور مینمایند
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.