شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۱ اوت ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

انتخاب شکل حکومت آینده با مردم ایران است

رضا پهلوي

مصاحبه (شنیداری – لینک به سایت دیدگاه)
مهمان من در برنامه 'به عبارت دیگر' می توانست امروز رییس کشور بزرگی باشد با بیش از دو هزار و پانصد سال سابقه نظام پادشاهی، می توانست کاخ نشینی باشد با جلال و جبروتی که خاص شاهان است ولی ده ها سال است که رشته پادشاهی در خاندان او از هم گسسته و خود او در تبعید به سر می برد.
نظر او در باره آنچه در کشورش می گذرد چیست؟ چه کسی را مسبب آنچه بر سر خاندانش آمده می داند؟ و آینده خودش را چگونه می بیند؟
در مورد این پرسش ها و پرسش های دیگر با شاهزاده رضا پهلوی، فرزند شاه سابق ایران گفت و گو کرده ام:

یکی از مشاوران محمود احمدی نژاد در دوره اول ریاست جمهوری اش گفته بود که شما می توانید به ایران برگردید و دولت ایران موظف است
که به شما اجازه ورود به کشور را بدهد. البته تجربه نشان داد که این حرف خیلی خوش بینانه بود نه تنها در مورد شما بلکه در مورد دیگران هم، اما به هر حال خود شما چقدر خوش بین هستید که در آینده ای نه چندان دور بتوانید به ایران برگردید ؟

ببیند تمام سعی و کوشش من در این سی سال این بوده که هر چه سریع تر مملکتمان به یک فضای باز سیاسی به مفهوم حاکمیت مردم و احقاق حق مسلم آنها در تصمیم گیری، در تعیین سرنوشت، در مشارکت، در رای دادن آزاد، در مناظره باز برسد. تلاش من این بوده که چنین فضایی بتواند در مملکت ما به وجود بیاد چون به نظر من این تنها زمانی است که می توان دموکراسی را به معنای اخص کلمه در مملکت ایجاد کرد.
وقتی که ما به کارنامه این نظام در این سی سال و نحوه برخوردش با مردم نگاه می کنیم و می بینیم که امکان کوچک ترین دسترسی به چنین فضایی در قالب این سیستم وجود نداشته، در نتیجه به جایی می رسیم که باید فکری اساسی بکنیم.
فکر می کنم جامعه ایران امروز بسنده نمی کند به حرف این یا آن رهبر معرف این نظام، بلکه مساله را خیلی عمیق تر و فراتر از امکانات و حیطه رژیم می بیند. بنابراین تمام سعی وکوشش من در این جهت بوده و هست که با همت و پشتکار هموطنان هر چه زودتر به فضای سیاسی باز برسیم.
پس جواب شما به این معنا است که شما امیدوار هستید که بتوانید به ایران برگردید؟

من اعتقاد دارم نظام های توتالیتر در نهایت محکوم به شکست هستند، چون تاریخ نشان داده که چنین فضایی در هیچ جا قابل حفظ نیست. در شوروی دیدیم، در چین دیدیم و می بینیم در منطقه خود ما امروز هست، در بلوک شرق اروپا در زمانی که دیوار آهنین بود، در کشورهای آمریکای لاتین که دیکتاتوری های نظامی بودند، در آفریقای جنوبی که حکومت نژاد پرست بود.
امروز وقتی در مورد نظامی صحبت می کنیم که هم فاشیست است، هم توتالیتر است و هم به نوعی نژادپرست، بعید می دانم که چنین شرایطی قابل ادامه باشد؛ بخصوص برای کشور، ملت، فرهنگ و تمدنی که هزاره ها قدمت داشته و در طول تاریخ خود از انواع گرفتاری های متعدد برآمده. بنابراین این بار نیز از این وضعیت سرفراز بر خواهد آمد.

خیلی جالب است آقای پهلوی که شما در بین همه کشورهای توتالیتری که نام بردید از کشورهای مختلف از آمریکای لاتین تا منطقه، نامی از ایران نبردید.

خوب برای اینکه گفتم ذات این نظام امروز ....

نه، من منظورم نظام پادشاهی بود قبل از انقلاب ایران

خوب نه به آن توتالیتر که نمی شود گفت

پس چه می شود گفت

به نظر من ایرادی که در آن زمان، به نظام آن زمان می گرفتند نبود فضای آزاد سیاسی بود. ولی اگر شما به تاریخ بیش از سه هزار ساله کشورمان نگاه کنید به آنچه که به هویت و تاریخ و تمدن مملکتمان برمی گردد، بخصوص اگر به مساله حقوق بشر نگاه کنید می بینید خیلی از ایرانی این را افتخار خود می دانند که اولین زمینه حقوق بر از ایران بود و از زمان کوروش کبیر بودکه اصلا اولین زمینه های حقوق بشر در آن زمان پایه ریزی شد.
به نظر من این این جزو تجربیات و تاریخچه مملکتمان است. مهم برای من این است که آیا واقعا ما امروز می توانیم برسیم به آن مرحله ای که دموکراسی را به معنای اخص کلمه در مملکتمان اجرا کنیم و اینکه آیا جامعه امروز به این درجه از آگاهی مسئولیت شهروندی خودش رسیده یا نه و جواب این سوال آری است. من وقتی که از نزدیک دنبال می کنم موجی را که امروز در مملکت هست، نهضت مردمی که به نام جنبش سبز معروف است، وقتی به ذات و خواسته اش دقت می کنم واقعا حس می کنم و فکر می کنم که جامعه ما به این درجه از درایت رسیده است و از این لحاظ من خوش بین هستم.

بسیار خوب. ما به مسائلی که امروز در ایران می گذرد، برمی گردیم و می توانیم نظر شما را در این مورد بدانیم. ولی اگر اجازه بدهید کمی در گذشته بمانیم، سی سال پیش مردم ایران عملا علیه نظام پادشاهی شوریدند و پدر شما را از سلطنت ساقط کردند و به طریق اولی ولایت عهدی شما هم منتفی شد. شما الان که برمی گردید و نگاه می کنید فکر می کنید مقصر کی بود؟ و چه چیزی و کسانی باعث شدند که نظام پادشاهی در ایران تغییر کند؟

من اعتقاد دارم نظام های توتالیتر در نهایت محکوم به شکست هستند، چون تاریخ نشان داده که چنین فضایی در هیچ جا قابل حفظ نیست. در شوروی دیدیم، در چین دیدیم و می بینیم در منطقه خود ما امروز هست
رضا پهلوی
مساله من این نیست که چه نظامی بود یا نبود یا چه برخوردی در آن زمان با نظام بود. این بحثی است که می شود در تاریخ جستجو کرد و انواع و اقسام دلایل و یک شرایط بسیار مرکبی را برایش در نظر گرفت که فکرمی کنم مسئولیت را به خیلی ها تقسیم می کند نه فقط به خود نظام یا فرض کنید به شخص پدرم یا فقط به مخالفانش یا فقط به یک مقدار نفوذ و نقشی که دولت های خارجی می توانستند داشته باشند که داشتند.
مساله من نتیجه است. امروز بعد از سی سال که به نتیجه نگاه می کنیم چه می بینیم؟ چه طرفدار آن نظام بودیم، چه مخالفش، چه انقلابی بودیم، چه نبودیم، شعاری که امروز به نظر من هفتاد میلیون جمعیت کشوری به نام ایران با آن روبه رو هستند این است که امروز کجا هستیم؟ سی سال بعد از آن در چه موقعیتی قرار گرفتیم؟

این ممکن است نظر شما باشد و شما این طور دوست داشته باشید ولی ...

نه من این را به صورت یک سوال مطرح می کنم

ولی بحثی که هست این است که معمولا می گویند آدم از گذشته درس می گیرد برای اینکه بهتر بتواند آینده اش را ترسیم بکند یا قدم بردارد. شما چه بخواهید چه نخواهید مجبورید به این مساله بپردازید و این سوالی است که مدام از شما پرسیده می شود و شما باید به آن جواب بدهید که نظر شما در این باره چیست؟ مشکل در کجا بود؟

من که به شما گفتم. اعتراضی که نیروهای لیبرال در مملکت داشتند به خاطر خفقان سیاسی بود که می گفتند در مملکت موجود بود؛ به شرایطی که آن آزادی عمل به مفهوم سیاسی اش در آن نظام نبود. ولی اگر نگاه بکنیم به اینکه آیا شرایطی که در آن زمان وجود داشت نیازی به چنین انقلابی داشت یا نه. انقلابی که لااقل اگر به جلو می رفت یک چیزی ولی ما را برگردانده به قرون وسطی. در آن زمان، آزادی سیاسی به آن مفهومی که در دموکراسی هست متاسفانه نبود و من این را به هیچ وجه منکر نمی شوم، اما دیگر حقوق های جامعه رعایت می شد.برابری که بین زنان و مردان بود، وضعیتی که الان در ارتباط با برخورد این نظام با فرض کنید با اقلیت های مذهبی یا اقوام هست، وجود نداشت. اصولا شرایط مملکتمان از نظر ترقی اقتصادی با جایی که الان قرار گرفته قابل مقایسه نیست. اینها هم همه به نظر من جزو این معادله است.
سوال این است که آیا بحث آن زمان رفرم بود؟ بخش عمده ای از معترضین به رژیم که می گفتند پادشاه از مسئولیت قانون اساسی عدول کرده و پا فراتر گذاشته و حکومت را به دست خودش گرفته و این بر خلاف قانون اساسی است حرف بسیاری از کسانی بود که آن زمان در جست و جوی قانون اساسی بودند. البته یک بخش دیگری هم بود که هدف دیگری داشتند و نهایتا هم امروز سر کار هستند و الان هم معرف این نظام هستند. بستگی دارد که سوال را ازدیدگاه کدام جریان می خواهید که من جواب بدهم.
در عرض این سال ها من با مخالفین پدرم صحبت داشتم. کسانی که انقلابی بودند و حتی از پایه گذاران نظام کنونی بودند و امروز برداشت و برخورد متفاوتی دارند از آنچه که در آن زمان داشتند وقتی که فکر و بررسی می کنم و قیاس می کنم وجه اشتراک در میان اکثریت این افراد این است که نیت اگر درست بود نتیجه به هر حال غلط بود وضعیتی که امروز به آن رسیدیم به هیچ عنوان آن چیزی نبود که می خواستیم به آن برسیم.

خیلی ها در ایران به این مساله اعتقاد دارند و نمونه آن هم همین اعتراضات اخیر است که در داخل ایران می شود و اشاره دارد به همین نظامی که بعد از انقلاب به وجود آمده. ولی شما اشاره کردید به دو وجهی که می شود پاسخ داد. من از شما خواهش می کنم پاسخ بدهید به همین مطالبی که خودتان هم مطرح کردید که پادشاه ایران قانون اساسی مملکتش را زیرپا گذاشته بود و دولت و کابینه و نخست وزیر و تمام دستگاه اجرایی دولتی بی معنی شده بودند و عملا در دست یک نفر بود. اینها چقدر موثر بود که این انقلاب رخ بدهد؟

من خودم به شما می گویم. تا مقدار زیادی تاثیر داشت در ایجاد آن بحران سیاسی. ولی سوال این است که وقتی که جامعه ای حالا نمی دانم چه درصدی از جامعه در زمانی که شخص خمینی وارد صحنه شد و ادعاهایی که کرد و شعارهایی که داد چند درصد از به هر حال مخالفین نظام پیشین در آن زمان می دانستند که این شعارها به کجا خواهد رسید و نتیجه این به اصطلاح انقلاب اسلامی چه خواهد بود و آیا این مسایل را بررسی کرده بودند و در نظر گرفته بودند؟ اصلا شناختی داشتند از خود خمینی و حرف هایش.
در عرض این سال ها من با مخالفین پدرم صحبت داشتم. کسانی که انقلابی بودند و حتی از پایه گذاران نظام کنونی بودند و امروز برداشت و برخورد متفاوتی دارند از آنچه که در آن زمان داشتند وقتی که فکر و بررسی می کنم و قیاس می کنم وجه اشتراک در میان اکثریت این افراد این است که نیت اگر درست بود نتیجه به هر حال غلط بود وضعیتی که امروز به آن رسیدیم به هیچ عنوان آن چیزی نبود که می خواستیم به آن برسیم
رضا پهلوی
امروز که نگاه می کنیم و به آن زمان برمی گردیم، می بینیم که این طور نبوده است. این را من نقل نمی کنم. این را خود کسانی که آن زمان را طی کردند می گویند. این سوال ها امروز مطرح است. در آن لحظه خاص ممکن بود که آن زمان به ذهن نمی رسید، ولی به هر حال باید گفت که برخی از مشکلات به خاطر برخوردی بوده که خود نظام با مسائل داشته، این را که اصلا منکرش نمی شوم اما نمی شود گفت که تنها این فاکتور اصلی بوده است.
فاکتورهای دیگری هم بود و اگر در قضاوت های منصفانه تاریخ بخواهیم برگردیم به آن زمان و شرایط عینی آن دوران، فراموش نکنیم که به هر حال جنگ سردی بود و مساله ایران همیشه بین شرق و غرب در یک مسابقه طناب کشی قرار داشت. خیلی اتفاقات تاریخی دیگر در منطقه افتاد که مقدار زیادی به شرایط سوق الجیشی ایران و فاکتور نفت، شوروی از یک طرف و مقاصدش و دنیای غرب از سوی دیگر بستگی داشته است. خوب این فاکتورها را نمی شود نادیده گرفت.
اگر منظور ما این است که یک برخورد منصفانه و ابژکتیو داشته باشیم نسبت به شرایط عینی آن زمان و کلیت آن شرایط را بررسی کنیم، می بینیم که فاکتورهای متعددی در کار بود که یکی از آن فاکتورها البته نقصی است که در آن وضعیت رژیم بود که به اصطلاح از حالت مشروطه بودن خارج شده بود و به یک سیستم خودکامه تری تبدیل شده بود.

شما می گویید که تمام این مدت هم و غمتان این بوده که شرایط دموکراتیک در ایران فراهم بشود، وقتی می گویید همه هم و غمتان این بوده است دقیقا چه کار کرده اید و می کنید؟

ببینید من یک هدف ملی را دنبال می کنم. من هیچ هدف سیاسی را دنبال نمی کنم. دغدغه من رقابت حزبی یا سیاسی به نفع یک ایده خاص یا یک برنامه خاص سیاسی نیست؛ بلکه حق کلی مردم مملکت است که در نظر می گیرم. وقتی که مساله حقوق بشر مطرح هست، وقتی که مساله حاکمیت مردم مطرح است وقتی که رسیدن به آن درجه آگاهی مسئولیت شهروندی مطرح است که به نظر من نسل امروز رسیده. یعنی چی؟ یعنی اینکه در واقع پذیرش بهای آزادی را پرداختن.
ببینید مساله آزادی فقط این نیست که آدم در واقع محاسن آزادی را درک بکند بلکه هزینه ای که بایستی بابتش پرداخت را آدم باید درک بکند. یک مقدار از این هزینه به مفهوم دفاع از حق کسانی است که ممکن است دارای اندیشه متفاوت از شما باشند امروز وقتی که من به جریان امروز مملکت نگاه می کنم، احساس می کنم که به این درک رسیده ایم. یعنی شرایطی تکثرگرایانه ایجاد شده است.

این درکی است که مردم به آن رسیده اند. سوال من این بود که شخص شما چه کار عملی انجام می دهید؟

من در جهت تقویت همین مساله عمل می کنم. در ارتباط با فعالان مختلف که در داخل و خارج مملکت در تلاش هستند. در ابعاد مختلفش. در مواجهه با حکومت حاضر شما انواع و اقسام فعالیت ها را می بینید. در باب حقوق بشر، حقوق زنان و اقلیت ها می بینید و همین طور در ارتباط با بخش ها و اقشار مختلف جامعه و دغدغه های صنفی و خواسته های سیاسی آنها می بینید.
چیزی که به نظر من امروز به یک بیان مشترک رسیده از نظر اینکه حاکمیت را به این مفهوم مبتنی کرده که میزان بایستی صندوق رای باشد و آزادی انتخاب و شرکت در انتخابات آزاد و تعیین سرنوشت به دست مردم آن مملکت. این هدفی است که به نظر من یک هدف ملی است نه یک هدف سیاسی و حزبی.

یعنی شما به دنبال کسب قدرت و احیای نظام پادشاهی در ایران نیستید؟

انتخاب محتوای نظام آینده کشور و نهایتا شکلش باید به دست مردم ایران و نمایندگان منتخب مردم ایران باشد. بنابراین اگر بخواهیم برگردیم به مسیر ترقی، پیشرفت، آزادی، مدرنیته، وصل شدن ایران به کاروان جهانی و دنیای آزاد و تعامل بدون مانع، راه حلش یک نظام است که به مفهوم اخص کلمه معرف خواسته های جامعه باشد و چنین شرایطی را من فقط در یک نظام دموکراتیک می بینم که در آن جدایی کامل دین از حکومت دیده شود. پس باید رسید به آن مرحله ای که حکومت دیگری بر مملکت حاکم باشد. آن تصمیم با مردم ایران خواهد بود.
حرف من در اینجا فقط این است که حق این انتخاب، این مناظره و این بحث و گفت و گو را باید به تمام افکار داد تا مردم ایران بتوانند با گزینه های مختلف که در برابرشان هست، بهترین انتخاب ممکن را انجام دهند.
ولی طرفداران شما، مدت ها است که شما را رضا شاه دوم خطاب می کنند و در پی احیای نظام شاهنشاهی در ایران هستند.

خب این حقشان است. بالاخره یک عده ای هستند که به این نظام معتقد هستند. آیا منظور شما این است که آیا باید این حق را از آنان گرفت؟

من هیچ منظوری ندارم، فقط سوال می کنم

من هم به سوال شما جواب می دهم.

سوالم به این دلیل بود که احتمالا کسانی که از شما طرفداری می کنند، از شما این انتظار را دارند که به عنوان رضا شاه دوم در پی احیای نظام شاهنشاهی باشید و تلاش و هم و غم شما در این جهت باشد.

خیر. همه آنها این گونه فکر نمی کنند و این انتظار را ندارند. ممکن است بعضی ها این فکر را بکنند. ولی من می دانم
در میان جریاناتی که اگر به مساله شکل نظام بخواهیم برسیم در نهایت شکل پادشاهی را بر شکل جمهوری ترجیح می دهند، امروز مساله شان مساله احیای پادشاهی و یا ضدیت با جمهوری نیست. مساله آنها امروز آزادی و دمکراسی است.
این را من در مورد تمام صفوف می گویم. هرکدام از این جریان های فکری ممکن است که مساله هدف صنفی و مسلکی خود را جلوتر از یک هدف والاتر و فرامسلکی قرار دهند. چنین برخوردی از دید من اشتباه است. حالا چه مشروطه خواه باشیم چه جمهوریخواه چه چپ و چه راست. چرا این را می گویم؟
برای اینکه در نبود یک فضای باز سیاسی، در نبود امکان یک مناظره عمومی، اصلا امکان سنجش افکار عمومی غیرممکن است. نه بنده، نه شما، نه هیچ کس دیگری می تواند مدعی این باشد که خواسته مردم ایران چیست. مگر اینکه به چنین فضای بازی برسیم تا بتوانیم این مساله را به طور ملموسی احساس کنیم.
اگر هدف مشترک تمام جریان های متعهد به دمکراسی و حقوق بشر، این را تاکید می کنم متعهد به دمکراسی و حقوق بشر، ایجاد این فضای باز سیاسی باشد، این به نفع همه است. به نفع همه است که حتی از حق کسانی که رای مخالف با ما دارند دفاع بکنیم. من به همان اندازه که از حق یک طرفدار نظام پادشاهی دفاع می کنم از حق یک جمهوریخواه هم دفاع می کنم. به همان اندازه که از حق یک لیبرال دموکرات دفاع می کنم ممکن است از حق یک مارکسیست هم دفاع کنم.
برای اینکه مساله این نیست که از ایدئولوژی او خوشم می آید یا نه. مساله این است که این حق را باید در جامعه ما رعایت کرد.

برمی گردیم به وضعیت کنونی. شما مصر هستید که مردم آگاه شده اند و به سمت دمکراسی حرکت می کنند و این حرکت در جنبش سبز دیده می شود. شما قبل از انتخابات ریاست جمهوری گفته بودید:" حتی گمانه زنی در مورد این یا آن نامزد انتخاباتی و یا تلاش برای متمایز کردن احمدی نژاد از رقبایش به منزله افتادن در دام روحانیون حاکم بر ایران است" و گفته بودید در چنین نظامی خیلی طبیعی است که بعد از خاتمی، احمدی نژاد سر کار آید. به عبارت خیلی عام تر، سر و ته همه یک کرباسند. اما چند ماه بعد در مصاحبه با اشپیگل آنلاین شما می گویید:" احمدی نژاد حقه بازی می کند، دروغ می گوید و در انتخابات تقلب می کند. موسوی از تهدیدات بالاترین مقام رهبری جمهوری اسلامی ترسی ندارد. او از خود شجاعت نشان داد. البته که بین این دو نفر تفاوت اساسی وجود دارد." یعنی ظرف چند ما نظر شما به این شدت عوض شد؟

به نفع همه است که حتی از حق کسانی که رای مخالف با ما دارند دفاع بکنیم. من به همان اندازه که از حق یک طرفدار نظام پادشاهی دفاع می کنم از حق یک جمهوریخواه هم دفاع می کنم. به همان اندازه که از حق یک لیبرال دموکرات دفاع می کنم ممکن است از حق یک مارکسیست هم دفاع کنم.
رضا پهلوی
ببینید، یک چیزی را درک کنیم. وقتی مردم عکس یک شخصیتی که محال بود تصور شود که کسی جرات آن را داشته باشد، زیر پا می گذارند و شعار مرگ بر دیکتاتور می دهد این واضح ترین برخورد جامعه در ضدیت با کل سیستم است. سیستم در عرض این سال ها، افراد مختلفی را به جامعه معرفی کرده است. افراد مختلفی که به قول معروف از صافی خودش رد کرده که جامعه بتواند بر اساس آن سیستم فیلتر شده رژیم تصمیم بگیرد.
به نظر من امروز، موضع گیری در مقابل خواست مردم به صورت شفاف اولین ضریب مشروعیت در ذهن افراد از جانب هر فرد و شخصیتی می تواند باشد که جواب مردم را چگونه بدهد. نه فقط در ارتباط با چهره های درون مملکت. شما ببینید که در سطح بین المللی مردم چه می گویند؟ وقتی مردم ایران می آیند و به صورت شعار در مورد رییس جمهوری آمریکا می گویند:"اوباما، اوباما، یا با اینا یا با ما" یعنی چی؟ یعنی کی می خواهد امروز جواب ما را بدهد.
از این لحاظ، خواست هم میهنان ما تا آنجا که برداشت من هست، در جهت همان نکاتی است که من پیشتر به آنها اشاره کردم. حق مسلم انتخابات آزاد، تقدس صندوق رای و حاکمیت مبتنی بر رای مردم. به نظر من هر فرد و شخصیت و جریان و گروهی که امروز به این خواسته توجه کند و جواب بدهد دارای آن مشروعیت و محبوبیت یا لااقل آن جواب مثبت به خواسته مردم است. بنابراین نظام در مواجهه با این خواسته مردم، جواب رد را داد. این جواب را ما
۲۲ خرداد امسال گرفتیم. از این به بعد چه اتفاقی می افتد؟ مساله این است که موضع گیری شخصیت هایی که تا زمانی با این رژیم بودند امروز در مقابل این مساله چیست و تا چه حدی می توانند آن را به صورت شفاف و باز بیان کنند. این سوالی است که همه دارند.
برای من موضع گیری شخص خاصی چندان مهم نیست، خارج از این توضیحی که دادم. مهم برای من درک خواسته واقعی توده های مردم و نسلی است که امروز تا پای جان ایستاده و برای حق خود مبارزه و فداکاری می کند.

بسیار خوب، پس شما قبول دارید که اگر این انتخابات صورت نمی گرفت، تمام این شفافیت ها و این اعتراض ها عنوان نمی شد و خواست مردم نشان داده نمی شد...

چیز جدیدی کشف نشد.

من می خواهم به اینجا برسم که شما چون انتخابات را تحریم کرده بودید و می گفتید که نباید در انتخابات شرکت کرد، بنابراین الان قبول می کنید که اشتباه کرده اید؟

نه. من می گویم که بالاخره هر کسی حق دارد برای خود تصمیمی بگیرد. من همیشه گفته ام که حق خودم نمی دانم که بروم و به یک شهروند دیگر کشورم دیکته کنم که رای بدهد یا ندهد. چیزی که من گفتم این بود که من اگر بودم رای نمی دادم. برای اینکه تنها بهره ای که این رژیم از رای من می برد ادعای مشروعیت است. وقتی من می دانم با رژیمی سر و کار دارم که رای مرا محترم نمی شمارد، کاندیدا را بر من تحمیل می کند و من حق انتخاب کاندیدای خود را ندارم، رای من دیگر معنایی ندارد. در رژیمی که می دانم اگر به نماینده مجلس رای بدهم، حق قانونگذاری را از او گرفته اند و حکومت سراپا خودکامه ای که اصلا جوابگوی مردم نیست و مدعی این است که نمایندگی خدا را بر روی زمین دارد، رای معنایی ندارد.

به عنوان آخرین سوال. در حال حاضر بین کشورهای غربی و ایران بر سر مساله اتمی و مسایل دیگر مذاکراتی وجود دارد. آیا شما معتقدید که در صورت شکست این مذاکرات، تحریم های گسترده آن گونه که صحبتش می شود، علیه ایران اعمال شود؟

وضعیتی که رژیم برای خودش ایجاد کرده، وضعیت عدم اعتماد است که اصلی ترین مشکل است و ادامه ماجراجویی، فقط عرصه را بر خودش تنگ تر کرده که متاسفانه غیرمستقیم خسارتش را به ملت ایران هم می رساند.
اما در قالب قوانین بین المللی، عدم پاسخگویی به انتظار جهانی راه را باز کرده که از طریق سیاست تحریم فشار بیشتری به نظام وارد شود.
آنچه که من در پی آن هستم این است که مردم ایران باید بدانند در مبارزه ای که با این نظام دارند، تنها نیستند و جهان تا مقدار زیادی پاسخ خواسته هاشان را می دهد. یعنی چی؟ یعنی مساله ایران فقط نباید مساله هسته ای و پرونده هسته ای جمهوری اسلامی باشد. مساله حقوق بشر یا نقض حقوق بشر و نبود آزادی های سیاسی هم باید جزو این خواسته ها باشد

سه شنبه 24 آذر 1388

BBC  Persian

http://www.rezapahlavi.org/interviews/?persian&id=415

منبع: رضا پهلوی، 24 آذر 1388




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
رضا پهلوي:



[تاریخ ارسال: 19 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: رازی]  [  ]  
رضا پهلوی با مشروع نشاندادن پاسداران که برای انها پیام تسلیت وهمدردی میفرستد
چگونه میخواهد این برداران پاسدارش را سرنگون کند
این مسله یک بام دوهوا است همه با این ادم خواران موافق است وهم با انها مخالف است
بستگی به فصل ها در طول سال دارد این اقا رضا رهبر حزب باد است
چرا بدتان میاید طرف مربوطه هم با پاسدار واخوندهست وهم می خواهد انها به او کمک کنند
تا تاج را بر سر گشاد او بگذارندوخواب طلائی زیاد دیده
نیاز نداردزیاد پر چانگی کنیم دست شاه وشیخ برای سر کوب همیشه در طول تاریخ در دست هم بوده
است فلسفی بعد از کودتا گفته بود زنبورها ومورچه ها شاه دارند چرا مانداشته باشیم نظر شما چیست نیاز
  

[تاریخ ارسال: 18 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: نیاز]  [  ]  
من فقط از دیکتاتور منشی و سانسور اکثر این کاربران دیگر زبانم بسته است. باور کنید اگر قدرت را به امثال خیلی از ما بدهند بارها از شاه و خمینی بدتر مخالفانم را قلع و قمع میکنیم همانطور که از این هتاکی هایتان پیداست. همش نظر خود را به جای مردم میگذاریم بی آنکه باور کنیم مردم از افراد و گروهها با نظرات مختلف تشکیل شده اند و همه همنظر ما نیستند و ما سخنگوی تنها شخص خود هستیم نه همه یا حتی بخشی از مردم. رضا پهلوی در همین مصاحبه کلمه "خودکامه" را در مورد حکومت پدرش بکار میبرد. پس شما که حتی این مصاحبه را نخوانده دروغ پخش میکنید از کجا از حرفهای دیگر او باخبرید که بدانید از گذشته انتقاد کرده یا نکرده است. بر چه اساسی فکر میکنید که او نمیخواهد حکومتی بهتر و دموکراتتری از پدرش ایجاد کند؟ مگر شما عین پدرانتان فکرمیکنید؟ ما تا دیروز همه با موازین حقوق بشر بیگانه بودیم و حالا همه اجازه داریم آن را بخواهیم، رضا پهلوی هم مثل من و شما. او که اصلا امروز ادعای شاه شدن ندارد، تنها مثل من وشما دارد مبارزه مردم را پشتیبانی میکند. اساسا خطاهای شاه به پسرش چه مربوط است؟ آیا اگر شما خطایی مرتکب شدید باید پسر یا مادر پدر یا عمو یا عمه شما را مجازات کنند؟ آیا این فرهنگ شبیه همان قبایل قرون وسطایی نیست؟ آیا پسر احمدی نژاد باید برای کارهای پدرش مجازات شود؟ این است دموکراسی و حقوق بشر که از آن دم میزنید؟ شما کجا شاهد عیاشی رضا پهلوی بوده اید؟ چگونه تهمت های خود را ثابت میکنید؟ آیا همین تهمت ها را کسی به شما بزند خوشتان میاید؟ اصلا عیاشی یعنی چه؟ شما هم مثل ملا ها میخواهید دهانمان را بو کنید مبادا... تجربه نشان داده که اکثر کسانی که تهمتهای اخلاقی به دیگران میزنند مانند ملاها، در حقیقت خود دارای کثیف ترین خصوصیات اخلاقی هستند. من چندین مثال اوردم که علیرغم اختناق سیاسی چه خدماتی شاه به ایران کرده، آزادی زنان، گسترش آموزش و پرورش، آزادی های مدنی و فردی، آزادی دین و عقیده را مثال زدم. اصلا حرفی از گوش کردن موسیقی نبود. برخی از ما چنان ایدولوژیک و کورو کینه جو هستیم که از بکار بردن هر وسیله ناجوانمردانه ای برای بکرسی نشاندن هدفمان ابا نداریم. عین احمدی نژاد آنقدر راحت تهمت و دروغ میگوییم که مخالفمان را به جای برخورد خردورزانه با ناجوانمردی تخریب و مرعوب کنیم. قرار نیست ما هوادار رضا پهلوی باشیم، که خود من نیستم. اما از حقوق هر دگر اندیشی دفاع خواهم کرد.   

[تاریخ ارسال: 17 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: توانائیان]  [  ]  
از کوزه همان ترواد که دراوست این جواب کامنت نویس میباشد اما چگونه کسی را که برای پاسدار شوشتری پیام تسلیت میفرستد را دمکرات نامید مگر غیر از اینست که این شازده با پاسدار ادم کش مشکلی ندارداز یک جنس وزور گو هستند   

[تاریخ ارسال: 17 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: عشق به آزادی]  [  ]  

جناب ناظر هردو را درست گفتید نه دیگر کسی نمیتواند کسی را جا بیاندازد ولی زورش را میزنند مانند شما که میخواهید بیشتر البته رجوی را به ما غورت بدهید ولی دومین مساله ای راکه دوباره مطرح کردید این است که باز بدنبال کس دیگر هستید که شما حلوا حلوا ش کنید . این هم درست است که متاسفانه شما هم مجبور هستید همین گربه کورها را به عنوان باصطلاح اپوزیسیون علم کنید. ولی مقداری ازاین دایره بیرون بروید وبدنبال گربه کوره ها نباشید بلکه بدنبال ساختن ذهنهای آگاه باشید که خود راه به پیمایند و نه دیگران باید به آنها راه نشان دهند این هم کسانی که گربه کوره میباشند وکسی خریدارشان نیست وشما هم از زور بی کسی به اینها میگویید عمه باجی - البته منظور از عمه باجی شخصی نیست وقصد توهین شخصی ندارم

علی ناظر: یعنی اگر رجوی نشد، رضا پهلوی؟ باز اگر می گفتید اگر رجوی نشد، منتظری و ملی - مذهبی، یا اگر فدایی نشد، کمونیست کارگری، یا اگر داریوش همایون نشد، رضا پهلوی، باز می شد گفت که شما از یک منطقی، حتی غلط، پیروی می کنید. ولی از آنچه که نوشته اید، چنین برداشت می شود که مثلا علی ناظر و سایت دیدگاه می توانند (یعنی تیغشان آنقدر می برد) که بتوانند یکی را بجای دیگری و یا دیگری را بجای این یکی، به کاربران قالب کند، و این خلق کاربرهم مثل آدمهای «مشنگ و ملنگ»، هرّ را از برّ تشخیص نمی دهد، و منتظراست ببیند که از دهان دیدگاه چی بیرون می ریزد تا سراسیمه دنباله روی کنند.

آخر کاربر عزیز مگر بیکارید که اینهمه بی پایه پشت سر هم می بافید؟ چطور می شود بقول شما «بدنبال ساختن ذهنهای آگاه» بود، وقتی که  سواد سیاسی و تجربه عملی خیلی از کاربران از من و شما (نوعی) خیلی بیشتر است؟ وقتی جوانان این دوره و زمانه گول موسوی و کروبی و خیمه شب بازی های رفسنجانی، و لبخند های خاتمی را نمی خورند، و از عربده های خامنه ای و احمدی نژاد نمی هراسند، چرا فکر می کنید که با انتشار یک خبر در دیدگاه منحرف می شوند (آنهم وقتی اینهمه نظر زیر آن منتشر شده است)؟ یا آنها را دست کم گرفته اید، یا حرف اصلی تان چیز دیگری است و نمی خواهید بزنید (یا دارید می زنید ولی من متوجه نمی شوم). و شاید هم می خواهید به این طریق دیدگاه را به سوی منتشر نکردن نظرات رضا پهلوی هُل بدهید، که زحمت بیهوده می کشید. همانطور که نظرات رجوی و منتظری و رفسنجانی و خامنه ای و اکبر گنجی و... منتشر می شود، به همان نسبت هم پیامها و نظرات رضا پهلوی هم منتشر خواهد شد. 

به هر روی، من به اندازه کافی روی این «داد و ستد نظر» زمان گذاشته ام و بقیه را می سپارم به شعور کاربران.
  

[تاریخ ارسال: 17 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
جناب ناظر خسته نباشيد
ميگن كه ملا به مكتب نميرفت وقتى ميرفت جمعه ميرفت! حالا شده حكايت اين آقا طفلكى! تا ديروز تظاهرات مردم ايران از تظاهرات دانشجويان گرفته تا تظاهرات كارگران و محرومان را زير سيبلى رد ميكرد و اگر احيانآ مجبور ميشد كه نقى هم بزنه بادى به غب غب مى انداخت و ميگفت : من ضد خشونت هستم و خشونت را محكوم ميكرد!!!
تازه از اين حرفها كه بگذريم مگه همين آقا طفلكى نبود كه در دوران جنگ ضدميهنى به حرامزاده امام خمينى پيغام ميداد كه اگه اجازه بدهند با يك فروند اف - ١٦ حاضره بره به جنگ كافران!!!
از اين حرفها كه بگذريم گه باباى همين آقا طفلكى نبود مگه كه حرامزاده خمينى رو بعنوان مخالف از ايران اخراج كرده بود؟ و همزمان باباى ايشون و خرامزاده امام نامه هاى آنچنانى براى همديگه بطور آشكار پنهان ميفرستادند؟!!!
مگه باباى اين آقا طفلكى نبود كه يكى دو سال مانده به انقلاب ضدسلطنتى براى رئيس جمهور وقت فرانسه پيغام فرستاد و گفت كه خمينى حرامزاده ميهمان ويژه شخص ايشون هست دولت فرانسه بايد از اين خيلى مراقبت كند!!!
از اين حرفها كه بگذريم باباى همين آقا طفلكى مگه نبود كه براى منحرف كردن انقلاب ضدسلطنتى مردم ايران رهبران اصيل و انقلابى از جمله شهيد حنيف نژاد و يارانش و جزنى و يارانش را در پيشگاه وزير دفاع وقت آمريكا اعدام نكرد؟!!! بله آقاى طفلكى مردم شريف و باغيرت و تهيدست ايران زمين گفتندو باز خواهند گفت كه : مرگ بر ديكتاتور چه شاه باشه چه رهبر!!!
لعنت و نفرين بر خمينى حرامزاده
  

[تاریخ ارسال: 17 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
خانم یا اقای نیاز: ایا واقعا شما از مفهوم ازادی و دموکراسی فقط همین را درک کرده اید که همچون زمان شاه به شما بدون مزاحمت اجازه شنیدن موزیک را بدهند ! حال اگر رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی این اجازه را بشما بدهد که البته اگر روزی رژیم در سراشیب سرنگونی قرار گیرد اجازه شنیدن موزیک که چه عرض کنم شاید در ان زمان رژیم حتی برای بقای خودش اجازه رقصیدن مردم در خیابانها را هم به انها بدهد ایا انگاه شما ئی که همیشه به حداقل ها راضی هستید به همین رژیم رضایت می دهید؟. رژیم جنایتکار شاه یک رژیم دیکتاتوری بود و رضا پهلوی هم پسر همان دیکتاتور است که تا امروز حتی یک کلمه هم از جنایات پدرش انتقاد نکرده است! رضا پهلوی مفت خور و فریبکار که سی سال است در امریکا و اروپا به عیاشی مشغول است و امروز سنگ مردم را به سینه می زند یک روز میخواهد برای رژیم ضد مردمی اسلامی بخنگد و روز دیگردلباخته عشوه های اخوند شیاد خاتمی میشود و روز دیگر برای ایت الله شیرین عبادی دست می زند وامروز هم پشت سرجنبش سبز سیدی و موسوی جنایتکار سینه می زند ! این ادم فرصت طلب و ترسو حتی هوا داران خو درا هم بخاطر بی عملکردگی اش از دست داده است !. البته که ما سرنگونی طلبان باید برای مردمی که سی سال است اسیر سانسور رژیم هستند و هنوز در توهم به سر می برند و دوست را از دشمن تشخیص نمی دند حرف بزنیم تا جنایتکارانی امثال موسوی .کروبی و رضا پهلوی و.. انها را همانگونه که با خمینی جلاد و خاتمی شیاد و موسوی جنایتکار فریب دادند دو بار فریب ندهند.
  

[تاریخ ارسال: 17 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: نادر]  [  ]  
خسته نباشيد!!!
لعنت و نفرين بر خمينى حرامزاده
  

[تاریخ ارسال: 17 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: نیاز]  [  ]  
مردم بجز انقلاب افتضاحشان که به رفتن شاه و سقوط رژیم پهلوی منجر شد خیلی شکرهای دیگر هم خورده اند که حالا بشدت از آن پشیمانند. مثل پشت کردن به شاپور بختیار و افتادن بدنبال خمینی جلاد و دادن رای آری به جمهوری اسلامی. پس این که مردم شاه را بیرون کردند را اینقدر تکرار نکنید. من یکی واقعا پشیمانم از شرکت در انقلاب و خودتان میدانید که بسیاری از ایرانیان همین نظر را دارند. اگر رژیم شاه -به ناحق- جزنی و هشت نفر دیگر را بدون محاکمه اعدام کرد این آقایان فدایی و مجاهد هم با اسلحه میخواستند عقیده خود را زور چپان کنند و حتی برخی اعضای داخلی خودشان را نیز کشتند. ایا مجاهدین یا فداییان دموکرت تر از شاه بودند و کوچکترین احترامی به حقوق بشر میگذاشتند؟ رژیم شاه 342 نفر را کشت ولی صدها خدمت به ایران کرد. آزای دین و عقیده و حقوق فردی و مدنی کاملا بود و بیشتر از همه کشورهای منطقه، آری آزاد نبودی که مرگ بر شاه بگویی و اسلحه بدست بگیری. پدرش زنان را که نیمی از جمعیت ایران بودند آزاد کرد، ما وزیر و قاضی و خلبان و ناخدا و.. زن داشتیم که در مقایسه با هشتاد درصد کشورهای دنیا بی مانند بود. مدارس دانشگاهها را ساخت که پایه ریز همین مقاومت مدنی است که امروز میبینیم. اپوزیسیون شاه بسیار بدتر از شاه بود و سی سال بعد از شاه در مهد دموکراسی های غربی بدون هیج شاه و شیخی حتی حاضر نیست سر کوچکترین هدفی با دگراندیش خود یک اعلامیه ساده بدهد و تنها در حرف دموکرات است، دموکراسی برای گوسفندان خودی که رییسشان برایشان تصمیم میگیرد. به جای اتحاد هرروز انشعاب، کینه توزی، برای هم زدن. اپوزیسیون شاه با این کارنامه سیاهش قبل و بعد از انقلاب چه طلبی از رژیم سابق دارد. به قول رضا پهلوی به نتیجه ها نگاه کنید. پهلوی ها با همه اشتباهاتشان یک مملکت تمیز و سرگل منطقه و با دیپلماسی بسیار قوی ساختند که هنوز هم در نتیجه خدمات آنها سرپا ایستاده. اپوزیسیون بعد از سی سال زیستن در آزادی و دموکراسی غربی هیچ غلطی نکرده، همه تخلیل هایش از وضعیت ایران غلط از آب در آمده و حتی یک قدم کوچک هم برای ژست دموکراسی هم که شده به دگراندیشان خود نزدیک نشده اند. پس انتظار چه دموکراسی از این گروهها میرود؟ با مخالفان خود چه خواهند کرد؟ و تازه شما به چه حقی به نام مردم حرف میزنید؟ مگر شما سخنگوی مردمید؟ چون اسم خلق و توده بر خود گذاشته اید نماینده مردم شده اید؟ شما که هنوز دارید توی سر و کله هم میزنید. آیا مردم دارند آنجا خون میدهند که شما برگردید و همان اظهار فضل های سی سال پیش را بکنید؟ جنبش سبز کنونی اپوزیسیون را از خواب پرانده و نه برعکس. اگر واقعا به دموکراسی معتقدید که نیستید بگذارید مردم ایران خودشان تصمیم بگیرند که چه رژیمی را میخواهند. من و شما مانند رضا پهلوی فقط نیروی کمکی این ملت شریفیم نه رییس و سخنگویشان. همین رضا پهلوی حتی از مجاهدین که دشمنش هستند در جریان حمله با اشرف حمایت کرد، او در حال حاضر تنها دموکرات درعمل است. مهم نیست که در آینده رژیم ایران چه بشود. اگر مردم به جمهوری نیز رای بدهند باز هم باید به رضا پهلوی آفرین گفت که در کنار مردم ایستاد و نخواست خودش را مثل بقیه زورچپان کند.   

[تاریخ ارسال: 17 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
در روز شانزده آذر امسال دانشجویان و مردم متنفر از رژیم اسلامی فریاد می زدنند «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر»! حالا بچۀ شاه که معلوم نیست در عرض این سی سال چه فعالیت عملی را بر علیه جمهوری اسلامی انجام داده با «بزرگ منشی» شاهانه این «حق» را برای مردم قائلند که حکومت پادشاهی را برای خود برگزینند و همزمان معتقدند که حکومت کودتاهی و سیاساختۀ پدرش توتالیتر نبود!! در حالیکه حقایق تاریخی ثابت می کند که محمد رضا شاه پهلوی بعنوان سگ زنجیری امپریالیسم و ارتجاع به هیچ سازمان و جریانی اجازۀ نفس کشیدن نمی داد و حتی به کسانی هم که خواهان کتابهای صمد بهرنگی و علی اشرف درویشان و کتابهای باصطلاح بودار میخواندند رحم نمی کرد و توسط ساواک تحت شکنجه و آزار قرار می گرفتند. این در حالی بود که اکثر آخوندها و مرتجعین اسلامی بدون هیچ مانع و رادعی تبلیغ و ترویج می کردند. مردم ایران نظام پادشاهی را برای همیشه به زباله دانی تاریخ انداخته اند و می روند تا با نیروی طوفان آسای خود تمامی دم و دستگاه کشتار و سنگسار حکومت اسلامی را ننیست و نابود کنند و بر ویرانه های آن یک جمهوری دمکراتیک و رهایبخش تشکیل دهند. بنابراین «شاهزاده» رضا پهلوی بهتر است بجای غوطه خوردن در تخیلات شاهانه، در راستای چنین نظام انسانی گام بردارد!   

[تاریخ ارسال: 17 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: عشق به آزادی]  [  ]  

من فقط یاد این شعار مردم میافتم که خطاب به شاه وبختیار میگفتند :ما میگیم خر نمیخوایم ، پالون خبر عوض میشه ، ما میگیم شاه نمیخوایم نخست وزیر عوض میشود . و امروز هم ما میگیم ملا نمیخوایم ، شاه نمیخوایم ، رهبر مقدس مثل رجوی هم نمیخواهیم ، کروبی و میرحسین هم که تکلیفشان روشن است . ما میگوییم که حکومت شورایی مردمی میخواهیم که مردم آقا بالا سر نخواهند وخود سرنوشت خود را تعیین کنند. حال این میخواهد ولایت فقیه باشد ، رهبر ایدئولِزیک و انقلاب نوین باشد ویا شاه باشد. این سایت دیدگاه شده پایگاه یک کسانی که آزمایشات تاریخی خود را پس داده اند ولی مثل اینکه کسی را پیدا نمیکند از زور بی کسی به گربه کوره میگه خانم باجی ! اینها کیستند که از ته زباله دانی تاریخ جایی که مردم هرچه شاه وشاه شاهان بود انداختند شما سعی میکنید بعنوان »اپوزیسیون " برای ما جابیاندازید. میدانم که این متن را سانسور میکنید ولی مهم نیست . حد اقل خودتان بخوانید وخجالت بکشید که پس از این همه جانفشانی مردم برای بیرون انداختن یک دیکتاتور بازهم میخواهید کالای چند بار مصرف شده را به ما تحمیل کنید . خجالت هم خوب چیزی است

علی ناظر: از تمام کاربران خواهش می کنم، لینک به تمام سخنرانی ها، مصاحبه ها، و پیامهای شخصیتهایی که بقول ایشان «گربه کوره» نیستند - آنهایی که می توانند (پتانسیل) ایجاد تغییر را دارند - را ارسال کنند تا دیدگاه منتشر کند. خوشبختانه، در این دوره و زمانه کسی نمی تواند کسی را «جا بیندازد». اگر می شد که خمینی هنوز در ماه بود و موسوی رهبر جنبش آزادیخواهی.
  

[تاریخ ارسال: 17 Dec 2009]  [ارسال‌کننده:  تبعیدی]  [  ]  
دوران شاهزادگان وایت اله زادگان در ایران به پایان رسیده است این حکومت دایناسورها میوه تلخ حاکمیت شاه خائن است که یکی از اعضای خانواده ما را بر روی تپه های اوین بدون محاکمه تیرباران نمود وکفتند در حال فرار کشته شدند
در حاکمیت شاه او خدایگان بود ومردم رعیت واگر شاهزادگان گوششان بشنود شعار جمهوری ایرانی از متن جامعه امروز ایران شنیده میشود چه گونه باید بتو فهماند
که خانواده جنایتکار خامنه ای وشاه هردو درسیه روزی ملت ایران سهیم بوده اند
ننگ بر اخوند که باعث شده این فرزندان کودتا چی ها هم برای تحلیل سیاسی از گور تاریخی بیرون بزنند
البته بی بی س این روزها را با دوران کودتای 28 مرداد یکی میداند
اما گذشت که حرف اخر را انگلیس امریکا وروس بزنند اگر چه صدنوکر تمام وقت هم استخدام نمایند تا متناسب با حال وروزانها تحلیل ابکی به تنور به چسبانند
شاه زادگان باید درانتظار تزار باشند
  

[تاریخ ارسال: 17 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: روزبه زرین]  [  ]  
واقعیت تاریخی این است که اکثریت عظیم مردم ایران رژیم پهلوی را سرنگون کردند و پدر همین رضا پهلوی آمریکا مانده را سرنگون کردند بنابر این انتظار برگشتن او و رژیم پهلوی در بهترین شکل فوق العاده ساده لوحانه است. در تاریخ یک مورد نشان نمی شود داد که رژیمی توسط انقلاب مردمی سرنگون شده باشد و همان خاندان دوباره به قدرت رسیده باشند. مورد اسپانیا را مثال زدن واقعا مسخره است زیرا در اسپانیا جنگ داخلی با دخالت کشورهای دیگر شد و فاشیسمی که خود حامی سلطنت بود قدرت حاکم را گرفت. نه اسپانیا و نه دیگر کشورها ملاکی نیستند. در ضمن موارد زیادی هست که رژیم های سلطنتی سقوط کردند و دیگر بازگشتی نبود از جمله روسیه و یونان و عراق و افغانستان و ... خوش خیالی وابستگان رژیم سابق باعث تاسف است زیرا نشان دهنده آن است که هنوز آنها از واقعیت ها گریزان هستند. بهرحال مردم ایران در انقلاب 57 با اکثریت مطلق رژیم سابق را طرد کردند. مسلم است که ماهیت حکومت مهم است و نام جمهوری را رژیمهای مستبد زیادی نیز صاحب هستند اما در ابران حتی نام سلطنت را نمی توان به عنوان یک گزینش به مردم ایران مطرح کرد. بهرحال ضرب المثل معروف می گوید که "شتر در خواب بیند پنبه دانه - گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه. آرزو بر رضا پهلوی و ایادی رژیم سابق ممنوع نیست و آنها مطمنا می توانند دلشان را با امیدهای واهی خوش کنند!   

[تاریخ ارسال: 16 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: کیانوش رشیدی]  [  ]  
جناب زنگی زنگ!
با درود.

تفیلی خواندنِ "طفیلی ها" نشان از شتاب شما دارد.
این همانند این می شود که شما"طرب" که به معنای شادی می باشد را"ترب" بنویسید که گیاهی است بسیار خوب برای تندرستی و سیاه و سرخ و سفید آن وجود دارد.
حال شما"ترب" بنویسید و از آن "شادی" بخواهید.
خمینی جنایتکار معانی واژه ها را دگرگون کرد، ما چنین نکنیم.

گفتنی ها بسیار است. از پول گفتید و خوش گذرانی ها!

ما که در سال 1357 گفتیم یکصد هزار زندانی در دوران شاه:
یک هزار و یکصد و بیست وشش نفر زندانی در روز سوم آبان ماه 1357 آزاد شدند. نزدیک به یک صد و پنجاه نفر در دی ماه سال 1357 و پس از بروی کار آمدن بختیار!

بقیه کجا رفتند؟ حافظه و ریاضیات به کجا رفت؟
حساب کجا رفت؟ کتاب کجا رفت؟
از هفتاد هزار کشته در سال 1357 گفتیم که حتی عمادالدین باقی، کارگزار رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی بر آن خط بطلان گذاشت.
سینمای رکس آبادان را دارودسته های خمینی به آتش کشیدند؛
در شانزدهم شهریورماه 1357 در خیابانهای تهران شعار دادیم:
"مسجد کرمان را، رکس آبادان را، شاه به آتش کشید!"
هرگاه فراموش نکنیم که همین رژیم جنایتکار خمینی، بمب گذاری در حرم امام هشتم شیعیان را به مجاهدین نسبت داد.

دوستان گرامی!
وجدان را قاضی کنیم!
به دیگران می توان دروغ گفت!
به خود نمی توان!

پیروز باشید

کیانوش رشیدی

----با سپاس از آقای علی ناظر برای آوردن دیدگاه های کاربران
  

[تاریخ ارسال: 16 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: کیانوش رشیدی]  [  ]  
بانو فریبا!

کشتن هر انسانی، به هر دلیل را، نادرست می دانستم، نادرست می دانم و نادرست خواهم دانست.

در یک جمله و در این یادداشت نمی توانم به شما پاسخ بدهم. نه اینکه نتوانم. به دلایل فنی گفتم.

گفته ها بسیارند و شنیده ها نیز!

تا که گفته باشد و که شنیده باشد!



مرا آزادی مردم و سرزمینمان از دست رژیم اشغالگر جمهوری اسلامی آرزوست!

امید با این آرزوی من مخالفت نکنید!

پیروز باشید!
  

[تاریخ ارسال: 16 Dec 2009]  [ارسال‌کننده:  فریبا]  [  ]  
آقای رشیدی من انقدر خاطرات از زمان شاه ندارم ولی میدانم بیژن جزنی، حنیف نژاد،پویان و بقیه فرزندان این ملت حقشان نبود که به تیر ببند نشان همینطور که حق فتاحیان و موسی خیابانی نبود من تعجب میکنم که ما همیشه حرف از تمدن میکنیم ولی در پیشرفت همیشه دنده عقب میرویم هیچ مریضی استفراغ خود را نمیخورد حالا اگر خمینی اینهمه جنایت کرد یا ملت ما که خودم هم جزشان هستم کسی را نداریم که برای ملت مبارزه کند نه آرمان خود دلیل نمیشود که عاری از مهر ها خوب بودند جای دور نروید یک نگاه به همین تلویزیون سلطنت طلبان بیندازید تا عمق فاجعه برگشت سلطنت را ببینید جایی که رئیس ساواک آزادیخواه میشود باید به ملاها تبریک گفت این آقایان خیلی که هنر کنند میگویند زمان شاه اشتباهاتی شده ولی هیچوقت حرف از جنایت نمیکنند من نمیدانم اعدام و تیر باران و شکنجه اشتباهات است یا جنایت. آقای ناظر ببخشید امروز چند بار مزاحم شدم ولی دلم برای خودم و ان ملت میسوزد که دوباره میخوهند تاریخ را برای ما تکرار کنند و داد رسی نیست راست گفتند ملتی که از تاریخ پند نگرفت محکوم به تکرار ان است. مصاحبه بی بی سی با رضا پهلوی را ان هم در این موقعیت دست کم نگیرید ملت به جان آمده ممکن است به هر چیزی راضی شود تا از دست ملا ها راحت شود حتا اگه پناه بردن به مار از ترس افعی باشد   

[تاریخ ارسال: 16 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
رضا پهلوی بهتر است قبل از هر چیز تکلیف پول هایی را که پدر خائن و بزدل اش برای عیش و نوش او و سایر تفیلی های خاندان پهلوی از کیسه ملت ایران دزدیده است، روشن کند. پس از آن یک عذرخواهی جدی از ملت ایران توسط ایشان ضرورت می یابد.   

[تاریخ ارسال: 16 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: کیانوش رشیدی]  [  ]  
آقای روزبه زرین!
اسپانیای پس از فرانکو و به پادشاهی رسیدن "خوآن کارلوس" در آنجا و بازگشت شاهزاده "نورودوم سیهانوک" همانند پادشاه به کامبوج را هم در نظر داشته باشید. این تنها و تنها مردم هستند که در بارۀ آیندۀ سرزمین خود تصمیم می گیرند. شما هم رای خود را بدهید. قصاص واقعه قبل از وقوع نکنید.
وانگهی! نام"سیستم" همین رژیم جنایتکار در میهن ما "جمهوری" است که "اسلام" را نیز به یدک می کشد.

نه جنایتهای جمهوری اسلامی، "جمهوری" رابدنام می کند، و نه بی عدالتی برخی پادشاهان در سرتاسر جهان؛"پادشاهی" را!
ما در دنیای مجازی زندگی نمی کنیم! اگر چه با آن سروکار داریم.
  

[تاریخ ارسال: 16 Dec 2009]  [ارسال‌کننده:  فریبا]  [  ]  

من یک نظر امروزنوشتم درمقاله آقای قصیم که نشر نشد حالا شاید بعد بشود ولی اگر نیروهای مردمی به خود نجنبند و آنطور رفتار نکنند تا که به عنوان یک ایدولوژی شناخته شوند مطمئنا حکومت سابق یک پایه پیشتر از آنهاجلو میفتدزیرا ایدولوژی در حکومت امتحان خود را پس داده و بطرز وحشتناکی هم مردود شده مردم دیگه دنبال رهبر مقدس نیستند آقای رضا پهلوی با زیرکی بسیار مدام حرف از مردم میزند که حمایت از مردم را دارد نه یک نوع حکومت در حالیکه کیست که نداند که سلطنت طلبان بر خلاف آنچه که میگویند بسیار خوشحال هم هستند که ملاها چنین کردند زیرا برای آنها مشروعیت خریدندو منتظر روزی هستند که دوباره به سلطنت برسند و زیاد هم بعید نیست که چنین شود ما هم که از مردم عادی هستیم و هر چه از روی دوستی میگویم مطالبمان به سطل خاک روبه میرود بقول ا مریکایها یک دفعه هم آقایان گوش کنند و شکی در خود کنند که شاید راه را اشتباه میروندآقایان هیچوقت فکر نمیکردند که یک روزی مردم دنبال موسوی بیفتند ولی شد

علی ناظر: همانطور که خودتان در آن نظر نوشته بودید، نظر به متن نوشتار ربطی نداشت و بیتشر بیان چند نکته بود، که اگر به نظرات قبلی خود توجه کنید، تکرار همان نکات قبلی بودند.
  

[تاریخ ارسال: 16 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: روزبه زرین]  [  ]  
شکل حکومت بعدی مطمنا نمی تواند آن باشد که اکثریت بزرگ مردم ایران آن را در یک انقلاب تاریخی سرنگون کردند. برگشت به حکومت سلطنت بی معنی است زیرا ایران هم اکنون یک نوع از همین حکومت سلطنتی مستبد را دارد و تنها تفاوت این است که حاکم اینبار عمامه به جای تاج دارد. برگشت به رژیم دیکتاتور سابق را نمی توان جایگزین مناسب دانست و وظیفه هر انقلابی می باشد که با مبلغین این نظر ارتجاعی مبارزه انقلابی بکنند. رژیم شاه خائن مرد و آثار شوم آن یعنی رژیم فعلی را نیز باید از بین برد.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.