شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ - ۱۷ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

منتظری ستیزان
علی ناظر

علی ناظر

می دانیم که هر چه بحران فروپاشی تشدید شود، و هر چه شکاف بین جناح های مختلف افزایش یابد، عناصر وابسته به نظام، یا از مرزها می گریزند، یا موضع خود را 180 درجه تغییر داده و به جناح دیگر می پیوندند، یا مثل گرگهای گرسنه در زمستان سخت به جان هم افتاده و همدیگر را می درند (افشا می کنند) و یا با نیروی برانداز همصدا شده و خواهان تغییر بنیادی می شوند. البته تا پیوستن دشمن به نیروی برانداز هنوز خیلی مانده (یک روز آنهم خواهد رسید)، ولی همانطور که پیش از این هم نوشته بودم، هرچه برودت بین جناح ها بیشتر می شود، گرگها بیشتر به جان هم می افتند.

امروز یکی از سایت های نزدیک به جناح غالب شادمانه نوشت «میرحسین موسوی و عبدالله نوری که در این روزها از طرفداران سرسخت مرحوم آیت الله منتظری شده اند و حتی نوری که در گفت و گو با بی بی سی فارسی بغض می کند و به گریه می افتد، در روزهای نه چندان دور و در زمان حیات امام راحل(ره) به گونه دیگری عمل می کردند و در خط مقدم جبهه منتظری ستیزی بودند.» و برای اثبات این نکته، دو سند زیر را رو کرده و انگشت به دهان و رندانه می پرسد « بالاخره ما نفهميديم آقاي موسوي آن زمان، خط امامي بودند يا اين زمان! نظر شما چيست؟»

ظاهرا، یکی از تعاریف «خط امامی» ماندن، منتظری ستیزی است، که اگر چنین باشد موسوی دیگرخط امامی نیست، و باید بتواند به راحتی بگوید «مرگ بر خمینی»، و اگر هنوز خط امامی است، باید عکس منتظری را پایین بکشد، وگرنه همانطور که خودشان (موسوی و نوری و رضایی) در 1/6/68 نوشته اند «با عکس العمل مواجه خواهد شد». به زبان ساده، گوری را که روزی برای دیگران کنده بودند، امروز جایگاه خودشان می شود. فکر کنم شعر زیر منظور مرا بخوبی بیان کند (برخی شاعر را ناصر خسرو قبادیانی می دانند و برخی جعفر «رودکی» سمرقندی).

 

چون تیغ به دست آری مردم  نتوان کشت / نزدیک خداوند بدی نیست  فرامشت

این تیغ نه از بهر ستمکاریت دادند / انگور نه از بهر نبیذست به  چرخشت

عیسی به رهی دید یکی کشته  فتاده / حیران شدو بگرفت به دندان سر  انگشت

گفتا که «کرا کشتی تا کشته  شدی زار؟ / تا باز کجا کشته شود آنکه  تو را کشت؟ »

انگشت مکن رنجه به در کوفتن  کس / تا کس نکند رنجه به در  کوفتنت مشت

 

(نکته ی در مورد این سند - شایان توجه اینکه تاریخ سند 6/1/68 صحیح است و نه آنطور که گزارش دهنده از روی ذوق زدگی عجله کرده و به اشتباه نوشته 6/1/67)

علی ناظر

3 دی 1388

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 25 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: Safa]  [  ]  
بر حسب اتفاق ما در مورد ملاک دموکرات بودن، هم نظر هستیم. با یک تفاوت اساسی: شما صرفآ نفرین کردن خمینی و ناسزا گفتن به او را ملاک ارزیابی قرار میدهی اما از نظر من دیدگاههای سیاسی- و جهان بینی نیروها و نگرش به مسائلی نظیر حقوق بشر و نقش مردم در حاکمیت سیاسی است که در نهایت جایگاه نیروها و اشخاص را مشخص میکند. در پاراگراف دوم نوشتم:
" دوست عزیز: توهم امکان رسیدن به عدالت و آزادی از طریق توسل به مشتی اساطیر مذهبی نظیر امامت و غیبت و انتظار و ساختن فلسفه سیاسی از این گونه خرافات دامی بود که بخش بزرگی از مردم و تحصیل کردگان ما در ان گرفتار آمدند. میزان فاصله گرفتن از توهم و خرافه و درک ضرورت دموکراسی و حقوق بشر و احترام به آزادی انتخاب انسان ملاک ارزیابی ماهیت و عمق تراقیخواهی افراد و نیروهای سیاسی در زمان حال است." آنچه که از نگاه بسیاری از ما خارجه نشینان در سالهای اخیر پنهان مانده است تحولات بزرگی است که در اندیشه و فرهنگ سیاسی اقشار مختلف جامعه ایران رخ داده است. جوهر این تحول فرو ریختن توهمات مذهبی و واقع گرایی سیاسی است. بیهوده نیست که هذیان گویی احمدی نژاد در مورد امام زمان و مدیریتش چنین نفرت انگیز میشود. در مورد مجاهدین باید بگویم که علارغم تمام صداقت بسیاری از آنها، رهبری این جریان از نقد اندیشه سیاسی و مذهبی گذشته خود ناتوان بوده است و در فلسفه سیاسی و نگاه به امر حاکمیت مردم، مرزهای روشنی با تفکر ولایت فقیه ندارد. در امر ساختن فلسفه سیاسی از اندیشه های خرافی شیعی هم، فعالانه همچنان تلاش میکند. ‎
در ضمن در همان دیروز هم مجاهدین و بسیاری دیگر خمینی را امام و رهبر مبارزات مردم ایران خطاب کردند و از او اجازه جهاد خواستند. به هر حال جنبش امروز مردم ایران همچون بهمنی غرنده هر روز عظیمتر میشود. جوهر اصلی آن آزادی خواهی و جدایی دین از دولت است. رهبران جنبش سبز و سایر مدعیان یا به این خواستهها تن میدهند و یا این بهمن بدون آنها به راهش ادامه خواهد داد.
  

[تاریخ ارسال: 25 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: Safa]  [  ]  

گر حکم شود که مست گیرند در شهر هر آنکه هست گیرند دوست عزیز به نظر من اگر هر فرد یا گروهی صادقانه به گذشته خود بپردازد بسیاری از مشکلات مردم ایران حال خواهد شد. چرخشها و ویراژ دادنهای سیاسی در میان نیروهای مقابل رژیم از این که شما گفتی بسیار رایجتر است. آیا فراموش کرکه چه کسانی منتظری را ولیعهد سفیه خمینی مینامیدند و انتقادات او را نمایش فرمایشی خمینی برای دموکراتجلوه دادن رژیم میدانستند. اکنون ناگهان همینها خواب نامه شده و پیشنهاد واگذاری سمت ولایت فقیه را به منتظری مطرح میکنند. دوست عزیز: توهم امکان رسیدن به عدالت و آزادی از طریق توسل به مشتی اساطیر مذهبی نظیر امامت و غیبت و انتظار و ساختن فلسفه سیاسی از این گونه خرافات دامی بود که بخش بزرگی از مردم و تحصیل کردگان ما در ان گرفتار آمدند. میزان فاصله گرفتن از توهم و خرافه و درک ضرورتدموکراسی و حقوق بشر و احترام به آزادی انتخاب انسان ملاک ارزیابی ماهیت و عمق تراقیخواهی افراد و نیروهای سیاسی در زمان حال است.

علی ناظر: هموطن گرامی «صفا»

هر کسی را باید با چوب خودش راند. آنکه امروز برخلاف دیروز رفتار و کردار منتظری را قدر می داند، هم دیروز خمینی را جانی می دانست و هم امروز. آنکه فرمان به پایین کشیدن عکس منتظری می داد، هم دیروزخمینی را «امام» می دانست و هم امروز. تفاوت این دو (موسوی و مجاهدین - که حتما منظورتان آنها هست) را نه در تجلیل یا تقبیح منتظری، بلکه باید در دوری و نزدیکی شان به اندیشه خمینی ارزش یابی کرد.

من مخالفتی با آنچه آقای موسوی امروز انجام می دهد نخواهم داشت اگر ایشان تمامیت نظام را محکوم کند و خمینی را مسئول کلیه جنایات بداند. اشکال موسوی و شرکاء بر سر این نیست که دیروز چه می کرده، بلکه امروز چه می گوید. ایشان به ریشه نمی پردازند و می خواهند با زدن چند سرشاخه به ضخامت این درخت (جمهوری اسلامی) بیفزایند. هدف ایشان خشک کردن ریشه این درخت نیست. و تا زمانی که ایشان گامی در راستای خشک کردن این ریشه برندارند، در بر همین پاشنه خواهد چرخید.
  

[تاریخ ارسال: 25 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: ناصر ولی]  [  ]  
حربن یزید ریاحی هم سد خروج مولا حسین و یارانش از کربلا بود. و در همانجا. وقتی که متوجه شد حق باکیست. با یاران یزید جنگید تا شهید شد و مثلی تاریخی شد برای همه انسانها. و همین آقای نوری بود که داستان شهادت کشیشها به دست خامنه ای جنایتکار را افشا کرد و بسیاری از جنایات ضد بشری رژیم را مثل انفجار حرم امام رضا در مشهد را. آدم میتواند عوض شود . و همینقدر که این قدرتمندان سابق در برابر رژیم ایستاده اند با ید قدر دانست و تشویق شان کرد
و حرکت شان را به سمت مردم جدی گرفت . که/ یک لنگه کفش در برهوت هم نعمتی هست./ همچنانکه در زمان شاه وابسته و قاتل .نقمت و نکبت بزرگ حالا . خامنه ای جلاد و قاتل و باطل . برای معلم شهید استاد شریعتی . در حسینیه ارشاد . نعمتی بود!!.
  

[تاریخ ارسال: 24 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
میر حسین موسوی به سبک تممی بزدلان و شیادان عالم دارد نون را به نرخ روز می خورد.
جنگ گرگ ها و مشغول شدن جناح های غالب و مغلوب جمهوری جهل و جنایت در هر صورت به سود مردم است.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.