شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۸ اوت ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آیا منتظری دموکرات بود ؟!

عباس رحمتی

آیت اله منتظری ، روز 29 آذر 1388  در سن 87 سالگی  دیده از جهان فرو بست ،  او در  شرایطی بدرود حیات گفت که مردم   ایران (با جنبش سبز) چنگ در چنگ  با رژیم فاشیستی مذهبی است  مردم او را حامی خود می دانستند  و با «  عزا عزا است  امروز،  جنبش سبز ایران ، صاحب عزا ست امروز »  به ولایت   سفایانی  نشان دادند که  با تسلیت  گویی مسخره اش کاری از پیش نخواهد برد ، مبادا دوزد انتخابات میخواهد آن را سپری برای خود سازد .

آقای منتظری سالهای زیادی را در زندانهای شاه سپری کرده بود و بر خلاف خمینی،  خود   طعم زندان  و شکنجه را  کشیده بود ، او مدتی نیز در تبعید به سر برده بود (در سقز ) بخاطر همین بعد از انقلاب بهمن 57 در حالیکه  مدت ده سال جانشین  خمینی را داشت و رهبری آینده را در چند قدمی خود احساس می کرد از  شکنجه های زندانیان   سیاسی   نزد خمینی شکایت برد و با تشکیل هیئت های  تحقیق در زندان ها  خبر از ضد بشری بودن زندانهای  قرون  وسطایی خبر  داد  ، در سال 67 به قتل عام زندانیان مجاهد و سایر  آزادیخواهان اعتراض کرد و به همین خاطر خمینی او را از مقام قائم مقامی عزل کرد که خود تفسیر جداگانه ای می طلبد.، در همین جا باید گفت ، منتظری که خود با  مطرح کردن  ولایت فقیه یکی از کسانی بود که سهم بسزایی در تحکیم خمینی در قدرت داشت ولی وقتی در این اواخر عکس خمینی  را پیراهن عثمان می کنند،  در لفافه بر جنایت خمینی انگشت   گذاشت و نهیب زد که "  او هم   معصوم نبود " خمینی در حکم نابودی مجاهدین و مبارزین اسیر که مصداق بارز علیه بشریت است نوشته بود : «  کسانی که  در زندانهای سراسر کشور  برسر مواضع خود پا فشاری کرده و می کنند محارب و محکوم  به اعدام می باشند. » او در پاسخ به دیوان عالی کشور که آیا این افراد شامل افرادی که محکومیت شان تمام شده است می شود  یا نه ؟ با قضاوتی   حیرت انگیز دو باره دستور داد  «  در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است سریعا دشمنان اسلام را نابود کنید در مورد رسیدگی به وضع   پرونده ها  در هر صورت   که حکم سریعتر اجراء گردد. »   منتظری در جواب نامه خمینی نوشت: «  اعدام  چند صد نفر در چند روز و آنچه هیئت  مرگ و منصوبین  (خمینی)  صورت گرفته است روی ساواک شاه و جنایات او را سفید کرده است . »

منتظری با اینکه در زندانهای شاه ایدئولوژی مجاهدین را التقاطی قلمداد کرده بود ولی بعد از انقلاب به خمینی نوشت ،  « مجاهدین یک سنخ فکری و برداشت هستند ، یک نمونه منطق است و منطق را باید صحیح جواب داد ، با کشتن،حل نمی شود  بلکه ترویج می شود. »   

آقای منتظری در یک قدمی رهبری آینده اش ، زبان به انتقاد گشود و به خمینی  اعتراض کرد،  درست زمانی که خمینی پا به گور بود، کشتار های سال 67 و اعدام های بی حد و حساب را زیر سوال برد وبا حکم خمینی از    مقام قائم مقامی عزل شد [1]، بعد از مرگ خمینی او همچنان به انتقادات  خود ادامه داده  و جنایات و سرکوب را سر لوحه حرفهای ش قرار داد  ، به همین خاطر به مدت پنج سال در حصر خانگی ( زندان خانگی) قرار داشت  تا جایی که   رژیم   فاشیستی مذهبی وی را از  معاینات پزشکی هم  محروم کرده بود . منتظری که خود از پایه گذاران ولایت فقیه بود در کشتار های سال 60  سکوت اختیار کرده بود ولی در سال 67 جنایاتی  که توسط  ولایت فقیه خمینی  انجام گرفت   دیگر سکوت را جایز ندانست  و بعد از آن فقیه جادوگر  خامنه ای را مورد حمله قرار داد و اعلام کرد که ولایت فقیه  مطلق  هیچ جایی در اسلام ندارد. او در کتاب خاطرات خود از جنایات بی شماری پرده   برداشته است ولی  ، ای کاش  ، وقت   بیشتری   می گذاشت تا قبل از ممات ش تمامی حقیقت را از پشت پرده های جنایات رژیم  خالصانه برای مردم  می نوشت .

در جریانات بعد از انتخابات ، منتظری حکم  به عزل خامنه ای داد و حکومت خامنه ای را بدون نام بردن از آن جائر و جابرانه خواند که خود جای تقدیر دارد . او مبارزه با این جلاد را از وظایف انسان ها اعلام کرد و در جواب  سوالاتی شرعی  پیرامون وضعیت فعلی (چه باید کرد ) کشور مقاماتی را  که « عدالت در امانتداری را از دست داده » و یا « با زور  و فریب و تقلب ادامه کار میدهند »  فاقد  مشروعیت   دانست و  ابراز  مخالفت و خواست بر کناری آنها را وظیفه ای  همگانی دانست و ابراز مخالفت و خواست بر کناری آنها را وظیفه ای همگانی  ذکر کرد .

مروری کوتاه  بر اندیشه های منتظری :  

اگر بخواهیم به اختصار به مبنای فکری منتظری نگاهی   داشته  باشیم  او را می توانیم یک ، " فقیه ای " دانست    با   ریشه های فکری "  فقه سنتی " که به ولایت فقیه اعتقاد داشت ولی " مطلق " بودن ولایت را رد می کرد  وی هیچگاه  ولایت فقیه رد نکرد ، کسی که سالها در کنار خمینی با اعدام های گسترده  سال 60  سکوت می کند  نمی تواند    ریشه های فکری دموکراتیک   داشته باشد و  وی  را طرفدار حقوق بشر دانست ،  منتظری  یک تئوکرات بود ، که در واقع یک  تئوکرات  هم می تواند طرفدار دموکراسی باشد ولی نمی تواند دموکراسی را حاکم  کند  و حقوق بشر را به جامعه باز گرداند ، یک تئوکرات می تواند مردم دوست و متکی به حقوق بشر باشد ولی فلسفه  حقوق بشر  چیز دیگری است ، در واقع   بالاترین  سرمایه دنیوی  و آخروی  " منتظری " همانا  عزل وی توسط خمینی  جلاد بود .

گر بدین سان زیست باید بست

من چه بی شرمم ، اگر فانوس عمرم را 

                                      به رسوایی، نیاویزم

بر بلند کاج ، سان زیست باید پاک

من چه نا پاکم ،  اگر ننشانم از ایمان خود ، چون کوه

یادگاری  جاودانه ، برتر از بی بقای خاک [2]

 

زندگی و مبارزات منتظری را می توان به سه مرحله تقسیم کرد :

1-      قبل از انقلاب و مبارزات او با رژیم پهلوی ،  همراه با زندان و تبعید همراه بود و به همین دلیل برخوردهای دیگری نسبت به  زندانیان سیاسی داشت ،  تبعید وی در سقز باعث شده بود که دیدگاههای ش  در رابطه با سنی مذهبی ها با کل رژیم تفاوت داشته باشد !

2-      مقطع بعد از انقلاب بود که نزدیکی وی با خمینی  باعث شده بود  که به جانشینی  او بر گزیده شود   علم کردن ولایت فقیه به قدرت خمینی تحکیم بیشتری بخشید . لازم است آور شویم که یکی از نمایندگان مجلس اول و دوم که عضو کمیسیون اقتصادی مجلس بود در یک جلسه خصوصی که من هم در آن حضور داشتم می گفت : خمینی یک قرن و منتظری نیم قرن از جامعه ایران عقب تر هستند . منتظری در این مقطع چیزی از خود بروز نداد . که خود، دموکرات بودن وی را زیر سوال می برد.

3-      عزل : این مقطع عزل منتظری از مقام  جانشینی بود، او که به مدت  پنج سال  بطور  قانونی ( از نظر قانون  فاشیستی ) در حصر خانگی بود پس از 5 سال   شکسته می شود( حصر خانه اش ) ولی پس  از این مدت هم همچنان تحت نظر بود و انتقادات وی نسبت به رژیم بیشتر شد  و تا آنجا پیش رفت که حکم مبارزه همگانی را بر علیه رژیم فاشیستی را صادر کرد ، مردم وی را به دلیل  انتقادهای   تند از ولایت فقیه و برخورد هایش   با  رژیم سر کوب و ترور، خصوصا   در رابطه با  اوضاع و احوال جاری کشور از او  حمایت می کردند ، مردم می دانستند که با آن دیدگاههای فقهی هرگز نمی توان تکیه  کرد و باید راه دیگری را برگزید،  منتظری رژیم را به شرط رعایت حقوق بشر قبول داشت و تا قبل از مرگ خمینی به آن وفا دار ماند . در هر صورت  مرگ ناگهانی (مرگ او را مشکوک اعلام کرده اند ) او باعث  شدت گرفتن جنبش مردم شد.اما منتظری چکار می توانست بکند که نکرد؟

منتظری همیشه منتظر بود !

منتظری طرفداران زیادی در سپاه و ارتش و نهاد های دیگر رژیم  داشت و مسلما پس از عزل خود از مقام  قائم مقامی خمینی   می توانست خیلی کارها در جهت منافع مردم انجام دهد ولی  افسوس   که وی  در   خیلی  مواقع  سکوت   اختیار کرد نمونه  این گونه برخوردهای سازش کارانه ، اعدام دختران و تجاوزاتی بود که قبل از اعدام  آنها صورت می گرفت . غیر از این پیام آخری هیچگاه از مردم  نخواست که بر علیه جور و ستم جباران   زمان  بشورند و قیام کنند ، همان ولایت مطلقه ای  که خود نیز  قبول   نداشت  حتا  حکم و یا فتوی  قیامی  بر   علیه اش  صادر نکرد . در واقع می توان گفت منتظری شاید منتظر چنین وضعیتی بود که امروز پیش آمده است و در انتظار آزادی ، دیده از جهان فرو بست ، ولی همانطور که گفتیم ،  مرگ  منتظری توانست  شتاب زیادی به  جنبش مردم بدهد و آثارش در روز عاشورا 88 پدیدار شد .             

 

___________________________________________________________________________       

[1] پسرش سعید منتظری در پاسخ به این سوال که چرا  چند ماه دیگر صبر نکرد تا بعد از مرگ  خمینی  خودش قدرت را که قبضه کرد همه چیز را درست کند ،جواب داد :  پدرم می گفت اگر در این فاصله من زودتر بمیرم پاسخ خدا  را چه بدهم  .

[2] شاعر مبارز نروژیGunnar Sonsteby    

               

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
عباس رحمتی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.