شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲ آوریل ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تحولات درجمهوری اسلامی ایران
کورش طاهری

كوروش طاهري

ظهور طیف سوم در ائتلاف ناشناخته با اپوزیسیون برای هموارکردنراه سقوط!

ضرورت تاریخی ناشی از سی سال حکومت جمهوری اسلامی, تحولات سیاسی ایران را به سمت و سوئی سوق می دهد که, روشن شدن وضعیت جنبش مردم از یک سوی و از طرف دیگر رشد, تضاد, شکاف و در نتیحه حذف در جبهه حکومت از نتایح آن است. آن چه را که گروه هائی از قشر متوسط و متمایل به بالای جامعه بعد از انتخابات دوم خرداد در قالب اعتراض به نتیجه انتخابات اما, با هدف تغییرات محدود فرهنگی  از حکومت در مسیر قانونی مطالبه می کردند, بر اساس این ضرورت تاریخی, به یک جنبش فراگیر با حضور طبقه کارگر و اقشار پائینی تبدیل کرده است. اگر به طور اجمالی از نگاه به وضعیت مردم در مدت سی سال حکومت جمهوری اسلامی عبور کنیم, می توان در این هشت ماه گذشته ,تحولات سیاسی ایران را متاثر از این اوضاع در مرحله ارتقائ و تکامل ارزیابی کرد و دید.

زمانی که جنبش مردم ایران با تکیه بر تقلب انتخاباتی نضج گرفت ,در صف پیروان سیاسی و عقیدتی جنبش دو طیف مشخص وجود داشتند, طیفی که معتقد به ایجاد رفروم و اصلاح تدریجی در بخشی از نظام بودند و طیف دیگری که به جای رفروم در پی کسب امتیاز از رزیم و حضور در هرم قدرت سیاسی بودند. از آن جائی که عمده برخورد حکومت, با اپوزیسیون مخالف و در راس آنان مجاهدین خلق بوده است, هیچ یک از این دو طیف, اعمال خشونت و برخورد تند و کاملا حذفی از جانب حکومت با خودی و اهالی خانواده  انقلاب اسلامی را بیش بینی نمی کردند. تحت فشار فزاینده اقشار مختلف با ترکیب های متفاوت از یک سوی و سرکوب جناح تمامیت خواه و مستبد از سوی دیگر, همراه با رادیکال شدن فضای سیاسی کشور, موجب ظهور طیف سومی شده است که با طرح شعارهای ساختارشکن و سرنگونی از اسلام, امام, جمهوری اسلامی و ولایت فقیه فاصله گرفته اند. این طیف سوم در شرائط فعلی در تاکتیک, متحد ناشناخته و غیر تشکیلاتی و عقیدتی بخشی از اپوزیسیون سرنگونی طلب و در راس آنان سازمان مجاهدین خلق ایران محسوب می شود. در این مسیر, ظهور فضای سیاسی جدید ایران موجب شده است, تا بخشی از اپوزیسیون خواستار اصلاحات در ایران نیز, امید به سازش در بین نیروهای متخاصم را از دست دهد و به سمت و سوی طیف سوم و بخش اپوزیسیون سرنگون طلب متمایل شود (به عنوان نمونه به اعلامیه فدائیان اکثریت تحت عنوان .......در سایت اخبار روز مراجعه فرمائید).

در جبهه حکومت جناح امنیتی, نظامی و اطلاعاتی موفق شده است ,تا بخش قابل توجهی از جبهه اصولگرایان و منتقدین در جبهه خودی را به سمت و سوی خود بکشان . این جناح با استفاده ابزاری و تاکتیکی از مکانیسم دینی نظیر, پاره کردن عکس خمینی ,تظاهرات عاشورا, فوت آیت اله منتظری, توانسته تا حدودی در کشاندن و ترساندن گروهای منتقد و ناراضی در داخل خود موفق عمل کند تا جائی که فراکسیون خط امام, جامعه روحانیت مبارز, بیت خمینی  و بخشی از اقلیت اصلاح طلب مجلس, به این سمت و سوی حکومت کشانده شوند. از طرفی آخرین تلاش برای تسلیم رفسنجانی به عنوان روباه دیروز حکومت و پدر عقیدتی روزهای اولیه جنیش سبز و یزید بن معاویه کنونی و شیخ خلع شده از عناوین در آینده در حال انجام است, تا جائی که, در نشست امنیتی, دیروز بهارستان, بیشنهاد در خواست رسمی از وی برای توبه و بازگشت به آغوش رهبر ,برای تصمیم خامنه ای ارسال شده است. باند احمدی نزاد درصدد است تا ضمن سرکوب مخالفین و مردم عملا در جبهه اصول گرائی منتقد جدی باقی نماند تا بتوانند راه را برای تغییرات در قانون اساسی مورد میل این جناح باز کند. تردیدی نیست که آن چه را, کاشف الغطائ, صاحب جواهر و خمینی به عنوان ولایت فقیه پرچم آن را بلند کردند خامنه ای و احمدی نزاد می خواهند در جهان اسلام و بخشی از دنیا گسترده کنند هر چند از دیدگاه این جناح این استراتزی بدون هزینه خشونت و اعمال قدرت استبدادی نمی تواند راه به جائی باز کند. احمدی نزاد در خفا سودای دیگری در سر دارد این که, بتواند در آینده صدای آیات خودی و عیر خودی را در برابر اقدامات خود و جناح حامی آن خفه کند. اما تمام این موضوعات در گرو آینده و قدرت جنبش مردم خواهد بود. به باور من شرائط کنونی ایران با وضعیت دوران سرنگونی شاه تفاوت های کلیدی دارد. مهمترین تفاوت را در ایده ئولوزی, وضعیت رهبری قیام و سپس اوضاع جهانی می توان مورد ملاک قرار داد. صرفنظر از دو شرط کلاسیک شرائط عینی و ذهنی,  وضعیت کنونی ایران که بالائی ها نتوانند حکومت کنند و پائینی ها نخواهند حکومت را, به باور من هنوز به این مرحله نهائی نرسیده است. درست است که از هواداران و حامیان حکومت کاسته می شود, اما ,این کاهش زمانی می تواند موثر شود که نیروئی جذب کننده برای استقبال از آنان وجود داشته باشد.

به گمان من, جمهوری اسلامی در باطن از حمایت های رسمی و علنی غرب و آمریکا از جنبش سبز استقبال می کند. زیرا در تاکتیک و ماهیت این نظام, ایجاد جبهه های جدید جنگ افروزی با تکیه بر بهانه های واقعی و غیر واقعی جایگاه خاصی دارد. این جاست که نیاز دارد, از این کارت ها در بازی با گروه 5-1 استفاده کند. برخلاف برخی از تحلیل ها, من معتقدم در هفته های آتی در شرائطی که جنبش اعتراضی مردم به همین روال ادامه یابد یا اوج و شدت بیشتری بگیرد, حکومت به دو اقدام عاجل متوسل خواهد شد, نحست هاشمی رفسنجانی و شرکائ او در صف روحانیون مبارز و اصلاح طلب به زیر سلاخی خواهند رفت و دو دیگر برای فرونشاندن قیام مردم درگیری با اسرائیل را در برنامه خود قرار خواهد داد.باز به باور من, این درگیری پا را فراتر از مرزهای ایران و اسرائیل خواهد گذاشت.

یادداشت‌های روز "، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های روز سایت دیدگاه" قید کنید  .

کوروش طاهری

Korosh_ims@yahoo.com

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
كوروش طاهري:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.