شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۵ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پيام ساده و روشن

مسعود رجوي

زنده باد ارتش آزادى
شعله
هاى خشم خلق عليه ولايت يزيدى
خلق قهرمان و جوانان اشرف
نشان قيام سرخ حسينى را
پس از 30سال از چنگ خمينى وخامنه
اى آزاد كردند
مسعود رجوى-8دى88

پيام ساده و روشن بود:
-محرم، ماه خون! خامنهاى، سرنگون!
-تحجر و جنايت، دو پايه ولايت
-مرگ بر اين ولايت يزيدى
خوشا كه خلق قهرمان و جوانان اشرفنشان در سراسر ايران، قيام سرخ حسينى و آيينهاى پيامبر جاودان آزادى را پس از 30سال از چنگ خمينى وخامنهاى آزاد و سرور شهيدان را دلشاد كردند.
سلام برحسين و شهيدانى كه در اين ايام به‌سوى او بال و پر كشيدند و در آستان او فرود آمدند.

ولا تحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيلاللّه أمواتًا بل أحياء عند ربّهم يرزقون
آنان را كه در راه خدا و خلق كشته شدند مرده مپنداريد. زندگانند و نزد خدا روزى داده مى‌شوند.

ندا و سهراب وترانه و اشكان، على و امير و شهرام و رحمان، مهدى و محمد على و جهانبخت و ارسلان و كيانوش و ديگر شهيدان ما نمردهاند. ، ولايت ارتجاع و جاهليت است كه مرده، و غلتان و شتابان، به زبالهدان تاريخ مى‌رود وسيعلم الّذين ظلموا أيّ منقلبٍ ينقلبون.
به‌زودى ستمگران خواهند دانست كه به كدامين جايگاه روانند…

اين بارخصوصيت ويژه قيام، شعله‌هاى قهر و خشم مقدس خلق، عليه ولايت يزيدى بود. اكنون دنيا به چشم مى‌بيند كه از جرقه حريق برخاسته و ريش و ريشه ديكتاتورى آخوندى و قباى ولايت سفيانى را در ايران فراگرفته است. جنگى بود كه همه دنيا به آن گواهى داد. جنگى كه سر بازايستادن ندارد و تا آزادى ميهن اشغال شده و خلق اسير ادامه مى‌يابد. با نقش ستايشانگيز زنان در صفوف اول نبرد.
فرزندان دلير ملت ايران، مزدوران را گوشمالى دادند، خلع سلاح كردند، خودروها و مراكز آنها را درهمكوبيدند، تجهيزاتشان را به غنيمت گرفتند، لباسهاى جرم و جنايت را به آتش كشيدند و عهد بستند كه: «مى‌كشم، مى‌كشم، آن‌كه برادرم كشت».
«بسيجى يزيدى خشم ما رو نديدى» !
دست مريزاد! كه دفتر حساب و كتابهاى رژيم را در هم پيچيديد. فراتر از همه تمهيدات و تشبثات ولىفقيه ارتجاع، فرسايش و ريزش و موارد متعدد تسليم را در نيروهاى انتظامى به او تحميل كرديد.

زنده باد ارتش آزادى!
زنده باد انقلاب دموكراتيك مردم ايران!
زنده باد ارتش بزرگ آزادى مردم ايران!
ارتشى كه در سراسر ميهن براى آزادى به‌پاخاسته، هرچند كه مانند مجاهدان اشرف بىسلاح است. اما با دست خالى هم نشان داد كه تا كجا مى‌توان و بايد بر فرق رژيم كوبيد.
در همين‌جا پرسنل وطن پرست ارتش به‌ويژه سربازان و افسران جزء را به پيوستن به خيزش ظفرنمون مردم ايران فرامى‌خوانم.
گرد و خاك آخر راه و تبليغات مسخره رژيم ولايت را بنگريد كه قبل از هرچيز يادآور واپسين مراحل رژيم شاه است. با همان فرهنگ ساواكي– اطلاعاتى. با همان كلمات راديو و تلويزيون شاهنشاهى درباره آشوب و اغتشاش و تخريب اموال عمومى. با همان خط و نشان كشيدنهاى بچه ترسان و ميان تهى، آن هم پس از 120هزار اعدام و قتلعام زندانيان سياسى…
-اگر معنى آشوب و اغتشاش و ساختارشكنى، قيام و مقاومت و انقلاب براى آزادى است، بله، ما همه آشوبگريم، اغتشاشگريم و ساختار ولايت يزيدى را به هرقيمت در هم مى‌شكنيم.
-اگرتعريف شما ازتروريسم ايستادگى در برابر سرقت حاكميت مردم ايران و رزم جانانه براى آزادى وهمان ارزشهاى جهانشمولى است كه امروز رئيسجمهور آمريكا هم مى‌گويد رژيم ايران ملزم به رعايت آن است، بله، تا مى‌توانيد عمامه زمين بزنيد و ما را تروريست بخوانيد. آن‌قدركه گلويتان پاره شود…
-اگر كسى به‌خاطر درهم كوبيدن خودروها و سوزاندن موتورها و تجهيزات و اماكن جنايتكارانى كه به‌روى مردم بى‌دفاع آتش گشودند، به اسم هدر شدن اموال عمومى مردم ايران اشك تمساح مى‌ريزد، بهتر است ابتدا حساب 68ميليارد دلار پول ناپديد شده از 300ميليارد دلار درآمدهاى نفتى 4سال گذشته را پس بدهد.
«پول نفت چى شده خرج بسيجى شده» !
«بسيجى بىغيرت، تشنه به خون ملت».
«حكومت زور نمى‌خواهيم پليس مزدور نمى‌خواهيم»

-اگر كسى در فكر حرمت عاشورا و ايام عزادارى است، سوگند به‌خون شهيدانى كه در آستان سيدالشهدا فرود آمدند و سوگند به درد و رنج مجروحانى كه سر به پيشگاه او ساييدند، پس از 30سال، نخستين سالى است كه حرمت عاشورا و تاسوعا، حرمت «خون خدا» و ابوالفضل علمدار، به‌پاداشته مى‌شود.
«ابوالفضل علمدار، خامنهاى رو بردار»
همان سوگند وفا كه برتارك ضريحش نوشته شده است: فضلالله المجاهدين على القاعدين اجراً عظيما
چه كسى نمى‌داند كه درد خامنهاى و تيغكشان و عربدهكشان او، نه خدا و نه آيين خداست و نه امام حسين و انبيا و اوليا
- «تجاوز توى زندان، اين‌هم بود توى قران؟»
- «سكوت هر مسلمان، خيانت است به قرآن»
- «بيعت با ظالمان، حرام است حرام است»

مزدوران و آخوندهاى خمينى صفت در روزگار يزيد او را «اميرالمومنين يزيد» مى‌خواندند! اما امام حسين به آنان مىگفت، حتى اگر ايدئولوژى و مرام و دين و اصولى نداريد، آزادگى پيشه كنيد. همان چيزى كه تابعان ولايت خامنهاى بويى از آن نبردهاند.
- «خامنهاى يزيد دورا ن شده، وطن از او يكسره ويران شده»
- «خامنهاى مرگت باد، تا به ابد ننگت باد»
درد خامنهاى و گماشته در محاق رفته او (احمدىنژاد را مى‌گويم) و سه رأس لاريجانى كه اكنون شقه ديگرى را در باند خامنهاى نمايندگى مى‌كنند، يك چيز بيشتر نيست. 20سال حاكميت بادآورده انحصارى بعد از خمينى، در سايه جنگ كويت و جنگ افغانستان و جنگ عراق در همسايگى ايران امر را برآنها مشتبه كرده و هوا برشان داشته است. اما اكنون به‌شدت از دور زمان و زمانه عقب افتادهاند. نمى‌خواهند و نمى‌توانند بپذيرند كه آن سبو بشكست و آن پيمانه ريخت. هم‌چون غريق به هر خس و خاشاك چنگ مى‌زنند. فرجام كار اما از پيش روشن است. سرنگونى محتوم!

«به‌روشنى مىتوان ديد كه اين رژيم در بنبست است. به آخرخط رسيده و راه پس و پيش ندارد». (پيام 30خرداد 1388)
به‌نظر مى‌رسد ديكتاتور عمامهدار نيز مانند سلف تاجدار خود «صداى انقلاب مردم» را شنيده باشد.
استمرار و سرعت پيشروى و درجه تعميق و گسترش نيروهاى قيام در شش ماه گذشته و مخصوصا انبار باروتى كه در ايام تاسوعا و عاشورا در ايران سر باز كرد، به همگان نشان داد كه آن‌چه مقاومت ايران درباره وضعيت جامعه ايران و درباره رژيم مى‌گفت، حقيقت داشته و در آن مبالغهيى نبوده است.
امروز ديگر از آن همه حرف و حديث درباره ماندگارى و تثبيت و اصلاح و استحاله رژيم خبرى نيست. بهمحض اين‌كه در انتخابات رژيم روزنى باز شد، شكافى عميق هويدا شد كه به شقهيى درمانناپذير منجر گرديد. اكنون با قيامى شعلهور مواجهيم كه همه دنيا را به پايان كار اين رژيم متقاعد كرده است. اكنون بسيار مى‌گويند و مى‌نويسند كه راهحل، همان راهحل سوم و تغيير دموكراتيك به‌دست مردم ايران است كه رئيسجمهور برگزيده اين مقاومت از سالها پيش عنوان كرد.
گفته بوديم كه: «ما به جامعه بينالمللى و به آمريكا و اروپا راهحل مريم را پيشنهاد مى‌كنيم. اين راهحل نه فقط مطلوب ما و ملت ما بلكه نياز مبرم خود آنها و ملتهاى آنها هم هست. زيرا كه صلح و امنيت و دموكراسى و حقوقبشر و ثبات و سازندگى و دوستى و يك ايران غيراتمى و همكارى و توسعه اقتصادى را در اين منطقه از جهان پيشنهاد مى‌كند و به قوانين و كنوانسيونهاى بينالمللى احترام مى‌گذارد» (پيام 3دى ماه 1385)

سه نكته را هم كه در نوروز سال گذشته (1387) به استحضار رساندم، يادآورى مى‌كنم:
«اول-اوج آمادگى و جوشش شرايط عينى براى تغيير و براى خيز برداشتن انقلاب دموكراتيك مردم ايران» را همه به چشم مى‌بينند.
دوم-مرحله ريزش و سرنگونى، محصول محتوم تك پايگى و انقباض درمانناپذير رژيم ولايتفقيه
سوم-اين‌كه رژيم آخوندى هماوردى جز مجاهدين خلق ايران و جايگزينى جز شوراى ملى مقاومت ايران نمىيابد و با تمام توان و شدّت و حدّتى جنونآميز در پى نابود كردن آنهاست» زيرا صورت مساله، سرنگونى تام وتمام اين رژيم است كه باپيشتازى يك نيروى انقلابى سازمانيافته كه معتقد به سرنگونى اين رژيم است ميسر مىباشد.
در پى قيام عاشورا، اكنون سه روز است كه سران و سركردگان رژيم به خط و نشان كشيدن براى اعدام و انهدام مجاهدين روى آوردهاند. مثل هميشه گمان مى‌كنند كه به اين ترتيب، ديگران هم برجاى خود خواهند نشست.
به‌دستور خامنهاى آخوندهاى قد و نيم قد و چندين دوجين دادستان و حاكم شرع و وزيران سابق و لاحق اطلاعات به قمه كشى پرداختهاند و ما و ملت ما و قيام آفرينان عاشورا را از سربريده و «مشت آهنين» مى‌ترسانند!

راديو و تلويزيون ولايتفقيه هم افسار پاره كرده است:
سردژخيم جديد قضائيه خامنهاى (آخوند لاريجانى) از راه نرسيده به تهديد و تيغكشى پرداخته است:
- «حامى هرچى جانيه… . صادق لاريجانيه»
پاسدار على لاريجانى امروز در مجلس ارتجاع خط و نشان مى‌كشيد و «اشد مجازات بدون هيچ ملاحظه» را به كسانى كه به گفته او «نسبت به ساحت دين» و «ولايت فقيه» هتاكى كردهاند وعده مى‌داد. در عين حال با حمله بىدنده و ترمز به آمريكا و اروپا و حتى عربستان سعودى، عاجزانه از رقباى داخلى درخواست مى‌كرد كه دوباره بر سر سفره با برادران پيشين گردهم آيند و «همسفر يك عده ضدانقلاب ضد دين نشوند». باز هم با باد و بلوف و ژستهاى روحوضى مى‌گفت «تا پاى جان ايستادهايم» !

ما ايستادگى چريكهاى فدايى و مجاهدين خلق را در زمان شاه، در شكنجهگاهها و در برابر جوخههاى اعدام ديده بوديم. ايستادگى مجاهدين و اشرفيان را در زمان شيخ هم ديدهايم و معنى و بهاى آن را خوب مىدانيم. آنچه را نمىدانيم اين است كه باند خامنهاى و شركا چرا در زمان شاه آن‌قدر واداده و دريوزه و سپاسگوى شاهنشاه بودند.
بنابراين بهتر است اين شكلكها را براى كسانى ذخيره كنند كه آنها را نمى‌شناسند.
بيچاره خامنهاى كه اواخر دوران شاه و حكومت نظامى ازهارى را به‌ياد دارد، خوب مى‌داند كه آتش گشودن و سركوب گسترده چه ضررها و خطراتى به‌دنبال دارد. در يك كلام سرنگونى را قوياً تسريع مى‌كند.
بنابراين هم‌چنان‌كه امسال در 30خرداد به عرض رساندم بايد تكرار نمود كه: «اگرناپرهيزى نموديد و هوا برتان داشت و در مدلهاى پاسدار نشان احمدىنژادى پيش رفتيد، اگر هم‌چنانكه در سر داريد، به تصفيههاى بزرگ و به سركوب هر چه بيشتر و به كشتار براى جلوگيرى از قيام روى آورديد، وعده نهايى ارتش آزادى با شما، در تهران».
خبرگزارى رسمى رژيم به‌نقل از يك عضو كميسيون امنيت و سياست خارجى در مجلس ارتجاع گزارش كرده‌است «موسوى از سمپاتهاى منافقين در اوايل انقلاب بود» و هم اكنون هم راهى را كه مجاهدين رفتهاند مى‌رود.
سمپاتى نسبت به مجاهدين در اوايل انقلاب و در زمان شاه منحصر به آقاى موسوى نبوده و هيچ كشف جديدى نيست. رفسنجانى نيز به تفصيل داستانهاى خود را با مجاهدين در خاطراتش نوشته و كسانى كه او را در آن سالها پس از آزادى از زندان ديدهاند به‌خوبى مى‌دانند كه صراحتاً مىگفت خدا تنها نمازهايى را از او قبول خواهد كرد كه در قزل قلعه پشت سر مجاهدين خوانده است. رفسنجانى تا قبل از متلاشى شدن سازمان مجاهدين توسط اپورتونيستهاى چپ نما در سال 1354 صريحاً مى‌گفت كه خمينى بدون مجاهدين آب هم نمى‌تواند بخورد.

خامنهاى هم داستانهاى پر طول و تفصيل با مجاهدين دارد و خودش در تهران يك شب با من از خاطرات ديدارهاى نو بهيىاش با حنيف بنيانگذار مى‌گفت و از كتابهاى مجاهدين به ويژه كتاب امام حسين تعريف مىكرد. حتى درسال 57 و 58 در زمانى‌كه عضو شوراى ارتجاع خمينى بود، هر شب جمعه از برادرمان ابوالقاسم رضايى به اصرار مى‌خواست كه نزد او برود و او را بهلحاظ سياسى توجيه كند. جرم اغلب روحانيان و آخوندهايى كه در زمان شاه به زندان مىافتادند سمپاتى نسبت به مجاهدين يا كمك مالى بود. اگر بخواهم اسامى آنها را رديف كنم، مثنوى هفتادمن مىشود و فرصت ديگرى مى‌خواهد. فقط اين را مى‌گويم و در مى‌گذرم كه تنها كسى كه در آن روزگار با مجاهدين عناد داشت شخص خمينى بود كه او هم سرانجام در اواخر سال 1350 تحت فشار پدر طالقانى و آقاى منتظرى براى حمايت از مجاهدين فتوا داد كه يك سوم سهم امام را مى‌توان به جوانان مسلمان و مبارز داد. در آن روزگار، افرادى مانند احمدىنژاد يا لاريجانى يا خاتمى مطلقاً موجوديت و حيات سياسى نداشتند. بنابراين متهم كردن آقاى موسوى به اين‌كه مانند بسيارى ديگر از سران رژيم سى و اندى سال پيش به مجاهدين سمپاتى داشته است فقط يك تله و بهانه جويى براى به‌دام انداختن اوست. ضمن اين‌كه همه مى‌دانند كه موسوى در زمان نخست وزيرى طابق النعل بالنعل مجرى دستورات خمينى عليه مجاهدين بود.

مهمتر اين‌كه، متهم كردن آقاى موسوى به اين‌كه راه مجاهدين را مى‌رود كذب محض و زمينهسازى براى ارعاب و اسكات و يا دستگيرى است. اگر درست به‌يادم مانده باشد موسوى دريكى از بيانيه‌هاى خود بعد از انتخابات گفت كه هدف او از شركت در انتخابات بازگرداندن «عقلانيت دينى به فضاى مديريت کشور» بوده اما در ميانه مسير به هدفهاى بسيار بلندترى هدايت شده است. طبعاً ما آرزومنديم كه آقاى موسوى در مسير هدايت، روزى به آن‌جا برسد كه مرحوم منتظرى رسيد و به‌طور نسبى هم كه شده امالفساد ديكتاتورى دينى ولايتفقيه را دريافت. همان جرثومه يزيدى را كه سنگ بناى قانون اساسى اين رژيم است. هر كس كه به حاكميت و راى آزاد جمهور مردم ايران پاى‌بند است، با ماست و ما با او هستيم.

در مصاف تاريخى مردم ايران با نظام پليد ولايت و شخص ولىفقيه ارتجاع، گفتهايم و تكرار مى‌كنيم كه، به‌رغم هر آنچه موسوى يا ديگران عليه مجاهدين و مقاومت ايران گفته باشند يا بگويند، هر گونه تعرض به آنها و خانواده و اطرافيانشان را قوياً محكوم مى‌كنيم و به ولىفقيه ارتجاع اخطار مى‌كنيم كه مسئوليت دستگيرى و محاكمه و مجازات موسوى و هر گونه اقدام تروريستى مشخصاً و مستقيماً برعهده شخص خامنهاى است. علاوه بر اين، در پى صدور پنجاهو ششمين قطعنامه مللمتحد درباره نقض وحشتناك حقوقبشر در ايران، از دبيركل مللمتحد و كميسر عالى حقوقبشر باز هم مى‌خواهيم كه در همين خصوص يك هيأت ثابت نظارت بينالمللى براى نگهبانى از حقوقبشر و به‌ويژه آزادى بيان و اجتماعات در تهران مستقر كند.

واضح است كه باند خامنهاى و شركا به غايت تلاش مى‌كنند كروبى و موسوى و اطرافيان و نظاير آنها را متقاعد كنند كه به شرط تاييد يا شراكت در سركوب مجاهدين و مقاومت ايران و موضعگيرى عليه آنها، از تيغ آخته ولايت در امان خواهند بود. تلاش مىكنند مانند لاريجانى، رئيس مجلس ارتجاع، آنها را قدم به قدم به همسفرى و هم سفرگى مجدد در همين راستا بكشانند. اما واقعيت اين‌ است كه كار از اين چيزها گذشته و مواضع و برچسبهاى پيشين به مجاهدين ديگر اثر ندارد و مشكلى حل نمى‌كند. چرا كه ولايت يزيدى فقط انقياد و تسليم مطلق مى‌طلبد و حالا ديگر در سراشيب سرنگونى، صرف لفاظى عليه مجاهدين و مقاومت ايران دردى را از او دوا نمى‌كند.
خامنهاى و خبرگان دستنشانده او فرصت جايگزين كردن منتظرى براى فراهم كردن مقدمات يك انتخابات آزاد را كه به آنان اندرز داده بوديم، از دست دادند. انحلال خبرگان ارتجاع را هم بگوش نگرفتند و زيانكار شدند. باشد تا در قدمهاى بعد مانند آتشبس تحميلى، انهدام آن را به‌دست پرتوان مردم ايران به‌چشم ببينند.

هموطنان
نيروهاى انقلاب دموكراتيك مردم ايران و ارتش بزرگ آزادى
از دود و دم ارتجاع رو به زوال نبايد واهمه داشت. مرعوب تنوره كشيدن ديو ولايت نشويد.
مانند مجاهدان اشرف، درمنتهاى شجاعت و دلاورى، «بيا بيا» بگوييد. يعنى كه اگر رژيم و نيروهاى سركوبگر آن قصد تهاجم و وحشيگرى بيشترى دارند، بيا بيا، تا نشانت بدهيم.

كليد پيروزى و اصل طلايى، دراين شرايط، حداكثرتهاجم است.
هم‌چنان‌كه در قيام كبير عاشورا ديديم، رژيم ولايت حالا ديگر گرگ كاغذى است. به‌شرط اين‌كه در هر آرايش و حركتى اصالت را به جمع بدهيد. جمع، توان كوه دارد و فرد را حفظ و حراست مى‌كند و با خود بالا مىبرد. اقشار مختلف مردم به‌ويژه كارگران و دهقانان را بيش از پيش به اعتراض و اعتصاب و مقاومت و به صفوف قيام و ارتش آزادى فرا بخوانيد.

آهاى بچههاى اشرفنشان در تهران و شهرهاى شعلهور ايران، اى كسانى‌كه شعار مى‌دهيد «يا حجة بن الحسن! ريشهٴ ظلمو بكن!»، گوش كنيد:
زمان آن رسيده است كه اسم خيابان مصدق را هم برگردانيد. همان نام بزرگى كه مردم در جريان انقلاب ضدسلطنتى گذاشته بودند. خمينى با دجاليت بر خيابان مصدق، نام ولى عصرگذاشت تا كسى نتواند خرده بگيرد. راهش اينست كه هر كجا را خمينى به‌نام خودش نامگذارى كرده، ولىعصر بخوانيد تا هم قائم منتظر عنايت كند و لكه ننگ خمينى از دامن ايران و اسلام پاك شود، و هم، به‌رغم خمينى، راه و رسم پيشواى فقيد نهضت ملى الگو و درس و شاخصى براى همه افراد و جريانهاى سياسى شود؛ الگوى دموكراسى و حاكميت مردم، درس سازش ناپذيرى، و شاخص ايستادگى بر سر حقوق ملت ايران.
رود خروشان خون شهيدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادى ايران ضامن پيروزى محتوم خلق ماست

مسعود رجوى
8دى‌ماه 1388

 

 

منبع: مجاهدین، 9 دی 1388




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مسعود رجوي:



[تاریخ ارسال: 03 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: نصیر]  [  ]  

جهت اطلاع مریم دانشچو خیلی مبارزه میکند ودر جاهای مختلف بهمین طرز که دیده ایم وفقط همیشه نگران است که ممکن است شب به خانه بر نگردد من به ایشان اطمینان میدهم مریم خانم این نوع مبارزه اصلا خطر ندارد ودلهره شما بی مورد است ودوران دانشجوئی شما چرا این مقدار طولانی شده است

علی ناظر: از تمام کاربران تقاضا می کنم که فقط پیرامون موضوع نظر بدهند.
  

[تاریخ ارسال: 03 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: کنجکاو]  [  ]  
خانم خجسته، ظاهرا شما هم دانشجو هستید! و طوری جوابم را داده اید که انگار از سئوالی کرده ام خیلی عصبی شده اید. برایم حقیقتا خیلی جالب بود خانمی با آن همه فعالیت هایش که(( به عنوان دانشجوئی که در بطن قیام دانشجویان ایران حضور دارد که مطمئن نیستم که آبا شب به خانه برخواهم گشت یا به زندان اوین، ))چگونه وقت این را دارد سایت دیدگاه را هم سربزند و مطلب هم بنویسد. مگر شما از جانب خانم مریم ـ دانشجو به سئوال من شک هم دارید. از جهت اطلاعات ناقصی هم که دادید بی نهایت سپاسگزارم. در سایت بالاترین دائما آدرس فیلتر شکن از جانب کارورزان برای داخل ایران بروز میشود. با این استدلال شما پس حتما آنها آدرس فیلتر شکن های لو رفته را برای داخل ایران در سایت بالاترین می گذارند.   

[تاریخ ارسال: 02 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: خجسته]  [  ]  
آقای کنجکاو چه سئوال عجیبی از خانم مریم دانشجو کرده اید . درایران هرروز باید فیلترشکن ها را عوض کنند چون مرتب لو میرود و خود فیلتر شکن فیلتر میشود درضمن اگر کسی هم فیلتر شکن لو نرفته ای دارد که نمی آید اینجا آدرس اش را بدهد که !! درضمن این را هم بدانید که همه سایت های اپوزیسیون داخل و خارج ازایران فیلترند و دسترسی مردم قهرمان ایران فقط از راه فیلتر شکن ها به اینترنت امکان دارد - ولی با این وجود جوانان ایرانی با بهره گیری از تخصص های خودشان مرتب دارند با فیلتر مبارزه میکنند که واقعا دمشان گرم   

[تاریخ ارسال: 02 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: farhad]  [  ]  
فقط به همین جمله اخری که آقای رجوی فرموده توجّه کنید . همین کافی‌ است که بدانیم در سال ۲۰۱۰ هنوز چشم در چاه جمکران یا سامره دارند تا کسی‌ از چاه بیرون بیاید و مردم را خوشبخت کند. آیا دیگر تفسیری یا سخنی لازم است که بیان شود؟؟!!

هر كجا را خمينى به‌نام خودش نامگذارى كرده، ولىعصر بخوانيد تا هم قائم منتظر عنايت كند و لكه ننگ خمينى از دامن ايران و اسلام پاك شو
  

[تاریخ ارسال: 02 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: کنجکاو]  [  ]  
خانم مریم دانشجو!
ممکن است توضیح دهید که با کدام فیلتر شکن از داخل ایران وارد سایت دیدگاه میشوید.از راهنمایی شما یک دنیا سپاسگزارم.
  

[تاریخ ارسال: 01 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: Safa]  [  ]  
هموطن عزیز آقای ناظر: دو روز پیش نظری را در ارتباط با بیانیه آقای رجوی ارسال کردم. این نظر مشمول تیغ سانسور شما شد. از آنجا که فکر میکنم مطلب نقدی محترمانه و دلسوزانه از خط سیاسی مجاهدین طی سی سال اخیر بود علت سانسور آنرا نمیفهمم. تصور من این است که اگر به جای نفرین کردن و یا هورا کشیدن تلاش کنیم کمی به ریشه ها بپردازیم مفیدتر خواهد بود. نگرانی شما در ارتباط با تضعیف سرنگونی طلبان قابل فهم است. اما این روش را من تنها سر زیر برف کردن میدانم که نخستین کسی که چوبش را خورده و میخورد همین نسل زجر کشیده ما است. ضمن آنکه رهبری مجاهدین نیز همچنان در توهمات خویش درمورد جوانان اشراف نشان باقی خواهد ماند. آنچه من نوشتم گوشه کوچکی بود از سرانجام دردناک نسلی که با ندانم کاری و خود خواهی رهبران به مسلخ برده شد. انزوای شگفت رهبران خود خوانده انقلاب نوین ایران در بحبوحه قیام خلق دردآور ولی قانون مند است. پنهان کردن انحرافات کمکی به حل این مشکلات نمی کند و نادیده گرفتن حقایق به محو آنها منجر نمی شود. بگذارید صد گل بشکفد. پیروز باشید.   

[تاریخ ارسال: 01 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
خانم سارا کسروی
نمی دانم چند سال سن دارید اما در هر حال دو فرض را من در نظر می گیرم:
1- فرض اول این است که شما از هواداران جدید و در مدار دور مجاهدین باشید و در اینصورت مثل امثال ما سی سال با تمام مواضع رهبران سازمان از نزدیک آشنایی ندارید. اگر این فرض درست باشد در اینصورت من از شما خواهش می کنم یک ایمیل انتقادی ساده نسبت به رهبری مجاهدین به آدرس یکی از سایتهای آنها یا اقمارشان ( چون سند واقعی می خواهید برای اینکه واقعی من هم صحبت کرده باشم مثلا به سایت مهر ایران) بفرستید و ببینید آنها چگونه در همان سایت به شما با عنوان مزدور رژیم پاسخ خواهند داد!
من در جریان درگیری های اشرف به آنها راجع به مواضعشان انتقادی و جند سوال نمودم که البته نه تنها به سوالات پاسخی داده نشد بلکه باران تهمت و افترا که ساده ترینشان مزدور رژیم و اطلاعات آن بود را از جانب خودشان و هوادارانشان دریافت کردم که در همان سایت احتمالا هنوز موجود است .

2- فرض دوم اینست که شما از هواداران قدیمی آنها باشید با سابقه مثلا چند ده ساله. در اینصورت من از شما خواهش می کنم یک مورد و تنها یک مثال در یک مورد بیاورید که کسی از مجاهدین مخالفتی یا انتقادی کرده باشد و باران تهمت های معمول مانند مزدور اطلاعات رژیمی و غیره در نشریه مجاهد بر او فرود نیامده باشد. همین جا عرض کنم منظور من مزدوران و ماموران رزیم مانند حقی و شاهسوندی و غیره نیست چرا که آنه به راستی مزدورند.

  

[تاریخ ارسال: 01 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: مریم- دانشجو]  [  ]  
عجبا! "ندا و سهراب وترانه و اشكان، على و امير و شهرام و رحمان، مهدى و محمد على و جهانبخت و ارسلان و كيانوش و ديگر شهيدان ما نمردهاند."

آقای رجوی، لطف کنید در مخفیگاه خود بمانید و آفتابی نشوید. این شهدا و سایر شهدای قیام مردم ایران هیچ قرابتی با شما و ایدئولوژی شما ندارند. اینها هیچگاه معتقد نبودند که شما در "نوک پیکان تکامل" هستید و یا اینکه "آفتاب به خاطر وجود شماست که هر روز طلوع مى‌کند." رهبری عقیدتی شما دست کمی از ولایت فقیه خامنه‌ای خون‌ریز ندارد. به عنوان دانشجوئی که در بطن قیام دانشجویان ایران حضور دارد که مطمئن نیستم که آبا شب به خانه برخواهم گشت یا به زندان اوین، به شما هشدار
میدهم که تا آنجا که من میدانم دانشجویان دانشگاههای مختلف تهران از ایدئولوژی سرکوبگر شما بیزارند و هرگز شما را از خود نمی‌دانند. پس به خاطر حرمت آزادی و خون هم‌کلاسیهای شهیدم جنبش دموکراتیک مردم ایران را به افاضات خود مخدوش نکنید. خواستۀ عموم دانشجویان و مردم ایران در شعارهایشان انعکاس دارد که مهمترین آنها استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی‌ست. متاسفم که شما از این آرمانها فاصلۀ زیادی دارید. "راه حل مریم" هم ارزانی خودتان باد.
  

[تاریخ ارسال: 01 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: چاووشی]  [  ]  
دوست گرامی خانم کسروی حرب الله و حماس هم گروه های مبارزی هستند چرا فکر میکنید که مقایسه مجاهدین با آنها گناه کبیره است ؟ اتفاقا حزب الله لبنان گروهی مترقی هستند خارج از اینکه رژیم ایران به خاطر منافع خودش به آنها کمک میکند ولی آنها حداقل حجاب اجباری ندارند و طرفدارانشان بی حجاب هم هستند و عقاید افراطی مذهبی و رهبر عقیدتی وولایت فقیه و اینها ندارند و کارهای خوب زیادی هم برای فلسطینی ها کرده اند بروید درمورد آنها تحقیق بیشتری بکنید و فقط حرفهای اسرائیلی ها را نسبت به آنها قبول نکیند اینکه مردم ایران با آنها بد هستند علتش فقط دوستی آنها با رژیم ایران است و پول زیادی که رژیم ایران صرف آنها میکند.   

[تاریخ ارسال: 01 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: سارا کسروی]  [  ]  
کاربر محترمی که نام خود را ننوشته اند اما تصریح کرده اند که طرفدار بنی صدر نیستند، بنده هم به خود تردید راه نمی دهم که ایشان طرفدار دمکراسی هستند و از این زاویه به مجاهدین ایراد گرفته و تجربه و فهم خود را از دمکراسی بیان فرموده اند.
نمی خواهم خدائی نکرده به ایشان بی احترامی کرده باشم. می فهمم که ایشان از مجاهدین رنجیده هستندو خواهش بنده از ایشان این است: اگر برایشان امکان دارد برای یک لحظه خود را جای من که هوادار مجاهدین هستم بگذارند.
من می خواهم صمیمانه و صادقانه با دقت به حرفهای ایشان گوش فرا دهم بدون اینکه بخود اجازه دهم که ایشان را زیر سئوال ببرم، در همان قدم اول با مشکل مواجه می شوم وقتی می بینم که ایشان مجاهدین را با حزب الله و حماس مقایسه می کنند. بخود می گویم ایشان یک هموطن عصبانی از ما هستند اشکال ندارد و تلاش می کنم کنترل عواطفم را داشته باشم تا حقی از ایشان ضایع نشود.
بعد با این اتهامات ایشان مواجه می شوم که "هر منتقدی از دید مجاهدین بوی رژیم میدهد و نفوذیست"، "جز خودشان احدی را قبول ندارند"، رفتار خودخواهانه، کبر و غرور و ... اینها را می خوانم، این اتهامات بسیار سنگینی است اما نمی خواهم برخورد عکس العمللی داشته باشم، چون سازنده نیست و از این طریق هم راه بجائی نمی برد.
بهر حال نکته مثبتش این است که جسارت انتقاد کردن را ایشان نشان داده اند، از این بابت باید از ایشان قدردانی کرد.
بنده بسیار خوشحال خواهم شد که ایشان اسناد و فاکتهای مشخص این اتهامات وارده را ارائه کنند و مورد قضاوت عموم قرار دهند.
  

[تاریخ ارسال: 01 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: -]  [  ]  
۱- من طرفدار بنی صدر نبوده و نیستم اما منظور او از کلمه منافقین در کتاب «ما و منافقین»، اپورتونیستهای چپ نما بود و نه کلیت مجاهدین.
۲- مجاهدین نیروی مبارز و فداکاری هستند و رنجها کشیده و اینک نیز در معرض توطئه های رژیم و نوکرانشان هستند، اما رنج بردن و فداکاری و از جان گذشتن و به استقبال شهادت رفتن و...کافی نیست تا یک جریان و سازمان به معنی واقعی کلمه دموکرات باشد.
مگر گروه ارتجاعی حزب الله و یا سازمان حماس کم رنج برده و شهید داده است؟مگر در کانون توطئه رژیم صهیونیستی نیست؟

۳- این درست است که «هیچکدام از جناحهای رژیم برای ما حق حیات فیزیکی قائل نیستند» اما این درست نیست که لزوما مجاهدین دموکراسی می آورند.
۴- مجاهدین در برخورد با مخالفین و غیرخودشان رفوزه شده اند. هر منتقدی از دید آنان بوی رزیم میدهد و نفوذی است و چه و چه...
آنها اساسا جز خودشان احدی را قبول ندارند و این یعنی کبر و غرور.
۵- انتقاد به رفتار خودخواهانه مجاهدین ابدا معنی اش حمایت از این یا آن جناح رزیم نیست.
۶-در این پیام، آقای رجوی فرموده اند: «در هر آرايش و حركتى اصالت را به جمع بدهيد.»
آقای رجوی که تلاش میکند زورکی آنچه را در میهنمان میگذرد به مجاهدین و مهر تابان بدوزد، می بایست اصالت را به جمع ( جمع قیام کننده در ایران) بدهد، جمع ی که هیچ اعتنایی به شعر و شعارهای مجاهدین ندارد .
این جمع (درست یا غلط) حتا یکبار هم، به جای موسوی و کروبی و دیگر همکاران خمینی، نامی از مسعود و مهر تابان و این جور چیزها نمی برد.

۷- در واقع پیام ساده و روشن این است:
میتوان و باید به قیام مردم ایران سمت و سو داد اما نمی توان و نباید خود را صاحب عله و همه کاره آن پنداشت.
برخلاف پندار آقای رجوی،این قیام، جدی تر از آن است که بشود تصاحبش کرد.
  

[تاریخ ارسال: 01 Jan 2010]  [ارسال‌کننده:  تبعیدی]  [  ]  
ما قربانیان چه اینده ای در پیش رو داریم باز هم همین اش و همین کاسه
همه این کامنت ها برای اینست که بفهمیم که در چه مسیری طی طریق می کنیم
مجاهدین خلق در صحنه امروز هستند یا به زعم بعضیها نیستند
به نظرم اصل اینست که فرض بگیریم اسا سا نیستند ونیودندونخواهند بود
ایادر نیود انها منظورم مجاهدین خلق است من در فردای ایران حق حیات فیزیکی دارم یا ندارم که خودم میدانم در نبود انها نه فقط من بلکه هیچکدام از جریانات دیگرسیاسی وعقیدتی هم حق حیات فیزیکی نخواهند داشت
وحال بسیاری برای ساختن چنین جهنمی روی دست یکدیگر بلند میشوند
خاطره ای یادم امد بی مناسبت با شرائط امروز مانیست
قبل از انقلاب اقای بنی صدر کتابی نوشته بود به اسم ما ومنافقین
این کتاب بسیار خواندنی است اگر کسی این کتاب را نخوانده باشدصحنه سیاسی رانمی بیند ایشان یکی از خط دهندگان وتئوری پرداز انقلاب وروحانیت بود
که خلاصه همه مشکلات و بدبختی ها زیر سر چپ والتقاطی ها است چپ مشخص بود چه کسانی وچه جریاناتی هستند والتقاطی هم مجاهدین خلق ودر ان روزها تئوری پرداز فکر میکرد که اگر این دو طیف از سر راه برداشته شوند ایشان واحمداقای سلامتیان واحمد غضنفرپور و ووو سر سفره حاضر واماده با روحانیت می نشینند
و ایشان که مشاور خمینی بود و اولین ریس جمهور هم شد پس دنیا به کام او و دقیقا بین خودشان همه چیزرا برادرانه تقسیم میکنندو ایشان برای اخوند سینه به تنور میچسباندند حالا به انها مالاتاریا بر وزن روشنفکرتاریا ووومیگوید
اقای بنی صدر یک تمثیل انروزها است که البته دیگرانی هم بودند که راز ورمز را به اخوند نشان دادندکه از کرده خود پشیمان هستند
اما افاضات دیروز عبدالکریم لا هیجی گفته که اگر رفسنجانی بیاید معتدل است وخلاصه ایشان وشرکائ حقوق بشری ایشان راضی هستند ببینید لاهیجی که از دست رفسنجانی در رفته امده خارج حالا با همه ادعا ها یش می گوید اکبر شاه بیاید یعنی همه اعلامیه های ایشان در زمان رفسنجانی بی پایه و اساس بوده است
شرائط امروز ایرانچرا چون میترسد سر نخ از دست انها در بروداین طرز فکر سه جنبش وانقلاب راکاملا به نابودی کشاند اگر دیروز بنی صدرو ابراهیم یزدی وقطب زاده منصور فرهنگ واحمد سلامتیان ووو چنین روز سیاهی رابرای چندین نسل رقم زدند وخودشان هم قربانی شدند وحالا مرتب مقاله وسخنرانی برای ردیه کارهای عبس دیروزش اما چه فایده
ما به خاطر ندانم کاری های این مدعیان فصلی نسل اینده ایران را به خاک سیاه ننشانیم این را بدانیم در فردای ازادی هیچکس جای دیگری را تنگ نخواهد کرد اگر این را فهمیدیم دنبال حرفهای کودکانه مثل اقای تئوری پرداز انقلاب نویسنده کتاب ما ومنافقین اقای بنیصدر در 1357 نمی گردیم تا با اتهام ودروغ هایش برای نسلی ونسلهائی چنین جهنمی را ببار بیاورد
پس دور تر راببنیم هیچکدام از جناحهای رژیم برای ما حق حیات فیزیکی قائل نیستندبا وعده های پشت پرده نان به نرخ روز خورها خام نشوید
  

[تاریخ ارسال: 01 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: Ali]  [  ]  
کشف یک مرکز فرماندهی آشوب‏های روز عاشورا
لطفا این لینک را ببینید تا متوجه شوید ترس رژیم از چیست واز کیست (نظرات بینندگان راببینید!!)
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=79240
  

[تاریخ ارسال: 01 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: صدرالدین]  [  ]  
مسعود، تو حتی قا تلین فرزندانت را بخشیدی و حتی برای نجات جانشان فراخوان دادی. درود بر تو

مسعود، این شعله های اتشی که در سراسر ایران سرتا سر رژیم کثیف ولایت فقیه را گرفته است برخاسته ازشعله کبریتی است که در 30 خرداد 60 توبه جان ولایت یزید کشیدی. درود بر تو

خلق جهان بداند مسعود معلم ماست

  

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: فرخنده]  [  ]  
به نظر من غلط است که هی مجاهدین تبلیغ کنند که افرادشان درداخل ایران و درخیابان ها هستند رژیم بالاترین توجیهی که برای اعدام ها دارد اینست که افراد دستگیر شده را به نوعی به مجاهدین بجسباند . رژیم برای اعدام کردن دستگیر شدگان نمی گوید اینها طرفدار موسوی بودند یا کروبی علتش هم این است که آنها اعلام مبارزه مسلحانه نکرده اند و دلیل موجهی برای اعدام کردن افراد منسوب به اینها نیست ولی وقتی میگوید اینها هواداران مجاهدین هستند هزاران دلیل و فتوی از خمینی و و غیره میتواند بیاوردبخصوص که توده های مردم هم سمپاتی زیادی به مجاهدین ندارند و حتی اسم اعدام شدگان مجاهدین درهیچ نشریه اصلاح طلبی هم نمی آید وکسی از آنها دفاع نمی کند بنابراین هرچند هم رژیم بگوید که اینها مجاهدند باید مجاهدین انکار کنند چون پای جان یک عده بیگناه درمیان است و هرچند مجاهدین هیچ ابایی از کشته شدن هوادارانشان ندارند و آنرا افتخار میدانند ولی از نظر وجدانی غلط است الان خود سیمای مجاهدین نشان میداد که دراخبار رژیم چند نفر ر ا به اسم خبرنگارسیمای آزادی دستگیر کرده اند و آنها دارند اعتراف میکنند و خدا میداند که چه بلایی سراینها خواهد آمد . حتی از لحاظ تاکتیکی هم مجاهدین باید بگویند که درداخل نفراتشان دستگیر نشده اند تا رژیم راحت اینها را اعدام نکند . مجاهدین صبر کنند تا مردم به نتیجه ای برسند واینهمه تلفات ندهند وبعد بروند ایران توی این اوضاع بودن مجاهدین به ضرر مردم است واصلا به نفعشان نیست   

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: زهره]  [  ]  
رژیم آخوندی دیروز حکم اعدام یک زندانی سیاسی را بخاطر شرکت در یاد بود شهدای سال ۱۳۶۷ صادر کرد. چندین خانواده و افراد مسن چون قصد رفتن به اشرف را داشتند، در زندان میباشند. حالا شما انتظار دارید مردم عکس آقای رجوی را بالا ببرند؟ خیلی‌ غیر مسولا نه‌ است.   

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: زهره]  [  ]  
شهیدان، همه شهیدان راه آزادی و بر علیه ارتجأع ولایت فقیه هستند. یکی از شهدا، ندا، سمبل قیام کنونی، اصلا رای نداده بود که خدای نکرده "سبز" تلقی‌ شود.اگر تعلقی به موسوی داشت، حداقل به او رای میداد. پس چه کسی‌ شهید دزدی میکنند؟ مجاهدین که هزاران، هزار شهید برای آزادی داده اند؟   

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: پرويز]  [  ]  
با درود به همه هموطنان
درك شرايط كنوني وهمگامي با مردم بپا خاسته ايران از چنان اهميتي برخورداراست كه برساير
ضرورتهادراين مقطع تفوق كامل دارد.هريك ازما
اگربه يك سوال اساسي پاسخ دهيم, راههمان به
سوي آينده اي بدون فاشيسم هموار تر خواهد شد
وآن سوال مهم است :
اگر تضاد ودشمن اصلي دراين مقطع فاشيستهاي
بظاهر مذهبي هستند ,اصوليست كه با اظهار نظر
پيرامون آنچه كه فرعي است ومورد بهره برداري
دشمن قرارميگيرد كاركنيم؟
اگر فعاليت تشكيلاتي نداريم باز هم بعنوان يك
فرد آگاه ويك عضوجامعه ايران ولو در خارج
هنوزبار سنگين سرنگوني بر دوش مااست.
بااتحادي بي نطير هموطنان, به پيش.
  

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: پيام]  [  ]  
ندا و سهراب وترانه و اشكان، على و امير و شهرام و رحمان، مهدى و محمد على و جهانبخت و ارسلان و كيانوش و ديگر شهيدان ما نمردهاند.
اينها شهداي راه سبز هستند نه راه سوم رجوي؟ شهيد دزدي ديگه چه صيعه اي است؟
  

[تاریخ ارسال: 31 Dec 2009]  [ارسال‌کننده: پيام]  [  ]  
اينها شهداي راه سبز هستند نه راه سوم رجوي؟ شهيد دزدي ديگه چه صيعه اي است؟   

تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مقاله بیش از ۲۰ نظر است. برای مطالعه بقیه‌ی نظرها اینجا را کلیک کنید.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.