شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

پیام به مردم مبارز و قهرمان ايران!
اشرف دهقانی

اشرف دهقاني

پیام رفیق اشرف دهقانی به مردم   مبارز و قهرمان ايران!

زنان و مردان مبارز و قهرمان ایران!

 

هزاران درود و افتخار بر شما باد که در تداوم شش ماه مبارزه خونین خود با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی، در روز 6 دی با چنان جسارت و شجاعت انقلابی با نیروهای سرکوبگر رژیم برخورد کردید که ضعف و زبونی آن نیروها در مقابل گوشه ای از قدرت زایل ناپذیر شما به همگان نشان داده شد. نیروهای مسلح رژیم که سه دهه بود با قدر قدرتی سلطه خود را بر مردم اعمال کرده بودند، در این روز با دیدن روحیه والای تعرضی شما، لرزه بر اندامشان افتاد و بسیاری از آنها چنان به زانو در آمدند که روحیه خود را از دست دادند- که این خود برای پیشروی جنبش امری بسیار ضروری است.

 

با وارد شدن توده وسیعی از مردم به صحنه مبارزه که ابعاد آن به قولی از ظرفیت نیروهای سرکوبگر رژیم در خیابانها فراتر بود و با مجموعه برخوردهای انقلابی و تعرضی شما مردم رنج کشیده و داغ دیده، 6 دی، مُهر  یک روز تاریخی را یافت. در این روز جنبش توده های مبارز ایران قدم مهمی به جلو برداشت و شرایط نوینی را در جامعه پدید آورد. به این امر دشمنان نیز اقرار کرده و حتی نیروهای راست و سازشکار هم اکنون از یک مرحله جدید و چرخش در روند مبارزات مردم صحبت می کنند.

 

ببینیم این قدم به جلو و این چرخش چیست و چگونه ایجاد شد؟  اینها را با شماره توضیح می دهم.

 

1- در روز 6 دی، در شرایط شدت گیری سرکوب های وحشیانه و در شرایطی که حتی برای مرعوب کردن مردم، به انتشار اخبار جنایاتشان در کهریزک ها متوسل شدند، آمدن توده عظیم تری به میدان مبارزه و برخورد های بسیار شجاعانه و جسورانه ای که شما در این روز در مصاف با نیروهای مسلح رژیم صورت دادید- چنان جسورانه و شجاعانه که حیرت جهانیان را بر انگیخته است- ثابت کرد که جمهوری اسلامی دیگر نمی تواند همچون 30 سال گذشته با سرکوب و ارعاب، توده های جان به لب رسیده ما را به عقب براند.  این امر اگر چه در تظاهرات 16 آذر نیز نشان داده شده بود ولی در روز 6 دی در ابعاد  گسترده تری خود را  آشکار ساخت؛ و به همه مدافعین سیستم سرمایه داری فهماند که شما مردم شجاع و دلاور ایران قادرید خیابانها را که پیش از این صحنه تاخت و تاز برای ابراز قدر قدرتی نیروهای امنیتی- نظامی رژیم بود به جهنمی برای آنها تبدیل نمائید.

 در تظاهرات 6 دی با آشکار شدن  شدت خشم و نفرت توده ها از جمهوری اسلامی و شرایط ظالمانه ای که سیستم سرمایه داری در ایران نه فقط برای کارگران و زحمتکشان بلکه برای اکثریت آحاد جامعه بوجود آورده است، این واقعیت بیش از پیش آشکار شد که توده های به تنگ آمده از مظالم این سیستم، برای پایان دادن به شرایط زندگی دهشتناک و شدیداً غیر انسانی خود عزم جزم کرده اند. در چنین شرایطی دشمنان مردم مجبورند علاوه بر سرکوب که عمده ترین عامل بقای آنهاست، به راه های دیگری نیز از قبیل جابجائی مهره ها برای تداوم و حفظ نظم ضد خلقی خود بیاندیشند.

 

2- تا کنون رسانه های امپریالیستی و همه محافل راست می کوشیدند شعار "مرگ بر دیکتاتور" مردم را این طور تعبیر کنند که گویا منظور از آن احمدی نژاد می باشد و نه کل رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی. اما شعار "مرگ بر خامنه ای" که در تظاهرات عظیم 6 دی با گستردگی هر چه بیشتری طنین اندار شد، دیگر جائی برای چنان دغلکاری باقی نگذاشت. برای توده های مردم، شعار مرگ بر خامنه ای، حکم شعار مرگ بر شاه در سال 1357 را دارد، چرا که او به عنوان ولی فقیه، همه کاره رژیم دانسته می شود. این شعار اگر چه هنوز صراحت شعار" مرگ بر جمهوری اسلامی" (که در شروع جنبش در خرداد ماه با صدائی هر چه رساتر در جامعه طنین افکن شد) را ندارد و هنوز دست دشمنان حیله گر را برای انحراف مبارزات کنونی باز می گذارد، اما سر داده شدن آن توسط انبوه عظیم مردم، بر همگان آشکار ساخت که مردم رنج کشیده ایران با همه وجود خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی می باشند. بیهوده نیست که رسانه های امپریالیستی و دیگر رسانه های ضد خلقی که همواره کوشیده اند تا همه رویدادهای مبارزاتی اخیر و تلاش ها و قهرمانی های مردم بر علیه کلیت جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته اش را به حساب اصلاح طلبان "سبز" ریخته و صورت مسأله را اعتراض به تقلب در انتخابات جلوه دهند، اکنون در لحن تبلیغاتی خود تغییر بوجود آورده و اعتراف می کنند که مسأله شما مردم مبارز فراتر از رأی و انتخابات می باشد.

 

3- عظمت جنبش 6 دی و غیر قابل انکار شدن این امر که سرنگونی جمهوری اسلامی خواست اصلی مردم ایران در حال حاضر است، یک پیروزی برای شما توده های رزمنده می باشد. هر گام شما در مسیر سرنگونی، چشم اندازهای انقلابی جدیدتری را بوجود آورده و راه را برای دستیابی به هدف هموار می کند. در چنین شرایطی جناح حاکم در جمهوری اسلامی مجبور شده است برای ایجاد ممانعت در مقابل رشد گرایش های رادیکال و انقلابی در جامعه با روش های مخصوص به خود توجه مردم را هر چه بيشتر به طرف اصلاح طلبان که قبل از انتخابات رنگ سبز را به عنوان نشانی برای خود برگزیدند، بکشانند. (همانطور که رژیم شاه در اواخر عمر خود برای ایجاد مانع برای پیوستن جوانان به کمونیست ها، این کار را به شیوه خود و به اقتضای آن زمان، در مورد آخوند ها می کرد) امپریالیست ها یا به عبارتی قدرت های خارجی نیز به مثابله دشمنان اصلی مردم ما که اکنون "ثبات و آرامش" دلخواه خود را در ایران در خطر می بینند، پس از تظاهرات عظیم 6 دی به تکاپو افتاده و حالا با لحن متفاوت تر از قبل با سران حاکم در جمهوری اسلامی برخورد می کنند.

 

 4- در تظاهرات 6 دی، رشد گرایش به اعمال قهر در میان مردم هر چه بیشتر آشکار شد. اگر قبل از این  جوانان ما تجربه جنگ و گریز با نیروهای امنیتی – نظامی رژیم را از سر گذرانده بودند؛ و بعد با شجاعت هر چه تمامتر در دفاع از خود، قهر ضد انقلابی نیروهای مزدور رژیم را  با قهر انقلابی خود پاسخ می دادند، اکنون جوانان به درجه ای از شجاعت و جسارت انقلابی دست یافته اند که خود به محاصره نیروهای نظامی پرداخته و به خلع سلاح مزدوران رژیم می پردازند. مسلماً با تدوام اوضاع به این نحو، در تجمعات توده ای دیگر، مردم  با روحیه مبارزاتی و تعرضی ارتقاء یافته تری با دشمنان خود مواجه شده و در این روند تجارب جدیدی به دست خواهند آورد. این امری است که هم جمهوری اسلامی و هم قدرت های خارجی(امپریالیستها) را شدیداً نگران ساخته و هراس در دل آنان ایجاد نموده است. 

 

5- استفاده از کوکتل مولوتف از طرف مردم بر علیه رژیم اگر چه پیش از این نیز صورت گرفته بود، ولی وسعت استفاده از این  امر در تظاهرات 6 دی به حدی بود که خبرگزاری ها نیز قادر به کتمان آن نشدند. این امر به طور غیر قابل انکاری از یک طرف آشکار کرد که مردم ایران برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی به قهر آمیزترین روش ها هم  دست می زنند و از طرف دیگر این واقعیت را بیان نمود که مردم در روند جنبش خود به ضرورت تسلیح خود هرچه بیشتر پی برده و در آن جهت اقدام خواهند کرد. جای تردید نیست که چنین وضعی برای همه نیروهای ضد خلقی که خواهان حفظ سیستم سرمایه داری در ایران هستند، تحمل ناپذیر بوده و در حال حاضر آنها را در شرایط دشواری قرار داده است.

 

6- نافرمانی در نیروهای مسلح رژیم، مورد جدید وبسیار مهم و حساسی است که در تظاهرات 6 دی دیده شد که در طی آن برخی از نیروهای مسلح از دستور فرمانده خود سرپیچی کرده و از شلیک به سوی مردم خودداری نمودند. این امر که خود انعکاسی از عظمت و قدرت مبارزات شما مردم رزمنده ایران می باشد و در تجربه همه انقلابات در سطح جهان هم دیده شده است، نوید بخش ریزش در نیروهای مسلح دشمن در صورت تداوم خیزش انقلابی کنونی است.

 

مردم دلیر و مبارز ایران

جنبشی که هم اکنون با خون عزیزان و جگر گوشه های ما و با فداکاری های تحسین بر انگیز شما زنان و مردان دلاور ایران، دور جدیدی از روند خود را آغاز کرده است، هدف اش دست یابی به رفاه برای همه مردم تحت ستم و برقراری وسیع ترین آزادی های دموکراتیک در جامعه می باشد. این هدف در درجه اول بدون سرنگونی تمام و کمال رژیم جمهوری اسلامی ممکن نیست. از آنجا که خط سبز اصلاح طلبان حکومتی خط بخشی از همین رژیم دار و شکنجه جمهوری اسلامی است، هرگونه تقویت این خط، مانعی بر سر راه شما برای سرنگونی رژیم مذهبی حاکم بوجود می آورد. متأسفانه امروز برخی از جوانان- البته در ابعادی بسیار محدودتر از گذشته- با این که خود به جبهه اصلاح طلبان تعلق نداشته و متعلق به مردم هستند، ناآگاهانه از رنگ سبز برای معرفی جنبش جاری استفاده می کنند. این جوانان عزیز باید توجه کنند که رنگ سبز حتی در خارج از ایران به عنوان نشان خط موسوی و اصلاح طلبان حکومتی رسمیت یافته. در نتیجه استفاده از این رنگ در فعالیت های سیاسی هر چقدر هم با نیت پاک به آن نسبت غیر مذهبی داده شود، به نفع موسوی و حامیان ضدخلقی اش می باشد. در واقع، انرژی مبارزاتی این جوانان با رفتن به زیر پرچم سبز ناخواسته در خدمت پیشبرد اهداف دشمنانشان قرار گرفته و به هرز می رود.

 

همچنین نباید اجازه داد که تجربه زمان شاه تکرار شود و با سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، طبقه سرمایه دار در سطح جهان یا به عبارتی دیگر امپریالیست ها، برای حفاظت از منافع  بی کران خود در ایران، امکان یابند در نهایت، رژیم ارتجاعی و ضد خلقی دیگری را به جای رژیم کنونی به جامعه ما تحمیل کنند. در این رابطه باید دانست که دیکتاتوری در جامعه ایران که در حال حاضر شکل و شمایل مذهبی به خود پوشانده و در قالب ولایت فقیه عرضه می شود، خود حاصل سیستم سرمایه داری وابسته به امپریالیسم در جامعه ماست. برای از بین بردن دیکتاتوری باید ریشه آن را خشکاند. در نتیجه، مبارزه با دیکتاتوری حتماً باید با مبارزه برای نابودی سیستم استثمارگرانه و ظالمانه حاکم، در آمیخته و توأم گردد؛ و نباید اجازه داد که دشمنان با تغییراتی ظاهری در حکومتها و دست نخورده گذاشتن اساس و ریشه دیکتاتوری، یک بار دیگر مردم را فریب دهند. تأکید من این است که اگر توده های تحت ستم ایران از کارگران گرفته تا زنان و جوانان و خلاصه همه اقشار و طبقات تحت ستم، براستی خواهان آزادی و پایان دادن به دیکتاتوری در ایران هستند، اگر می خواهند به خواستهای برحق و عادلانه خویش دست یابند، در این صورت باید دانست که راهی پر فراز و نشیب در پیش رو است؛ و باید خود را برای یک مبارزه قهر آمیز طولانی با دشمنان رنگارنگ آماده کرد. 

 
با تکیه بر این امر که چه مبارزات عمومی مردم و چه مبارزه خاص کارگران بدون وجود یک رهبری انقلابی قادر به تأمین پیروزی نیست، نکته اصلی و مرکزی در شرایط کنونی چگونگی پر کردن این جای خالی می باشد. اتفاقاً، امروز مبارزات قهرمانانه مردم تحت ستم ایران، زمینه کاملاً مناسبی را برای شکل گیری چنین رهبری بوجود آورده است. قدر این فرصت درخشان را باید دانست و آن را از دست نداد. ضروری است که کارگران و جوانان زن و مرد آگاه ما بدانند که متشکل کردن خود با استفاده از روابط بوجود آمده در جریان مبارزات اخیر، امروز وظیفه عاجل و مبرم آنها را تشکیل می دهد. شما جوانان مبارز و آگاه در هر محلی که حضور دارید، بطور کاملاً مخفیانه به روابط خود شکل سازمان یافته ای داده و متشکل شوید. تشکل های مخفی ای که به این نحو به وجود می آیند باید درک نیازهای مبارزاتی کنونی توده ها و پاسخ گوئی به آنها را در عمل در دستور کار خود قرار دهند. در این رابطه نکته کلیدی آن است که باید دید دست یازیدن به کدام حرکت های انقلابی در شرایط کنونی می تواند باعث حفظ و ارتقای روحیه انقلابی در توده ها شده و آنها را برای برداشتن قدم های بیشتری به جلو برای سرنگونی رژیم تشجیع نماید. در این میان تنها گروه های مخفی متشکلی که قادر به درک واقعیت های شرایط موجود بوده و بتوانند در عمل راه را هرچه بیشتر برای پیشروی جنبش توده ها هموار کنند، خواهند توانست نقشی انقلابی در جنبش ایفاء نموده و خود را به پیشروی توده ها تبدیل نمایند. حتی اگر تجارب تاریخی انقلابها در سطح جهان را یاد آوری ننموده و فقط بر گذشته مبارزاتی پر افتخار ایران تکیه کنیم، امروز الگوی جوانان مبارز ما باید ستارخان ها و باقر خان ها، علی مسیوها، حیدر عمواوغلی ها و انقلابیون دهه 50 و بطور اخص چریکهای فدائی خلق باشد.

 

 در اینجا من با بهره گیری از تجارب گذشته، خود را موظف می دانم نظر و عقیده خود را با شما مردم دلیر و بطور مشخص با جوانان زن ومرد روشنفکر و آگاه ایران، هرچه بیشتر در میان بگذارم. واقعیت این است که توده های ستمدیده ما خشونت طلب نبوده و نیستند و اساساً بحث بر سر خشونت طلبی نیست که امروز خیلی از افراد دوست نما که در واقع نگران فروپاشی سیستم ظالمانه حاکم بر ایران هستند، از طریق رسانه های مختلف، مردم را از آن برحذر می دارند. بحث و صورت واقعی مسأله این است که جمهوری اسلامی که در طی 30 سال در قالب ضحاکی خون آشام از خون عزیزان و بهترین فرزندان ایران ارتزاق کرده است، امروز با کشتار وحشیانه توده ها در خیابانها و محل های مختلف و در زندان ها، یک جنگ مسلحانه تمام عیاری را به مردم ما تحمیل کرده. در واقع، با آغاز یک جنگ مسلحانه بر علیه مردم ایران از طرف رژیم وحشی و جنایتکار جمهوری اسلامی، مردم مجبورند در دفاع از خود به مقابله برخیزند. در چنین شرایطی، سوال اصلی این است که آیا مردم باید با شجاعت و دلاوری در میدان نبرد باقی مانده و با دشمنان خود بجنگند و یا باید از این کار احتراز نموده و اجازه دهند که سلطه جمهوری اسلامی با همه شرایط نکبت بارش همچنان تداوم یابد؟ آیا آنها باید خود را سازمان داده و بطور کاملاً آگاهانه یعنی با طرح ها و نقشه های حساب شده بطور مسلحانه با دشمنان خود مبارزه کنند و یا اجازه دهند که مرد و زن و کودک و پیر و به طور کلی مردم بی پناه و بی دفاع هر روز در خیابانها و اماکن مختلف مورد حملات وحشیانه اراذل و اوباش حکومت قرار گیرند! و یا در بالای چوبه های دار میادین شهرهای مختلف جان ببازند؟ تجربه های تلخ گذشته به خصوص تجارب خونین و بسیار مصیبت باری که سلطه جمهوری اسلامی در جامعه ما بوجود آورده است با وضوح تمام نشان می دهند که عدم مقابله با این رژیم و سرباز زدن از نبرد مسلحانه سازمان یافته و آگاهانه با او، تنها دست نیروهای مسلح جنایتکار جمهوری اسلامی را برای تاخت و تاز های بازهم خونین و بی رحمانه باز خواهد گذاشت. این امر خود اثبات گر آن است که مردم ما امروز چاره ای جز طی راه اول در مقابل خود ندارند. به این دلیل است که روشنفکران مبارز و کارگران آگاه موظفند به توده های شدیداً تحت ستم اما شجاع و دلاور ایران کمک کنند تا با نیروئی هرچه سازمان یافته تر و مجهزتر با دشمنان خود مواجه شده و با آنها بجنگند. باز هم تأکید کنم که شدیداً لازم است این حقیقت را با همه وجود به خاطر سپرد که با دست روی دست گذاشتن و عدم استفاده از زمینه موجود برای متشکل کردن خود، به جنایتکاران فرصت داده خواهد شد که نیروهای مسلح مزدور تحت فرمان خویش را هر چه بیشتر سازمان داده و در موقعیتی مقتضی، شرایط بسیار مصیبت بار دهه 60 را دوباره در جامعه بوجود آورده و فجایع دهشتناک آن دهه را این بار حتی بی رحمانه تر و با شقاوتی به مراتب شدیدتر از آن دوره تکرار کنند؛ و با ارتکاب به جنایت کارانه ترین و شنیع ترین اعمال از توده های مبارز ما انتقام بکشند.

 

مبارزات توده های قهرمان و رزمنده ایران نیازمند یک رهبری انقلابی است و امروز زمانی است که بیش از هر وقت دیگر می توان و باید در جهت تحقق آن گام برداشت. در جامعه ما تاریخی در حال شکل گیری است و یک بار دیگر برای روشنفکران و کارگران آگاه در کنار توده های رزمنده ایران دوره آزمون های سخت فرا رسیده است. امیدوارم در پیکار سرنوشت سازی که در پیش است مردم تحت ستم ما با رزمندگی و با برخوردهای هشیارانه نسبت به همه مسایل، صفحه پر افتخاری بر تاریخ سرشار از قهرمانی های خود بیافزایند و رژیم جمهوری اسلامی را با هر جناح و دسته اش در آتشی که خود بر پا نموده، بسوزانند و نیست و نابود سازند. و به امید آن که زمستان سیاه کنونی هر چه زودتر به پایان رسد و با سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی مردم ما روی خوش بهار آزادی واقعی را  ببینند. پیروزی بی تردید از آن خلقهای رزمنده است.  

 

دهم دیماه 1388

اشرف دهقانی

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
اشرف دهقاني:



[تاریخ ارسال: 06 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [  ]  
آقای نيمای گرامی،.اگر کسی گفت مردم در روز شش دی به خيابان آمدند،ممکن است کسی هم سئوال کند چرا شش دی و نه ده ديماه؟ .آنوقت است که بايد بگوئيم به مناسبت و يا به بهانه تاسوعا و عاشورا.همچنانکه شانزده آذر به بهانه روز دانشجو و غيره. بقيه صحبتهايتان بيان عقايد شخصی و برداشت شخصيتان از اسلام و دين و مذهب ميباشد ،که به عنوان عقايد شخصی محترمند. برای اطلاع شما اين را هم بگويم که به نظر من انواع و اقسام مذاهب و ايدئولوژيها را نميتوان مجرد و در هوا و بدون تبلورش در انسانها و طبقات مختلف موجود در جامعه مورد تجزيه و تحليل قرار داد و حکم کلی در موردش صادر کرد. منظورم اين است که چيزی به اسلام و يا مارکسيسم و غيره ، به تنهائی و بدون در نظر گرفتن جيگاه طبقاتی گوينده اش نداريم.پيروز باشيد.   

[تاریخ ارسال: 05 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
اقای جمال فراهانی گرامی با درود: اگر به گفته شما تاریخ را طبقات حاکم نوشته اند وانرا تحریف کرده اند . خب ! بنابراین در هزار سال گذشته که شاهان و شیخ خان بر ایران حکومت میکردند و تاریخ تحریف شده نوشته اند و مقام حسین را تا مرتبه پیامبر مسلمانان شاید هم بیشتر بالا برده اند همه دروغ بوده است و حسین چنین شخصیت والائی نبوده که طبقات حاکم میگویند ! و بنابراین ما انسانها نباید همچنان فریب دروغ هائی که طبقات حاکم هنوز هم به خورد ما میدهند بخوریم . مگر ما مردم ایران اسلام را از کجا اموخته ایم؟ نه کتابی در مورد اسلام خوانده بودیم ونه پژوهشی در باره اسلام کرده بودیم ! ما و پدرانمان اسلام را از همین اخوند های ضد بشر که همیشه جز طبقات حاکم بوده اند اموختیم! و باور کردیم. و هنوز هم عده زیادی از ما دنبال رو ان یعنی در حقیقت دنبال رو اخوند ها هستند!. در ضمن من فکر نمیکنم که مبارزات مردم با رژیم در هفته گذشته بخاطر عاشورا بود. مردم در این روز ها از هر فرصتی که پیش بیاید برای تظاهرات و ضربه زدن به رژیم استفاده میکنند و این فرق نمی کند که ان روز عاشورا باشد ویا هر روز دیگری .همانگونه که در روزهای ۱۶ اذر و روز ۱۳ ابان و روز قدس ما شاهد این گونه تظاهراتها بودیم . ما انسانهای بدون دین و مذهب و سرنگونی طلب به هیچ وجه ضد عرب نیستیم ! ما ضد هر دین و مذهبی هستیم که به ارزش های انسانی توهین کند. در مرکزارمانهای ما انسان قرار دارد و هیچ چیزمقدسی برای ما وجود ندارد. شاد و موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 05 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [  ]  
به آقايان سيامک دهقانی و نيما،با سلام.نميخواهم بحث را از محتوی پيام خانم اشرف دهقانی، (که همان هشدار نسبت به نقش شيادانی نظير موسوی و کروبی در قيام است ) منحرف کنم. اما به نظر من مردم در روز شش دی به بهانه عاشورا به خيابان آمدند و نه فقط بخاطر اينکه روز ششم ديماه بود. اگر تاسوعا و عاشورا مصادف با اول فروردين و يا وسط تابستان هم بود،باز هم مردم به بهانه اين مناسبت به خيابان می آمدند.(بگذريم از اينکه ما از تاسوعا و عاشورا خوشمان بيايد و يا نه).در ضمن اينکه حسن و حسين آخوند بودند و يا مبارزان انقلابی و يا چيز ديگر،نميتوان از تاريخ طبری نقل قول آورد و آنرا امری اثبات شده پنداشت. تاريخ را طبقات حاکم نوشته و تحريف کرده اند. هنوز سی سال از حکومت قصابان حاکم بر ميهنمان نگذشته اما برويد تاريخ نگاريشان را در مورد مجاهدين و فدائيان و وقايع انقلاب بخوانيد و حديث مفصل تحريف تاريخ را تا آخرش بخوانيد.موفق باشيد.   

[تاریخ ارسال: 05 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: ارمان]  [  ]  
در چندروز اینده میخواهند کسانی را که فعال بوده اند اعدام کنند برای نجات جان انها چه باید کرد
ودر هیچ نقطه ای از جهان هیچکس نتوانسته مذهب وفرهنگ ملتی را عوض کندمواظب پوست خربزها باشید در فرانسه والمان وایتالیاووواگر کسی توانست مذهب مردم را عوض کند ماهم میتوانیم طرح این حرف های کودکانه با عصبیت بالا دردی را دوا نخواهدکرد
فقط نباید گذاشت مذهب همانند قرون وسطا در دست دین فروشان وسیله سر کوب خلق شود
وبیشترین خطر راسسیم است که خودشرا نشان میدهددر ایران ما با اقوام مختلف در کمال ازادی میتوانم زندگی کنیم انها که از عرب ها بدشان می اید اگر قدرت داشته باشند خود دیکتاتور بی رحمی خواهند شد ما در ایران پنج میلیون هموطن عرب زبان داریم وچاه نفت زیرخانه های انها است وخود گرسنه میباشند
  

[تاریخ ارسال: 05 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
بنظر می رسد رفیق اشرف دهقانی عمدا از اسم عاشورا در رابطه با اعتراضات ششم دی ماه استفاده نکرده است. برای اینکه روز عاشورا در سال 1389 بجای واقع شدن در ششم دی ماه؛ به احتمال بسیار قوی در روز مثلا نهم دی برگزار خواهد شد. چون قتل حسین بر اساس تقویم هجری قمری محاسبه می شود و در تمام ایام سال بوقوع می پیوندد. مثلا دهۀ محرم (عاشورا) روز مرگ حسین نوۀ پیامبر اسلام, یکروز در وسط گرمای تابستان اتفاق می افتد و زمانی دیگر در چلۀ جانسوز زمستان و برف و سرما! واقعا امام حسین تکلیف خود را با زنجیرزنان و سینه کوبان خویش روشن نکرده است. پس ایراد گرفتن های بنی صدری عده ای به رفیق اشرف دهقانی غیرمنصفانه و نادرست است. اگر بیاد داشته باشید چند سال پیش روز عاشورا مصادف شد با فرارسیدن نوروز و اول بهار یعنی روز جشن و پایکوبی مردم ایران, و بهانه ای شد در دست جمهوری اسلامی در حال سقوط؛ تا جنگ تبلیغاتی شدید خود بر علیه بهار و شادی و حسین قتل و شهادت را بیاغازد؛ ولی اکثریت مردم کوچکترین محل سگی به رژیم و تبلیغاتش نگذاشتند و به کوری چشم مرتجعین حاکم, مراسم عاشورای حسینی را نادیده گرفتند و به طبیعت و خرمی آن پرداختند. اگر هم مردم آگاه و نترس ایران در ششم دی ماه امسال در روز عاشورا در خیابانها به با اعتراضات خود به مصاف رژیم رفتند نه به خاطر حسین و مرگ او بلکه برای گوشمالی دادن جمهوری اسلامی و ایدئولوژی ضد بشری آن بود. همین!
  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
کاربر بی نامی نوشته اند: خانم اشرف دهقانی انقدر واقع گرا تشریف دارند که عارشان می شود بنویسند روز ۶ دی( عاشورا) است!:!. اقای عزیز . نه تنها اشرف دهقانی بلکه هیچ ادم غیر سیاسی هم نباید از واژه های اخوند ساخته تا سوعا و عاشورا استفاده کند. مگر حسن و حسین کی بودند؟ انها هم دوتا اخوند بودند مثل همین اخوند ها! . به نقل از تاریخ طبری حسن و حسین در زمان عثمان همراه با سپاهیان عرب برای سرکوب مردم مبارز طبرستان و استخر چندین بار به ایران امدند وچه کشتار ها که از این مردم زحمتکش نکردند!. ایا حال ما باید بدنبال اخوندهای فاسد و جنایتکار ومردم عقب افتاده که باور های خرافی شان را از همین اخوند های پست و خون اشام میگیرند راه بی افتیم و برای اخوند حسین که سرکوب گر تود های ایرانی و عرب بود سینه بزنیم؟. در جامعه های عقب افتاده و طبقاتی و دیکتا تور زده مثل ایران تمام باور های خرافی مردم مثل دین و مذهب از باور های سران همان رژیم می اید . بنابراین باید به شدت با این باور های خرافی مبارزه کرد. در فردای انقلاب دموکراتیک مردم ایران باید خرافاتی امثال .تاسوعا و اشورا و رمضان و.. از تاریخ خلق های ایران برای همیشه پاک گردد. مبارزه با مذهب و دین یک مبارزه طبقاتی است و اتفاقا انتقادی که به چریکهای فدائی وارد است اینکه این مبارزان نه در زمان شاه ونه در زمان شیخ هر گز انچنان که باید با مذهب و دین مبارزه نکردند!. در صورتی که اگرانها مبارزه با دین خرافی اسلام رااز همان اغار مبارزه شان با شاه جز برنامه استراتژیگی خود قرار میدادند و مردم را به ویژه دانشجویان و زنان و کارگران را از ماهیت ضد مردمی و سرمایه داری دین و مذهب وجنایتکارانی امثال خمینی اگاه میکردند شاید امروز توده های در بند ایران ان سی سال سیاه که هنوز هم پایانی نیست تجربه نمی کردند!.
  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: کر لر بی دا]  [  ]  
آفرین بر شما رزمنده راه رهایی که حتی ایدآلهایت را مانند برقراری حکومت سوسیالیستی و در نهایت کمونیستی بر این جنبش رهایی بخش القا نکردی و در نهایت واقع بینی خواست این جنبش را که پایه ای ترین خواست است اینگونه بیان کردی ...... دست یابی به رفاه برای همه مردم تحت ستم و برقراری وسیع ترین آزادی های دموکراتیک در جامعه می باشد. این هدف در درجه اول بدون سرنگونی تمام و کمال رژیم جمهوری اسلامی ممکن نیست.....   

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: جانسوز]  [  ]  
خانم دهقانی صبح به خیر.تا حالا کجا تشریف داشتید ؟چند عدد چریک فدائی خلق جان برکف از جنس شما در این نبرد خلق قهرمان شرکت داشته و به شهادت رسیده اند ؟
چرا اکراه دارید از آوردن نام عاشورا؟
اطلاعیه شما برای سالهای دهه 50 ویا قبل ازآن کاربرد دارد.امروز همین جوانانی که شما آنها را ناآگاه خطاب کرده اید دمار از روزگار این رژیم جانی در آورده اند وخوب تاکتیکها را یاد گرفته اند،مگر این شعار را از زبان این مردم وبخصوص جوانان به خشم آمده که شما آنها را ناآگاه خطاب کرده اید نشنیده اید که میگویند :موسوی بهونست کل رژیم نشونست. تا کی میخواهید شما وامثال شما خلقی را گوسفند بپندارید وخود را چوپان آنها ؟ملت ایران تجربه حکومتهای ایدئولوژیک راهم در میهن خویش به چشم دیده اند وهم طی سالها آنرابا چشم وشعور در دیگر سرزمینهابوی کرده اند .از چین گرفته تا کره شمالی وپدر بزرگ همه آنها روسیه.عصر آگاهی خلقهاست وعصر سرعت ارتباطات .ضمنا چه کسی جرقه این خیزش وجنبش عظیم را زد؟با همان چپرویهای سالهای پس از پیروزی بهمن 57 امثال شماها بود که دست رژیم را به کشتار بیرحمانه خلق ستمدیده باز کردوبه تبع آن کل خلق ستمدیده ایران.الان عصر انترنت است وبه آن مخفی کاریهای دهه 50 چندان نیازی نیست .بروید مقاله آقای اسماعیل وفا یغمائی را بخوانیدتا ببینید در کجای این زمین وزمان ایستاده اید .

  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: ارمان]  [  ]  
1دفاع از خود حق هر فرد وملتی است واین رژیم با خواهش وتمناکنار نخواهدرفت
2شعار عدم خشونت یک بازی حساب شده سیاسی است که بسیاری نمی دانند پشت این شعار چه خوابیده است که از طرف جناح مغلوب سرداده میشود این جناح در عمل در دهه 1360 نشانداده ا ست وقتیکه در قدرت باشند همانند همین ادمکشان حاکم امروزی هستند وبیشترین بی رحمی ها توسط همین پاسدار ژورنالیستهای ونظریه پردازهای امروزی انجام شده است
3 چرا دلالهای نفتی مثل علیرضا نوریزاده واحمد سلا متیان دل نگران هستند اینها با در اختیار داشتن تلویزیونهای صدای امریکا وبی بی سی کمپانی های نفتی مختلفی را نمایندگی میکنندودعوا برسر لحاف ملا است وشعار عدم خشونت اینها یعنی جا بجائی قدرت در همین باندهای سر کوبگر فاشیست که دلالها ولاشخورها نانشان در روغن باشد
  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: -]  [  ]  
خانم «اشرف دهقانی» آنقدر واقع‌گرا تشریف دارند که عارشان می شود بنویسند روز ۶ دی ، «عاشورا» است!

می شود مثل ایشان هیچ میانه ای با مذهب نداشت، اما واقعیت را انکار نکرد. برای دیدن ستاره در آسمان که نباید حتما طالع‌بین و منجم بود!
چرا این نکته به ظاهر کوچک، اهمیت دارد؟ برای اینکه خود نشانه ای است از انکار واقعیتها.

خانم دهقانی نوشته اند: «جناح حاکم در جمهوری اسلامی مجبور شده است برای ایجاد ممانعت در مقابل رشد گرایش های رادیکال و انقلابی در جامعه با روش های مخصوص به خود توجه مردم را هر چه بيشتر به طرف اصلاح طلبان که قبل از انتخابات رنگ سبز را به عنوان نشانی برای خود برگزیدند، بکشانند.»
البته جناح حاکم در جمهوری اسلامی از رشد گرایش های رادیکال و انقلابی در جامعه می هراسد اما واقعی نیست که خودش با برنامه از پیش تعئین شده، جوانان بپاخاسته را عمداً به طرف امثال موسوی هل داده است.

اینکه جوانان ایران به جای روی آوردن به راهبران عقیدتی و غیر عقیدتی اپوزیسیون، و شعارهایی جون «سلام بر اشرف دهقانی» و «درود بر مریم رجوی»...جانب شاگردان خمینی و امثال کروبی و موسوی را گرفته اند و اینکه به جای پرچم سرخ، علم سبز برافراشته اند، همه و همه علت دارد و این علل را مقدمتا راهبران اپوزیسیون می بایست در خود و عملکردشان جستجو کنند.
آینه گرچه غبارآلود است، اما تقصیر زیادی ندارد!!

« به امید آن که زمستان سیاه کنونی هر چه زودتر به پایان رسد و با سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی مردم ما روی خوش بهار آزادی واقعی را ببینند. پیروزی بی تردید از آن خلقهای رزمنده است. »
  

[تاریخ ارسال: 04 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
با درود بسیار به شیرزن انقلابی و چریک فدائی خلق اشرف دهقانی
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.