شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۴ آوریل ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تاکتیک تیک تاک، همزاد مماشات
میلاد مختوم

میلاد مختوم

پیگیری موضوع پرونده اتمی رژیم جمهوری اسلامی خسته کننده و تکراری شده است، چیزی که البته از اهمیت و نقش تعیین کننده آن در آینده کشور و سرنوشت مردم ایران ذره ای نمی کاهد. تکمیل پروژه اتمی و دستیابی به سلاح هسته ای و یا دست کم، داشتن امکان دسترسی سریع به آن، استراتژی کارگزاران رژیم آخوندی برای رسیدن به هدف مورد نظر، یعنی تثبیت و تضمین بقای رژیم جمهوری اسلامی است. برنامه ارگان ها و شبکه های تبلیغاتی رژیم آخوندی برای پاشیدن رنگ ملی و چسباندن اتیکت "حق مسلم" بر این پروژه ضد ملی و ضد بشری، که متأسفانه تا حد زیادی موفقیت آمیز بوده است، بخشی از تاکتیک رژیم برای پیش بردن این استراتژی و در خدمت استتار آن می باشد. در بین طیف وسیع نیروهای مخالف رژیم، کم نیستند افراد و گروه هایی که هم صدا با ناآگاهان، سرکرده گان، اپوزیسیون نمایان و لابی گران پر شمار نظام ولایت فقیه، فریاد "انرژی هسته ای حق مسلم ماست" سر می دهند، گویی هیچ حق دیگری برای مردم ایران آنچنان ضروری و مسلم نیست!

از آنجا که هر انگیزه یا کنش سیاسی در وهله اول بر اساس تشخیص دوست از دشمن پایه گذاری می شود، تمامی گروه ها و افرادی که به هر دلیل و با هر بهانه ای از پروژه اتمی رژیم آخوندی حمایت می کنند، در صف دشمنان مردم قرار می گیرند.

 

از زمان ارجاع پرونده اتمی رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال 2006، تا کنون سه قطعنامه برای اعمال تحریم هایی علیه رژیم جمهوری اسلامی توسط این شورا به تصویب رسیده اند. قطعنامه هایی که تاکنون به هیچ وجه جلو مبادلات تجاری سودآور با رژیم را نگرفته اند و در خوشبینانه ترین فرض تنها هزینه مبادلات را بالا برده اند. قطعنامه های تنبیهی تنها واکنش شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس انرژی اتمی در مورد پرونده اتمی رژیم نبودند. "بسته های تشویقی" گروه 1  + 5 (5 عضو دائمی شورای امنیت و آلمان) بخش دیگری از تاکتیک غرب برای مقابله با بلندپروازی های هسته ای رژیم را تشکیل می دهند، که تا کنون به موازات قطعنامه های شورای امنیت و آژانس بین المللی انرژی اتمی به کار گرفته شده اند. فصل مشترک تمامی این قطعنامه ها و بسته های تشویقی، دادن وقت به رژیم بوده است، چیزی که در واقع خواست و نیاز مبرم رژیم است. مهلت های چند هفته ای و چند ماهه که طی این چند سال به رژیم داده شده است، نعمتی الهی برای رژیم بوده اند، تا حدی که رژیم آخوندی امروز از موضع بالا از گسترش کمی و پیشرفت کیفی پروژه هسته ای دم می زند.

 

آخرین گزارش آژانس انرژی اتمی در سپتامبر 2009 از بی اعتنایی رژیم نسبت به قطعنامه های شورای امنیت و ادامه غنی سازی اورانیوم و گسترش سایر فعالیت های هسته ای رژیم خبر می دهد. برخلاف گزارش های قبلی آقای البرادعی، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی، که به طور معمول همواره نکات مثبتی برای رژیم در بر داشتند و در آنها از همکاری رژیم با آژانس قدردانی می شد، این گزارش بسیار منفی است و از کاهش سطح همکاری های رژیم با آژانس خبر می دهد.

 

به نظر می رسد شیوه برخورد آقای البرادعی با پرونده اتمی رژیم که تاکنون به مصداق "انشاء الله گربه است" تنظیم می شد، پس از افشای تأسیسات اتمی مخفی رژیم در روستایی در نزدیکی قم، به بن بست رسیده است. با توجه به منفی بودن این گزارش، بسیاری از صاحب نظران تصویب قطعنامه چهارم شورای امنیت و اقدامات تنبیهی بیشتر در مورد رژیم را پیش بینی می کنند. در چنین شرایطی رژیم همه امکانات خود را برای جلوگیری از صدور قطعنامه چهارم و یا دست کم به تعویق انداختن آن و خرید زمان به کار خواهد گرفت. مسئله خرید زمان برای رژیم مسئله ای حیاتی است، تا آنجا که حتی مهلت های چند روزه و چند ساعته هم در نهایت برای رؤیاهای اتمی رژیم تعیین کننده خواهند بود. به همین دلیل با سر رسیدن مهلت کنونی در ابتدای سال 2010 بدون شک شاهد فعالیت های بیشتر لابی گران و دلالان رژیم آخوندی در محافل سیاسی و رسانه های عمومی خواهیم بود.

 

قاچاقچیان بین المللی و سازمان های جاسوسی کشورهای مختلف نیز از ابتدا نقش مهمی در کل این ماجرا داشته اند، چیزی که هر از چند گاه در مطبوعات انعکاس می یابد. از جمله می توان به گزارش نیویورک تایمز در ماه اوت سال 2008 در مورد فعالبت های درازمدت سه مهندس سوئیسی ـ یک پدر (فریدریش تینر) و دو پسرش (اورس و مارکو تینر) ـ  بطور موازی برای شبکه قاچاق اتمی مشهور عبدل قادرخان پاکستانی و سازمان جاسوسی ایالات متحده (سیا) اشاره کرد. طبق این گزارش اولین اطلاعات در مورد برنامه اتمی رژیم آخوندی توسط این سه جاسوس به دست امریکایی ها رسید. تینرها علاوه بر دادن اطلاعات، به دستکاری و خرابکاری در قطعات ارسالی به ایران هم می پرداختند. اوایل سال 2006 پنجاه دستگاه سانتریفوژ در تأسیسات نطنز در ایران منفجر شدند؛ این انفجار آشکارا موفقیت خرابکاری های انجام شده توسط تینرها در قطعات تأمین برق سانتریفوژها را نشان می داد.

 

یک مورد دیگر گزارش اخیر روزنامه تایمز لندن در مورد مدارک محرمانه ای است که از تلاش رژیم برای آزمایش یک جزء نهایی و کلیدی از بمب اتمی (طراحی ماشه اتمی، که تنها در مورد تسلیحات هسته ای کاربرد دارد.) خبر میدهد. احمدی نژاد در کپنهاگ این مدارک را "مشتی کاغذ جعلی" نامید که مدام توسط دولت امریکا جعل می شوند.

 

در روزهای پایانی سال 2009 بحث پرونده اتمی رژیم بر سر اینکه کی، کِی و در کجا چند کیلو اورانیوم غنی شده چند درصدی را به کی بدهد و بابت آن چه چیزی تحویل بگیرد، دچار کلاف دیگری شده است. انگار کار دارد به بحث های حوزه های آخوندی شباهت پیدا می کند؛ شاید هم به زودی یک فقیه در پاسخ یک استفتاء حکم کند که، اورانیوم غنی شده تا چند درصد حلال، مکروه یا حرام است! یا اینکه فرو رفتن میله های سوخت در رآکتورهای هسته ای تا چند سانتی متر با فقه شیعه سازگار است! در واقع سیاست مماشات با رژیم آخوندی به بن بست رسیده است. در این مورد احمدی نژاد در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه گفته است: "اگر ما بخواهیم بمب اتمی بسازیم، شجاعت کافی داریم که بگوییم، اما وقتی می گوییم ما بمبی نمی سازیم، یعنی نمی سازیم. ما به بمب اتمی اعتقاد نداریم." در جواب سر دژخیم پاسدار باید گفت که، اعتقاد به ولایت فقیه، بسی خطرناک تر و مخرب تر از اعتقاد به بمب اتمی است.

 

ناگفته روشن است که هیچکدام از طرف معامله های استعماری رژیم آخوندی خواهان سرنگونی این رژیم نیستند. حداکثر خواست آنها بزک کردن چهره کریه رژیم و مهار آن است. در چنین شرایطی اپوزیسیون (از دید من تمامی افراد و گروه هایی که تمامیت رژیم آخوندی را با قاطعیت نفی نمی کنند و خواهان سرنگونی آن نیستند، شایسته نام اپوزیسیون نیستند.) باید به موازات تلاش برای به کرسی نشاندن تحریم های سیاسی، تسلیحاتی و اقتصادی کارآمد و مؤثر   برای به انزوا کشیدن و تضعیف رژیم، در جهت پیوند زدن جنبش اعتراضی شجاعانه و ستایش انگیز مردم با جنبش مقاومت سراسری کوشا باشد. چشم انداز آسیب پذیری و سرنگونی رژیم ضد بشری، تنها پس از قطع حمایت های خارجی از رژیم و گسترش مقابله و مبارزه با نیروهای سرکوبگر در کوچه ها و خیابان های ایران، برای مردم ملموس خواهد شد. این تنها مردم ایران هستند که می توانند شیشه عمر رژیم ولایت را بشکنند و تیک تاک بمب اتمی رژیم را به شمارش معکوس سرنگونی تمام عیار رژیم آخوندی تبدیل کنند.

 

"یادداشت های روز"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می شوند. در صورت تمایل به باز تکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت های روز سایت دیدگاه" قید کنید.           

میلاد مختوم

4 ژانویه 2010

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
میلاد مختوم:



[تاریخ ارسال: 05 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
فکر می کنم که این بحث غنی سازی اورانیوم و بمب هسته ای بقدر ی تکراری و خسته کنننده شده است که دیگر توجه کسی را جلب نمی کنند. جمهوری اسلامی بواقع سگ زنجیری امپریالیسم است که در چارچوب نظام سرمایه داری جهانی مشغول خدمتگذاری و قتل و جنایت است و خیالش از بابت اربابانش تخت است. برای اثبات این واقعییت هم فقط به نمونه ناچیز اشاره می کنم. حدود هشت سال پیش(2002) سازمان مجاهدین خلق ایران و شورای ملی مقاومت برنامۀ مخفیانۀ اتمی رژیم را بعد از 18 سال افشاء کرد و به گمان خویش می پنداشت که دولتهای تروریستی چون آمریکا و فرانسه و انگلیس بلایی به سر جمهوری اسلامی خواهند آورد. اما نتیجه این افشاء گری برعکس شد. نه تنها در عمل به رژیم کاری نداشتند بجز صدور چند قطعنامه و بیانیه, بلکه به حمله به دفاتر مجاهدین و شورا در فرانسه و دستگیری مریم رجوی و بیش از 160 نفر دیگر به مردم ایران و جهان ثابت نمودند که جممهوری اسلامی را بهترین پاسدار منافع خود در منطقه می دانند. جالب اینجاست که بدنبال هر افشاگری مجاهدین از برنامه های اتمی رژیم, فشار بر آنان زیادتر میشود. خلع سلاح نیروهای مجاهدین در عراق بسال 2004 و رها کردن آنها در چنگالهای خونریز سپاه بدر و صدر به سرکردگی نوری المالکی خود گویای عشق و علاقۀ دول امپریالیستی به رژیم اسلامی حاکم است. زیرا امپریالیسم و ارتجاع دو روی یک سکه اند. وگرنه همه می دانند هدف جمهوری اسلامی دستبابی به بمب اتمی است. اما برای سردمداران سیستم سرمایه داری جهانی سرنگونی جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با یک نظام دمکراتیک و انقلابی بسیار خطرناکتر از وجود چند بمب اتمی قدیمی و عهد بوقی است. زیرا امپریالیسم یعنی جنگ و ارتجاع مطلق! مگر بیادتان نیست که چند سال پیش ژاک ژیراک رئیس جمهور سابق فرانسه از اینکه جمهوری اسلامی چند بمب اتمی داشته باشد دفاع کرد. الآن اوضاع احوال ایران به سمتی می رود که دیگر کسی به برنامۀ اتمی آن اهمیتی نمی دهد. رژیم اسلامی در نابودی است و مردم آگاه ایران نیز در حال تسریع نمودن این روند پر پیچ و تاب!   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.