شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۱ فروردين ۱۳۹۸ - ۲۱ مارس ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

درد مشترک

علی یحیی پور (سل تی تی)

کودکان زاده شده از خون

خون خوار می شوند

با فراخوانی مرگ

هستی آفریده نمی شود

مشتی آهنین در پشت دستکش

مخملین نشسته است

تا بر سر روی مردم ایران فرود آید

آن که خون خوار است خون خوار تر می شود

ولاله های سرخ این سرزمین را

در بارگاهش قر بانی می کند

تا بر ترسش فا ئق آید

ترس همزاد اوست

که دنیا را تاریک ومقطعی می بیند

خون است که در تاریخ

از چنگال این خفاشان مار دوش

فوران است .

 

بر کشورم چه می گذرد

خون در سفره ها

در لابلای چادر های زنان

ودر زیر آفتاب کم رنگ پائیزی

وروی کف پوش خیا بانها

سر خی آفتاب را بر چهره ء این مردمان

می تا با ند

آزادی رنگ خون است

که هر لحظه  در این تاریخ

به بیرون تراوش می کند

تا سیا هترین زمان را به چالش بگیرد .

 

اما هنوز کودک این بستر

که سرخی شفق را نظاره کرده است

به دنیا نیا مده است

یک قرن گذشته است

سراسر این قرن فریا دوخون فوران می کرده است

وانسان هنوز در پیجا پیچ آن

به دنیا نیا مده هست

انسانی که سر نخ

 این کلاف را به دست بگیرد

واین کشتی خون گون را

به سا حل آورد .

 

ما سراسر این قرن

خون دادیم

اما خون خواران را

 بر سر نوشت خود چیره کردیم

ودر مرگ آنها فواره بار  گریستیم

وجنگ را در محراب آنان

هموار کردیم

وزیبا ترین هدیهء خود را به زیر پای

چاپلوسان ریختیم

ملتی که تاریخ را

در زندگی خود ندارد

خون است که حایلی از مرگ زیباترین

 اشک را بر سفره ء

خود می گستراند  

تا با آن نماز گزارد وتسکین یابد .

 

بدون تئوری روشن

هیچ چیز قابل تغییر نیست

واین خون است

که از مردمان جاریست

برگهای زرد و مرده

می پوسند

وجوانه های آفتاب

از غرب خواهند درخشید

واین در زمانی که جهان یک دهکده است

ره یک قرن را به یک روز خواهند پیمود .

 

 از پس خون جویباران زلال درخشیدن

خواهند گرفت

وره باریکه های آزادی

بر سفرهء محرومترین مردمان

این سر زمینهای  کویر و تشنه

جاری خواهند شد

وچمن زاران در پس

اندیشه های روشن بشریت

مرغزاران گاو های شیر ده خواهند بود

وزمین به خورشید پیوند خواهد خورد.

 

آن که حنا بر سر نهاد

 می تواند از این جرعه از آزادی

بهره برد

وبشریت مغلوب امروزی

زنجیر های سلطه را خواهد درید

وزندگی را با طبیعت

آشتی خواهد داد

در پس همه ء این تلاش

آنکه به اندیشهء روشن پیوند می خورد

به آزادی لبخند خواهد زد

دستهای زمخت کار

که زیر سایه دشمن فرسود ه شده

ومغز متروک

را هر روز به میعاد گاه نماز می برد

باید به محراب قلم مزین گردد

تا جرعه های آزادی را

با ولع بنوشد .

 

قلم است که جاودانه ها

 وجوانه های آزادی را

بر سفره محرومین می آورد

بیرق های داس وچکش

باید با قلم پیوند خورند

وگرنه تاریخ زمختی

از پیله های متروک  خواهند تنید و

تمامیت آزادی را

در درون خود محبوس خواهند کرد  

ومانند انسانی که شنا بلد نیست

همه را با خود غرق خواهند کرد

وزندگی سیاهی را  بر مردمان

سایه خواهند انداخت  .

 

شب مردنیست

اما این قلم  انسان است

که شب را  در قلم می میراند

وگرنه ابستراکت وذهنیست    

 سراسر این قرن

 این قلم بود که جاودانه شد

وراه را نشان داد

وبر بستر سیا هترین زمان سلاخی شد .

 

اما یک قرن در درازنای تاریخ

یک نقطه هست

زمان با قلم کوتاه می شود

وقرن ها در آن

یک خط باریک کوتا هیست

که فرصت را به تو می دهد

که قرنها از زندگی ات بگذرد

وتو بار ور شوی

وفرصت با رور شدن را بیابی

وفقط کافیست که نهراسی

وسایه های سیاه  قلم به دستان مزدور

را از سفره ء خود دور کنی

آن وقت است که مثل خورشید

 خواهی در خشید

وره پیمایان آزادی خواهی بود

هیچ چیز  از تحجر

به جز نفرت به دنیا نخواهد آمد .

 

من اشکهایم برای تست

چرا که آزادی من در گرو آزادی تست

قرن ها برای تو نوشتم

اما سیا ه ترین چهره را

بر من مسلط کردی

تا تو جلو دار این صف نگردی

آزادی متولد نمی شود

شب در تو هست که میمیرد و

وقتیست که در پیشگاه

 قلمی که انسانی می اندیشد  زا نو زنی

ونماز گزاری

دستهای زمختت را به ده من

ما درد مشترک داریم

واحساسمان یکیست

وخون هر دویمان  هست

که قرن هاست که می ریزند .

 

همش در حماقت تو بود

که این سفره خونین شد

وتو بر جهل هزار ساله گان

سجده کردی

وبر مرگم خندیدی

وبه جرم قرمطی

مرا سر بریدی .

 

ستاره گان می درخشند

وماه می تابد

وقرقاولهای جوان

بر شا خه های در ختان زیتون

دم آویخته اند

ومن در فکر پیوند با دستهای تو هستم .

 

علی یحیی پور سل تی تی

نهم ژانویهء دوهزار و ده

منبع: سايت ديدگاه





[تاریخ ارسال: 16 Jan 2010]  [ارسال‌کننده: حمید]  [  ]  
آقا چقدر خون خون می کنید!
بکار بردن بیش از اندازه این کلمه "خون" در جابجای شعرتان نه تنها زیبای های کلامتان را می پوشاند بلکه گاه خواننده را عصبی می کند!
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.