خامنه ای در افاضات جدید خود، برای رهایی از وضعیت کنونی، دست به دامان خواص شد، تا شاید از تعمیق بحران کنونی، و افزایش تنش های موجود کاسته شود. "رهبر معظم" امت حزب الله، بسیجیان، لباس شخصی ها، اطلاعاتی ها و پاسداران، طلبه ها و دیگر عمله خلوت و جلوت، در فرمایشات حکیمانه خویش فرمودند:
"در شرایط کنونی همه جریان ها و گرایش های سیاسی داخل نظام باید خط و مرز خود را با دشمن به صورت شفاف مشخص کنند و در این میان وظیفه خواص، به ویژه خواصی که تأثیرگذاری بالایی دارند، بیش از دیگران است".
آنچه که مشخص است، روی سخن خامنه ای نه با "اصلاح طلبان"، که با جناح اقتدار گرای خشونت طلب به اصطلاح اصول گرا می باشد. اعتراضات پس از "انتخابات" - که با رسوایی هر چه تمام به بار نشست! – تداوم آن با مطالبات اجتماعی – سیاسی و تعمیق یافتن تضادهای درونی، در تمامی ارگان های رژیم، موج جدیدی از وحشت به راه انداخت. و در این میان، علیرغم تمامی خشونت های اعمال شده و بی قانونی های موجود و سرکوب جنبش مدنی مردمی که خواهان حقوق خود بودند، و نیز علیرغم حمایت همه جانبه نیروی خشونت طلب اصولگرا از روند بی قانونی و سرکوب، و ایجاد جو رعب و وحشت، این جنبش نه تنها از پای ننشست بلکه بر مطالبات خود نیز بیش از پیش افزود. شدت سرکوب به گونه ای اوج گرفت، که دیگر نه تنها اصلاح طلبان و حامیان روحانی آنها، که بخشی از جناح اقتدارطلب نیز به واکنش واداشته شد. میانه بازانی چون رفسنجانی که همواره به بندبازی عادت داشته اند، به گونه ای تحت فشار قرار گرفت، که مجبور شد باز هم به میدان بیاید و برخورد با مردم!! (که گویی تازه گی داشته است!) را محکوم کند. هر چند که او طبق سنت دیرینه، باز هم یکی به میخ و یکی به نعل کوبید! واکنش "روحانیان بلندپایه"، همچون صانعی، طاهری، بیات، دستغیب و تعدادی دیگر، حکایت از عمیق تر شدن شکاف در درون حاکمیت و حامیان بلندپایه آن داشت. اعلام سلامتی "انتخابات" از سوی علی خامنه ای و "تنفیذ" عجولانه حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد که به طور نابخردانه ای از سوی وی اعلام شد، با مخالفت مراجع نامبرده، خاتمی، موسوی، کروبی و دیگر اصلاح طلبان مواجه شد که خود حکایت از بی اعتبار دانستن مواضع و اقتدار ولایت فقیه بود!
دستگیری دوباره علیرضا بهشتی، فرزند محمدحسین بهشتی که تا هنگام حیات، پس از خمینی مقتدرترین چهره نظام به شمار می رفت، و بسیاری دیگر از چهره های شاخص مدافع و فدایی رژیم، گندیدگی و فساد رژیم را بسیار بیشتر از آنچه می نمود، در معرض دید همگان – از جمله مدافعان آن - قرار داد.
اما این همه موضوع نبود. مشکل از آنجایی آغاز شد که مجلس اصولگرا با طرح مساله کهریزک و لاجوردی دیگری به نام مرتضوی، با انگیزه جراحی و قربانی سازی، و پاک سازی صورت مساله، به خشونت طلب ترین مدافع نظام تعرض کردند. و بدتر از آن انتقادات گزنده علی مطهری دیگر نماینده اصولگرای مجلس از احمدی نژاد و دفاع وی از رفسنجانی و فرزندان وی بود! بیانیه آخر موسوی نیز، در برخی از عناصر "شاخص" جناح اصولگرا شک و تردیدهایی بر انگیخت که نتیجه آن، نامه پاسدار محسن رضایی به خامنه ای و واکنش های خواص دیگر بود!
مخاطب سخنان روز سه شنبه 19 ژانویه خامنه ای، بدون تردید، همان اصولگرایانی بودند، که آنان نیز با تردید و دلهره به روی دادهای اخیر می نگرند. بی شک شکاف در جناح اصولگرا، رژیم فقها را با بحران دیگری مواجه خواهد نمود که پایان آن برای هیچکسی قابل تصور نیست. خامنه ای برای از دست ندادن آخرین پایگاه های خود، و نیز پدید نیامدن شکاف اندر شکاف، این بار دست به دامان خواص شده است، تا شاید چند صباحی دیگر به حکومت خویش ادامه دهد! اما تعمیق مطالبات مردم، فراتر رفتن خواست آنها از خواست ها و مطالبات سردمداران و رهبران جنبش سبز، تضاد غیر قابل تصور طبقاتی، بی عدالتی، اختناق، خشونت و بی رحمی تئوکراسی موجود، و نیز گسترش مقاومت، و تداوم اعتراضات مردمی، از "خواص تاثیر گزار" نیز عبور کرده و خود را از تمامی بندها، زندان ها و تمامی کهریزک های موجود رها خواهد نمود. شرایط موجود و فساد بی پایان روز افزون، حکایت از فروپاشی قریب الوقوع "حکومت فقیه" دارد.
"یادداشتهای روز "، ویژه سایت دیدگاه نوشته میشوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشتهای روز سایت دیدگاه" قید کنید .
علی فیاض
www.fayyaz.blogsky.com