شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۶ تير ۱۳۹۷ - ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سازمان ملل متحد و وضعیت ایران

علي فياض

در ایران از آغاز حاکمیت روحانیت تا کنون، فجایعی روی داده است که مشابه آن را در کمتر جوامعی می توان مشاهده نمود. از سال 1358 خورشیدی که با یک انقلاب سیاسی – اجتماعی، استبداد سلطنتی واژگون و جای خود را به یک "جمهوری" ساخته و پرداخته خمینی و شرکا داد، تا کنون، نقض حقوق بشر، به شدت ادامه داشته است. دیکتاتوری تمام عیار "مذهبی"، نه تنها در عرصه های سیاسی – فرهنگی، که در عرصه های اجتماعی – خصوصی نیز لجام گسیخته حقوق شهروندان را نقض کرده و می کند.

بی اعتنایی به منشور جهانی حقوق بشر و نقض حقوق بین المللی نیز از دیگر دست آوردهای رژیمی است که خمینی به نام دین و مذهب، و حاکمیت خدا، کلیت منشورات مربوط به حقوق بشر را به سخره گرفت، و تمامی اعتراضات مجامع مدافع حقوق بشر را با این بهانه که قوانین ما از خدا و کتاب آسمانی سرچشمه می گیرد، رد و انکار نمود.

آنها از آغاز حاکمیت "استبداد دینی" خود تا کنون، به تمامی مجامع بین المللی و سازمان های مدافع حقوق بشر، دهن کجی نموده و با بهانه هایی از قبیل اینکه قوانین ما از خدا و وحی نشأت می گیرد، اعتراضات و بیانیه های حقوق بشری را نادیده گرفته اند. و البته این بخشی از تمرد و سرکشی های آخوندیسم افسار گسیخته می باشد.

در این میان آنچه که حائز اهمیت بوده، و بیشتر از هر چیز موضوع این یاد داشت می باشد، سکوت نسبی سازمان عریض و طویلی به نام سازمان ملل متحد می باشد، که نه تنها طبق وظایف خود عمل نمی کند، بلکه منافع خود را به منافع صاحبان قدرت و دارندگان حق وتو گره زده است.

روی سخن من با سازمانی است که پس از جنگ جهانی دوم تاسیس شد تا برای جلوگیری از جنگ و دفاع از صلح، ناقضین حقوق بشر را به زیر مهمیز خود بکشد! هر چند که از همان آغاز با تصویب حق وتو، سرنوشت جهان را به پنج قدرت برتر نظامی – اقتصادی جهان سپرد.

امروز اما از این سازمان انتظاراتی می رود که از فلسفه پیدایش آن فراتر رفته است. همه ی چشم های ملت های مورد ستم واقع شده به این سازمان دوخته شده است. آنچه که در جهان پیرامون و در کشورهای تحت حاکمیت استبداد در جریان است، و خلق ها را به بند کشیده و در اسارت صاحبان زر و زور و تزویر نگه داشته است، جنایاتی است که به نام نمایندگی از خلق ها اعمال می شود.

تمامی رژیم های استبدادی موجود، عضوی از این خانواده (سازمان ملل متحد) به شمار می روند. همه ی آنها اساسنامه ی سازمان ملل متحد را پذیرفته، به عضویت آن درآمده و خود را تابع مقررات این سازمان می دانند!

حقیقت اما به گونه ای دیگر است! گردانندگان سازمان ملل متحد، خود هیچ توجهی به منشور آن ندارند. بسیاری از رژیم ها و حکومت های موجود نیز همچون ارگان اجرایی آن، مقررات و قوانین را به سادگی آب خوردن زیر پا می نهند. بسیاری از کشورهای عضو، نه تنها حقوق شهروندان، که موازین جهانی بین الملل را نیز نادیده می انگارند.

در این میان اما، سرنوشت رژیم های توتالیتر و سرکوبگر که بر اساس قوانین خرافی و ارتجاعی اداره می شوند، تکان دهنده، نا تاریخی و غیر بشری است. و تاسف بار تر ، مماشات و کوتاه آمدن سازمان عریض و طویل بین الملل می باشد، که نقض مداوم حقوق شهروندان را به بهانه های مختلف نادیده می انگارد.

از آغاز حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی تا کنون، بارها، مدافعین حقوق بشر، عفو بین الملل، ارگان مدافع حقوق بشروابسته به سازمان ملل متحد و بسیاری از سازمان های رسمی و غیر رسمی، جنایات رژیم را محکوم کرده اند. اما آنچنان که می دانیم، هیچکدام از این قطعنامه های شدید و غلیظ ره به جایی نبرده است. هیچکدام از قطعنامه های سازمان ملل متحد بر این رژیم اثری اجرایی و تعیین کننده بر جای نگذاشته است. درست به همانگونه که بر نقض مداوم حقوق شهروندان فلسطینی توسط اسراییل.

اینک اما سخن از محاصره ها و تحریم های اقتصادی می رود. تحریم هایی که تاثیر قابل توجهی بر رژیم و روند قضایا نخواهد گذاشت. تحریم های اقتصادی، تنها و تنها مردم فقیر و محروم و تحت ستم را بیش از پیش، زمین گیر خواهد ساخت. پیش از این نیز گفته بودیم که تحریم های اقتصادی رژیم را واژگون نخواهد ساخت. گردانندگان "حکومت اسلامی"، تمامی منابع ملی ما را برای بقای حاکمیت خود حیف و میل خواهند کرد. آنها از دهان مردم خواهند ربود – همان سان که تا کنون کرده اند – تا حکومت را بر پای نگه دارند.

آنچه که می تواند، آنها را در مخمصه و گرفتاری قرار دهد، تحریم های سیاسی است.

تحریم هایی که می تواند با تکیه بر مبانی حقوق بشر، منشور سازمان ملل متحد – با همه ی ضعف ها و عیب های آن – تعهد اعضا، و وادار نمودن آنها به قطعنامه ها و مصوبات سازمان ملل متحد، از درد و رنج خلق ها بکاهد.

مشکل اما نقض مداوم حقوق بشر توسط سازمانی است که خود را سازمان ملل متحد می داند و در منشور آن، حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است؛ حقوق بشری که از سوی کمتر کشوری از اعضای آن رعایت می شود.

به راستی نقش این سازمان در رابطه با نقض مداوم حقوق بشر، زیر پا گذاردن قواعد بازی، سرکوب شهروندان، و ... چیست؟

در یک سازمان دموکراتیک که با تکیه بر قوائد دموکراتیک به شهروندان خدمات اجتماعی، فرهنگی و یا سیاسی ارائه می دهد، پاسداری از اساسنامه مصوبه آن، اساسی ترین وظیفه مدنی و حقوقی می باشد. از جمله تعلیق عضویت، اخراج، دادگاه... و ...

 سازمان ملل اما در این رابطه چه می کند؟

- تعلیق عضویت؟

- تحریم های سیاسی؟

- مسدود نمودن کلیه مناسبات سیاسی؟

- ؟؟؟

اما تا آنجا که به رژیم جمهوری اسلامی مربوط می شود، راهکار اقتصادی، علیرغم تمامی گفتارها و دستورالعمل ها ره به جایی نخواهد برد. تنها راه چاره، تعلیق عضویت، تحریم های سیاسی و مسدود نمودن رفت و آمدهای جهانی و بین المللی است.

 

تحریم سیاسی، تنها راهی است که می تواند به سرانجامی برسد.

پس چاره چیست و راه حل کدام است؟ به نظر نگارنده این سطور، تحریم های سیاسی نقشی بسیار تعیین کننده تر از تحریم های اقتصادی از خود بر جای خواهد گذاشت. چرا که اگر مبنای آن تحریم ها را نقض همیشگی حقوق بشر قرار دهیم، دیگر به هیچ روی قابل چانه زنی نیست. تمکین رژیم به حقوق بشر و مردم سالاری اگر شرایط ارتباط این رژیم با حکومت ها و دولت های دیگر تعیین گردد، و رژیم مجبور شود به آن تن دهد، این به معنی بحران عمده و اساسی در ارکان نظام خواهد بود. و تنها در چنین شرایطی است که امکان تغییر و تحولی اساسی در سرنوشت سیاسی ایرانیان را می توان به نظاره نشست. در همین راستا، در وهله نخست وظیفه سازمان ملل متحد و در وهله دوم، مسئولیت رژیم ها و دولت های دموکراتیک مدعی مدافع حقوق بشر است که با طرح های جدید و جدی و با تکیه بر نقض حقوق بشر، به تلاش برای انزوای این رژیم بپردازند. تحریم هایی که می تواند رژیم را – و نه مردم ایران را – از پای در آورد.

1. تعلیق عضویت ایران در سازمان ملل متحد به خاطر عدم تمکین و عدم رعایت مواد مصرح در اعلامیه جهانی حقوق بشر

2. احضار دیپلمات ها و سفرای کشورهای عضو سازمان ملل

3. قطع ارتباط هرگونه روابط سیاسی و ممانعت از ورود سردمداران رژیم به دیگر کشورها

4. به رسمیت نشناختن رژیمی که مشروعیت خود را نه از آراء مردم و حقوق مدنی آنان که از ساختار حکومتی و آمرانه ولایت فقیه می گیرد.

لازم به یادآوری است که سازمان ملل متحد برای اجرای چنین مواردی، باید به اصلاحات ساختاری و درونی نیز بپردازد. موضوعی که تا کنون با تکیه بر منافع قدرت ها و پنج عضو دائمی شورای امنیت، مهجور مانده و نادیده انگاشته شده است.

یادداشت‌های هفته"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می‌شوند. در صورت تمایل به بازتکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت‌های هفته سایت دیدگاه" قید کنید

علی فیاض

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.