شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۴ تير ۱۳۹۸ - ۲۵ ژوئن ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سکولاریسم

علی یحیی پور (سل تی تی)

سنت خوش دارد بلمد

بر بستر عا دت ها وهنجار ها وارزشهای کهن

ونو مته های تیز خویش را

بر صخره های باستانی سنت

فرو می کند وسپس

بر صخره های سخت سنت  بذر نو

جوانه می زند

واین است سکولاریسم .

 

آسمانی ابری بر فلات ایران

سایه انداخته است

که آبستن باران است

بارانی که فضولات متعفن تاریخ سنت

وقوانین ارتجاعی را با خود خوا هد شست

هم چون طویلهء اوژیانس

پاک ومنزه خواهد شد

وزمین طراوتی دیگر

از جنسی دیگر خواهد گرفت

که هر روز یک شاخه گل آقا قیای وحشی

را به ماری دخترک خوشبخت زندگی

تقدیم خواهد کرد.

 

من در لابلای این هجوم

  که نفرت را پس می زند

وخورشید را بر سفره ء محرومترین قلم

مهمان می کند و

به آسمان آبی پر رنگ

که انعکاس عمق اقیانوسها را

به تصویر ذهنم می آورد

جنگلی پر از طراوت می بینم

که در زیر نسیم آزادی وسکولاریسم

به آیندهء آفتاب کاران پیوند می خورد.

 

آه که چقدر به دست های پینه بسته

وزوال در رفته می اندیشیدم

وبه قانون

 ومیوه های کهنهء آنان تکیه می کردم

وتکیه گاهم سروش

وذهنیتها  وعمل گرائی های  مطلق

در زیر خنجر ومسلسل بود  

که قرنها شترش مرده بود

ومن در آن نفس می کشیدم

و قرن های دراز نفرت را

بدون قلم سپری می کردم

وبا لحنی آغشته به خون ؛

 این کهنگی را  که سراب بیابانها بود

بر سر نوشتم چیره کرده بودم .

 

از درون قوانین ارتجاعی وپوسیده

نوزائی به دنیا نمی آید

نوزائی در خت تنومندیست که

از قلم تراوش می کند

ودر بستر زمان ومکان مدام نو می شود

وبچه های جذامی را

مثل گلبولهای سفید در خود می خورد

ومتلاشی می کند .

 

ماه می تابد

وکبوتران خوشبخت

وقناری های جوان

در آسمان آبی فلات ایران

دارند آرام آرام از زیر خروار ها  خاک

سر بر می آورند

باید به پرواز آنان اندیشید

ومیدان را باز کرد تا پرواز کنند .

 

چه خون آلود است

این سر نوشت

وچه پریشان است گیسوان مادرم

وچه منظرهء با شکوهی دارد این تولد.

 

باید به توفان اندیشه کرد

ودر پناه یاخته های قلم

و پس تاریخ این جلادان

ره باریکه های آزادی را در یافت

وزمان را قرن ها به جلو برد

وزمان را کشت

درست مثل تئوری انشتین

ما چقدر به زمان مقروضیم

وقتی قلم را سجده کنی

زمان به سجده گاه تو می آید

قرنها یک ساعت است که

در تو سیال است .

 

 

 

من به تو نگاه می کنم

وبه دستهای سیمانی تو

که بو سه بر قلم می زند

تا قبله گاه خود را ستایش کند

اکنون که جرقه های آزادی را دیدی

درنگ نکن

رفتن در آینده ء زمان کار تست

بروب بروب این همه فاضلاب های مزمن را 

از دست های تو

وقتی زنجیر ها را گسستی

زندگی در زمانی دیگر

به تو لبخند خواهد زد .

 

اشکهایم از شوق آزادی لبریز اند

از زندگی نو ولباسی نو وبهاری نو

وزمانی نو وجهانی نو ودانشی نو

پیوند طبیعت با دانشی انسانی

وآزادی قمری های آسمان دود آلودهء تهران

ومهار فا ضلاب ها

وپیوند کشاورزی با فو لاد

وقلاده بستن زلزله های مهیب

ومیزبانی کویر های تشنه از خزر

من بهارم با ماریست

و با یگانه دارائیم؛ با ورزایم و  با اسب خر مائی رنگم .

 

وقتی اولین قدم را برداشتی

جهان به تو لبخند می زند

این اولین قدم شرط  همه چیز تست

زندگیت با این او لین قدم پیوند خورد ه است

که کور خدائی که به آن ایمان داری

به گوشه ای بگذاری

واز مجلس و دولت و آموزش رهایش کنی

آنگاه رنگ آزادی را خواهی دید

وخدایت هم پنهانی های ترا

با ور خواهد کرد

واحساس هوائی خواهد خورد

وخلاقیت ذهن را با نسیم بهاری

آشتی خواهی داد  

وگرنه همه چیز بر دایرهء سراب می گردد .

 

بیست چهارم ژانویه دو هزارو ده

علی یحیی پور سل تی تی

منبع: سايت ديدگاه





در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.