شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۶ تير ۱۳۹۷ - ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

چند نکته درباره انقلاب 57
علی فیاض

علي فياض

جهت توجه کاربران دیدگاه: این مطلب با کد ورودی و توسط نویسنده مقاله، مستقیما وارد دیدگاه شده است. از این پس تنها مطالبی منتشر می شوند که کاربر کد ورودی داشته باشد و خودش مستقیما مطلبش را وارد سیستم کرده باشد.
------------------------------------------

31 سال از انقلابی که کشور ما را دستخوش تغییر نمود، سپری شده است. انقلابی که قرار بود آزادی، عدالت، برابری، و "مساوات" را به ارمغان بیاورد، اما بنا به دلایل متعدد، نه تنها شرایط را بهبود نبخشید که ما را به گذشته ای بسیار دور پرتاب نمود و باعث شد تا نه تنها از دست آوردهای مدرنیته بی بهره بمانیم، بلکه دست آوردهای مشروطه را نیز از دست بدهیم. 

انقلاب اما صرف نظر از پیامدهای آن، انقلابی اصیل، درونی و مردمی بود که پیش و بیش از هر نیروی "انقلابی"، رژیم سلطنتی در به وجود آمدن و زمینه سازی آن نقش آفرینی نمود. بن بست حرکت های اصلاح طلبانه و عدم تحمل دگر اندیشی و نقادی خردمندانه، اعمال خشونت آمیز شکنجه و زندان در پاسخ به پرسش های اجتماعی – سیاسی و ذهن خلاق و نقاد جوانان، دانشجویان، روشنفکران و اندیشمندان، سرکوب و تحقیر توده ها، زندگی لوکس و اشرافی طبقه حاکم، و بی اعتنایی به خواست های چهره ها و جریانات سیاسی اصلاح طلب و ... زمینه ساز انفجاری سیاسی – اجتماعی شد که "انقلاب" نامیده شد. انقلابی که با توجه به زمینه های آن، بسیاری از نیروهای سیاسی چپ، چپ مذهبی، ملی گراها، روشنفکران (نویسندگان و شعرا) سنت گرایان و حتی مرتجعین در شتاب بخشیدن به آن نقش داشتند. بدیهی است که مطالبات و خواست های این نیروها یک سان نبود و در نتیجه اهداف آنها نیز. درست به همان گونه که امروز نیز نیروها، احزاب و دسته بندی های سیاسی موجود اهداف یک سانی را نمایندگی نمی کنند.

طبیعی است که بخشی از نیروهای سیاسی اپوزیسیون آن زمان، درک نازلی از آزادی داشتند. دلیل آن هم زیاد پیچیده نبود. عدم تجربه دموکراسی، نبود آزادی، فراهم نبودن شرایط مناسب و مساعد فرهنگی، عدم امکان دیالوگ و "نقد"، دنباله روی از چپ سنتی و "دیکتاتوری پرولتاریا" که به نام پرولتاریا، اما با رهبری بوروکرات ها و تکنوکرات های "آمبورژوازه" شده و قدرت طلب، و عدم تساهل و تسامح در برخورد با منتقدین – مشابه آنچه که در دوران استالین روی داد که برجسته ترین چهره های نقش پرداز در انقلاب روسیه را حذف فیزیکی نمود – انقلابی گری، شعارهای خشونت انقلابی و خشم انقلابی، الگو برداری از جنبش های مسلحانه که بیشتر بر خشونت و مبارزه مسلحانه متکی بودند، ذهنیتی که به توهم توطئه متکی بود و همه چیز را به حساب امپریالیسم و عوامل آن می گذاشت، و ... بر حتی نیروهای مذهبی نیز سایه افکنده بود. به جرات می توان گفت که کمتر نیرویی می توانست خود را از جاذبه این رفتارها و تمایلات "انقلابی" رهایی بخشد. البته و بدون تردید، نباید کتمان کرد که در همه این نیروها و جریانات، گرایشات آزادی خواهانه و عدالت طلب، با چشم اندازی فرا تر از زمان خود وجود داشتند. نیروهای قابل توجهی به این باور رسیده بودند که تا استقرار و استمرار دموکراسی و آزادی، می بایست با استبداد به نبرد ادامه داد. نفی هرگونه استبداد، در دستور کار آنها قرار داشت، و آزادی را به همان گونه که ما امروز می فهمیم، درک می کردند. اما مشکل از اینجا ناشی می شد که تمامی این نیروها خود برخاسته از فرهنگ و بستری بودند که سنت، ارتجاع و استبداد، استثمار و سرمایه داری خود محور، پایه های اصلی آن را تشکیل می دادند. این نیروها به "آزادی"، تساهل، تسامح و پلورالیسم "عادت" نکرده بودند، چرا که تجربه آن را نداشتند. این است که می بینیم در سازمان ها و احزابی که سال ها همچون برادر و رفیق در کنار هم مبارزه می کردند و از هستی شان می گذشتند تا رفیقشان آسیب نبیند، ناگهان به خاطر دگرگون شدن و دگرگونی در مواضع، حل عوامل انشعاب و اختلاف نظری را در استفاده از اسلحه می دیدند.

این است که می بینیم در بسیاری از نوشته ها و بیانیه ها، آزادی و برابری محور همه حرکت ها قرار می گیرد، اما در عمل چیز دیگری از آب در می آید! طرح این جملات اما، به این مفهوم نیست که، پس این نیروها، برای باز تولید استبداد مبارزه می کرده اند و یا جایگزینی استبدادی دیگر. تلاش های صادقانه، ایثار و ازخود گذشتگی، لازمه رسیدن به اندیشه و عمل مبتنی بر آزادی و آزادی خواهی است. رفتاری که در اعمال و کردار بسیاری از نیروهای ترقی خواه ایران موج می زده است. غرض این بود که این نیروها نیز خود محصول و محصور شرایط موجود بوده اند؛ در عین حال که آنها به مرحله ای از خودآگاهی و بیداری رسیده بودند که وضعیت استبدادی موجود را بر نمی تافتند و ظلم و ستم را تحمل نمی کردند. در بین همین جریانات و احزاب و سازمان های مترقی و روشنفکر بود که اسطوره هایی برخاستند که با اندیشه و عمل خود جامعه را به پیش فرا خواندند. آنچه که ما امروز از آن تحت عنوان سنت روشنفکری و آزادی خواهی یاد می کنیم و با وابستگی و پیوستگی خود و با تکیه به آنها، به مبارزه برخاسته ایم، بدون شک محصول مبارزات، تلاش ها و فداکاری های آنانی است که خود را به استبداد نفروختند و سختی ها را تحمل کردند. اما، آنها نیز بایسته نیست شان و مرتبه خود را فراتر از آن ببینند که در معرض "نقد" قرار نگیرند.

انقلاب، علاوه بر استبداد رژیم سلطنتی، بدون شک محصول مبارزات این نیروها نیز بود. پدیده ای درونی که نه ارتباط خاصی با "استکبار جهانی" داشت و نه به زعم مدافعین رژیم پیشین محصول توطئه استعمار آمریکا و انگلیس برای بدبخت کردن و عقب نگه داشتن و سرنگونی رژیم شاهنشاهی بود. البته قابل درک و منطقی است که در جهان مدرن همه کشورها بر یکدیگر تاثیر گذار هستند. تاثیرگذاری هایی که محصول روابط، مبادلات و بده و بستان های اقتصادی – سیاسی است. تغییر رژیم ها همواره سایه خود را بر شرکای اقتصادی – سیاسی می افکند و در بسیاری موارد جای "دوست" و "دشمن" را عوض می کند. قطع مبادلات و روابط اقتصادی، می تواند طرف مقابل را با فقر، بیکاری و کسری بودجه مواجه سازد. اما این شامل تمامی کشورها و دولت ها می باشد. "توهم توطئه" که تبدیل به ملکه ذهنی ما ایرانیان شده است، راحت ترین کاری است که می توانیم بر آن تکیه کنیم، تا تنبلی های ذهنی، تقصیرات خود، عوامل و فاکتورهای اجتماعی موجود را نادیده بگیریم. موضوع نفت و اینکه گویی "اعلیحضرت" با تکیه بر آن به مبارزه با امپریالیسم! و استعمار! برخاسته بود و همان باعث خشم استعمار از وی شد و زمینه ساز سرنگونی اش، ساده ترین و در عین حال ابلهانه ترین تصوری است که می توانیم، از انقلاب مردم ایران داشته باشیم. قراردادهای نظامی و صنعتی و فروش تجهیزات نظامی پیشرفته که تنها به ایران فروخته می شد و در آستانه انقلاب ایران را برای آمریکا و متحدانش تبدیل به "جزیزه ثبات" نموده بود، به اندازه کافی گویای واهمه و نگرانی غرب از رژیم شاهنشاهی می باشد!

یادداشت های روز، ویژه سایت دیدگاه نوشته می شوند. در صورت تمایل به باز تکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت های روز سایت دیدگاه" قید کنید.

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.