شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۷ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دست مریدان خمینی دجال از انقلاب مردم کوتاه!
میلاد مختوم

میلاد مختوم

یاد و خاطره انقلاب بهمن 57 را باید در هر شرایطی زنده نگهداشت، نه تنها به خاطر اوج شکوفایی همبستگی اقشار مختلف مردم ایران در برابر ستم و استبداد سلطنتی تا دندان مسلح و وابسته به قدرت های استعماری، نه تنها به خاطر آفرینش یکی از بزرگترین و با شکوه ترین انقلابات مردمی تاریخ بشری، نه تنها به خاطر برآورده شدن خواست تاریخی و آرزوی دیرینه ملت ایران برای سرنگونی و به قعر زباله دانی تاریخ فرستادن نظام استبداد سلطنتی و برچیدن بساط غارت و چپاول سلسله خائن، وابسته و ستمگر پهلوی،   بلکه برای درس گرفتن از آن تجربه گرانقدر تاریخی.

 

تاریخ دیرپای ایران زمین سرشار از رخدادهای افتخارآمیز و غرور آفرین است. ضرورت آموزش و استفاده از تجربیات تاریخی در شرایط کنونی، که شیر زنان و کوه مردان ایران زمین بار دیگر برای برچیدن بساط استبداد دینی از جان خویش مایه می گذارند، صد چندان است. تنها از این طریق است که می توان سره را از ناسره تشخیص داد و از تکرار اشتباهات فاجعه بار تاریخی جلوگیری کرد. آنچه امروز در کوچه ها و خیابان های شهرهای ایران شاهد آن هستیم، در واقع تداوم انقلاب بهمن 57 است. انقلابی که پس از کسب نخستین پیروزی مقطعی، یعنی سرنگونی نظام ستم شاهی، می رفت تا فلک را سقف بشکافد و در میهن عزیزمان ایران طرحی نو در اندازد، اما متأسفانه توسط دار و دسته ارتجاعی خمینی دجال و با امدادهای غیبی جهانخواران ملاخور شد.

 

همانطور که به قدرت رسیدن و ظهور سلسله پهلوی به دنبال کودتای انگلیسی سوم اسفند 1299 تمامی دستاوردهای انقلاب مشروطه را بر باد داد و استبداد و خفقان را با کمک بیگانگان در ایران حاکم کرد، سقوط این سلسله خائن نیز با بر باد رفتن و ملاخور شدن انقلاب شکوهمند بهمن 57 همراه شد. در واقع استعمار گران، سلسله وابسته پهلوی را برای مهار کردن انقلاب مشروطه به قدرت رساندند و آنگاه که در سال 57 با شعله های خشم خروشان مردم ایران مواجه شدند و دریافتند که دیگر رژیم پهلوی توان کنترل مردم به پا خاسته را از دست داده است، سقوط اجتناب ناپذیر سلسله کذایی طاووس را در پشت درهای بسته و با زد و بند با باند ارتجاعی خمینی و خمینی صفتان برای جانشینی آن، سازماندهی کردند. بدین ترتیب دار و دسته ارتجاعی خمینی با خیانت به اعتماد مردم، مأمور مهار انقلاب شدند و فاشیزم مذهبی را بر مملکت حاکم کردند.

 

اگر تمامی سلسله های پادشاهی، سلطنت را موهبتی الهی می دانستند و در جلد حامیان دین و حافظان شریعت ظاهر می شدند، اگر آخرین و وابسته ترین پادشاه، محمد رضا شاه خائن، خود را سایه خدا می دانست و چپ و راست امام یا امامزاده ای را در خواب می دید و آگاهانه بذر جهل و خرافات می گسترانید، خمینی دجال و حاکمان جنایتکار جمهوری اسلامی از این هم فراتر رفته و خود را نماینده تام الاختیار خدا، نایب خدا، جانشین خدا در زمین و حتی خودِ خدا معرفی می کنند و اگر لازم بدانند، خدا را هم به جرم محاربه با رژیم ضد بشری شان در بیدادگاه های آخوندی به محاکمه می کشند.

 

ضرورت خمینی زدایی و مرزبندی با مریدان دجال

 

نسل جوان امروز باید با اتکا به تجربیات تاریخی، به ویژه تجربیات نسلی که انقلاب بهمن 57 را آفرید، از به هدر رفتن رنج و شکنج و تلاش های خود جلوگیری کند. خمینی زدایی و حذف هر آنچه حتی به اندازه ارزنی نشان از مرام و منش خمینی دجال دارد و فاصله گرفتن از دم و دنبالچه های خمینی و مریدان جنایتکار او، شرط ضروری برای به ثمر نشستن جنبش مردم ایران است. همانطور که خمینی دجال با دروغ و ریا و سوء استفاده از موقعیت مذهبی خود در سال 57 مسیر انقلاب را منحرف کرد و استقلال کشور و آزادی و حق حاکمیت مردم را در پای جمهوری ننگین اسلامی قربانی ساخت، پیروان او هم امروز با همان شیوه های رسوا، همچون دزدانی که با چراغ آمده اند، در تلاش اند تا جنبش با شکوه مردم را به مهار خود در آورند و خواست سرنگونی تمام عیار رژیم پوسیده آخوندی را با نق زدن های ریاکارانه و بزدلانه به حد شعار مسخره "رأی من کجاست" کاهش دهند و همه خواسته های به حق مردم را در بحث نمایش انتخاباتی مترسکی به نام "رئیس جمهور اسلامی" و اجرای مغلطه ای تحت عنوان "قانون اساسی جمهوری اسلامی" خلاصه کنند.

 

مردم ایران خواهان برچیده شدن بساط ولایت و استقرار آزادی و جمهوری مردم سالار هستند، نظامی که مشروعیت خود را یکسره و به تنهایی از مردم و بر مبنای رأی آزاد مردم بگیرد، نه نظامی که "موهبت الهی" سلطنت و یا ولایت باشد و استعمار گران گاهی از سر لطف به این شاه و گاهی از سر ناچاری به آن فقیه اهدا کنند. این تداوم انقلاب بهمن 57 است روی دوش پر توان نسل جوان امروز، که برای به ثمر نشستن، نیاز به همبستگی ملی، برنامه مشخص، تشکیلات و آموزش انقلابی دارد. باید پهنه جنبش را گسترش داد، از مرحله جنبش اعتراضی با تظاهرات های مقطعی در کوچه و خیابان تا مدار جنبش مقاومت و تشکیل هسته های مقاومت و مقابله و مبارزه با گله های هار پاسدار و بسیجی و بالاخره تا سازماندهی اعتصابات سراسری در تمامی کارخانه ها، واحدهای تولیدی، ادارات دولتی، مدارس، دانشگاه ها و ...

باید با شجاعت و از خود گذشتگی چرخه ذلت و مصیبت روزمره را در هم شکست و تومار رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی را، در تمامیت آن و نه یک ذره کمتر، برای همیشه در هم پیچید. انقلاب تنها راه رهایی از چنگال خونین رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی است.

 

 

 میلاد مختوم

12 فوریه 2010  

 

"یادداشت های روز"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می شوند. در صورت تمایل به باز تکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت های روز سایت دیدگاه" قید کنید.    

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
میلاد مختوم:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.