شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۳۰ تير ۱۳۹۷ - ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

و اما بعد! رفسنجانی و «مقام معظم رهبری»!
علی فیاض

علي فياض

در سایت شخصی اکبر هاشمی بهرمانی رفسنجانی، مصاحبه ای درج شده است، که این مصاحبه در سایت های دیگری نیز انعکاس یافته است. آقای بهرمانی رفسنجانی که گویا از سن سیزده سالگی در میدان مبارزه به سر می برده است، از خاطرات خود در رابطه با آشنایی با "امام راحل" و "رهبر معظم انقلاب" سخن ها بر زبان رانده است. و از شیفتگی خود به امام، و هم راهی و هم دلی و دوستی با "رهبر معظم" یاد کرده است!

او که همواره به دودوزه بازی و میانه بازی و نان را به نرخ روز خوردن معروف شده است، همچون دیگر آخوندهای مزور و مکار، هر آنچه منافع صنفی، سیاسی و اقتصادی اش اقتضا کند، عمل می نماید. این است که در بحبوحه جنبش اعتراضی مردم، و به میدان آمدن "جنبش سبز"، هم تلاش نمود تا با آنها همراه شود و هم با اصول گرایان مدافع ولایت فقیه! که البته چندان هم عجیب و غریب نبود. هویت، حیات و موجودیت اکبر رفسنجانی به "رژیم" جمهوری اسلامی وابسته است و او هیچ گریزگاهی ندارد. این است که وی – علیرغم دستگیری فرزند و عروسش و نیز اتهاماتی که از سوی اصول گرایان و محمود احمدی نژاد به خود او و خانواده اش وارد آمده است – به صراحت حمایت و همبستگی اش با "ولی فقیه" ارتجاع را یادآور می شود و اعلام می دارد که؛

"هم من و هم شخص آيت‌الله خامنه‌ای در طول بيش از ۵۰ سال آشنايی و همکاری، مخصوصاً در طول ۳۰ سال پس از پيروزی و به ويژه طی يکی دو سال اخير بارها و بارها از استحکام روابط خويش در جلسات خصوصی و حتی در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های عمومی سخن گفته‌ايم. ثالثاً، هر دوی ما انقلاب اسلامی را بيشتر از جان خويش دوست می‌داريم و آن سفارش امام (ره) را در گوش جان خويش طنين‌انداز می‌بينيم. رابعاً، چرا بايد با هم اختلاف داشته باشيم؟ همين الان هر دو هفته يک بار با هم می‌نشينيم و درباره همه مسائل کشور بحث می‌کنيم. جلساتی است که چون ضبط نمی‌شود، هيچ محدوديتی در بيان مسائل نداريم."

نگارنده نه علاقه ای به گفته این "آقایان" دارد، و نه هیچگاه بر این باور بوده است که در این تنور نانی پخته می شود.

یادآوری موضع گیری اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی، به این دلیل است، که یاد آور این موضوع شوم که "افعی کبوتر نمی زاید"!

و البته روی سخنم با بسیاری از مدعیان خارجه نشین مبارزه با رژیم است که پس از نماز جمعه رفسنجانی و سخن های میانه بازانه وی، به وجد آمدند، و این "سردار سازندگی" را حلال مشکلات ارزیابی کردند! این مدعیانی که راه برون رفت از بن بست موجود را، تکیه به گرگ هایی می دانند که در حال دریدن یک دیگرند! هر چند که این گرگ ها، هوشیارتر از آنند که با دست خویش، به نابودی "کنام" خویش همت گمارند!

این سخنان رفسنجانی، دشنامی است که بر منکران ولایت و "معاندان" نظام فرود می آید. به ویژه کسانی که چشم طمع به کیسه ولایت و خلافت دوخته اند! آنهایی که حتی از بریدگان رژیم نیز نسبت به رهبری اصلاح طلبان و میانه بازان بر پا کننده حکومت و رژیم جمهوری اسلامی بیش از پیش حوش بینانه چشم دوخته اند!

که امیدوارم که خداوند خدا شفایشان بخشد!

 

 

علی فیاض

 

 

www.fayyaz.blogsky.com  

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



[تاریخ ارسال: 17 Feb 2010]  [ارسال‌کننده: وحیدی]  [  ]  
اولین سوالی که ما و گروهای سیاسی که معتقدیم مردم نباید امید به این جنبش سبز و «رهبرانشان » داشته باشند این هست که چه چیزی باعث می شود که مردم امیدوار باشند که "افعی کبوتر بزاید"؟ آیا به این خا طر نیست که می بینند که بعد از .٣ سا ل نه تنها گروها وسازمانهای سیاسی خارج کشور نتوانسته اند مسلحانه یا غیر مسلحانه آنها را از شر این رژیم بی رحم ووطن فروش و فاسد که مانند « ایدز» مردم ایران را از همه لحاظ «روحی، جسمی، اخلاقی و یا هر سه تا با هم » مریض کرده، رها کنند، بلکه کارشان شده رقا بت با هم و نفی وجود هم دیگر،تازه اگربه همین نفی کردن همدیگر اکتفا کنند، وقتیکه به جای اینکه در کنار هم ، صدای مردم داخل باشند، هر کدام می خواهند درد ایرانیان رنج کشیده را به جیب خود بریزند و بگو یند بدون ما امیدی نیست، چرا و چگو نه این مردم نگویند اینشا ا لله گربه است و به همین جنبش و حرکت رهبران غیر انقلابی که شاید بتوانند کمی این سیستم فاسد را عوض کنند امید نبندند؟
چرا همه گروهای مختلف، هر کدام با پرچمهایشان، آرمانشان، در کنار هم و همصدا، صدای مردم نباشند؟ آیا این دمکراسی که همه حر فش را می زنند نباید از اینجا شروع شود؟ چگونه گروها و سازمانهایی که فقط خودشان را سنبل(نمود) دمکراسی می دانند و می گو یند« دمکراسی ، آزادی فقط با گروه من،حزب من،سازمان من ووو .» می توانند ادعا کنند که فردای فرو پاشی این رژیم خونخوار برای مردم آزادی ودمکراسی به ارمغان خواهند آورد، وقتیکه از حالا چشم دیدن کسی یا گروه دیگری غیر از خودشان را ندارند؟ برای مثال طی این سه روز که سازمان ملل در ژنو می خواهد در مورد نقض حقوق بشر در ایران تصمیم گیری کند، گروهای مختلف جلوی سازمان ملل می خواهند «صدای مردم ایران باشند». چندین گروه هر کدام جدا گانه در گوشه ایی پر چم بالا می برند و فریاد می زنند و نماینده های خودشان را داخل سازمان ملل می فرستند و در فیلمها ، گذارشا ت خود و در بر نامه های رسانه ایشان طوری نمایان می کنند که انگار کسی غیر از جمع خودشان وجود ندارد. آیا این رژیم حیله گر و خدای دروغ و کلک ومکاری و این کشورهای خارجی که جز سود اقتصادی خودشا ن، چیزی برایشان ارزش ندارد این حرکا ت را نمی بینند ؟ وهمچنین خود مردم در داخل از طریق تلویزیونهای ماهواره ای چنین موضعگیریهائی را متوجه نمی شوند ؟ اگر این رژیم مرتجع بی خدا وضد اسلام مدعی خدا ودین در عرض این .٣ سا ل فقط یک سود داشته، این هست که ایرانیان داخل را پیچیده و از ساده نگری و ظاهر بینی دور کرده .مردم ایران نه دیگر به کشورهای خارجی امید می بندندو نه منتظر گروها و سازمانهای ایرانی خارج کشورمی مانند. شاید به همین دلیل هم است که از کو چکترین حرکتی در داخل حمایت می کنند.با توجه به واقعیتهای ذکر شده در بالا،چه کسی می تواند به آنها ایراد بگیرد؟ تازه اگر بازهم آن مردم در حال گول خوردن باشند، یا دوباره در شلوغی کسی از خارج به آنها تحمیل شود کوتاهی از کیست؟ ای وای که حقا " از ماست که بر ماست".
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.