شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۱ مه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مطبوعات ایران در منگنه دو نظام
جواد طالعی

دویچه وله

روزنامه‌نگاران ایران، در آستانه انقلاب بهمن ۱۳۵۷، با دست زدن به دو اعتصاب ۴ روزه و ۶۲ روزه، علیه سانسور حکومتی به پا خاستند. آیت الله خمینی، اعتصاب مطبوعات را ستود، اما پس از انتقال قدرت، فرمان تصفیه مطبوعات را صادر کرد.

 

اولین اقدام جمهوری اسلامی، اخراج ۲۱ عضو تحریریه کیهان بود که مورد تایید آیت‌الله خمینی قرار گرفت. چند ماه پس از تصفیه کیهان، آیندگان و حدود ۵۰ رسانه همگانی دیگر توقیف شدند.

چه عواملی میان روزنامه‌نگاران و رهبران انقلاب فاصله انداخت؟

همکارمان جواد طالعی، که خود در دوران انقلاب عضو تحریریه کیهان و هیئت مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران بوده است، کوشیده است در دو گزارش به هم پیوسته به این پرسش‌ پاسخ دهد. در بخش نخست، زمینه‌هائی بررسی می‌شود که به مقاومت روزنامه‌نگاران ایران در برابر سانسور حکومت سلطنتی انجامید و آنان را وادار به اعتصاب  کرد.

در بخش دوم، دلایل تصفیه و توقیف رسانه‌ها در نخستین سال حاکمیت جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار می‌گیرد:

نوگرائی در مطبوعات ایران

تاسیس دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی در سال‌های پایانی دهه ۴۰ خورشیدی، سرآغاز   مدرنیزه و علمی شدن روزنامه‌نگاری در ایران بود. دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی را، دکتر مصطفی مصباح زاده مدیر موسسه کیهان بنیاد نهاده بود. به این دلیل، بیشتر دانش‌آموختگان رشته روزنامه نگاری این دانشکده، در نیمه نخست دهه پنجاه شمسی، به موسسه کیهان راه یافتند.

با ورود دانش‌آموختگان، میانگین سنی نویسندگان و خبرنگاران کیهان پائین آمد و کیفیت کار کیهان، هم در عرصه استانداردهای بین‌المللی روزنامه نگاری، و هم در عرصه فنی نو شد.

ورود نسل جوان، شور و تحرکی را وارد جامعه‌مطبوعاتی ایران کرد که در سال ۱۳۵۶ خورشیدی به تغییری بنیادی در مدیریت سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات انجامید. در این سال، تحریریه کیهان، سه تن از جوانترین اعضای خود را، که همه از گروه سنی زیر ۳۰ سال بودند، نامزد عضویت در هیئت مدیره سندیکا  کرد و هرسه آن‌ها برگزیده شدند.

این نیروی جوان، برای نخستین بار، مساله ضرورت مبارزه صنفی با سانسور را در جلسات هیئت مدیره مطرح کرد. پی‌گیری یک خواست سیاسی، که تا آن زمان در سندیکا سابقه نداشت، با شرایط  سیاسی و اجتماعی ایران همخوان بود.

دلارهای نفتی و رشد مطالبات

در سایه افزایش درآمدهای نفتی، مطالبات قشرهای میانی جامعه روز به روز تنوع بیشتری می‌یافت. همزمان با آن، جیمی کارتر نامزد حزب دموکرات آمریکا، پس از پیروزی در انتخابات سال ۱۹۷۶،  حقوق بشر را محور سیاست خود قرار داد. او از کشورهای دوست آمریکا خواست که دست به رفرم‌هائی برای دموکراتیزه کردن جوامع خود بزنند. این دو عامل موازی، محمدرضا شاه پهلوی را ناچار ساخت که در تیرماه سال ۱۳۵۶ خورشیدی، امیرعباس هوایدا را، پس از ۱۴ سال نخست‌وزیری، کنار نهد و این سمت را به دکتر جمشید آموزگار بسپارد. آموزگار یک تکنوکرات بود و تصور می‌شد توانائی دست زدن به رفرم‌های سیاسی و اجتماعی را داشته باشد.

Bildunterschrift: در حالی که روزنامه نگاران همچنان مجبور به رعایت مقررات تدوین نشده سانسور بودند، جمشید آموزگار در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های خود همواره تاکید می‌کرد که روزنامه‌ها آزادی کامل دارند و دولت هیچ سانسوری را بر آن‌ها اعمال نمی‌کند. در واکنش به این ادعا، اسفندماه سال ۱۳۵۶ حدود ۱۹۰ تن از روزنامه‌نگاران نامه‌ سرگشاده‌ای را خطاب به نخست وزیر امضا کردند که در آن دولت به ادامه سانسور مطبوعات متهم می‌شد. (قلم و سیاست، جلد نخست، نوشته محمدعلی سفری)

دولت به جای رسیدگی به خواست‌های روزنامه‌نگاران، دو عضو تحریریه اطلاعات و سه عضو تحریریه کیهان را، که در تهیه نامه و گردآوری امضای همکاران خود نقش اساسی داشتند، ممنوع القلم کرد. این گروه، تا زمان انتصاب جعفر شریف امامی به نخست وزیری (تابستان ۱۳۵۷) همچنان ممنوع‌القلم بودند.

اعتصاب کوچک

ماجرای ۱۷ شهریور، در دوران نخست وزیری شریف امامی، سبب تغییر اساسی در سیاست وی شد. او، که تا پیش از آن کوشیده بود با اقداماتی نظیر تعطیل کازینوها و بازگرداندن تاریخ شمسی به تقویم ایران، رضایت گروه‌های مذهبی را جلب کند، مهرماه ۱۳۵۷ در تهران اعلام حکومت‌نظامی کرد.

روز سیزدهم مهرماه، چند نظامی برای کنترل روزنامه‌ها وارد تحریریه‌های کیهان و آیندگان شدند. هیئت‌های تحریریه، در اعتراض به این اقدام، بلافاصله اعلام اعتصاب کردند. این اعتصاب، پس از ۴ روز، به امضای سندی میان دولت و سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات منتهی شد، که به "منشور آزادی مطبوعات" معروف شده است. براساس این سند، دولت متعهد شد که از هرگونه دخالتی در کار مطبوعات بپرهیزد.

اعتصاب بزرگ

دولت شریف‌امامی پایدار نماند. روز پانزدهم آبان‌ماه ۱۳۵۷ دولت نظامی با نخست وزیری تیمسار غلامرضا ازهاری جای دولت شریف‌امامی را گرفت. پس از  اعلام خبر تشکیل دولت نظامی، تمام روزنامه‌‌نگاران ایران، به این دلیل که نمی‌خواستند سانسور نظامی را تحمل کنند، دست به اعتصاب زدند. این اعتصاب با پشتیبانی کارکنان اداری و کارگران مطبوعات همراه شد. سندیکای نویسندگان و خبرنگاران، برای آن که جریان انتقال خبر کاملا قطع نشود، مسئولیت انتشار یک خبرنامه روزانه را به رضا مرزبان و فیروز گوران، دو عضو سرشناس خود سپرد. این دو، امروز با نگاهی کاملا متفاوت به آن اعتصاب می‌نگرند.

فیروز گوران، معتقد است که دست زدن به اعتصاب طولانی یک اشتباه بود. او استدلال می‌کند: «در آن شرایط پر التهاب، روزنامه نگاران، قلم‌ها را بر زمین گذاشتند و افکار عمومی را کاملا به روحانیان سپردند. اندکی پس از آغاز اعتصاب، من احساس می‌کردم که این کار درست نیست».

اما رضا مرزبان معتقد است که روزنامه‌نگاران هیچ راهی جز توسل به اعتصاب نداشتند. او می‌گوید: « اعتصاب هم درست بود و هم اجتناب ناپذیر. اوضاع در آن زمان به گونه‌ای بود که راهی جز اعتصاب در برابر روزنامه‌نگاران و سندیکا قرار نداشت».

توافق با بختیار و پایان اعتصاب

اعتصاب ۶۲ روزه، روز ۱۶ دیماه سال ۱۳۵۷، همزمان با اعلام رسمی نخست‌وزیری دکتر شاپور بختیار، پایان یافت. شب پیش از آن، اعضای هیئت مدیره سندیکای روزنامه‌نگاران، به دعوت شاپور بختیار، در خانه وی با او به گفت‌وگو نشستند. در این دیدار، بختیار متعهد شد که از هرگونه دخالت دولت در کار مطبوعات جلوگیری کند. او به صراحت گفت: «هر مقام لشگری و کشوری برخلاف خواست شما پا به حریم مطبوعات گذاشت، با مسئولیت من، او را بیرون بیاندازید».

پس از این دیدار، هیئت‌مدیره سندیکا، با توجه به این که تنها هدف اعتصاب را آزادی مطبوعات می‌دانست، در جلسه داخلی خود تصمیم به پایان اعتصاب گرفت. رسانه‌ها، از فردای آن روز، در فضائی کاملا متفاوت با گذشته آغاز به کار کردند.

نخستین نشانه‌های اختلاف نظر میان روحانیان هواداران آیت‌الله خمینی و روزنامه‌نگاران، در میانه اعتصاب آشکار شد. این موضوع را، در بخش دوم این برنامه دنبال خواهیم کرد.

 

آذرماه سال ۱۳۵۷ خورشیدی، یک ماه  پس از آغاز اعتصاب بزرگ مطبوعات، از آنجا که روزنامه‌ها حقوق کارکنان خود را نپرداخته بودند، سندیکا با گشایش یک حساب بانکی، از مردم خواست که به اعتصابیون کمک کنند. چند روز بعد از گشایش این حساب، "حاج حسین مهدیان" و " حاج محمود مانیان" از رهبران جامعه بازاریان تهران، ضمن دیدار با هیئت‌مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران، اعلام کردند که بازاریان حاضرند هرمیزان پول که سندیکا می‌خواهد تامین کنند تا اعتصاب با شکست روبرو نشود. هیئت مدیره سندیکا، ضمن رد این پیشنهاد، به این دو یادآور شد که اعتصابیون، تنها کمک‌های کوچک مردم را می‌پذیرند و تمایلی به دریافت کمک از سوی، شخصیت‌ها، احزاب و سازمان‌ها ندارند.

چند روز پس از این دیدار، بی بی سی گزارش داد که آیت الله خمینی شش میلیون تومان به اعتصاب مطبوعات کمک کرده است. این گزارش، در شرایطی پخش می‌شد که پیش از آن، نه مذاکره ای با آیت الله خمینی صورت گرفته و نه پولی به حساب سندیکا واریز شده بود. هیئت مدیره سندیکا، برای رفع سوء تفاهم در افکار عمومی، بلافاصله متنی را در اختیار همه خبرگزاری ها قرار داد. در این متن، که به سراسر جهان مخابره شد، هرنوع ارتباطی میان اعتصاب و آیت‌الله خمینی تکذیب شد.

یک دروغ تاریخی

شانزدهم دی‌ماه ۱۳۵۷، همزمان با پایان اعتصاب و آغاز نخست وزیری دکتر شاپور بختیار، تیتر اصلی کیهان، چنین بود: « اعتصاب مطبوعات به فتوای امام خمینی پایان یافت» . این خبر، را، دبیر سرویس اقتصادی وقت کیهان و رئیس هیئت مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران، بدون آگاهی سایر اعضای هیئت‌مدیره در اختیار کیهان قرار داده بود.

محمد خوانساری، رئيس هیئت‌مدیره سندیکا، نوه آیت‌الله خوانساری بود و به این دلیل مناسبات تنگاتنگی با روحانیت داشت. شب پیش از انتشار روزنامه‌ها، اعضای هیئت مدیره سندیکا، در بازگشت از خانه بختیار، جلسه خود را برای تصمیم‌گیری درباره سرنوشت اعتصاب تشکیل دادند و به اتفاق آراء تصمیم به پایان اعتصاب گرفتند. در این نشست، محمد خوانساری پیشنهاد کرد که با آیت‌الله طالقانی در این مورد مشورت شود. اما سایر اعضای هیئت مدیره، به اتفاق، بر این نکته تاکید کردند که اعتصاب با اراده جمعی روزنامه‌نگاران آغاز شده و ارتباطی با جامعه روحانیت نداشته است. بنابر این، در مورد پایان دادن به آن نیز، سندیکا به نمایندگی روزنامه‌نگاران تصمیم می‌گیرد و نه روحانیت.

روز بعد، هنگامی که روزنامه با انتشار فتوای آیت‌الله خمینی از چاپخانه بیرون آمد، اعضای سندیکا از رحمان هاتفی سردبیر وفت کیهان توضیح خواستند. او توضیح داد که محمد خوانساری موضوع پایان اعتصاب را با نمایندگان آیت‌الله خمینی در میان نهاده و آن‌ها در تماس با پاریس، از آیت‌الله خمینی خواسته‌اند که در این مورد فتوا صادر کند.

یک دیدار تاریخی

چند هفته پس از انتشار مجدد مطبوعات، کمیته استقبال از امام خمینی، که مقر آن مسجد قبا بود، خواستار دیدار با هیئت مدیره سندیکای روزنامه نگاران شد. در این دیدار، از سوی سندیکا محمدعلی سفری (دبیر)، محمد خوانساری (رئیس) و هرمز مالکی (خزانه‌دار) حضور داشتند. کمیته استقبال از آیت‌الله خمینی را دکتر بهشتی، دکتر مفتح، حجت‌الاسلام رفسنجانی و چند تن دیگر نمایندگی می‌کردند.

در این دیدار، ابتدا دکتر بهشتی درباره اهمیت اعتصاب مطبوعات در پیشرفت روند انقلاب سخن گفت. وی سپس از نمایندگان سندیکا پرسید: «به نظر آقایان چند درصد مردم از رهبری امام خمینی پیروی می‌کنند»؟ اعضای سندیکا پاسخ دادند: «صرفنظر از طرفداران رژیم شاهنشاهی، تقریبا همه». دکتر بهشتی گفت: « ما می‌گوئیم ۸۰ درصد، قبول دارید؟» پس از پاسخ مثبت سندیکائی‌ها، دکتر بهشتی گفت: «پس عدالت ایجاب می‌کند که هشتاد درصد صفحات و ستون‌های روزنامه‌ها را به امام خمینی و طرفداران ایشان اختصاص بدهید. بقیه هم باشد برای سایر گروه‌ها».

این برخورد، خشم زنده یاد محمدعلی سفری دبیر سندیکا را چنان برانگیخت که گفت: «ما را یک هفته پیش به ساواک احضار کردند. فکر نمی‌کردیم که یک هفته بعد به ساواخ احضار شویم».

دکتر بهشتی، با حیرت پرسید: «منظورتان از ساواخ چیست»؟ سفری پاسخ داد: «سازمان اطلاعات و امنیت خمینی». با ذکر این جمله، فضای نشست تیره شد و نمایندگان کمیته استقبال و سندیکا لحظاتی طولانی درگیر جدل‌های شدید لفظی شدند. سرانجام دکتر مفتح که معتدل‌تر از دیگران بود، فضا را آرام کرد. اما دو طرف با رنجش خاطر از هم جدا شدند.

تشکیل انجمن اسلامی و آغاز تصفیه‌ها

پس از این نشست بود که انجمن اسلامی کارکنان کیهان، تشکیل شد. انجمن اسلامی، هر روز بهانه‌ای برای انتقاد از تحریریه می‌یافت و در حساس‌ترین لحظات مانع از کار آن  می‌شد. این انجمن، در عین‌حال کارگران و کارمندان بخش‌های اداری را، علیه تحریریه تحریک می‌کرد و به آن‌ها می‌گفت که اعضای تحریریه قصد دارند اموال کیهان را به نام خودشان کنند و از کارگران برده بسازند.

زمینه‌سازی‌ها، سرانجام روز ۲۴ اردی‌بهشت سال ۱۳۵۸ به اخراج ۲۱ نفر از اعضای جوان تحریریه کیهان انجامید. انجمن اسلامی، بلافاصله پس از اخراج این روزنامه‌نگاران، با اجاره کردن دو اتوبوس، گروهی از کارگران را به قم برد تا اقدام انقلابی خود را به آگاهی آیت‌الله خمینی برساند. رهبر انقلاب، خطاب به کارگران گفت: «کار خیلی خوبی کردید که این‌ها را بیرون ریختید، به عمل انقلابی خودتان ادامه بدهید».

اخراج ۲۱ عضو تحریریه، سبب شد که تمام اعضای تحریریه کیهان، دست به اعتصابی تازه بزنند که باز هم حدود دوماه به درازا کشید، اما نتیجه ای نداشت. انجمن اسلامی، با کمک تعداد معدودی از اعضای تحریریه، روزنامه را در کیفیتی نازل منتشر کرد و باعث شد که تیراژ آن از ۵۰۰ هزار نسخه به ۱۵۰ هزار نسخه و کمتر تنزل کند. به استثنای هفت یا هشت عضو تحریریه کیهان، بقیه آن‌ها، که حدود هفتاد نفر بودند، در ماه‌های بعد، بازخرید شدند و به همکاری خود با کیهان پایان دادند.

تعطیل آیندگان و ۵۰ نشریه دیگر

تصفیه کیهانی‌ها، مقدمه پاکسازی گسترده مطبوعات بود. در تابستان سال ۱۳۵۸ آیت‌الله خمینی با اعلام این مطلب که دیگر آیندگان را نمی‌خواند، زمینه توقیف آیندگان را فراهم ساخت.

درباره تعطیل آیندگان، فیروز گوران که در آن زمان عضو ارشد شورای سردبیری این روزنامه بود می‌گوید: «گروهی مسلح به ساختمان آیندگان حمله کردند. یکی از آن‌ها با نشان دادن کاغذی تا شده گفت که آیندگان توقیف شده است. همانجا سه عضو شورای سردبیری و گروهی دیگر از همکاران آیندگان را به یک مینی‌بوس ریختند و به زندان بردند».

همزمان با توقیف آیندگان، دادستانی انقلاب فرمان توقیف حدود ۵۰ نشریه دیگر را صادر کرد. به این ترتیب، پیش‌بینی شاپور بختیار تحقق یافت: روزنامه‌نگارانی که با اعتصاب خود به روند پیروزی انقلاب شتاب بخشیده بودند، خود قربانی این انقلاب شدند.

 

منبع: دویچه ‌وله




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
دویچه وله:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.