شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۴ تير ۱۳۹۸ - ۲۵ ژوئن ۲۰۱۹



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تعقل وخرد انسان را زیبا میکند

علی یحیی پور (سل تی تی)

اساس خرد در جستجو وکاوش انسان است

گوهر انسان در جستجو شکل می گیرد

هنر اندیشیدن انسان را شاد می کند

اندیشهءانسانی شادی می آورد

گوهر انسان در شادیست

خرد زبانه کشیدن آتش آگاهی از جوهر وجود انسان است

خرد ار حواس انسان نشئت می گیرد

ودر پوشش یک تعقل پیچیده ؛انسان آگاه می شود

وزیبائی ونشاط در مغزش تراوش می کند .

 

خرد هم زاد اندیشیدن است

وچراغیست در تاریکی ذهن

خرد روشنی بخش انسان است

تا اعماق ذهن را تئوریک کند

وبه پراتیک در آورد و هم به کشف مقولات نایل آید

تا انسان را به عمل آگاهانه وادارد

انسان اندیشمنددرجانش خرد؛فروزش می کند

ومثل شمعی روشن می شود

وقتی انسان اندیشه کرد

هستی اش روشن می شود

خردنقطه ء ممان جستجوست

روشن شدن ؛درخشیدن ؛شعله ور شدن ؛نمو کردن ؛مبارزه ؛

بالیدن همه از تابش اندیشیدن است

تا اندیشمند را ژرفا بخشد

وفرهنگ اورا بسازد

انسان غیر اندیشمند فرهنگ انسانی ندارد

اما اندیشه در آگاهی تجسم می یابد

وآگاهی در آزادی به فرهنگ بالنده تبدیل می شود

فرهنگ عصارهء جهان هستیست

اما فرهنگ وآزادی تا زمانی که انسان

اسیر مالکیت است

طبقاتیست .

 

فرهنگ واندیشه در جهان معاصر

تا زمانی که در چنبرهء مالکیت اسیر است

طبقاتیست .

 

هر طبقه ای فرهنگ خود را دارد

وآگاهی خودرا از در خت جستجو کردن می گیرد

مقولات آزادی وآگاهی وعدالت در جهان معاصر

بدون در نظر نگرفتن طبقه

مقولاتی تجریدی اند

وذهن را در پستوی فرهنگ بیمار طبقهء حاکم می برد

فرهنگ تجریدی فرهنگ کور کردن است

فرهنگی که در آن مقولات پا ندارند

وواژگونه به تصویر می آیند .

 

فرهنگ تجریدی فر هنگ کاذب است

آگاهی کاذب است

فرهنگ تقلید است

که انسان را مقلد وحیوان تربیت می کند .

 

برای درک مقولاتی که زندگی انسان را می سازند

باید آن مقولات را چشید ومزه کرد

تا اندام وارگی هایشان را فهمید

بدون مزه کردن مقولات

هیچ مقوله ای درک نمی گردد

شناختن از مزه کردن مقولات نشئت می گیرد

وخود شناخت از جستجو وکاوش هست

فرهنگ تقلید وایدئولوژِی

فرهنگ مذهبیست

که آگاهی کاذب می دهد

فرهنگ برده گیست

که آزادی واستقلال انسان را 

در چنبرهء آهنین خود اسیر می کند

وشناخت علمی وواقعی را از انسان می گیرد

تا شادی که نقطهء ممان خرد است

در انسان زبانه نکشد

چون شادی نتیجهء آگاهیست

که در هستی انسان شعله ور می شود

وخوشبختی انسان را می سازد

با چشم خرد هست که زندگی را قابل چشیدن می کند

تا شادی وشیرینی وتلخی وغم آن را فرا گیرد

ونهراسد ترس هم زاد برده گیست .

 

انسان در جستجوست

که واسطه ورسول وامام نمی خواهد

خود به کاوش می پردازد تا به خود آگاهی رسد

وسر نوشت خود را خود به دست گیرد

این است که مذهب اولین قتلگاه آگاهی انسان است

آزادی انسان در این اولین قتلگاه تعیین وتکلیف می شود

انسان برای رهائی خود

باید این از خود بیگانگی را مهار کند

تا زندگی بر او لبخندزند.

 

جستجو اساس بینش انسان را می سازد

که فرهنگ از خود بیگانه وتقلید را از خود دور کند

تا بتواند نگاه نقاد به جهان هستی داشته باشد

واطرافش را ببیند

فرهنگ نقد هست که آزادی در آن شکل می گیرد

فرهنگ نقد دشمن سکت وفرقه هست

جهان لایتناهی درفرهنگ نقد هست

که قابل شناخت هست

شناخت هم شادی آور است

ومیزانی برای رهائی وخوشبختی انسان وطرد ترس .

 

عین وذهن در یک رابطهء دیالکتیک وتاءثیر متقابل

به هم پیوند دارند

ولی درعین حال مستقل از هم انداما

در مقولات اجتماعی هیچ عینی بدون ذهن نیست

ذهن می تواند به طور مستقل پراکسیس کند

وتکامل یابد

وهنر شعر آفریند ومفهوم زاید .

 

این است که آگاهی؛ پراکسیس ذهن می طلبد

ونگاه نقادانه به جهان هستی

ونگاه اندیشمندانه به مقولاتی

که خوشبختی انسان را می سازند

این است که اندیشمندان را در الیت جامعه قرار می دهد

نتیجه اینکه جامعه ای آزاد است

که اندیشمند وانسان فکور داشته باشد

ومیزان آزادی انسان فکور میزان خوشبختی جامعه هست

وبرعکس وقتی انسان فکور به بند وزندان بسته می شود

شادی از آن جامعه رخت بر می بندد

وفرهنگ کوران ومقلدان جایگزین می گردد.

 

فرهنگ قرآنی و فرهنگ توراتی وانجیلی

فرهنگ آزادی کشان است

که ریشه نه در نا خود آگاه انسان بلکه

ریشه در سرمایه ومالکیت دارد

نمی توان بدون طرد سرمایه

 به طرد فرهنگ قرآنی نایل آمد

ویا آن را بکناری کشید

در ذره ذره تفکرات نمایندگان کنگرهء آمریکا

فرهنگ توراتی وانجیلی عجین است

فرهنگ بوش ومک کین فرهنگ انجیلی و فرهنگ توراتیست

فرهنگ اوبا ما فرهنگ قرآنیست که پشت انحصارات است

که در زیر پای پادشاه عربستان زانو می زند

تا دوازده میلیارد دلار را برای مجتمع صنعتی نظامی امریکا بگیرد  

فرهنک موسوی وکروبی وخاتمی فرهنگ قرآنیست

فرهنگ خامنه ای فرهنگ قرآنی ومالکیت میلیاردها سرمایه هست که هزاران مزدور محافظتش می کنند  

اینها نمی توانند مبشران آزادی باشند

انسان اسیر ما لکیت انسان فکوری نیست

چون هنوز از ازخودبیگانگی رها نشده هست .

 

مالکیت سرمایه دشمن آزادی واستقلال انسان است

کسی فکور و با لنده هست

که عصاره های مالکییت برده داری

 سرمایه را در تمامیتش طرد کند

هیچ جوی حقیری از سرمایه به آزادی نقب نمی زند

آزادی های موجود در جوامع مدرن نتیجهءمبارزات انسان فکور

با مالکیت برده وار این جوامع همراه بوده است

نمی توان جستجوگر تاریخ بود

مبارزات شکوهمند مردم فکور این جوامع را ندید

میزان آزادی انسان در این جامعه

به میزان رهائی انسان

 از مالکیت برده وار این جهان قابل قیاس هست .

 

آزادی در جوامع مدرن قلهء یخی است

که هنوز  تمامییت بدنه اش زیر خروار ها خاک

 مالکیت سرمایه مدفون است

در نتیجه نمی توان هنوز جهان متمدن را آزاد دانست

لیبرال دموکراسی هیچ وقت از آزادی انسان دفاع نمی کند

او در پوشش دفاع از آزادی" انسان "

آزادی سرمایه وبازار را هدف دارد

انسان اندیشمند وفکور که از آزادی انسان دفاع می کند

یا جایش در زندان است

ویا در مادون شرایط اقتصادی این جوامع زندگی می کند

هیچ جائی در بدنهء جامعه قرار ندارد واز طرف سرمایه

طرد می گردد .

 

پس آزادی دودشمن تاریخی دارد

اول فرهنگ تجریدی قرآنی و انجیلی وتوراتیست

دوم مالکیت است

انسان رها شد ه از این دوبند وزندان

تازه می تواند فکور وتاریخ ساز باشد

که بشریت را به آزادی ورهائی برساند

ودر الیت یک جامعه قرار گیرد

نمی توان این دو دشمن را از هم سوا کرد

اینها در یک رابطهء دیالکتیک در پیوند هم عمل می کنند

فرهنک مالکیت ؛ مذهب است

که انسان بیمار مذهبی می سازد

که عشق را سنگ سار می کند

ویا دستور قتل عام کودکان در عراق وافغانستان را می دهد

مالکییت ومذهب افیون اندیشهء آزاد است

رهائی در نفی این دو مقوله است

باید این دوتا با هم از جامعه کنده شوند

تا فولاد گل دهد

وشهر به شادی رسد

وچمن زاران سرسبز میزبان گاوهای شیرده باشند

واحساس هوائی بخورد وعشق بورزدواز تولید کالائی دورشود.

 

هیجدهم فوریهء دوهزاروده

علی یحیی پور سل تی تی

منبع: سايت ديدگاه





در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.