شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۴ فوریه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

گرامی باد 8 مارس، روز جهانی زن !
«ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم»!

اشرف دهقاني

 
 

 

 

"ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم"!

در روز جهانی زن، هزاران درود و تهنیت بر زنان مبارز و آزادیخواه ایران باد که برای سرنگونی رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی، این شعار انقلابی را با قاطعیت متحقق می سازند.

امسال، زنان مبارز ایران در شرایطی به استقبال روز جهانی خود، می روند که مردم دنیا شاهد بی باکی و برخوردهای بسیار شجاعانه آنان با مأموران مسلح رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی هستند. این، واقعیت درخشانی است که به مثابه تبلوری از همه مبارزات و مقاومت های جانانه اکثریت زنان تحت ستم ما در مقابل سرکوب ها و وحشیگری های رژیم حاکم و در پی سی سال پیکار بی امان آنان با این رژیم، امروز چنین آشکار، در انظار جهانیان بروز کرده است.

بدرستی گفته شده که سرکوب زنان، سرکوب جامعه است. این حقیقت را مردم ما در طی سی سال سلطه جمهوری اسلامی بطور عینی تجربه کرده اند؛ به خصوص دیده اند که حاکمین، هر زمان قصد ایجاد رعب و وحشت در میان مردم و تشدید سرکوب در جامعه را داشته اند، این قصد را در اولین گام، با سرکوب هر چه بیشتر زنان و شدت بخشیدن بر اجحافات و توهین و تحقیرآنان عملی کرده اند. بنابراین، بی دلیل نیست که امروز از دختران جوان دانشجو گرفته تا زنان خانه دار همگی در وسعتی چشمگیر، دلیرانه برای نابودی جمهوری اسلامی می جنگند و با از خود گذشتگی و شایستگی تمام در جهت دست یابی به همه حقوق برحق خویش و رسیدن به آزادی در صف مقدم مبارزه قرار می گیرند. مبارزه شجاعانه این زنان جهت سرنگونی رژیم سراپا ننگ و جنایت جمهوری اسلامی ، امروز در عین حال حنای کسانی را بی رنگ کرده است  که دیروز با دیدگاه های اصلاح طلبی می کوشیدند مبارزات زنان را در 

محدوده لغو یا تغییر قوانین ارتجاعی رژیم بر علیه زن، محصور سازند. در این مسیر زنان اصلاح طلب که مصالح و منافعشان در گرو حفظ رژیم جمهوری اسلامی است، حتی یکی از مهمترین خواست های زنان ایران یعنی آزادی پوشش را نیز نادیده می گرفتند. واقعیت این بوده و هست که قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی با موجودیت و بقای این رژیم در هم تنیده شده است  و لذا زنان ایران با اصلاحات یا آنطور که امروز تبلیغ می شود تحت پرچم سبز، یعنی بدون از بین بردن رژیم جمهوری اسلامی هرگز نمی توانند از شرّ آن قوانین ارتجاعی و قرون وسطائی، خلاصی یابند.

 قوانین ضد زن رژیم حاکم و به طور کلی ستم بر زنان و فرو دست خواندن آنان، در خدمت سرمایه داران قرار دارد؛ و جمهوری اسلامی با ایدئولوژی مذهبی و با اسلام خواهی های خود در واقع، شرایط استثمار هر چه بیشتر نیروی کار زنان و از این طریق تشدید هر چه بیشتر استثمار کل طبقه کارگر را برای سرمایه دارن تسهیل می کند. این موضوع البته با جزئیات بیشتری چند سال پیش از طرف من در مقاله ای تحت عنوان"رواج فرهنگ زن  ستیزانه، درخدمت استثمار هر چه بیشتر کارگران"، تشریح شده. در اینجا،  با استناد به حقیقت فوق تنها تأکید می شود که چرا قوانین زن ستیز جمهوری اسلامی همراه با خود این رژیم ضد زن را تنها توده زنان انقلابی همراه با مردان انقلابی با در پیش گرفتن راهی انقلابی،  قادر هستند به زباله دان تاریخ بیافکنند؛ و چرا کلیت جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته اش، باید با قدرت توده ها یعنی با قدرت زنان و مردان آگاه و سلحشور، نابود شده و از بین برود تا امکان تدوین قوانین مترقی به نفع زنان و بطور کلی آزادی زنان میسر گردد.

اگر قبول داریم که بهترین معیار برای سنجش آزادی در یک جامعه، میزان آزادی زن در آن جامعه است، بنابراین، در فردای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، یکی از مهمترین نشانه های دولتی که خود را دموکراتیک و مردمی بنامد، این خواهد بود که به مثابه اولین گام نه فقط در تمام زمینه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، برابری کامل حقوق زنان با مردان را در قانون به رسمیت بشناسد، بلکه اعلام کند و در عمل نشان دهد که حق هیچگونه دخالتی در امور خصوصی مردم، از چگونگی پوشش زنان گرفته تا اعتقادات و باورهای فکری افراد جامعه را ندارد. کوتاه شدن هر چه بیشتر دست دولت از امور زندگی خصوصی مردم که به معنی گسترش جامعه مدنی است، خود یکی از  نشانه های دموکراتیک بودن آن جامعه است. در عین حال دین باید امر خصوصی خود مردم تلقی شود و یک دولت دموکراتیک به هیچ عنوان نباید اجازه دهد که دین در زندگی اجتماعی و با تأکید هر چه بیشتر در زندگی اجتماعی زنان کمترین نقشی ایفاء نماید.

 آزادی جامعه به آزادی زن گره خورده؛ و برای ما سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته، اولین گام برای رسیدن به آزادی است. بکوشیم همه توان خود را در این راه بکار گیریم و اینچنین، روز جهانی زن را گرامی بداریم.

اشرف دهقانی

اسفند 1388-   مارس 2010

 

  

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
اشرف دهقاني:



[تاریخ ارسال: 09 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: سوسن]  [  ]  
نیما خان! میدانم که کنترلت را از دست داده ای ولی من ترا به آرامش دعوت میکنم! از شما خواسته شد که بگذارید اشرف دهقانی جواب دهد. او هنوز زنده است. این جزئی از تاریخ گروه اشرف است. شما اسناد را نمیتوانید محو کنید و بکارگیری شیوه های فاشیستی نهایتش شکست است. چرا شما هواداران اشرف حتی از طرح یک سئوال اینهمه اعصابتان بهم میریزد و زمین وزمان را بهم میدوزید تا ثابت کنید که سئوال کننده وابسته به رژیم است. از شما میپرسم که آیا اگر من چنین برخوردی را با مثلا رجوی، سامع و یا شالگونی کرده بودم، آیا باز هم همین طور عصبانی میشدی؟ مسلما نه! شما یک آدم متعصب هستی و تعصب کور یعنی فالانژیست! من چندین نوشته در دست دارم که در آنها نوشته شده، اشرف دهقانی و رقیه دانشگری جزء هیئتی بودند که از طرف سازمان عازم گنبد شدند! و حتی در کتابی هم بنام بالهای پرواز بطور مفصل در این ارتباط نوشته شده و نام اشرف دهقانی هم در آنجا هست. اگر این اسناد غلط هستند،اشرف باید جواب دهد و نه نیما مگر اینکه اشرف با نام مستعار نیما مینویسد! نکته دیگر اینکه، این گروه اشرف تا بحال هزاران بار تکرار کرده است که این ما بودیم که اول از همه در سال 58 شعار سرنگونی دادیم! خب که چی؟ مگر بحث اول و آخره. مجاهدین که دیرتر آمدند، بزرگترین ضربه ها را هم به رژیم زده اند. آیا این را قبول ندارید؟ در همین خارج کشور قبل از آمدن اشرف خانم بیش از 300/400 هوادار چریکها وجود داشت . اما امروز همه میدانیم که به اندازه انگشتان دو دست هم هوادار ندارید! آیا این ضعف فاحش رهبری شما نیست؟ نکند دوباره میخواهید همه را وابسته به رژیم بدانید!
نیما خان! توجه کنید که طرف من اشرف خانم هست و نه تو!
  

[تاریخ ارسال: 09 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
خانم سوسن . اول اینکه می فرمائید اشرف دهقانی به دستور فرخ نگهدار به گنبد رفت یک دروغ است که بار ها از طرف اکثریتی ها خائن و عوامل رژیم تکرار شده است. چریکهای فدائی قبل از مسئله گنبد از سازمان چریکهای فدائی جدا شده بودند. دوم مسئله کردها و ترکمن ها در اوایل قیام که جمهوری اسلامی را هم قبول داشتند تنها مسئله گرفتن استقلال داخلی از رژیم بود نه شعار سرنگونی رژیم که چریکها از ماه ها قبل به میان توده ها برده بودند. بعضی از حرف ها شما مثل همانکه فرمودید اشرف دهقانی حجاب اسلامی به سر کرده بود! انقدر مسخره است که حتی بچه ها عقب افتاده هم به خنده نمی اندازد!. در پایان اینکه اولا همانگونه که نوشتم یک فعال سیاسی مترقی زمانی میتواند از یک انقلابی ویا نیروی انقلابی انتقاد کند که خودش انقلابی تر و چپ تر ومردمی ترو مترقی تر از ان انقلابی ویا از ان نیروی انقلابی باشد که شما متاسفانه نیستید!. دوما . نقد و نظری که امضای حقیقی پایش نباشد ویک بار به نام سوسن وبار دیگر به نام حیدر و بار دیگربه نام دیگری نوشته شود به پشیزی نمی ارزد !. شاد باشید

  

[تاریخ ارسال: 08 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: سوسن]  [  ]  
نیماخان! کینه من به رژیم هزار بار بیشتر از شماست و با این تهمت زدنها راه به جایی نمی برید و اتفاقأ چقدر خوب است که مردم چهره واقعی شما را میشناسند. چرا میگویم اشرف به خلق در عمل خیانت کرده! سوال از اشرف دهقانی:

1ـ خانم دهقانی، شما به نمایندگی از طرف فرخ نگهدار که با حزب توده بطور پنهانی زد و بند کرده بود به گنبد رفتی تا خلق مسلح و رزمنده گنبد را تشویق به خلع سلاح کنی! شاید تو در آن زمان نمیدانستی که حزب توده صحنه گردان اصلی است. هدف کیانوری این بود که دو زن همراه هیئت اعزامی باشد تا از نظر فرهنگی تاثیر گذار باشد. تو به آن دیار رفتی و تاثیر بسزایی در آتش بس داشتی. و چند روز بعد از آتش بس رژیم شروع به قلع و قمع مردم خلع سلاح شده کرد. امروز شما چه احساسی داری؟ آیا اگر زمان به عقب برگردد، دوباره همراه با هیئت فرخ نگهدارـ کیانوری به گنبد میروی؟ چرا در نوشته هایت تا بحال اشاره ای به این موضوع نکرده ای؟ آیا عمل خود را خیانت نمیدانی؟ چرا تا بحال از مردم گنبد عذرخواهی نکرده ای؟
2ـ خانم دهقانی، رفیقت نیما مینویسد که گروه تو اولین جریانی بوده که در مقابل جمهوری اسلامی موضع گیری کرده، آیا تو تایید میکنی؟ چرا به هوادارانت توضیح نمیدهی که، این خلق ترکمن و کرد بودند که قبل از همه علیه این رژیم منفور دست به اسلحه بردند و آن زمانی بود که جنابعلی هنوز با فرخ خان در یک کاسه غذا میخوردید! نیما خان بگذار اشرف خودش به مردم جواب دهد!
  

[تاریخ ارسال: 08 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
خانم سوسن قبل از اینکه به مطالب تان ادامه دهید باید بگویم که درگفته های شما تناقض بسیاری یافت میشود! مثلا مینویسید : اشرف خانم با حجاب اسلامی امد:! جلالخالق ! اخه چگونه ممکن که یک چریک کمونیست با حجاب اسلامی انهم در کردستان ازاد سال ۵۸ برای سخنرانی ظاهر شده باشد؟ . این گفته شما ادم را بیاد هوا داران رژیم که در سایت های اپوزیسیون پرو رژیم پرسه می زنند می اندازد که چندین بار خانم مینا اسدی شاعر مردمی را متهم کرده بودند که ایشان با چادر و حجاب اسلامی در اوایل قیام به دیدار خمینی رفته است!! حال شما هم با کینه ای غیر مردمی که از اشرف دهقانی برای هیچ! به دل گرفته اید اشرف دهقانی رامتهم میکنید که او در سال ۵۸ حجاب اسلامی به سر داشته است؟ !!. تناقض دیگر در گفته شما در رابطه با حمله رژیم به هواداران چریکها اینکه چرا شما بعد از حمله رژیم با همکاری حزب خائن توده به هواداران چریکها به جای اینکه بیشتر خشم و کنیه خودرا به دشمن خلق ها که همانا رژیم وابسته به امپریالیسم اسلامی باشد نشان دهید اشرف دهقانی را هدف خشم و کنیه خود گرفته اید؟. انطوری که شما این داستان را که البته اگر حقیقت داشته باشد بیان میکنید مثل اینستکه اشرف دهقانی با ارتجاع در کشتار رفقای خودش دست داشته است!. شما در کامنت قبلی تان می نویسید: ایا میتوانی چیزی در کتابهایش ( کتاب اشرف دهقانی) پیدا کنی که دهها بار قبل از ان توسط دیگران گفته نشده باشد:!. البته که من میتوانم پیدا کنم! چیزی که در کتابهای اشرف دهقانی نوشته شده تا کنون در هیچ کتانی از نیروهای انقلابی نوشته نشده است!. برای مثال کدام یک از نیرو های انقلابی در کتا بهایشان رژیم جمهوری اسلامی را وابسته به امپریالیسم خوانده اند؟ هیچ کدام! همه انها رژیم جمهوری اسلامی را به اشتباه مستقل میدانند. کدام یکی از نیروهای چپ به جز سربداران تنها راه رهایی را مبارزه مسلحانه با رژیم میدانند؟ هیچ کدام!. کدام فرد ی از نیروی انقلابی مانند اشرف دهقانی در کتاب: در جدال با خاموشی: به ان خوبی و روشنی از زندانهای جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ تحلیل داده است؟. بنابراین می بینید که بر خلاف گفته شما نه تنها حرف های اشرف دهقانی تکراری نیست بلکه همه تازه و پر بار و مردمی است که تا کنون و در طول ۳۱ سال گذشته کسی ان حرفها را نگفته است . اگر بعضی از نیروهای چپ نما و راست اپوزیسیون از چریکهای انتقاد میکنند که چریکهای فدائی هنوز همان حرفهای سال ۵۰ را میزنند برای این استکه انها میخواهند بی عملی خودشان را با انتقاد از چریکها جبرا ن کنند والا در طول سی یا چهل سال گذشته نه تنها امپریالیسم و ارتجاع تغیر ماهیت نداده اند بلکه هر دوهارتر هم شده اند و هر دو هنوز به سرکوب و کشتار بیشتر توده های زحمتکش و غارت دست رنج انان مشغولند پس چرا نباید همان شعارهای انقلابی را داد؟ و همان مشی مبارزه مسلحانه که تنها راه رهایی است را به توده ها نیاموخت؟. انتقاد درست و مردمی ازانقلابیون و نیروهای انقلابی وظیفه هر فعال سیاسی وازادیخواهی می باشد . اما انتقاد های مغرضانه و ضد مردمی به نیروهای انقلابی و سرنگونی طلب و ترور شخصیت انقلابیون تنها اب را به اسیاب رژیم می ریزد و به بقای رژیم کمک میکند.
  

[تاریخ ارسال: 08 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: سوسن]  [  ]  
آقای نیما! چون من ترا میشناسم و میدانم که در سال 1358 در مهاباد نبودی، جهت اطلاع تو میگویم که در آن سال تعداد زیادی از رفقای مااز نقاط مختلف ایران به آنجا رفتند تا به سخنرانی اشرف خانم (البته آن زمان من هوادار بودم و ایشان را با تمام وجودم دوست داشتم) گوش کنند و رهنمود عملی بگیرند. اما آیا گرفتند؟ نه! اشرف خانم با حجاب اسلامی آمد و در آن شرایط خاص تاریخی و مکان حساس فقط گوشه ای از تاریخچه فدایی و تعدادی شعار که همه میدانستند بازگو کرد و رفت! و اما آیا تو هیدانی که رفقای ما در راه برگشت به چه مصیبتی گرفتار آمدند؟ آیا میدانی که مزدوران رژیم با کمک حزب توده تعداد زیادی از رفقای ما را گرفتند و به جوخه های اعدام سپردند و این در حالی بود که اشرف خانم به آنها گفته بود بیاید تا ارتش خلقی بپا کنیم! آخر این خلق مگر صدها کیلومتر راه نپیموده بود تا خودش را به رهبری برساند؟ آیا این خیانت رهبر ی نیست که اینچنین غیر مسئولانه هواداران را در یک مکانی جمع کند، همه را دو دستی تحویل دشمن دهد و خودش فرار را بر قرار ترجیح دهد؟ من میخواهم بدانم که سهم این رهبری در این جنایت هولناک چیست؟ آیا یکی از علتهای بی اعتمادی مردم عملکرد رهبران نیست؟ آیا بهتر نبود که اشرف بجای مصاحبه های کذایی، بیاید در همه جای دنیا سخنرانی کند و به هزاران سئوال پاسخ نداده مردم پاسخ دهد؟ ادامه دارد!   

[تاریخ ارسال: 08 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
خانم سوسن عزیز ممکن است که اول بفرمائید که چریکها چگونه به شما و ارمان تان خیانت کردند؟. چون دیده شده که خیلی از هواداران جدا شده از نیرو های انقلابی تنها برای فرار از مبارزه این حرو ف ها را میزنند!. خود من یک اشنای نزدیک داشتم که از زمان قیام تا خرداد ۶۰ از اعضای چریکهای فدائی بود وبعد از ایران خارج شد و درست مانند شما میگفت که چریکها به من و ارمانم خیانت کردند! و هر گاه که از او میپرسیدم که چریکها چگونه به تو و ارمانت خیانت کردند مقدار اراخیف تحویلم میداد! باری این اقا چند سال منفعل میگشت تا اینکه اخوندخاتمی شیاد رئیس جمهور رژیم شد و این اقا یکشبه عاشق لبخند های این اخوند شیاد شد و بعد از چندی با نوشتن توبه نامه پاسپورت کثیف جهموری اسلامی را در یافت کرد و حال سالهاست که هم به دیار جمهوری اسلامی مرتب رفت و امد میکند وهم در نقش یک پاسدار سیاسی رژیم در خارج به بزک کردن چهره کریه رژیم مشغول است!. خانم سوسن متاسفانه از این گونه هواداران خائن در سی سال گذشته در بین نیرو های انقلابی زیاد دیده شده اند که انها هر گاه میخواستند به صف توا بین رژیم در ایند قبل از ان چند ماهی به فحاشی به سازمانی که روزی هوا دارش بودند می پرداختند. پس لطفا از این داستانهای تکراری و تهوع اور برای من نگو ئید!. بر خلاف گفته شما من به ۷ میلیون ایرانی تبعیدی در خارج توهین نکردم بلکه حقیقت را نوشتم !. ایا به نظر شما نباید به هزاران ایرانی تبعیدی که هیچگاه حاظر به امدن به یک برنامه سیاسی مجانی نیستند اما همان انها با پرداخت چند صد دلار به کنسرت اواز خوانان همان رژیمی که انها را به تبعیدی مجبور کرده میروند انتقاد کرد؟. چرا شما هر انتقادی از مردم را توهین به انها فرض میکنید؟. اولین وظیفه هر فعال سیاسی انتقاد از دید و عملکردهای ارتجاعی مردم است. مردمی که حافظه تاریخی ندارند و بعد از تجربه خمینی جلاد و خاتمی شیاد باز هم در نمایش انتخاباتی رژیم شرکت میکنند وبه یک قاتل جانی مثل موسوی قاتل قربانیان سال ۶۰ رای میدهند ایا باید برایشان دست زد و هورا کشید و انها را قهرمان صدا کرد؟ و یا باید از انها انتقاد کرد؟. اگردر اوایل قیام هزاران نفر به حمایت از سازمان چریکها بر خاستند برای این بود که اولا رژیم هنوزامادگی سرکوب توده ها را نداشت و ثانیا در ان زمان هوا داری از هر یک از سازمانها ی سیاسی مد روز شده بود والا مردم دران زمان نه دیدی از ازادی و دموکراسی داشتند ونه دیدی از یک نظام سوسیالیستی !. تازه خود من گله ای که از این نوشته اشرف دهقانی دارم اینکه این رفیق با بزرگواری نه تنها چشم بران همه بی عملی و بی تفاوتی وسکوت اکثریت ایرانیان به ویژه ایرانیان تبعیدی در برابر انچه در ایران و تحت سلطه رژیم وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی در سی سال گذشته بسته اند بلکه در این نوشته به تعریف و تمجید عملکرد های ایرانیان هم می پردازند!. نباید هیچ گاه در مقابل اشتباه توده ها سکوت کرد! هنگامی که حقیقت با سکوت جایگزین میشود سکوت یعنی دروغ !.
  

[تاریخ ارسال: 08 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: سهند]  [  ]  
پاسخ به نیما،
چرا شما هواداران اشرف دهقانی عادت دارید هر کس بشما بگوید بالای چشمتان ابروست، او را مغرض بنامید! اینکه رهبر شما مینویسد مهم نیست، ولی اینکه چه مینویسد مهم است!
  

[تاریخ ارسال: 07 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: سوسن]  [  ]  
آقای نیما! من زمانی هوادار چفخا بوده ام اما رهبران امروزی تو بمن و آرمان من خیانت کرده اند و مرا مجبور کردند تا بجمع همان 7 میلیونی بپیوندم که تو بآنان بیرحمانه توهین میکنی. شما شکستتان را باید از درون جستجو کنید و ته از بیرون. تئوری چریکهای واقعی مثل احمدزاده ها و پویانها همان عملشان بود و همان عمل چریکها بود که باعث شد در مدتی کمتر از ده سال صدها هزار نقر در سال 57 به خیابانها بیایند و شعار سردهند، تنها ره رهایی ره سرخ فدایی .
و تو نیما خان! بعد از گذشت بیش از سی سال بمردم تهمت میزنی که اکثریت آنان بخاطر منافع طبقاتیشان از مبارزه مسلحانه بدشان میآید!!! احمدزاده ها، پویانها، جزنی و حنیف نژادها بجای اینکه بگویند از میان هفت میلیون نفر تنها 30 یا 40 نفر به خیابانها میایند، خودشان وارد عمل میشدند و مثل نو به مردم توهین نمیکردند! آنها هرگز اهل فریب و ریا نبودند! کتاب را زمانی مینوشتند که میدانستند تکرار مکررات نیست و بدرد مردم میخورد. اشرف دهقانی همه کتابهایش کپیبرداری و تکراریست! آیا میتوانی چیزی در کتابهایش پیدا کنی که دهها بار قبل از آن توسط دیگران گفته نشده باشد؟ نیما خان! شما یا جزوات و کتابهای اشرف را نخوانده ای یا آثار دیگران را!
مصاحبه های اشرف هم تکراری است، اول خودشان چند سوال با چنگیزخان و پولاد طرح میکنند و یک هفته جواب برایش تهیه و بعد چنگیزخان سوال میکند و اشرف جوابها را روخوانی میکند! و اما به این کار در فارسی میگویند دغلکاری! و نه مصاحبه چون هدفشان این است که از صدای اشرف بعنوان تبلیغ استفاده شود!!!و همینها دوباره در پیام فدایی چاپ میشود!
این مطلب برای روشنگری ادامه دارد
  

[تاریخ ارسال: 07 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
با درود به اشرف دهقانی . بعضی ها مثل همین خانم سوسن و اقای حیدر که معلوم نیست چه خط سیاسی دارند! درپشت کامپیوتر هایشان قایم شده اند و مغرضانه از اشرف دهقانی سئوال میکنند که چرا مخفی شده ای!!. اولا اگر کسی مخفی شده باشد باید گفت که شما ها مخفی شدید .ثانیا اشرف دهقانی در ۲۰ سال گذشته نه تنها مخفی نبوده بلکه چندین کتاب اگاه کننده و صد ها مقاله سیاسی و افشا گرانه نوشته است و چندین بار درجلسات و برنامه ای چریکهای فدائی شرکت کرده است. چریکهای فدائی و اشرف دهقانی اولین سازمان سیاسی در ایران بودند که حتی قبل از به قدرت نشاندن رژیم اسلامی در ایران توسط امپریالیستها ماهیت وابسته و ارتجاعی رژیم اسلامی را افشا کردند و مردم را به ادامه مبارزه با رژیمی که قرار بود به قدر برسد تشویق کردند. در اواخر سال ۶۰ زمانی چریکهای فدائی ودیگر نیروهای انقلابی دست از مبارزه مسلحانه کشیدند که از یک طرف تحت شدیدترین حملات وحشیانه رژیم که تا ان تاریخ سابقه نداشت به کردستان و دیگر نقاط ایران قرار گرفته بودند و از طرفی دیگر توده ها بخاطرسرکوب شدید رژیم و ترس از رژیم امکان پیوستن به چریکها را نداشتند . مشی مبارزه مسلحانه که چریکها هنور به ان معتقدند و تبلیغ انرا میکنند به نظر من امروز با اینکه شاید اکثریت مردم بخاطر منافع طبقاتی شان با ان موافق نباشند ولی این راه درست ترین و مردمی ترین و تنها را نجات و رهایی توده ها از چنگال رژیم جنایتکار اسلامی است که بسیاری از گرو ه ها و متفکرین مردمی هم با اینکه در خارج هستند به این راه اعتقاد دارند . و نیروهای انقلابی احتیاج نیست که حتما در داخل ایران باشند که مشی مبارزه مسلحانه با رژیم که انقلابی ترین راه است را تبلیغ کنند ! چون مبارزه خارج از مبارزه داخل ایران جدا نیست!. به نظر من اگر امروز چریکهای فدائی علنا در ایران مبارزه مسلحانه نمی کنند علت را باید در ماهیت فرصت طلبانه اکثریت ما ایرانیان جستجو کرد نه در بی عملی چریکها !. زمانی که از بین ۷ میلیون ایرانی تبعیدی در خارج تنها در هر تظاهرات ضد رژیم تنها ۳۰ یا ۴۰ نفر شرکت میکنند با توجه به اینکه در خارج نه از سرکوب گران و اوباشان پاسدار و بسیجی و لباش شخصی خبری است ونه از چماق و گلوله انگاه شما چگونه انتظار دارید که چریکها بتوانند چنین مردم فرصت طلبی که منافع فردی شان خیلی از منافع انسانی شان مهم تراست را به مبارزه مسلحانه بکشانند؟. امروزچریکهای فدائی بیشتراز هر گروه و سازمانی در خارج تظاهرات و برنامه دارند اما متاسفانه اکثر ایرانیان به منافع حقیر شخصی شان بیشتر از منافع توده ها زحمتکش اهمیت میدهند و برای همین هم هست که می بینیم اکثریت تبعید یان ایرانی امروز نه تنها ضد هر گونه فعالیت سیاسی هستند بلکه حتی کمتر در تظاهرات و جلسات سیاسی و فرهنگی و صنفی شرکت می کنند! . همچنین باید اشاره کرد که چریکهای فدائی نه تنها در شروع قیام بدرستی ماهیت جنایتکارانه و وابسته به امپریالیسم رژیم جمهوری اسلامی را تحلیل کردند بلکه در طول سی سال گذشته بارها با تحلیل درست ماهیت رهبران و مزدوران رژیم امثال اخوند شیاد خاتمی و رفسنجانی و احمدی نژاد و موسوی و کروبی و گنجی و شیرین عبادی و.. را برای توده ها افشا کرده اند وحتی قبل از نمایش انتخاباتی اخیر رژیم هم مانند بقیه نمایشات انتخاباتی رژیم مردم را به تحریم این نمایشات تهوع اور دعوت کرده بودند که باز مردم فریب رژیم را خوردند!. بنابراین کسانی که مغرضانه می پرسند چرا اشرف دهقانی مخفی شده در حقیقت خودشان مخفی هستند و الا اگر ریگی در کفش ندارند این گوی و این میدان !.
  

[تاریخ ارسال: 07 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: سوسن]  [  ]  
خانم اشرف دهقانی!
خواستم پیام شما را بخوانم اما شرم کردم! <ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم> از احساسات قویت متشکرم، اما آیا هیچ فکر کرده ای که من و تو امروز در کجا ایستاده ایم؟ آیا میدانی که هر شعاری ارزش خاص خود را دارد و لوث کردن آن بی حرمتی به شیرزنانی است که در مقابل دژخیمان جمهوری اسلامی ایستاده اند؟
من معتقدم برای طرح هر شعاری باید به دو فاکتور زمان و مکان توجه کرد. در خارج کشور طرح شعارهایی درست است که بتوان آنها را عملی کرد! مثلا اگر در همین خارج کشور اگر از مخفیگاه بیرون میآمدی و ضربه ای کوچک به یکی از جاسوسخانه های رژیم میزدی آنوقت سر دادن شعار جنگت درست بود و من هم تا آخر با تو بودم!
  

[تاریخ ارسال: 04 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: حیدر]  [  ]  
آقای ناظر!
من هیچگونه توهینی به خانم اشرف دهقانی نکرده ام، عنوان کردن واقعیتها اگر چه تلخ است اما باید تفاوتش را با توهین درک کرد! مثلا در زیر سوءالی را مطرح و به آن پاسخ میدهم، قضاوتش را بگذارید بعهده مردم که آیا توهین است یا خیر!
سوال: چرا اشرف دهقانی مخفی است؟
جواب: اگر از گروهش سوال کنید جواب میدهند که اشرف تحت تعقیب است ولی این درست نیست! واقعیت این است که او فاقد قدرت بیان است و از رسانه های گروهی بشدت وحشت دارد. شما اگر به همین نوشته بالا توجه کنید میبینید که کاملأ رو خوانی شده و این اشکالی ندارد بلکه اشکال آنجاست که راستش را به مردم نمیگویند که علت مخفی بودنش چیست! شما نیک میدانید که بسیارند کسانی که جانشان مثل خانم رجوی در خطر است و مخفی هم نیستند! اشرف یک انسان اجتماعی نیست! و این طبیعی است که از حضور در جمع بترسد! فریبرز سنجری و چنگیز قبادی او را از همان اول مخفی کردند تا به خیال خودشان از شهرتش پوچش استفاده کنند اما زهی خیال باطل. اگر آنان خوابند، مردم ما بیدارند. او فقط از دیدگاه مردم پنهان است و نه از دیدگاه رژیم!
  

[تاریخ ارسال: 04 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: حیدر]  [  ]  

آقای ناظر پس چرا نظرات گذشته مرا در مورد اشرف دهقانی پخش نکردی تا دیگران نسبت به او شناخت واقعی بدست آورند؟ آنچه من مینویسم حاصل 25 سال ارتباط نزدیک با اوست. اینها برای ثبت در تاریخ است، گزافه نیست!

علی ناظر: «حیدر»، من مستمرا در نوشته هایم روی یک نکته انگشت گذاشته ام - «جدال فرهنگی»؛ تغییر «فرهنگ مبارزاتی»، و...

انتقاد به اشرف دهقانی، و چریکهای فدایی خلق، یک «حق» است، اما با لحن، و روشی قابل انتشار.
چه کسی می تواند قضاوت کند که «لحن» و «روش» صحیح است، بی شک، من که کنترل این ستون در اختیارم است.
چگونه می شود دچار «تیغ سانسور» نشد؟ به دیگر نظرها توجه کنید. ببینید که مرز در کجا کشیده شده است. مطمئن هستم کسی که چندین سال تجربه کار سیاسی داشته باشد، این مرزها را درک می کند.

بدون اینکه بخواهم اهانتی کرده باشم، این روزها خیلی ها هستند که ادعا دارند از زیر و بم سازمان چریکهای فدایی خلق آگاه هستند و حتی کتاب، و مقالات چند ده صفحه ای در افشای روابط درونی و تاریخچه و استقامت آن می نویسند - شما را به پاسخ اعضای این سازمان فرا می خوانم.
این توضیح را نوشتم، تا هم شما از آن آگاه شده باشید، و هم «فرهاد». نظرات «فرهاد» تا زمانی که به مجاهدین انتقاد می کرد منتشر می شد، اما در نظری که منتشر نشده و در آن مجاهدین را «مزدور» خوانده، مرز بین سایت دیدگاه، و بازگو کننده اراجیف بی مایه برجسته می شود.
دیدگاه، در عین انعطاف پذیری بیش از حد(که مداما مورد انتقاد قرار می گیرد)، بر سر «اصول» انعطاف ندارد، مرزش  تیز و مشخص است.

 انتقاد آری، اما در کلامی و با زبانی که برازنده سایت دیدگاه است.
  

[تاریخ ارسال: 04 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: حیدر]  [  ]  
آقای ناظر ننگت باد که نظراتی چاپ میشود که در آنها تملق و چاپلوسی باشد.   

[تاریخ ارسال: 04 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: داریوش افشار]  [  ]  
رفیق اشرف دهقانی،

پیامت رسا و راهت پایدار باد!
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.