شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۲۴ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سیه رویان نوروزی
(خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد)

میلاد مختوم

میلاد مختوم

خانم زهرا رهنورد در یک پیام نوروزی، بدجوری دست خود و آنچه که این روزها تحت عنوان غلط انداز "جنبش سبز" از آن یاد می شود، را رو کرده است. یک زن محجبه در کنج خانه ای در برابر میزی شیشه ای، که دست گلی زیبا روی آن قرار دارد، نشسته است. در سمت راست تصویر میز دیگری دیده می شود که به نظر می رسد سفره هفت سینی روی آن چیده باشند، هفت سینی آلوده به تصویر بزرگ و عبوس و منحوس خمینی دجال. اگر کسی تا پیش از دیدن این صحنه، در حال و هوای بهار و نوروز باستانی و جشن تحویل سال بوده باشد، پس از دیدن این صحنه حال اش دگرگون می شود، اما نه به احسن الحال، بلکه به بدترین حال. خانم رهنورد که با قرار دادن تصویر بزرگترین شیاد و جلاد تاریخ ایران، به سفره هفت سین و همه آداب و رسوم نوروز باستانی تجاوزی تاریخی کرده است، به این هم بسنده نمی کند و در کمال وقاحت و در حالی که در زیر سایه خمینی دجال نشسته است و بدین ترتیب بر همه جنایات خمینی ضد بشر مهر تأیید می زند، از بریدن سرها و خشونت به شیوه استالینی ابراز انزجار می کند!

 

ایشان پس از اینکه بی مقدمه بر زبان می آورند که "جنبش سبز که جنبش برانداز نیست" به مدد خواهی از حافظ می پردازد، آن هم نه به اعتبار شعر حافظ بلکه به اعتبار "قرآن ز بر بخوانی در چهارده روایت" و نه برای فال گرفتن، چرا که ایشان اعتقادی به فال ندارد، زیرا که این کار را هم قرآن ممنوع کرده است؛ پس ایشان به قول خودشان "تأسی می گیرد به او" (یعنی به حافظ). در لغت نامه دهخدا "تأسی" به معنی "غمخواری کردن یکدیگر را، تعزیت کردن بعضی بعض دیگر را" آمده است و من که نفهمیدم منظور خانم رهنورد، این سومین متفکر جهان، از غمخواری کردن یا تعزیت کردن به حافظ، آن هم حافظ تکه تکه شده و تحریف شده و از قیچی خود سانسوری تجویزی وزارت ارشاد گذشته، چیست؟

 

خانم رهنورد که از طرف تعدادی از سینه چاکان امروز شان، لقب "بانوی سبز" گرفته است، هنگام خواندن شعر حافظ، با وقاحت غزل حافظ را تکه تکه می کند و حتی جرأت خواندن متن کامل غزل جاودانه رند شیراز را هم از خود نشان نمی دهد، مبادا به مزاج ولی فقیه فعلی که در جنایت پیشگی از مراد خانم رهنورد، ولی فقیه پیشین خمینی دجال، چیزی کم ندارد، خوش نیاید. خانم رهنورد در خواندن یکی از معروف ترین غزل های حافظ هم مرزهای قرمز ولایت را حفظ می کند و چنین می خواند:

 

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند                                   چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم                                     رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشیر میزند همه را                                 کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است                    چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه                        که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

 

با خواندن اصل غزل مرزهای سرخ خانم رهنورد بهتر آشکار می شوند:

 

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند                                   چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند

سرود مجلس جمشید، گفته اند این بود                             که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند

چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است                    چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند

بر این رواق زبرجد نوشته اند به زر                                     که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند

توانگرا دل درویش خود به دست آور                                    که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند

سحر، کرشمه صبحم بشارتی داد                                     که کس همیشه گرفتار غم نخواهد ماند

من ار چه در نظر یار خاکسار شدم                                     رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند

چو پرده دار به شمشیر می زند همه را                              کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

غنیمتی شمر، ای شمع، وصل پروانه                                 که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند

ز مهربانی جانان طمع مبُر، حافظ!                                      که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند.

 

بانوی سبز استاد دانشگاه و متفکر کذایی دهر، که خود نیز زمانی شعر هم می سروده است، نه تنها غزل حافظ را تکه تکه کرده، بلکه ترتیب غزل را به هم زده است. مرز های سرخ ایشان از جمله سرود خوانی در مجلس، باده نوشی و مبارزه با ستم و زراندوزی است. ایشان در واقع تنها از خاکسار شدن در نظر یار دیرینه خود و همسرش، یعنی در نظر ولی فقیه تمامی وقیحان عالم سید علی خامنه ای، گله دارد و همینطور از شمشیر زنی پرده دار کنونی، پاسدار هزار تیر احمدی نژاد، ناراضی است، زیرا به خوبی می داند که همسرش، سید موسوی خامنه، در پرده داری حرم دجالان و شمشیر زنی، دست سایر جلادان را در 8 سال صدارت اش از پشت بسته بود. و در آخر هم با توصیه به غنیمت شمردن وصل، سعی در بالا بردن نرخ معامله و بده بستان با باند حاکم را دارد.

 

در بخش دیگری از سخنان خانم رهنورد آمده است:

"مردم ما در جنبش سبز سازنده ی آن هستند ، جنبش سبز یک کتابخانه نیست که چند کتاب در آن گذاشته باشند .در واقع جنبش سبز همان مردم و آرمان هایش هستند . ما همه با هم هستیم ، ما بی شماریم . مردم ما با همه ی تنوعی که کشور ما دارد ، کشور ما یکی از پیچیده ترین موقعیت های ژئوپولتیک و نژادی و زبانی را دارد ، ولی خدا را شکر قرآن کریم می فرماید :که احترام بگذاریم به این قضیه ، شعوب و قبایل اگر باشید همدیگر را بشناسید . رنگ و زبان ، الوان و السنتکم این ها از آیه الهی است . نشانی از خداوندی است . این تنوع و تکثر بسیار زیباست."

 

اگر با خواندن این چند سطر شیوه حرف زدن خمینی دجال در خاطرتان زنده شده است و یاد "اتوبوس از مینی بوس بزرگ تر است" افتاده اید، تعجب نکنید، زیرا خانم رهنورد، از تبار خمینی است و به آن افتخار هم می کند. من نمی دانم چرا خانم رهنورد که اینهمه شیفته قرآن است و چپ و راست به آن متوسل می شود و حقانیت هر چیزی را از آن در می آورد، چرا در پای سفره دجالیتی که به جای سفره هفت سین چیده است، به قرآن خوانی نمی پردازد و ادای حافظ خواندن در می آورد؟

 

ایشان چند سطر پایین تر با همان سبک دجال جماران می گوید:

"جنبش سبز یک جنبش تحول خواه و آزادی خواه است و پیش به سوی آرمان های بلند اسلامی ."

                                                                                           

ایشان انگار در این سی سال شاهد نبوده است که همین "آرمان های بلند اسلامی" چه تسمه ای از گرده مردم اسیر ایران کشیده اند، چه جنایت ها که هم فکران ایشان در حق مردم ایران نکرده اند و مردم از هر آنچه "آرمان بلند اسلامی" است متنفر شده اند و به دنبال به زیر کشیدن نظامی هستند که مظهر آرمان بلند خانم رهنورد است.

                

در ادامه پیام خانم رهنورد نمی تواند از زنان حرف نزند و در یک ادعای توخالی دیگر، اظهار فضل می کند که:

"رفع تبعیض در واقع همان ادبیات دینی ما را می خواهد به یک شکلی در مورد زنان بکار ببرد، ریحانه است، نه قهرمانه."

 

خانم رهنورد در حالی چنین ادعای رسوایی را بر زبان می آورد که بارزترین شاخص رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی، زن ستیزی و تبعیض جنسیتی است. نطام و مرامی که حتی زن را به عنوان انسان به رسمیت نمی شناسد، در مخیله خانم رهنورد تبدیل می شود به پیشتاز رفع تبعیض! مرحبا به این ریحانه قهرمانه!

 

اگر خانم رهنورد از دنیای تخیلی خویش خارج شده و کمی به واقعیات جامعه تحت ستم ایران بپردازد، در خواهد یافت که برچیدن بساط جهل و جنایت جمهوری اسلامی با همه جناح های غالب و مغلوب اش، خواست بنیادی تمامی مردم ایران است و تلاش های مذبوحانه ایشان و همکاران و هم مسلکان ایشان، شاید برای مدتی به تداوم جنایت در ایران یاری برسانند، اما در نهایت چاره ای برای رژیم پا به گور آخوندی نخواهد بود و مردم با تداوم مبارزات خویش، رژیم ضد بشری جمهوری اسلامی را سرنگون خواهند کرد و نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند.

 

میلاد مختوم

22 مارس 2010

 

"یادداشت های روز"، ویژه سایت دیدگاه نوشته می شوند. در صورت تمایل به باز تکثیر متن، لطفا منبع را "یادداشت های روز سایت دیدگاه" قید کنید.

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
میلاد مختوم:



[تاریخ ارسال: 22 Mar 2010]  [ارسال‌کننده: حمزه]  [  ]  
مطلبت به دل مینشیند رفیق عزیز. دمت گرم که ایشان و عیالشان بیشتر زدند تا سبز .مردم ایران سبزند و جنبششان هم سبز است ولی اینها زرد کرده اند جون آن عیال نخست وزیر سالهای تیر باران بوده است   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.