شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

رضا پهلوی در مسیر بازگشت به اصل خود

علی ناظر

در عرض چندین ماه اخیر، آقای رضا پهلوی در سلسله مصاحبه ها و سخنرانی ها دائما بر یک پارامتر تأکید داشته اند و آن تصمیم مردم در تعیین موقعیت ایشان پس از سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است. در همین راستا، ایشان در کلیه مصاحبه ها در پاسخ به این سوال که خواهان چه نظامی هستند گفته اند که نظام آینده را مردم انتخاب می کنند و ایشان به آن خواست احترام خواهند گذاشت، و حتی گامی فراتر گذاشته و از هواداران و حامیان خود خواسته اند که به خواست مردم در این مرحله از خیزش، که سرنگونی نظام است، اولویت بدهند.

مصاحبه ایشان با اشپیگل اما ازلحن مشخص و تازه ای حکایت دارد. ایشان برخلاف همیشه که از پاسخ صریح طفره می روند، اینبار از سیاستهای پدر خود حمایت کرده و بر آن مهر تأیید زده اند.


به گوشه هایی از این مصاحبه می پردازم:

 

·       « شاید او [شاه] خیلی سریع می‌خواست یک جامعه ارباب و رعیتی را به یک کشور صنعتی تبدیل کند»، به زبانی دیگر، مردم آماده نبودند، و هنوز می بایست نظام فئودالی بر بخش عظیمی از مردم حاکم می بود.

·       «روشنفکران می‌خواستند در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داشته باشند که البته موفقیتی نداشتند. » به زبانی دیگر، سیاستهای پدر ایشان مانع اصلی شراکت فرهیختگان، تکنوکراتها و دگراندیشان در آگاه کردن و ارتقا جامعه از فرهنگ فئودالیته به مداری بالاتر بود.

·       « من شخصا معتقدم روند لیبرالیزه کردن کشور به اندازه کافی سرعت نگرفت.» آقای رضا پهلوی از یک سو، مردم را آماده برای گذار از فئودالیته نمی داند، و از سوی دیگر در تناقض با این باور خود، معتقدند که پدرشان می بایست سرعت لیبرالیزه کردن جامعه را تسریع می کرد. ایشان در نظر نمی گیرند که بخشی از پروسه لیبرالیزاسیون، رشد فرهنگ جامعه و انسجام زیرساختار اقتصادی است.

·       « بعلاوه، نیروهایی در کار بودند که الزاما منافع ملی را در نظر نداشتند. عناصری که با منافع خارجی پیوند تنگاتنگ داشتند.... منظورم نیروهای مارکسیستی هستند که زیر تأثیر اتحاد شوروی قرار داشتند» گویی آقای پهلوی عمدا واژه های «منافع ملی» و «با منافع خارجی پیوند تنگاتنگ» داشتن را دقیق بکار نمی برند. وابستگی نظام سلطنتی به امپریالیسم و تن دادن پدر ایشان به خواستهای شوروی واقعیاتی است که نمی توان کتمان کرد. حتی خود پدر ایشان هم این وابستگی را کتمان نکرده است. و در تأیید این واقعیت آقای رضا پهلوی (بار دیگر در تناقض گویی پی در پی) می گویند:

·       « ایران همواره یک طعمه فریبنده بود. و هنوز هم هست. فقط به این نگاه کنید که روسیه و چین و هم چنین آمریکا و اروپا چگونه به این منطقه چشم دوخته‌اند. پشت همه اینها تفکرات استراتژیک نهفته است.» آقای پهلوی اما بجای پرداختن به این نکته کلیدی که مجری «استراتژی نهفته» امپریالیسم در طول سلسله پهلوی چه کسی بجز پدرشان بوده، به اشپیگل آدرس اشتباهی داده و روشنفکران را متهم می کنند که از موقعیت آن دوران «تحلیل‌های بسیار سطحی داشتند»

·       آقای رضا پهلوی در این مصاحبه پر تناقض، نظام کنونی را چنین نقد می کنند که « رهبری نظام کنونی تنها از بالا به پایین است. طبقه متوسط که می‌خواهد در سرنوشت کشور نقش داشته باشد، قلع و قمع می‌شود.» اما در بررسی نظام گذشته می گویند « راست این است که اهداف وی [شاه] به درستی منتقل نشدند». ایشان بار دیگر، به عمد خود را به فراموشی می زنند که رهبری در نظام گذشته هم «از بالا به پایین» بود. حتی پدرشان، پس از اینکه «صدای انقلاب» را شنیدند، به این کاستی نظام سلطنتی اشاره فرمودند. دیگر اینکه، اگر «رهبری از بالا به پایین» نمی بود، چه ضرورتی برای «لیبرالیزه» کردن؟ آیا لیبرالیزه کردن جامعه مترادف با تقسیم قدرت بین رهبر و جامعه نیست؟

·       آقای پهلوی در ادامه و در پشتیبانی از سیاستهای پدرشان می گویند «[شاه] مشکلات مملکت خود را خوب می‌شناخت. و من اصلا این جنجالی را که در غرب بر سر این راه افتاد که ایران چطور تاریخ خود را جشن می‌گیرد، نمی‌فهمم. تنها بیست درصد از بودجه مربوطه خرج آن جشن شد.» یکی از دلایلی که ایشان برخی از انتقادات را «نمی فهمند» شاهزاده بودن ایشان است. اگر ایشان از خانواده ای فقیر برخاسته بودند، حتما پاسخ شان متفاوت می بود.
اختصاص دادن 20 در صد از بودجه در زمانی که کشور محتاج به «انقلاب سفید» است چون دانش، بهداشت، زنان، کودکان و زیرساختار کشور از بی توجهی خاندان پهلوی به فلاکت افتاده، هزینه ای هنگفت است. این هزینه، حتی در کشورهای پیشرفته صنعتی هم غیرقابل توجیه است. برای لحظه ای تجسم کنیم که مثلا اوباما 20 درصد بودجه دولتش را به گرامیداشت 4 ژوئیه اختصاص دهد، و یا ملکه الیزابت 20 درصد بودجه را صرف گرامیداشت تولد هنری هفتم کند. چه سروصدایی که بلند نخواهد شد.


در زمان زمامداری پدر ایشان، مردم ایران و فرزندانشان به تمام ریخت و پاش ها، و به نبود آزادی اعتراض کردند - درست مثل مردم در این دوران، اما شاه معترضین را به زندان انداخت و برخی را به جوخه اعدام سپرد.
در اینکه نظام جمهوری اسلامی صدها برابر بیشتر از شاه و خاندان پهلوی کشت و غارت کرد شکی نیست؛ اما این بد، آن بد را تطهیر نمی کند. در اینکه آخوند هایی که برای 5 ریال 10 بار حسین را شهید می کردند، و امروز میلیاردها دلار در حساب های بانکهای خارجی سپرده دارند هم شک نکنیم، اما پدر ایشان هم در هنگام ترک وطن، تنها با یک کوله بار از غم کشور را ترک نکردند. شاه جزو آن « یک مشت کسانی بودند که ثروت انباشتند
». حسابهای بانکی پدر ایشان مملو از پولهای همین مردمی است که آقای رضا پهلوی می خواهند به آراء آنها تکیه کنند، و سالهاست که روزگار بازماندگان خاندان پهلوی با این «ثروت» می گذرد.

البته که «برای هر پسری دشوار است با انتقاداتی که به پدرش وارد می‌شود، کنار بیاید.» اما، اگر آقای رضا پهلوی می خواهند به آراء مردم تکیه کنند، و برخلاف پدر و پدربزرگشان، می خواهند دموکرات باشند و دموکرات بمانند، باید مانند آن «گچسر» ها، به اصل « انتقاد از خود و برخورد با گذشته خود » هم تن بدهند؛ در غیر اینصورت «دموکرات» بودن ایشان موقتی بوده و ایشان ناخواسته به «اصل» خود باز خواهند گشت.

 

علی ناظر

13 فروردین 1389

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 08 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: روزبه زرین]  [  ]  
رضا نیم پهلوی برای مردم ایران فرزند دیکتاتور سابق جنایتکاری می باشد که سالها با اموال و ثروتهای به سرفت رفته مردم ایران مشغول زندگی بوده است. کسی که یک روز در زندگی کار نکرده است بهتر است اول توضیح بدهد که چگونه توانسته است زندگی مرفه ای را در سرزمین اربابان پدری خود آمریکا داشته باشد. او چگونه بیش از سه دهه بدون داشتن یک شغل و حرفه زندگی خود را تامین کرده است؟ آیا اگر فرزند دزدی اموال دزدی را استفاده کند مجرم نیست؟! میلیاردها دلار پولی را که بانک مرکزی ایران نیز اعلام کرد که خانواده پهلوی به بانکهای خارجی منتقل کردند را او چرا به صاحبان اصلی آن یعنی مردم ایران پس نداد؟ رضا نیم پهلوی فقط قدرت سیاسی و ثروت بیشتری می خواهد وگرنه او همانقدر دمکرات هست که شیادان خط امامی رژیم خمینی دمکرات می باشند!!!   

[تاریخ ارسال: 07 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: فردین نیکجو]  [  ]  
آقای رضا پهلوی، آقای رضا پهلوی هستند. اینکه پدر و یا پدر بزرگشان که بودند و چه کردند موضوعی نیست که ایشان جوابگوی آن باشند. مسائل مربوط به دوران حکومت پدر و پدر بزرگ ایشان را باید از پدر و پدر بزرگ ایشان سوال کنید.

امروز شخص ایشان در مقابل مردم ایران صحبت و قبول مسئولیت می کنند. همانطور که همیشه تاکید داشته اند، این مردم ایرانند که قضاوت می کنند و تصمیم میگیرند. این بسیار ساده است. نیست؟!
  

[تاریخ ارسال: 06 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: زنگی زنگ]  [  ]  
رضا پهلوی بازمانده یک رژیم خائن سرنگون شده است و با بی شرمی و گستاخی از مردم ایران طلب کار است که چرا رژیم وابسته و خائن پدرش را به زباله دانی تاریخ فرستادند. او هرگز از جنایات سلسله پهلوی فاصله نگرفته بود و نخواهد گرفت، زیرا سلطنت در ایران همواره با جنایت همراه بود. کسانی که به دنبال مدرک برای پول های به غارت رفته مردم ایران توسط شاه خائن و دیگر وابستگان رژیم ننگین پهلوی می گردند، بهتر است از خود رضا پهلوی بپرسند که هزینه ریخت و پاش ها و عیاشی های خود و خانواده اش را از کجا می آورد؟ رضا پهلوی، تا زمانی که جنایات رژیم خائن پهلوی را محکوم مکرده است و اموال به غارت برده را به مردم تحویل نداده است، وارث تمامی غارت ها، تجاوزها و جنایت های پدر خائن و پدر بزرگ قلدرش است.   

[تاریخ ارسال: 05 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: مش قاسم]  [  ]  
آقای ناظر با سلام،
پس از انتشار سخنان آقای رضا پهلوی، من فقط خواندم که کاربران چه موافق با حکومت پدر ایشان یا مخالفین با آن، چه مینویسند.
مانند بسیاری از مطالب دیگر کمتر کسی به سیستم حاکم و جوانب معلول از آن اشاره کرده است. اگر چه حکم بر کوتاه بودن مطالب است ولی امیدوارم که نوشته من که ممکن است بلند باشد، منتشر و قید شود.
آقای رضا پهلوی هم حق دارد مانند تمامی ایرانیان نگران سرنوشت کشور و ملت ایران باشد.این حق است که بخواهد ملت ایران جای او را در آینده مشخص سازد. ایشان را نمیتوان به دلیل کار های پدرش متهم نمود. در کشوری که حتی روشنفکران و سیاسیون مبارز از خود انتقادی نمیکنند، نمیتوان انتظار داشت که ایشان از پدر خود انتقاد کند. این که شاه به چه کشور هایی چه مبالغی را بخشید یا وام داد نیز به عهده ایشان نیست. اینکه ساواک چه بلای سختی به پیکر ملت بود را نیز همه میدانند و ایشان آن زمان کودکی بیش نبود. مهم اینست که ایشان باید بدانند که پدر ایشان اگر خواستار یک حکومت بی دردسر بود نباید به فرزندان ملت امکان تحصیل میداد. اینکه ایشان باید درک کند اینستکه وقتی مردم با همین تحصیل رایگان که پدر ایشان تهیه کرد،همان شاگردان مدارس، دانشجویان، کارمندان و همه به یک بینش دست پیدا میکنند و با ضرب مقدار تولید نفت در قیمت آن میدانند درآمد کشور چه مقدار است. وقتی اینرا فهمیدند خواهند پرسید که سرنوشت این پول ها چه شد. وقتی این سوال مطرح شد، دیگر ساواک با شکنجه نمیتواند جلوی این سوال ها را با زور بگیرد. مسئله حکومت تک نفره شاه بود و این فقط به او محدود نمیشود. در هر حکومت تک نفره قضیه همین خواهد شد. شاه اگر سراسر ایران را با طلا فرش میکرد باز هم بودند کسانیکه میگفتند : ما میخواهیم حاکم بر سرنوشت خود باشیم. تنها مادیات نیست.
سیستم پادشاهی در ایران به طور سنتی دیکتاتور بود. اگر کوروش کبیر وجود داشت و خوب بود نه به دلیل شاه بودن خوب بود نه به دلیل هخامنشی بودن. در طول تاریخ پادشاهی ایران از هر دو سنخ آن بوده است هم خوب هم دیکتاتور. اما همیشه این سرنوشت ملت بوده که در گرو این خوب و بد قربانی می شده است . در انقلاب ایران نیز هیچ کس خواهان جایگزینی شاه با یک دیکتاتوری دیگر نبود. مردم به دنبال حق تعیین سرنوشت خود بودند. اینکه شاه به دلیل تفاوت اندیشه بین غرب و شرق به ملت اجازه تصمیم گیری نمیداد نیز خود شاهد این عدم تعیین سرنوشت توسط ملت است. شاید به جای مخارج دیگر و زندان، روشنفکران و ملت ما باید این امکان را میافتند که به بلوک شرق بروند، سیاحتی بکنند و قبله آمال خود را نظاره کنند. برای ملتی که تحت نظر ژاندارمری و شهربانی باید سر صندوق رای گیری برود و عاقبت نمایندگانی را انتخاب کند که هیچ گونه سنخیتی با ملت ندارند، نتیجه ای جزانتخاب خمینی را به بر نخواهد آورد. اگر شاه به عنوان شخص اول مملکت مسئول کشور بود پس نمیتوان انتخاب خمینی را از روند تاریخ ایران جدا کرد. اگر ملت ایران جز دوره کوتاهی، هیچوقت نمایندگان خود را انتخاب نکرده بود، به دنبال خمینی دویدن چندان عجیب نیست. خمینی در آن زمان و تحت شرایط فرهنگی جامعه آن زمان و فرهنگ سیاسی موجود برای ملت ما و در مقابل شاه دارای مزیت بود. این مزیت قبل از هر چیز امید آور حق انتخاب بود که ملت ما توسط حکومت پهلوی بدست نیاورده بود. با انقلاب، ملت ایران بدنبال این حق بود. اکنون نیز اگر هنوز ملت ایران با این رژیم مخالف است به دنبال حق تعیین سرنوشت خود است، چرا که تجربه ۳۱ سال گذشته نشان داده که این بار ولایت فقیه چون شاهی جدید این حق را از او ربوده است. از نظر اقتصادی نیز تفاوتی درخشان میان این و آن نیست، اینبار به جای غرب باز هم از کیسه ملت اما اینبار با همان مصلحت های سیاسی پول به جیب دیگران سرازیر است. فرقی ندارد اگر اینبار چین،کوبا، فلسطین، سوریه، کشور های خلیج فارس یا دیگران باشند. بازی همان است. برای سرکوب یک ملت همیشه میتوان مصلحت هایی را پیدا کرد، این امر زمانی ساده تر است که حکومت فردی در کار باشد.میخواهد شاه باشد، رهبر عقیدتی باشد، ولایت فقیه باشد، رهبر ناسیونالیستی باشد یا هر فرد دیگری. برای دمکراسی نیازی به فرد نیست، دمکراسی دارای سیستم است.
  

[تاریخ ارسال: 05 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: علی یحیی پور سل تی تی]  [  ]  
شاه جلاد یک میلیارد دلار به فرانسه داد به عنوان کمک ویک میلیارد دلار به پادشاه انگلستان داد
وهشتصد پنجاه میلون دلار به پادشاه مصر داد انور سادات تا در کانال سوئز سد بسازند و40 درصد کروپ آلمان را خرید تا آن را از ورشکستگی نجات دهد در امریکا هم یک کارخانه اتومبیل سازی که در در حال ورشکست شدن بود را خرید وآن را از ورشکستگی نجات داد کارخانه مال جمهوری خواهان بود هیچ کدام از این پولها به خزانه بانک مرکزی ایران بر نگشتند
وشهبانوی ایران فرح میلیونها دلار از بنیاد پهلوی صرف ساختن دانشگاه اسلامی در انگستان کرد اینها همه در حافظهء تاریخی مردم ایران ثبت هستند آقایان که شرم ندارند ازما طلب سند می کنند سند این کافی است که در کردستان در زمان شاه یک زایشگاه نساخته بودند تا زنان باردار در آن زایمان کنند زنان باردار را به تبریز می آوردند تا زایمان کنند اکثرشان در بین راه که طولانی بود میمردند شاه اگر طرفدار کوروش بود حد اقل با این پول ها تخت جمشید وقبر کوروش را می ساخت تا فرهنگ ملی ما زیر خروار ها خاک مدفون نشود وغارت گران بین المللی سنگهای عتیقهء آن را غارت نکنند شاه هیچ غرابتی با کوروش بزرگ نداشت شاه یک نوکر سرسپرده بود وژنرالهایش هم مثل سپهبد مین باشیان نوکر آمریکا بودند که در پادگان فرح آباد به یک افسر دون پایه آمریکا سلام نظامی می داد این را با چشم خود م دیدم در سال 1350 شرم کنید آقایان دزدی های شاه را بادر آمد مجاهدین که از خون واشک مردم محروم ایران جمع آوری می شود با در آمد شاه مقایسه نکنید در زمان شاه رفیقی داشتم که در بلو چستان سپاه دانش بود می گفت وقتی بچه ها را برای نهار مرخص می کردم بچه ها به جای اینکه به خانه بروند برای نهار به بیابان می رفتند تا علف چرا کنند اکثر این بچه ها از خوردن علف مسموم می شدند ودر سر کلاس استفراغ می کردند وعلف های معده شان می ریخت روی زمین کلاس شرم کنید شرم آیا اینها سند نیستند که با چشمان مان دیدیم کارخانه کروپ المان را الآن جمهوری اسلامی کشیده بالا
  

[تاریخ ارسال: 03 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: احمد]  [  ]  

آقای ناظر میبخشید من نمیدانستم که شما باید امر کنید که چه بحثی‌ درست است و چه بحثی‌ غلط؟؟!! باز هم نمیدانستم که شما سند دارید ولی‌ رو نمیکنید و مرا به یک نقطه مبهم حواله میدهید که بروم آنجا و آن اسناد دزدی شاه را پیدا کنم؟!! و باز هم نمیدانستم که شاه پول ملی‌ را غارت کرده و مجاهدین پول نمیدانم کجا را و چی‌ چی‌ را استفاده میکنند ..؟؟؟؟ لاقل یک نامی‌ برای منابع مالی‌ مجاهدین بگذارید که خودتان هم سر در گم نشوید که چه میگویید!!!!

علی ناظر: من نمی توانم امر کنم که شما چه بگویید، اما می توانم با توجه به موازین دیدگاه به شما بگویم که طبق موازین، در ستون نظرات مطلب بنویسید. موضوع این مقاله روشن است -  «رضا پهلوی و نقطه نظرات ایشان»، و نه مجاهدین. در این مبحث هرچه که با موازین سازگار باشد بنویسید منتشر می شود، در غیر اینصورت آن را «سانسور» می کنم.

به علت مشغله فراوان، به بقیه نکاتی هم که قید کرده اید نمی پردازم، بلکه پیشنهاد می کنم ندانسته و تحقیق نکرده بر گفته ای اصرار نفرمایید.
  

[تاریخ ارسال: 03 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: Hossein]  [  ]  
آقای ناظر،
با سلام و تبریک سال نو.
در تأیید شما و اینکه خاندان پهلوی و اطرافیان نزدیک آنها ایران را ملک خصوصی خود میدانستند نظر شما را به مصاحبه آقای حسین قویمی با آقای ستار خواننده جلب میکنم، در قسمتی از مصاحبه آنجائی که آقای قویمی سوال میکنند:
"...آیا شما خاطره ای راجع به نوروز دارید؟.."، آقای ستار جواب میدهند:
"... خاطره زیاد هست و برنامه های عید می شد ما می رفتیم کیش چون اعلیحضرت آن موقع کیش تشریف می بردند، همه هنرمندان را دعوت می کردند آنجا. یادم است که یک برنامه برای عید بود که اعلم در شهر بیرجند گذاشته بود. واقعاً هفت شب سلطنتی پذیرایی کردند. تمام غذاها را از ماکسیم پاریس...

* اسدالله اعلم، وزیر دربار پیشین؟

بله وزیر دربار بودند و می دانید که در بیرجند و قائنات یک امپراتوری بزرگی برای خودشان داشتند و حتی بعد از برنامه هم یادم است که دو جعبه قوطی های پر زعفران به ما عیدی دادند. خود اعلیحضرت موقع عید که می شد، به موزیسین ها یک پهلوی می داد و به هنرمندان ۲.۵ پهلوی می داد. خلاصه واقعاً خاطرات خیلی شیرین بود که به قول معروف به تاریخ پیوست."
بگذریم از اینکه آقای ستار موزیسین هارا جزو هنرمندان به حساب نمیاورند.
با احترام حسین
  

[تاریخ ارسال: 03 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: احمد]  [  ]  

آقای ناظر گرامی‌، شما که به این حد نسبت به سرمایه خارج کردن محمد رضا پهلوی حساس هستید ( که البته هیچ سند و مدرکی دال بر این که ایشان بعنوان شاه یک مملکت پول مردم را از ایران خارج کرده اند ارائه نشده) چرا در مورد هزینه سر سام آور قرارگاه اشرف در عراق در طی‌ ۲۴ سال گذشته و همینطور هزینه نگهداری و تعمیر آنهمه تانک و نفر بر و ادوات نظامی دیگر که سر به میلیاردها دلار میزند آنهم از طرف سازمانی که همیشه به فرمایش شما در سرکوب بوده و آهی در بساط نداشته حساس نیستید؟؟؟ آیا تا به امروز شما یا هر کس دیگری از این خلق ستمدیده منابع مالی‌ و بیلان مالی‌ این سازمان را دیده اند و میدانند کجاست و چیست؟؟! حتی تهیه یک قرص نان به مدت ۲۴ سال برای این افراد پول هنگفتی میخواهد چه رسد به این همه ادوات و لباس و ساختمان و رادیو و تلویزیون و تبلیغات و برگزاری کنسرت و... که از عهده یک دولت ثروتمند بر می‌‌آید نه‌ از یک سازمان سرکوب شده و تحت فشار آنچنانی که با داخل ایران هم سالهای مدیدی است که ارتباط ندارد؟؟ حساسیت شما اینگونه مواقع کجا میرود؟؟؟؟؟

علی ناظر: در مورد کمبود سند، متاسفانه شما اشتباه می کنید و پیشنهاد می کنم بیشتر تحقیق کنید. دیگر اینکه، ثروتی که شاه با خود خارج کرد، ثروت ملی است. هزینه و مخارج مجاهدین، برگرفته از ثروت ملی نیست. من تعجب می کنم که شما تفاوت این دو را تشخیص نمی دهید. برای جلوگیری از انحراف، خواهش می کنم نظرهای بعدی به مبحث این یادداشت مربوط باشند.
  

[تاریخ ارسال: 02 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: فرید]  [  ]  
اگر شاهزادگان بخواهند حقایق را بگویند دیگر شاهزاده نیستند
در ایران شاهزادگان وایت اله زادگان انگل هائی هستند که از خون محرومان تغذیه میکنند مثل مجتبی خامنه ای جناتکار ورضا پهلوی دزد غارتگرو مامو ر
چگونه توقع دارید کیسکه از نظر فکری در دوران قرون وسطا سیر وسلوک میکند ومشروعیتش را از پدری میگیرد که باعث سیه روزی ملتی شده وخوشحال است که اخوندها کشتاربیرحمانه تری کردند وپدر جنایتکار اورا تطهیر کردند
این پسر هر گز کشتارهای وحشیانه پدرش را بد نمی داند
دو نوع کشتار از مردم ستمدیده ایران داریم کشتاری که عیب وایرادی ندارد و کشتار بد
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.