شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۳ مه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

شما كدام گزينه را انتخاب مي كنيد ؟ ! (يادداشت روز)

کیهان

فرض كنيد چرخ زمان براي مدتي چرخش معكوس كرده است و شما در حالي كه تمامي اخبار و اطلاعات چندماه گذشته را در حافظه خويش داريد به خردادماه سال 1388 بازگشته ايد! انتخابات رياست جمهوري دهم با حضور بي نظير 85درصدي و آراي 40ميليوني مردم انجام گرفته و شما در ابتداي يك فصل 8ماهه كه قرار است از 22خرداد آغاز شده و تا 22بهمن 88 ادامه داشته باشد، ايستاده ايد. حالا فرض كنيد كه قرار است اين مقطع زماني يك بار ديگر تكرار شود و اين بار، چگونگي عبور از فصل ياد شده را به ميل و اراده شما واگذار كرده و براي اين منظور دو گزينه پيش رويتان نهاده اند. گزينه اول؛ ادامه ماجرا به همان صورت و با همان رخدادهايي كه قبلاً اتفاق افتاده بود و گزينه دوم؛ عبور از اين مقطع زماني به طور عادي و طبيعي و بي آن كه فتنه اي در راه باشد. خب! شما كه فصل 8ماهه 22خرداد تا 22بهمن ماه سال 1388 را قبلاً پشت سر گذاشته و از وقايع آن باخبريد، كدام گزينه را انتخاب مي كنيد؟!
به يقين تمامي كساني كه دل در گرو اسلام و انقلاب، اقتدار ميهن اسلامي و بهروزي مردم اين مرز و بوم دارند، گزينه اول را برمي گزينند و از فتنه بعد از انتخابات با همه تلخي ها و سختي هايي كه داشت، استقبال مي كنند. چرا...؟! براي اين كه امروزه از پايان شيرين آن ماجراي تلخ باخبرند و فتنه 88 را با توجه به دستاوردهاي كم نظير آن، يكي از بزرگترين موهبت هاي الهي مي دانند.
در كلام خدا توصيه شده است كه نعمت هاي الهي را بازگو كنيد- و اما بنعمت ربك فحدث- از اين روي، اولين يادداشت در نخستين شماره از سال نو را به واگويه شماري از اين دستاوردها كه فقط اندكي از بسيارها و مشتي از خروارهاست، اختصاص مي دهيم، تا شكرانه اي «كم حساب» از آن نعمت بزرگ و بي حد و حساب باشد.
1-دشمنان بيروني انقلاب، مخصوصاً مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس كه مديريت مستقيم فتنه 88 را برعهده داشتند، تمامي گروهها، جمعيت ها و شخصيت هاي -بي شخصيت - تحت فرمان خود را به صحنه آوردند. در اين ميان، تكليف گروهها و جرياناتي نظير بهايي ها، منافقين، سلطنت طلب ها، ماركسيست ها، انجمني ها، گروهك عبدالمالك ريگي، نهضت آزادي، جبهه ملي و مفسدان تابلودار اقتصادي روشن بود. آنها هويت شناخته شده اي داشتند و همراهي آنان با مثلث ياد شده نه تازگي داشت و نه دور از انتظار بود. اما، مديريت بيروني فتنه در اقدامي ناشيانه - كه احمقانه واژه مناسب تري براي آن است- تقريباً تمامي سرمايه ناشناخته و يا كمتر شناخته شده خود را در داخل كشور نيز به كار گرفت. افراد و گروههاي طيف اخير به گواهي اسناد موجود از دو دهه قبل در پروژه موسوم به «طرح كنت تيمرمن» - مسئول وقت ميز ايران در سازمان سيا- شكار و به تدريج در جبهه اي موسوم به اصلاحات سازماندهي شده بودند. اين طيف اگرچه طي 20 سال گذشته و مخصوصاً در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي ساز مخالفت با ارزش هاي اسلامي و انقلابي را كوك كرده بود ولي كماكان به طرفداري از انقلاب و نظام تظاهر مي كرد.
مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس اين طيف وابسته و كمتر شناخته شده يعني «خط نفاق جديد» را هم در نقش ستون پنجم به ميدان كشيده و هزينه كرد. نتيجه آن كه وقتي فتنه 88 با مديريت پيامبرگونه رهبرمعظم انقلاب و هوشياري و ايستادگي جانانه مردم روبرو شد، چهره واقعي خط نفاق جديد نيز مرحله به مرحله از پرده بيرون افتاد و شبكه نفاق جديد كه با صرف هزينه هاي كلان مالي، سياسي و اطلاعاتي سازمان هاي سيا، موساد و
MI6 در داخل كشور شكل گرفته بود، فرو پاشيد و افراد و گروههاي اين شبكه به مهره هاي سوخته تبديل شدند.
افشاي چهره خط نفاق جديد و جراحي اين غده سرطاني را مي توان و بايد يكي از بزرگترين دستاوردهاي فتنه 88 دانست كه بسيار آسان تر از آنچه انتظار مي رفت به دست آمد.
گفتني است «ريچارد هاووس» مسئول شوراي روابط خارجي آمريكا از ائتلاف گروههاي ضدانقلاب و اصلاح طلبان كه تحت مديريت سازمان هاي اطلاعاتي غرب صورت گرفته بود، با عنوان «ائتلاف سفيد»! ياد مي كرد و جرج سوروس، صهيونيست نشان دار آمريكايي و حمايت كننده مالي، تبليغاتي- اسپانسر- كودتاهاي مخملي كه از دو سال قبل با محمد خاتمي و چند تن ديگر از سران جبهه اصلاحات رايزني هاي حضوري و فشرده اي داشت، معتقد بود تضعيف اقتدار جمهوري اسلامي ايران، كمترين موفقيت اين ائتلاف است!... اما بعد از شكست فتنه، بنيامين نتانياهو، نخست وزير رژيم صهيونيستي، زبان به ملامت همكاران آمريكايي و انگليسي خود گشود و با حسرت اعلام كرد «اصلاح طلبان در ايران بزرگترين سرمايه اسرائيل بودند» و...
2-بازخواني وقايع صدر اسلام و عبرت گيري و بصيرت افزايي آن در شناخت خواص آلوده و يا گمراه، يكي ديگر از دستاوردهاي فتنه 88 بود. به عنوان نمونه -و فقط يك نمونه- شنيده و خوانده و در تاريخ مستند صدراسلام ديده بوديم كه فاطمه زهرا(س) در فاصله بعد از رحلت رسول خدا(ص) تا شهادت خويش- 75يا 95 روز- شبانه به خانه شماري از خواص رفته و با آنان از «بايد»هاي فراموش شده و «نبايد»هاي از ياد رفته سخن مي گفت و اينكه، چه زود سفارش هاي رسول خدا(ص) را از ياد برده ايد و اگر به ياد داريد و بر عهد پيشين استواريد، چرا در برابر انحرافي كه مي بينيد لب به اعتراض نمي گشائيد؟! و... اما، برخي از آنان دل به چرب و شيرين دنيا سپرده و در پي آرزوهاي دور و دراز و نفس هاي هوس باز خويش، عهدي را كه با رسول خدا(ص) بسته بودند، شكسته و پاسخشان سكوت بود، يا سخنان دو پهلو...
در فتنه 88 بار ديگر همان ماجراي تلخ در مقياسي ديگر تكرار شد. اين بار اما، مردم با مشاهده انحراف، سكوت و يا دوپهلوگويي برخي از خواص، ماجراي آن روزها را به خاطر آوردند و به فراست دريافتند كه اين، همان است. ديگر مانند آن روزها با خواص نلغزيدند، چشم به «ولي» دوختند و از فتنه جهيدند و رهيدند و برخلاف آن روزها از خواص آلوده عبور كردند. خواص لغزيدند و رفوزه شدند و سقوط كردند. اگر ماجراي آن روزهاي صدر اسلام در اذهان ملت بازخواني نشده بود، چه كسي باور مي كرد شماري از كساني كه حضور در كنار حضرت امام(ره) را نيز تجربه كرده اند به اين زودي عهد پيشين وانهند و در مقابل امام راحل و خلف حاضر او قرار بگيرند؟! پالايش برخي خواص آلوده دستاورد بزرگ ديگري بود كه فتنه 88 در پي داشت. به بركت، عبرت گرفتن از تاريخ مشابه صدر اسلام.
3- نسل هاي سوم و چهارم انقلاب، اگرچه از چگونگي وقوع انقلاب اسلامي و نقش دشمنان و دوستان و بندبازان و منافقان در آن واقعه عظيم و رخدادهاي چند ساله پس از انقلاب كم و بيش باخبر بودند ولي بايد اذعان كرد كه به علت كم كاري غيرقابل توجيه مراكز فرهنگي كشور، از چند و چون ماجرا و مخصوصاً نقش جريانات و افراد چند چهره و ترفندهاي آنان اطلاع چنداني نداشتند. فتنه 88، تابلوي گويا و روشني از تاريخچه سال هاي اوليه بعد از پيروزي انقلاب را پيش روي نسل هاي سوم و چهارم انقلاب قرار داد به گونه اي كه انگار در آن سال ها حضور مستقيم داشته و رخدادها و فراز و نشيب ها را به چشم خود ديده اند. منافقاني كه از وطن دوستي دم مي زدند و وطن فروشي مي كردند. جرياناتي كه سنگ مردم را به سينه مي زدند و با دشمنان خونريز و غارتگر مردم دست در يك كاسه داشتند. اراذل و اوباش آدم كشي كه فرياد آزاديخواهي سر مي دادند، احزاب و گروههايي كه از اصلاحات دم مي زدند و سر در توبره شناخته شده ترين جرثومه هاي فساد و تباهي، يعني موساد و سيا و
MI6 داشتند بي تمدن هاي قانون گريزي كه از «جامعه مدني» سخن مي گفتند.
نسل هاي سوم و چهارم انقلاب در جريان فتنه 88، چهره واقعي و بي نقاب آمريكا و انگليس و ساير مدعيان حقوق بشر و دموكراسي را به وضوح ديدند و بازيگري ستون پنجم دشمن را بي پرده مشاهده كردند. اسرائيل در غزه و لبنان خون زنان و مردان و كودكان را به زمين مي ريخت و نامزد فتنه گران، حاميان اسرائيل را «مردم خداجوي»! مي ناميد و...
در فصل 8ماهه 22خرداد تا 22بهمن 88، كار روشنگري درباره هويت نفرت انگيز مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس براي نسل هاي سوم و چهارم انقلاب كه مسئولان فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مسئوليت آن را برعهده داشتند و طي سال هاي گذشته بر زمين مانده بود، به بهترين و گوياترين شكل ممكن صورت پذيرفت. اين نياز مبرم و ضروري را مثلث ياد شده بي آن كه بداند و بخواهد از طريق سرويس هاي اطلاعاتي خود و به دست ستون پنجمي كه در داخل كشور به كار گرفته بود، انجام داد! مگر نه اين كه به گفته امام سجاد(ع) «حماقت دشمن شايسته شكرگزاري است» و در حديث ديگري آمده است كه خدا به دست انسان هاي فاسق نيز دين خود را تأييد مي كند؟
4- طلوع دوباره امام خميني(ره) يكي ديگر از بركات بزرگ و دستاوردهاي فتنه 88 بود. در جريان اين فتنه و از آنجا كه سران فتنه از پوشش «خط امام» براي پنهان كردن ماموريت بيروني خود استفاده مي كردند. انگيزه مراجعه به متن رهنمودها، سخنان و بينش و منش امام راحل(ره) با اشتياق فراوان در ميان مردم برانگيخته شد. مردم از يكسو، همراهي آشكار فتنه گران با دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب را مي ديدند و از سوي ديگر شاهد ادعاي سران فتنه و عوامل اصلي آن بودند كه خود را پيرو خط امام(ره) معرفي مي كردند! از اين روي، فرهيختگان و دلدادگان واقعي امام(ره) كه از برخورد منافقانه و نفرت انگيز سران فتنه باخبر بودند، براي نشان دادن نفاق و دورويي ستون پنجم دشمن و كساني كه فريب پشت هم اندازي ها و ترفندهاي فتنه انگيزان را خورده بودند، براي آگاهي از واقعيت ماجرا، تنها راه چاره را مراجعه به آثار مكتوب و مضبوط حضرت امام(ره) مي ديدند. اين مراجعه كه بايد از نقش برجسته صداوسيما در آن تقدير كرد، از يكسو طلوع دوباره امام راحل(ره) را در پي داشت و از سوي ديگر، زمينه رسوايي سران فتنه و عوامل ميداني آنها را خيلي زودتر از آنچه انتظار مي رفت، فراهم آورد طلوع دوباره حضرت امام(ره) و عطر دل انگيز رهنمودهاي روشنگر و گره گشاي آن بزرگوار، در نسل هاي اول و دوم انقلاب نيز جان تازه اي دميد و بايدها و نبايدهاي به فراموشي رفته و يا كمرنگ شده خط مبارك امام راحل(ره) را گوشزدي دوباره كرد.
5- اتحاد و يكپارچگي مردم كه در حماسه 9 دي ماه و راهپيمايي چندده ميليوني 22بهمن به نمايش درآمد، يكي ديگر از دستاوردهاي عظيم فتنه 88 بود. مردم هوشيار و با بصيرت وقتي دست آشكار دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و مخصوصاً مثلث منفور آمريكا، اسرائيل و انگليس را در فتنه ديدند و هجوم وحشيانه و نفرت انگيز سران فتنه و اراذل و اوباش اجاره اي را به ساحت مقدس امام حسين(ع)، حضرت صاحب الزمان(عج)، امام خميني (ره)، آتش زدن مسجد، قتل مردم بي گناه و... را مشاهده كردند، به وضوح دريافتند كه ماجرا بسيار فراتر از دروغ تقلب در انتخابات و يا مخالفت با دولت است و دشمنان بيروني و ستون پنجم داخلي آنها، اسلام و انقلاب و امام و رهبري و استقلال و اقتدار نظام اسلامي را نشانه رفته و سوداي تحويل اين مرز و بوم به آمريكا را در سر مي پرورانند. چنين بود كه دشمنان از «باد»ي كه براي تفرقه كاشته بودند، طوفاني سهمگين عليه خود و موجوديت خط نفاق جديد درو كردند و بيش از 20 سال برنامه ريزي، هزينه هاي كلان و فعاليت اطلاعاتي و امنيتي سازمان هاي جاسوسي آمريكا، اسرائيل و انگليس براي تفرقه افكني ميان مردم مسلمان ايران را به باد دادند. آيا اين دستاورد بزرگ كه فتنه 88 زمينه آن را فراهم آورد شايسته شكرگزاري نيست؟ البته كه هست.
6- درباره خاستگاه واژه «فتنه»- كه در كلام خدا نيز بارها آمده است- گفته اند، به معني وارد كردن طلا در آتش است تا ناخالصي هاي آن گرفته شده و «عيار» واقعي آن به دست آيد. و از اين روي «فتنه» را «آزمايش» نيز ناميده اند.
آيا كمترين ترديدي هست كه دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها در جريان فتنه 88، علاوه بر استفاده از اهرم هاي سخت افزاري نظير آدم كشي، تخريب، آتش سوزي، حمله به مردم و... تمامي توان نرم افزاري خود را نيز براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران و هر دو بخش جدانشدني اسلاميت و جمهوريت آن به كار گرفتند. هزاران سايت اينترنتي، صدها شبكه تلويزيوني و راديويي، هزاران نشريه داخلي و خارجي، شبكه هاي عنكبوتي رسانه اي در تمامي ساعات و دقايق فتنه 88 به توهم پراكني، دروغ بافي، اهانت و در يك كلمه جنگ نرم عليه اسلام و انقلاب و مردم اين مرز و بوم مشغول بودند؟ و آيا مي توان انكار كرد كه بصيرت و هوشياري مردم اصلي ترين و كارآمدترين حربه براي مقابله با جنگ نرم دشمنان است؟ بنابراين به آساني بايد - و مي توان- نتيجه گرفت كه مردم پاكباخته و انقلابي ايران اسلامي به همان اندازه كه در مقابل جنگ سخت دشمنان از جمله جنگ تحميلي 8 ساله با اقتدار و توانمندي ظاهر شدند، در عرصه جنگ نرم نيز از قدرت و قابليت هاي برجسته و مثال زدني برخوردارند. و بي ترديد بخش قابل توجهي از اين بصيرت را در چم و خم فتنه 88 تجربه كرده و به دست آورده اند.
7- و بالاخره اگرچه فهرست دستاوردهاي فتنه 88 نيز به تنهايي مثنوي هفتاد من كاغذ است و اين رشته سر دراز دارد، اما يادداشت پيش روي را با يكي از بزرگترين دستاوردهاي فتنه ياد شده به پايان مي بريم و آن اين كه، پيروزي حماسي مردم در فتنه همه جانبه 88 بيش از همه و پيش از همه مديون مديريت الهي و پيامبرگونه رهبرمعظم انقلاب بوده است. فقط نگاهي گذرا به مراحل مختلف فتنه 88 به وضوح نشان مي دهد كه هر جا، نه فقط مردم عادي، بلكه نخبگان و صاحب نظران مومن و متعهد «مو» ديده اند، آقا از «پيچش مو» خبر داده اند و آنچه كه پيران خردمند در آينه نديده بودند، آقا در خشت خام مشاهده كرده اند... پس در يك كلمه بايد گفت؛ فتنه 88 بار ديگر بر واقعي بودن اين حقيقت تاكيد كرد كه «خامنه اي، خميني ديگر است».
حسين شريعتمداري

منبع: کیهان، 14 فروردین 1389




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کیهان:



[تاریخ ارسال: 03 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
این مقالۀ کیهان پاسدار شکنجه گر و قاتل؛ بمانند سوت زدن یک آدم وحشتزده و ترسو در تاریکی می ماند. سردمداران جمهوری اسلامی بویژه این پاسدارک وحشی و درنده خو, بهتر از تمامی مردم دنیا می دانند که جمهوری اسلامی و پایه هایش, آنچنان متزلزل و ناپایدار است که در موجهای ستم کوب خلقهای ایران به تمامی فرو خواهد ریخت. بدبختانه, "برادر" حسین که از انواع و اقسام بیماریهای روانی رنج می برد, به بیماری کشنده و مرگبار سرطان نیز مبتلا گشته و به احتمال بسیار زیاد انهدام این دم و دستگاه مافیایی و جهمنی را نخواهد دید.
به هر حال, مرض سرطان در صدد نابودی فیزیکی حسین شریعتمداریست, و مردم ستم سوز ایران در حال نابودی و نابود کردن جمهوری سرطانزا و مرگ آفرین اسلامی هستند. بنابراین, این جانیان هرجایی و ولگرد از جمله شریعتمداری , که تحت عنوان روزنامه نگار و سردبیر این یا آن ورقه پاره مشغول خدمت به منافع ارتجاع و امپریالیسم می باشند, دور یا زود باید غزل خداحافظی را بخوانند.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.