شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۳ مه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مرثيه اي بر منشور ملل متحد!

کیهان

اجلاس امنيت هسته اي واشنگتن كه هفته پيش در آمريكا برگزار شد و مقامات كاخ سفيد هدف از برگزاري آن را مقابله با «تروريسم» اعلام كرده بودند در نهايت پرده اي ديگر از ناكامي هاي آمريكا را در عرصه بين المللي رقم زد.
در اين اجلاس كه با حضور گزينشي 47 كشور جهان برگزار شد آمريكايي ها در جلب حمايت كشورها براي بوجود آمدن اجماعي عليه ايران در خصوص اعمال تحريم هاي شديدتر ناكام ماندند و شركت كنندگان در اجلاس از جمله چين، روسيه، برزيل، مالزي، هند و... بر طريق مذاكره و گفت وگو با جمهوري اسلامي تأكيد كردند.
شايد بتوان گفت آنچه كه اجلاس امنيت هسته اي واشنگتن را به لحاظ حقوقي- و نه تنها پارامترهاي سياسي- بي خاصيت كرد و پروپاگانداي رسانه اي نظام سلطه در پمپاژ هدف دروغين مقابله با تروريسم را متوقف نمود اظهارات چندي قبل باراك اوباما در مصاحبه با نيويورك تايمز- 6 آوريل 2010- بود كه گستاخانه ايران و كره شمالي را به جنگ هسته اي تهديد كرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي هفته گذشته در بياناتي حكيمانه و آگاهي بخش در ديدار با جمعي از فرماندهان عالي رتبه نظامي درباره تهديد هسته اي رئيس جمهور آمريكا تصريح كردند: «اين سخن بسيار عجيب است و دنيا نبايد از آن بگذرد زيرا در قرن بيست و يكم كه قرن ادعاهاي حمايت از حقوق بشر و مبارزه با تروريسم است، رئيس يك كشور تهديد به حمله اتمي مي كند... معناي اينگونه سخنان اين است كه دولت آمريكا، دولتي شرير و غيرقابل اعتماد است.»
از همين رهگذر درباره تهديد به جنگ هسته اي از سوي آمريكا بر ضد جمهوري اسلامي ايران گفتني هايي هست.
1- موقعيت متزلزل آمريكا در صحنه تصميم گيري هاي بين المللي به وضوح نشان مي دهد كه اظهارات باراك اوباما درباره حمله هسته اي به ايران را تنها بايد يك بلوف و سخني نسنجيده به حساب آورد. آمريكايي ها در موضوع برنامه هسته اي ايران دچار نوعي استيصال و سردرگمي حاد شده اند بطوري كه جلسات مذاكرات گروه 1+5 بدون رسيدن به يك توافق حداقلي درباره ايران يكي پس از ديگري برگزار مي شود و آمريكايي ها علي رغم ادعاهاي فراوان و ژست رهبري اين گروه در ميدان عمل نتوانسته اند به نتايج مورد نظرشان برسند.
دولت آمريكا هر چند طي چند سال گذشته باعث و باني تصويب قطعنامه هاي تحريمي عليه ايران بود اما تحليلگران و كارشناسان سياسي اذعان دارند تحريم ها نتايجي به همراه نداشته و بلكه نتيجه معكوس داده است. در صحنه منطقه اي نيز آمريكا نتوانسته است قدرت و اقتدار روزافزون جمهوري اسلامي ايران را مهار نمايد؛ همچنانكه در ارزيابي نهايي كنفرانس صهيونيستي هرتزليا كه اخيراً منتشر شد با انتقاد به سياست هاي واشنگتن آمده بود: «اعتراف به برترين قدرت منطقه اي بودن ايران در كشورهاي منطقه خاورميانه افزايش يافته است.»
از سوي ديگر؛ سقوط دولت رنگي قرقيزستان در هفته گذشته بيانگر سياست هاي اشتباه كاخ سفيد و تنزل عمق استراتژيك اين كشور در صحنه سياست بين الملل بود.
نشست امنيت هسته اي واشنگتن هم همانطور كه اشاره شد دستاوردي براي آمريكا نداشت. مشكلات آمريكايي ها در صحنه افغانستان و عراق نيز خود داستان بلندي است كه حكايت از آن دارد كه كشتي جنگي آمريكا در اين مناطق به گل نشسته است.
و بالاخره به مجموعه مصائب و مشكلات پيش روي آمريكا بايد مشكلات و وضعيت بحراني اين كشور در حوزه مسايل اقتصادي را علاوه كرد.
با اين توصيف، ناگفته پيداست كه اظهارات تهديدآميز اوباما نشانگر حجم انبوه مشكلات خرد و كلان آمريكاست كه در صحنه سياسي، بين المللي و اقتصادي با آن دست و پنجه نرم مي كرده و اكنون زمام امور را از دست داده است. اما به هر حال آنچه روي ديگر اين سخنان خصمانه است اعتراف صريح رئيس جمهور آمريكا در عدم پايبندي به مقررات و موازين حقوق بين الملل است.
2- تهديد به جنگ هسته اي عليه كشوري كه عضو سازمان ملل متحد و عضو ان.پي.تي است و انحرافي در زمينه رعايت معاهده منع اشاعه هسته اي نداشته است نه تنها تهديد جمهوري اسلامي ايران بلكه تهديد صلح و امنيت بين المللي است؛ چرا كه سخنان اوباما درباره امكان حمله هسته اي به كشوري، اعتراف به آن است كه خط مشي دولت آمريكا مبتني بر تهديد، باج خواهي و زور است و با گزينه هاي مذاكره و مسالمت آميز در تضاد است. اوباما در واقع با اظهارات جنگ طلبانه خود آنهم با تهديد جنگ هسته اي، تمامي هفت هدف اساسي منشور ملل متحد يعني 1- اصل عدم توسل دولت هاي جهان در روابط بين الملل به زور، 2- اصل حل اختلافات از طريق مسالمت آميز همچون آشتي، ميانجيگري، دادرسي و...، 3- اصل عدم حق دخالت در امور كشورهاي ديگر كه در صلاحيت ملي است، 4- اصل تعاون و همكاري بين المللي با ساير دولت ها، 5- اصل تساوي حقوق ملت ها، 6- اصل حاكميت دولت ها، 7- اصل اجراي حسن نيت در تعهدات بين المللي را ناديده گرفت و در شرايطي كه هفت اصل مورد اشاره در متن منشور ملل متحد ذكر شده و به موجب قطعنامه 1815 مجمع عمومي سازمان ملل متحد آن را تصويب كرده است در قرن بيست و يكم با يك سير قهقرايي به دوره قرون وسطي رجعت كرده است.
اينجاست كه نقض مصرحات منشور ملل متحد - و از جمله بند چهارم از ماده دوم - و قطعنامه هاي 255 و 984 شوراي امنيت سازمان ملل (مبني بر ممنوعيت توسل به تهديد يا استفاده از زور عليه هر كشوري و حفظ حقوق كشورهاي غيرهسته اي در مقابل تهديدات كشورهاي دارنده سلاح هسته اي) از سوي باراك اوباما اين پيام را براي افكار عمومي جهان به همراه داشت كه اساساً ميان اوباما و جرج بوش تفاوتي وجود ندارد و محور تصميم گيري هاي دولتمردان آمريكايي چيزي جز افزون طلبي، باج خواهي و چپاولگري نيست و استعمال الفاظي چون حقوق بشر، مقابله با تروريسم و... فقط اسم مستعاري براي اهداف جاه طلبانه و زياده خواهانه دولت آمريكاست.
3- از سوي ديگر؛ سخنان اوباما را بايد بيانگر «تروريسم دولتي» دانست. اينكه رئيس جمهور آمريكا علي رغم ادعاي مبارزه با تروريسم آن هم در مقياس جهاني، خود صريحا با نقض قواعد حقوق بين الملل تهديد به حمله اتمي مي كند چگونه قابل توجيه است؟ در واقع آقاي اوباما با اين اظهارات- ناخواسته- در قامت متهم رديف اول پرونده «تروريسم دولتي» در صحنه بين المللي ظاهر شد و نشان داد كه تروريست هايي چون عبدالمالك ريگي در سايه حمايت همه جانبه آمريكا دست به اقدام تروريستي مي زنند.
البته اعترافات ريگي- كه اخيراً نسخه اي از آن توسط ايران براي دبيركل سازمان ملل متحد ارسال شده است- و مجموعه شواهد و قراين در اين باره كه متهم رديف اول پرونده «تروريسم دولتي» «دولت آمريكا» است از ماه ها پيش با اشراف اطلاعاتي نظام جمهوري اسلامي ايران و شكار سركرده گروهك تروريستي موسوم به جندالله بار ديگر و براي چندمين بار به اثبات رسيده بود. اما اينك افكار عمومي دنيا با اعتراف صريح اوباما در تهديد به استفاده از سلاح هسته اي عليه ايران و كره شمالي كه نشانه تروريسم دولتي اين كشور است بايد در نقطه مقابل اين تهديد، اعضاي سازمان ملل متحد را مجبور كنند در امحاي كامل كليه سلاح هاي هسته اي به هيچ عنوان كوتاه نيايند چرا كه آمريكا نشان داد وقتي با حالتي خصمانه از جنگ هسته اي سخن مي گويد كشوري غيرقابل اعتماد و يك شرور بين المللي است.
4- جمهوري اسلامي ايران بايد به نوبه خود شكايت رسمي از دولت آمريكا به سازمان ملل را به اتهام نقض اصول مصرحه منشور ملل متحد، موازين اوليه حقوق بين الملل و تروريسم دولتي در دستور كار خود قرار دهد.
شايد بتوان گفت نامه شديداللحن سفير و نماينده دايم جمهوري اسلامي ايران در سازمان ملل متحد خطاب به رئيس شوراي امنيت، دبيركل و رئيس مجمع عمومي سازمان ملل كه در تاريخ 24/1/89 تحويل شوراي امنيت شد و در آن تهديد اتمي آمريكا عليه كشورمان به مثابه باجگيري هسته اي دانسته شده بود را اولين مرحله حقوقي شكايت ايران از آمريكا به حساب آورد؛ اما بدون ترديد اين اقدام كافي نيست و دستگاه ديپلماسي كشورمان مي بايست با استفاده از تمام ظرفيت هاي حقوقي در طرح شكايت عليه آمريكا در مجامع بين المللي همت مضاعف بگمارد.
البته كنفرانس خلع سلاح و عدم اشاعه تهران كه از امروز به مدت دو روز با حضور ده ها كشور خارجي با شعار «سلاح هسته اي براي هيچ كس، انرژي هسته اي براي همه» برگزار خواهد شد فرصت مناسبي است تا اولاً؛ افكار عمومي دنيا نسبت به نقض گسترده و فراگير موازين حقوق بين الملل از سوي آمريكا واكنش جدي تري را برگزينند، ثانياً ؛ با توجه به ساختار سازمان ملل درپي آن باشند كه به اصلاح ساختار كهنه و فرسوده اين سازمان كه در خدمت چند كشور است پايان دهند. واقعيت آن است كه به خلع سلاح هسته اي با ساز و كار فعلي سازمان ملل خيلي نبايد اميد بست.
و بالاخره جمهوري اسلامي ايران بايد از بستر بوجود آمده در آگاهي كشورها و دولت هاي مستقل و آزاديخواه در زمينه تهديد اتمي آمريكا و غيرقابل اعتماد بودن اين كشور استفاده كند و هرچه زودتر رسما عليه كابوهاي قرن 21 طرح دعوا نمايد.
حسام الدين برومند

منبع: کیهان: 28 فروردین 1389




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
کیهان:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.