شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

خاکستر بر سر

علی ناظر

قرنها پیش وقتی کسوف می شد، خیلی ها به زمین افتاده و خورشید را سجده کرده و برای گناهان خود طلب مغفرت می کردند. سالها طول کشید تا مردم سر از سجده بردارند و متوجه شوند که این رخداد خشم خدا علیه قومی، و یا مهر او بر قوم دیگری نیست، بلکه اگر دلیل منطقی علمی تعریف شود «منبع» آن هم عیان می شود. از روزی که منطق بر خرافه و تحمیق پیروز شد، دیگر کسی سجده نکرد.

ظاهرا، چند روزی است که خشم خدا یقه مردم اروپا را گرفته و ابرهای سیاه بر آسمان اروپا گسترانده است. صدها و هزاران کیلومتر آنطرف تر از آسمان خاکستر بر زمین فرو می ریزد، خاکستری گرم که چون سرد شود همچون سیمان بر زمین می چسبد. کشاورزان رو به آسمان کرده و می پرسند چرا ما؟ هزاران کیلومتر اینطرف تر، هزاران خانواده سرگردان در شهرهای غریب، نمی توانند به منزل خود بازگردند. گوردن براون نخست وزیر بریتانیا می خواهد (مثل نوح) کشتی به اسپانیا ارسال کند تا هموطنانش را به مکانی امن منتقل کند. اما خشم الهی تمامی ندارد.

واقعیت این است که کوهی آتشفشان در ایسلند ملتهب شده و وزش باد هرآنچه به بیرون پرتاب می شود را به آسمان اروپا می آورد. این را ما امروز می دانیم، چون ماهواره و رادار و آزمایشگاه و...رسانه در اختیارمان است. اما اگر چند هزار سال پیش، در زمان نوح و مسیح و محمد بودیم، و به ناگاه بر سرمان خاکستر گرم می ریخت، و هر چه به دور برمان نگاه می کردیم تا منبع خاکستر و نرمه شیشه مذاب را بیابیم و نمی یافتیم، حتما یکنفری (زیرکتر از بقیه) پیدا می شد، از خشم الهی خبر می داد، و چند آیه که لحظاتی پیش از سوی خدا به او وحی شده بودند را تلاوت می کرد؛ و سالها و قرنها پس از آن، رهبران سیاسی آن آیات را سند واقعی و رسمی اعلام می کردند؛ و در قرن بیست و یکم آن کتاب «آسمانی» (پر از آیات مُنزل و معجزات الهی) را منبع اصلی برای فورموله کردن «حکومت الهی» تعیین می کردند.

با وجود هزاران دلیل و سند علمی در رد این خرافه ها، هنوز هستند مرتجعینی که از «دکان دین» جنس عرضه کرده و مردم خرافه پرست را فریب می دهند، و با تحمیق مریدان، خر خود را به سر منزل مراد می رسانند. 21 قرن از نزول این قبیل ایات، که نه دلیل علمی دارد و نه سندیت تاریخی، می گذرد، اما هنوز مریدان به جای پرداختن به دلایل زمینی خاکستر، دست به دامان آیات آسمانی می شوند.
تا در بر این پاشنه می چرخد، خاکستر بر سر خواهیم بود.

علی ناظر

31 فروردین 1389

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 22 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [  ]  
قبلا در جواب يک نظر دهنده گفته بودم که با هر خدا و پيغمبر و امامی و ووو که بخواهد توجيهی در دست استثمارگران بر عليه استثمار شده گان باشد مخالفم .با مبارزه با جهل و خرافه در هر شکل و شمايل هم موافقم. اما برايم جالب است که بدانم چگونه بعضی رفقا ! به اين نتيجه رسيده اند که مثلا اگر بگويند "محمد شياد" دارند با خرافه مبارزه ميکنند؟.آيا علت اينکه انسانهائی در هزاران کيلومتر آنطرفتر از آتشفشان مربوطه اکنون ميدانند که علت خاکستر باران شدنشان نه خشم خدا بلکه فلان آتشفشان فعال شده ميباشد، نتيجه فحشهای داده شده بر عليه آن خدای خشمگين ميباشد و يا اينکه علتش پيشرفت علوم طبيعی و با سواد شدن ملت ميباشد؟.هيچکدام از دانسته های بشر دو پا تا کنون با فحش و فحشکاری اين خدا و آن پيامبر حاصل نشده است.
اما اگر همچنان بعضی ها مصر به پيدا کردن و کشف "سوراخ دعا" ميباشند، پس لطفا بيشتر و بيشتر و غليظ تر و غليظتر فحش بدهيد.
  

[تاریخ ارسال: 22 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: nima]  [  ]  
احترام به اسلام برابر با احترام به کشتاربه جنایت به زن ستیزی به انسان ستیزی و بی عدالتی است . عده ای بدون اینکه کوچکترین اگاهی از ماهیت ضد ارزش و ضد انسان اسلام داشته باشند و بدانند که باور های مذهبی و خرافی مردم از کجا سر چشمه گرفته تنها بلدند که فریاد بزنند که: به باور های دینی مردم توهین نکنید!. در جامعه های عقب افتاده و استبداد زده مثل ایران باور های خرافی مردم از باور های سران رژیم میاید .همچنان که در ایران پس ازبه قدرت رسیدن خمینی جنایتکار توسط امپریالیستها اکثریت مردم نا اگاه پیرو باور های مذهبی و خرافی خمینی و دیگر سران عمامه بسررژیم شد ند. بنابراین احترام گذاشتن به باور های خرافی مردم در حقیقت احترام گذاشتن به باور های گندیده خمینی جلاد و خامنه ای و خاتمی و منتظری و دیگر مردگان هزاز ساله می باشد . علاوه بران اگر قرار باشد که همیشه به باور های خرافی مردم احترام گذاشت پس باید به باور های قبابل ادمخوارافریقا که انسانهای دیگر را می پزند و میخورند هم احترام گذاشت!. اگر چیزی غلط و اشتباه و ارتجاعی است مثل دین و مذهب حال اگر۷۰ میلیون نفر هم انرا باور داشته باشند باز ان چیز اشتباه وارتجاعیست. در ضمن ان دوستی که می فرمایند در نوروز امسال ۲۲ ! میلیون نفر به زیارت مشهد رفتند ودر همین حدود هم به قم ! خیلی غلو می فرمایند چون با این حساب اگر ۴۴ میلیون نفر از مردم دیگر شهر های ایران در این دوشهر مشهد وقم جمع شده باشند دیگر حتی نباید یک نفر دردیگر شهر های ایران دیده شود!. ویا ان دیگر دوستمان که از سر لجبازی می نویسند: لا اله الا الله یک شعار ازادی خواهی است:!. عجبا !. پس بنابراین زمانی که پاسداران جنایتکار پس از اعدام مبارزان انقلابی در سالهای ۶۰ فریاد لا اله الا الله سر می دادند در حقیقت مشغول دادن شعار ازاذیخواهی ! بودند وما نمیدانستیم!. برای اطلاع این دوستمان باید گفت:واقعیت تاریخی نشان میدهد که الله نام بتی بوده که تازیهای بت پرست و مشرک پیش از ظهور اسلام انرا می پرستیدند و ازبزرگترین بت های تازیها بوده ومحمد برای فریب تازیها نام بت الله را برای خدای جدید خود انتخاب کرد . جمله لا اله الا الله دلالت بر تاکید یگانگی وجود الله میکند. محمد به پیروانش گفته است که هر کس این جمله را قرائت کند به بهشت خواهد رفت!. بدیهی است که همه این حرفها از مغر پریشان افسانه نویسان مذهبی بیرون امده والا هیچ انسان اگاهی پذیرش نخواند کرد که یک فرد بشر حقوق و هستی همنوعان خود را مورد تجاوز قرار دهد بعد تنها با ذکر یک جمله زبانی یکباره از گناه پاک و منزه و رستگار گردد!. باید بخاطر داشت که هیچ کدام از این سخن ها توهین به مقدسات هم نیست که مقدسی و جود ندارد.
  

[تاریخ ارسال: 22 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: علی اکبر رشیدی]  [  ]  

آقای صادق می گوید:

"قریب به اتفاق نیکمردانی که - مذاهب به اسم پیامبر معرفی می کنند- علیه طبقات استثمارگر زمان و منطقه خود و در طرف محرومان بودند.البته این راکسی درک میکند که تاریخ را با عینک انسانی و بیطرف مطالعه کند و نه نگاه جانبدار ایدئولوژیک!
همین نگاه، آدم را بیمعرفت هم بار میاورد که به باورهای میلیون ها مردم ساده وطنش (از جمله قریب به اتفاق کارگران وزحمتکشان میهنمان) که زیر دیکتاتوری دینی آخوندها، له و لورده میشوند، توهین نمی کند. و تازه معلوم نیست اینها راکه از خود می راند مخاطب شعارها و فراخوانهای آتشین اش چه کسانی در داخل هستند؟"

همگان می دانند که در دهه ی سی میلادی ده ها میلیون نفر از شهروندان آلمان، که اتفاقا اکثریت قریب به اتفاق آن ها را کارگران و دیگر زحمتکشان آلمان تشکیل می دادند،به شعارها،برنامه ها و اهداف آشکارا نژادپرستانه ی هیتلر و دارودسته ی شیاد و آدمخوار او باور آوردند و در این راه جهانی را به آتش کشیدند.

بر پایه ی منطق آقای صادق،آن دسته از اندیشمندان و انساندوستان آلمانی که در همان هنگام،و با بجان خریدن همه ی خطراتی که تهدیشان می نمود،به افشای برنامه های هیتلر و دارودسته ی شیاد وعوامفریبش پرداختند و از این راه باورهای موهوم،نژادپرستانه و ارتجاعی ده ها میلیون تن از مردم آلمان را با شهامت به چالش گرفتند، لابد مشتی "بی معرفت" بودند که "به باورهای میلیون ها مردم ساده وطن"شان" (از جمله قریب به اتفاق کارگران وزحمتکشان میهن"شان) "که زیر دیکتاتوری" فاشیستی "له و لورده" می شدند،"توهین" کردند!!!

همین نکته را می توان در باره ی باور ارتجاعی و نابخردانه ی ده ها میلیون نفراز مردم ایران به شعارها و برنامه های ضدانسانی و ضدایرانی تبهکار خون آشامی بنام خمینی در سال ۵۷ و نیز در سال های نخست پس از پیروزی فاجعه ی شوم بهمن نمود!

نیز همین ادعا را می توان در باره ی میلیون ها تن از مردم فلسطین و لبنان نمود که به برنامه ها و اهداف بغایت ارتجاعی تشکیلات تروریستی و ارتجاعی از قماش "حماس" و "حزب الله" که هم اسلامی و هم دست نشانده ی رژیم ضدایرانی جمهوری اسلامی می باشند،باور دارند!

آقای صادق از سویی می گوید:"من که شکر خدا مذهبی نیستم"،اما از سویی دیگر از محمد تازی با لقب دینی و اسلامی"حضرت محمد" یاد می کند!از همین جا می توان به درجه و ژرفای "غیرمذهبی" بودن آقای صادق پی برد.ایشان البته حق دارد که مذهبی هم باشد.اصولا هر کسی این حق را دارد.اما نه ایشان،و نه هیچکس دیگر بلحاظ اخلاقی حق ندارد در پوشش "غیرمذهبی" به دفاع و پشتیبانی عملی از دین بغایت واپسگرا و اهریمنی اسلام که تیشه به ریشه ی هستی و تمدن و فرهنگ و مردم ایران زد،بپردازد!این کار"در بهترین حالت"شرافتمندانه نیست!
  

[تاریخ ارسال: 22 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: صادق]  [  ]  
دهقانی گرامی من فرض را براین میگیرم که با آدم مسئولی روبرو هستم که نجات مرحله ای مردم وطن دربندش از دست رژیم و خرافات و رفتن به سمت سکولاریزم (و نه تغییر ناگهانی و دفعتی همه چیز) را مد نظر دارد . نقدهای به حقت از شارلاتانیزم کارگری را نیز از این زاویه دنبال میکردم. اما باجوابی که به من دادی به نظر میرسد ازکشیدن عکس مار برای تماشاگران بدت نمیاید. من که شکر خدا مذهبی نیستم که از ابراز نفرت تو جوش بیاورم و جلوگیری کنم و دارم جان هم میکنم تااز نگاه حزبی و ایدئولوژیک فاصله بگیرم؛ امابا تمام وجود درک می کنم که وقتی اسلام در عمق فرهنگ مردم لانه کرده، توهین به آن، مردم را بیشتر به سمت دکان داران دین وتعصب بیشتر سوق میدهد. تو با این پرچم نمیتواتنی حتی به حریم مزرعه وکارخانه محل کار زحمتکشان نزدیک شوی، تا آنها را به مبارزه طبقاتی فرابخوانی. در آن صورت کارت میشود شعارها وکامنت های لوکس و آبکشیده که دهان هر نوآموز مارکسیت را آب می اندازد.
اگر تو آنی بودی که من اولش گفتم، مینوشتی که گناه کمونیزم کارگری قبل از آن که تبدیل کردن رزمندگان کومله در کوه های کردستان به مشتری دیسکوتک های کلن و استکهلم و ماراتن مقاله نویسی و کامنت گذاری و سایت سازی باشد این است که در سایتشان (بیخدایان)کاریکاتور سیفون کشیدن روی نام خدا و دین مردم و "فاک گاد"(از فارسی آن معذورم)نمی کشدند.کومله را اگر مرحوم حکمت هم نمیاورداروپا مهتدی بعد جنگ کویت خودش میاورد.فقط و فقط مجاهدین ظرفیت ایدئولوژیک و استراتژیک و تشکیلاتی ماندنش را داشتند که ماندند و قیمتش را هم بدجوری پرداختند.فارغ از این که چه انتقاداتی به آنها داشته باشیم. تو حضرت محمد را شیاد بخوان ولی یادت باشد امسال عید 22 میلیون به زیارت مشهد رفتند و همین حدود به قم. اساسا هم اقشار کم درامد و محروم با خرج کردن پس انداز سالشان. میدانی که پولدارترها عید عمدتا راهی ترکیه و دبی و...میشوند و دلار های بیزبان نفتی را به خزانه آنکشورها سرازیر میکنند. مخاطبان تو برای انقلاب ورهایی در کجای وطن و در کدام قشر و طبقه قرار دارند؟
  

[تاریخ ارسال: 22 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
آقای صادق گرامی! اینکه, کارل پوپر فردریش هگل آلمانی را بقول شما شیاد خطاب کرده باشد ربطی به کارل مارکس و نظرات او ندارد.
زیرا, مارکس مدتی در دانشگاه برلین دانشجوی هگل بود در نزد او تاریخ فلسفه و روش دیالکتیکی را فرا گرفت.در ضمن هگل پدر عقیدتی مارکس نبود. اصلا بکار بردن چنین اصطلاحی برای مارکس خنده دار است.
تازه, مگر تا قبل از اینکه محمد ادعای نبوت کند,اکثریت مردم مکه هموطنان و همزبانان ایشان نبودند که بتها را می پرستیدند و به آنان اعتقاد و باور داشتند, آیا بنظر شما محمد حق داشت به تبلیغ دین خود به افکار و عقاید اهالی مکه توهین کند و خدایان آنان را که در قالب بت ساخته شده بودند, مورد توهین و اهانت قرار دهد؟ صادق عزیر! آیا محمد پیامبر اسلام هم بی معرفت تشریف داشتند؟یا کسی یا کسانی که از دین اسلام ابراز تنفر و نفرت کنند آدمهای بدی تشریف دارند؟
  

[تاریخ ارسال: 21 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: عبدالله]  [  ]  
با سلام:
نیاکان ایرانی من سالها پیش شعار گفتار نیک پندار نیک ورفتار نیک را با شعار لا اله الا الله که یک شعار ازادی خواهی است عوض کردند انها میدانستند که در غیاب ازادی قلم ها شکسته و گفتارهای نیک در گلو خفه خواهد شد..انها دخالت کردن در دین خدا را پذیرفتند وبا اضافه کردن عدل وامامت

دین محمد را تکمیل کردند و گوئی میخواستند به نسل های اینده هشتار دهند که ازادی بدون عدالت سرابی بیش نیست و ازادی در گرو اگاهی و عنصر اگاهی دهنده است ( امامت ).امروز من نیز بتبعیت از نیاکانم شهادت به استقرار ازادی میدهم و فریاد میزنم که اشهد ان لا اله الا الله.
  

[تاریخ ارسال: 21 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: صادق]  [  ]  
100 سال از مرگ هگل (پدر عقیدتی مارکس) نگذشته،پوپر او را شیاد خواند که چیزهایی را به اسم فلسفه بهم بافته است. (کتاب:جامعه باز و دشمنان آن)، نوبت زدن این مارکهابه خود مارکس هم خواهد رسید. نگاه ایدئولوژیک به همه چیز(بدتر ازهمه تاریخ) آدم را لوچ و بیمار و بی جنبه بار میاورد.آن قدر که دوست دارد مصلحان عهد باستان را با دنیای پیشرفته معاصر - بخصوص از روی چند جزوه ای که خوانده - مقایسه کرده و برایشان کامنت لوکس بگذارد. بخصوص وقتی هم که از اوضاع کنونی ایران دلخور است و نمیداند پالان که را بکوبد.
قریب به اتفاق نیکمردانی که - مذاهب به اسم پیامبر معرفی می کنند- علیه طبقات استثمارگر زمان و منطقه خود و در طرف محرومان بودند.البته این راکسی درک میکند که تاریخ را با عینک انسانی و بیطرف مطالعه کند و نه نگاه جانبدار ایدئولوژیک!
همین نگاه، آدم را بیمعرفت هم بار میاورد که به باورهای میلیون ها مردم ساده وطنش (از جمله قریب به اتفاق کارگران وزحمتکشان میهنمان) که زیر دیکتاتوری دینی آخوندها، له و لورده میشوند، توهین نمی کند. و تازه معلوم نیست اینها راکه از خود می راند مخاطب شعارها و فراخوانهای آتشین اش چه کسانی در داخل هستند؟
  

[تاریخ ارسال: 21 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: علی اکبر رشیدی]  [  ]  

با دیدگاه آقای سیامک دهقانی در باره ی دین واپسگرای اسلام و محمد،پیامبر اسلام، کاملا موافقم.

دین واپسگرای اسلام،یعنی دینی که رژیم ضدایرانی و خونریز جمهوری اسلامی برپایه ی احکام بغایت غیر انسانی و اهریمنی آن ـ که سنگسار و بریدن دست و پا تنها یکی از نمونه های آنست ـ در میهن بخون تپیده ی ما جنایت می کند،از آغاز تا به امروز جز تباهی،ویرانی و تیره روزی ارمغان و حاصل دیگری برای ما ایرانیان نداشته است.
  

[تاریخ ارسال: 21 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: منتقد]  [  ]  
آقای ناظر، شما چرا از لقب شیاد ناراحت شدید؟؟ میتوانید لطف کرده دلیل ناراحتی خودتان را توضیح دهید؟؟ من نمی‌فهمم در دنیای غرب فیلم داوینچی کد را میسازند و به اعتقادات مسیحیان اهانت میکنند و آب از آب تکان نمیخورد ولی‌ تا از محمد صحبت میشود در جهان اسلام غوغا بپا میشود و حتّی روشنفکران ایرانی و مثل آزادیخواهان هم مانند آقای ناظر ناراحت میشوند!!!! بیخود نیست که ما هیچوقت هیچی‌ نخواهیم شد زیرا تا زمانی که مثلا مبارزین ما اینگونه می‌‌اندیشند و مانند گلسرخی در دادگاه از حسین و علی‌ صحبت میکنند و جلال ال احمد خسی در میقات مینویسد و احسان طبری در زندان مفسر قرآن میگردد و شریعتی‌ توجیه گرا تروریستهای اسلامی میشود و از کشتن و کشته شدن سخن میگوید و مانند یک سادیسم از خون صحبت می‌کند و جامعه روشنفکری و دانشگاهیان ما به‌ به‌ و چه چه میکنند معلوم است که باید دور خود بچرخیم و به همان نقطه اول بازگردیم. تقدس در کشور ما و در میان افراد و احزاب و سازمانها ما را به روز سیاه نشانده باید این تابو را شکست و هیچ چیز و هیچ کس را مقدس نشمرد.   

[تاریخ ارسال: 20 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: جمال فراهانی]  [  ]  
.. خنده دار تر آنکه عده ای از چپها و کمونيستهای وطنی فکر ميکنند هر چه آبدارتر و غليظ تر به خدا و محمد(ص) فحش بدهند، چند درجه بيشتر به درجه رفيع چپ و کمونيست نائل گشته و دچار غلظت "علمی" ميگردند.از خدا خواهان رهائی ايشان از اين "خرافه علمی " که در زبان مذهبی به آن «لوچيسم» ميگويند ،ميباشم.   

[تاریخ ارسال: 20 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
علی ناظر گرامی!
شیاد بزبانی عربی یعنی چرب زبان وظاهر نماو مکار و محیل و دروغگو. شیادکسی را گویند که خود را چرب زبان و زاهد و اصلاح گر جلو دهد ولی در عمل بسیار خونریز و خشن باشد. در فارسی از واژه سالوس که مترادف شیاد است نیز استفاده می شود.
من اگر ااز صفت شیاد برای توصیف پیامبر اسلام استفاده کرده ام, بخاطر اینست که او در زمان حیاتش صدای هر منتقد و مخالفی را در گلو خفه می کرد و حتی طاقت تحمل یک مسجد را هم که از سوی منتقدین او بنا شده بود نداشت,وبه بهانۀ اینکه خانۀ شیطان است آنرا در آتش خشم خود سوخت. منظورم مسجد معروف ضرار است. همین اقدام محمد الگو شد برای دیگر وارثین «آنحضرت» تا به بهانۀ حفظ دین الله مخالفین را لت و پار کنند. خمینی جنایتکار نیز بر اساس همین رفتار محمد بن عبدالله, و برای حفظ بیضۀ مبارکۀ اسلام عزیز هزاران نفر را کشتار کرد. مگر خمینی نمی گفت که حفظ مصلحت نظام اسلامی حتی از بجا آوردن نماز هم واجبتر است؟
تازه, تا وقیتکه نیروهای انقلابی و پیشرو جامعۀ ایران, نقد خود را تا حد تقدس زدائی ارتقاء ندهند, و مقدسات مسخره و تحمیق کننده را مورد حمله قرار ندهند, بطور واقعی خبری از برگزاری دمکراسی و آزادی در ایران فردا نخواهد بود. این حق هر گروه و فرقه ایست تا به چیزی اعتقاد و ایمان داشته باشند آنرا برای خودشان مقدس بدانند. اما این به معنای این درک غلط و ارتجاعی نیست که دیگران نیز که به این چیزها اعتقاد ندارند, ساکت بمانند و هیچی نگویند. همین!
  

[تاریخ ارسال: 20 Apr 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  

بر اساس افسانه ها و خرافات مذهبی, تاکنون بیش از 124هزار پیغمبر و نبی برای تحمیق و حماقت مردم از سوی خدای نیست در جهان مبعوث شده اند تا منافع طبقاتی عده ای را توجیه و ماستمالی کنند و آدمهای را به روز سیاه بنشانند. بدبختانه, یکی از این شیادان که محمد نام دارد با آوردن دینی خفت بار و اسارت آور به اسم اسلام, نه تنها دمار از روزگار عربهای مکه و مرینه,بلکه دیگر مناطق آسیا و آفریقا نیز در آورد. از شانس بد, این دین سراسر قتل و کشتار و تجاوز با جنگ و تجاوز و و قتله ویقاتلون بر مردم ستمزدۀ ایران نیز تحمیل شد و نزدیک به 1400 سال,راه تحول و تکامل آنرا سد کرده است. فوران کوه آتشفشان در جزیرۀ ایسلند, و وقوع زلزله در هائیتی و شیلی و چین,اگرچه دکۀ خیلی از کاسبکاران حرفه ای و دینمدار تخته کرده است,اما همزمان باعث رونق بازار گسترده و وسیع فیلمهای هالیودی بعنوان نمونه «2012» شده است که بر آن دنیا در سال 2012 بپایان می رسد و تنها با بمیدان آمدن کشتی نوح که گویا در چین ساخته شده است نسل بشر نجات خواهد یافت. واقعا, باید بر این گفتۀ لنین کبیر تأکید کرد که نظام سرمایۀ داری انحصاری(امپریالیسم) یعنی جنگ و ارتجاع. تا وقتی نظام طبقاتی و منافع طبقات وجود دارد, خرافات و افکار عقب ماندۀ مذهبی هم وجود خواهد داشت. بویژه, در جهانی که به کشورهای زیر سلطه و سلطه گر تقسیم شده است. به همین جهت, افشای خرافات مذهبی و دینی بخشی از وظیفۀ نیروهای انقلابی و مترقی است. کاری که سایت دیدگاه تا حد توانش بدان مشغول است.

علی ناظر: می توان گفت که آنچه محمد می گفت نادرست، و بر مبنای خرافات حاکم بر جامعه بود، اما شیاد؟
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.