شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

خودسانسوری؟

علی ناظر

هموطنی با فرهنگ هواداران مجاهدین، اما با نامی مستعار نظر زیر را جهت انتشار در ستون نظرات ارسال کرده بود که منتشر شد.

 ارسال‌کننده: hasan az  holand -  کد نظر: 13010   تاریخ ارسال: 21 Apr 2010 

 

aghaye nazer be in linke site etelat waliwaghyh morajeh kon.wa bebin wa fekr kon dar koja istadehy.

 http://irandidban.com/master.asp?ID=16169

 

 

اگر از لحن ایشان که برازنده هوادار مجاهدین نیست بگذریم، و به محتوا بپردازیم، ناخواسته مجبوریم به این سوال «پایه» برخورد کنیم که برای پیشبرد منافع انقلاب و سرنگونی، و برای پیشگیری از سوء استفاده دشمن از گفتار، کردار و رفتار ما، آیا «خودسانسوری» بهترین راهکار نیست؟ به راستی چه می شود اگر برای مدتی هیچ نگوییم؛ هیچ ننویسیم، هیچ نکنیم مگر آنچه «خط» است؟ آیا دیر خواهد شد اگر انتقاد و بازنگری به مسائل و تفسیر و تشریح آنچه رخ می دهد را به آینده موکول کنیم؟ به نظر من این سوالها، که بگونه ای در چند جمله این هموطن نهفته است، چندان پیش پا افتاده نیستند. بسیار مهم هستند. و پاسخ به آنها، ما فعالین سیاسی را از هم متمایز می کند - آنکه پاسخ مثبت می دهد از آنکس که پاسخش منفی است.

به نظر من، اگر پروژه ای یکی دو روز طول بکشد، اگر مانند عملیات نظامی، یا یک گردهمایی اجتماعی باشد، شاید بتوان سوال را به بعد موکول کرد. اما واقعیت این است که در طی 31 سال گذشته خیلی چیزها تغییر کرده است. استراتژی آن استراتژی نیست، ابزار آن ابزار نیست، و..... و از آنجایی که این هموطن با جامه هوادار مجاهدین وارد صحنه شده اند، مجبورم مثالهایم را از مجاهدین انتخاب کنم تا موضوع روشن بیان شود.

هموطن عزیز، آنچه دیروز گفته می شد، امروز دیگر گفته نمی شود. دیروز خمینی «پدر» خطاب می شد، و امروز «دجال». دیروز منتظری «گربه نره» بود و امروز حضرت ایت الله منتظری که می تواند برای مدتی بعنوان ولی فقیه بجای خامنه ای بنشیند (نامه به خبرگان). دیروز کمیسیون زنان شورا برای شیرین عبادی نامه تبریک می فرستاد و امروز به او شدیدا انتقاد می شود. دیروز فلانی بهترین هنرمند بود و امروز بدترین انسان. حرف مرا کج نفهمید، من نمی خواهم بگویم که مجاهدین نمی دانند چه می کنند. بلکه می خواهم تأکید کنم که موضعگیری ها بنا به شرایط تغییر می کنند، و بخاطر این تغییرات، باید پرسش کرد، باید تحلیل کرد و باید تیز و مشخص نظر خود را بیان کرد. هموطن عزیز تفاوت من با شما در این است که من به سلسله مراتب تشکیلاتی وابسته نیستم، و تا موضوعی برای خودم حل نشود به پرسیدن ادامه می دهم.

شاید گفته شود که کسی بر نقد و انتقاد ایراد ندارد، بلکه باید جملات را آنگونه نوشت که دشمن نتواند از آن سوء استفاده کند. ساده اینکه چپ و راست جملات رعایت شود. ظاهرا، این پیشنهاد منطقی به نظر می رسد. البته فراموش نکنیم که دشمن به هر حال دشمنی خواهد کرد، و از هر گفته و کرده و پنداری آتو گرفته و آن را برای استفاده تبلیغاتی خرج می کند. با چند مثال منظورم را بیان می کنم:

 

·       مجاهدین با شاه حسین ملاقات کردند. تمام رسانه های رژیم از آن سوء استفاده سیاسی تبلیغاتی کردند.

·       مجاهدین با صدام دیدار کردند. باز هم رسانه های رژیم سوء استفاده تبلیغاتی کردند.

·       مسعود و مریم رجوی پس از یک انقلاب ایدئولوژیک با هم ازدواج کردند. رسانه های رژیم از این رخداد سوء استفاده کردند.

·       مجاهدین با سناتور های آمریکایی ملاقات می کنند؛ و رژیم از آن سوء استفاده تبلیغاتی می کند.

از این مثال ها -  چه ایدئولوژیک و چه سیاسی - بسیار است.

حال، سوال می کنم، آیا مجاهدین باید از اقداماتی که فکر می کردند به نفع مبارزه سرنگونی طلبانه است، دست بردارند، چون ممکن است کیهان شریعتمداری و  سایت ایران دیدبان و .... از آن سوء استفاده کنند، و یا اینکه چون فکر می کنند کارشان صحیح است، بی اعتنا به این برخوردهای دشمن، باید به کارشان ادامه دهند؟ در عمل دیده ایم که مجاهدین هرکاری که دلشان خواسته، کرده اند و وقعی هم به برخوردهای رژیم نگذاشته اند.

حال به آنچه من نوشته ام و سایت رژیم از آن «بهره جسته» است نگاه کنیم، و از خود بپرسیم که کجای این جملات نادرست است، و چرا باید خودسانسوری می کردم؟

« بیهوده نیست که رژیم اسلامی از بحث آزاد و آزادی مطبوعات هراسان است. و چه افسوس که شورای ملی مقاومت که مدعی «رهبری» جنبش سرنگونی طلبانه است «ماده الحاقی» تصویب می کند، و با وجود داشتن امکانات متنوع و پیشرفته به «بحث آزاد» حتی در رسانه های خودی (حاشیه) دامن نزده، و فقط به بحث های کلیشه ای همیشگی ادامه می دهد. »

حال می پرسم:

·       آیا رژیم از بحث آزاد هراسان نیست؟

·       آیا شورای ملی مقاومت بدون نام بردن از «رسانه» و بدون تعریف «خصومت»، «ماده الحاقی» تصویب نکرده است؟

·       آیا شورای ملی مقاومت با وجود داشتن امکانات متنوع و پیشرفته به «بحث آزاد» حتی در رسانه های خودی (حاشیه) دامن می زند؟ (یک کاربری پرسیده است بحث آزاد در باره چی؟ ساده است در باره جبهه همبستگی ملی، در باره جنگ احتمالی، در باره تحریم اقتصادی، در باره مقام زن، در باره کودکان خیابانی، در باره....  – بروند با دیگران که به شورا وابسته نیستند مصاحبه کنند، حرفهای مخالف شورا را پخش کنند، و به بحث آزاد دامن زنند) و به بحث های کلیشه ای همیشگی قناعت نکنند.

 

من به این هموطن احترام می گذارم که می خواهند رژیم نتواند حتی ذره ای سوء استفاده کند، در عین حال می پرسم اگر در جملاتی که دشمن از من نقل کرده، خلافی گفته نشده، و به رفیقی در جبهه خلق اهانت نشده و برچسبی زده نشده است، پس مشکل و این لحن بی ادبانه برای چیست؟

آیا این هموطن انتظار دارند که شورای ملی مقاومت، بدون رعایت چپ و راست ها، ماده الحاقی در باره رسانه ها تصویب کند و کسی هم حرفی نزند چون ممکن است که سایت ایران دیدبان از آن سوء استفاده کند؟ آیا ایشان انتظار دارند که آقای رجوی بیش از 20 ساعت در باره استراتژی سرنگونی سخنرانی کنند و کسی پرسشی نکند؟

کمی جدی باشیم. یا می بایست این ماده الحاقی (با این جمله بندی های کذایی)، و این سخنرانی و خلاصه این مجاهدین و این شورای ملی مقاومت را جدی گرفت یا نه. اگر آری، پس باید در باره همه چیز و همه کس پرسش کرد و همه چیز و همه کس را ارزیابی کرد.

 

هموطن محترم از من پرسیده اند که کجا ایستاده ام. پاسخ ساده است:
آن زمان که می خواستند رفقای مجاهد را به گابن تبعید کنند، مخالفت کردم

آن زمان که خیلی ها برای خاتمی هورا می کشیدند، مخالفت کردم

آن زمان که شعار رفراندوم رفراندوم این است شعار مردم سر داده شد، مخالفت کردم
آن زمان که از سوی شورا برای شیرین عبادی نامه ارسال شد، مخالفت کردم

آن زمان که آمریکا بر سر مجاهدین بمب ریخت، مخالفت کردم
آن زمان که همه برای سبز سیدی سینه می زدند، مخالفت کردم

آن زمان که زیر نظر آمریکا به رفقای ساکن اشرف حمله شد، مخالفت کردم

آن زمان که شورای ملی مقاومت ماده الحاقی تصویب کرد مخالفت کردم

 

من اینجا ایستاده ام. آیا مواضعی که گرفته ام غلط بوده اند یا درست، مهم نیست، مهم این است که من اینجا ایستاده ام، چندین دهه است که اینجا ایستاده ام، و مواضعم هم نسبت به مسائل اصولی با گرم و سرد شدن هوای سیاسی، تغییر نکرده است.

من یکبار پیش از این در نشریه آزادی نوشتم که نقش روشنفکر چیست، و وظیفه او « خود سانسوری» نیست. شاید این به مزاق برخی خوش نیاید. در اینباره کاری از من ساخته نیست. من به نوشتن در سایت ادامه خواهم داد، کتاب «زهر و پادزهر» که بخش عمده ای از آن «گفته ها و ناگفته ها» خواهد بود، را منتشر خواهم کرد و از اینکه سایت ایران دیدبان و دیگر اراذل رژیمی چه خواهند کرد هم هراسی نخواهم داشت. من اینجا ایستاده ام.

به این هموطن محترم باز گردیم. این ماده کذایی به هر حال تصویب شده است، و برای اعضای شورای ملی مقاومت هم الزام آور است، پس آنها می دانند که باید با سایت دیدگاه رابطه داشته باشند یا نه (آن را تحریم کنند یا نه). می ماند شما بعنوان هوادار. پیشنهاد من به شما این است که شما هم خود را به این ماده ملتزم کنید و اگر می دانید که دیدگاه خارج از جبهه خلق است، بروید آنجا که همه چیز مشخص و روبراه است (از این «خط» پیروی کرده و دیدگاه را تحریم کنید)، و اگر فکر می کنید که دیدگاه در جبهه خلق است، هر چند روز یکبار وقت عزیز خود و مرا تلف نکنید، که این «خط» و این «جمله بندی ها» کهنه و ملال آور شده است.

زمان آن رسیده که شما از خودتان بپرسید که شما در رابطه با دیدگاه در کجا ایستاد ه اید؟

 

علی ناظر

1 اردیبهشت 1389

بعدالتحریر: چندین ماه است که در حال برنامه ریزی «جدید» برای صفحه نخست دیدگاه هستیم ، آن تغییرات به پای این یادداشت نوشته نشود.  

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.