شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷ - ۱۳ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

فوتبال ولایتی و جام جهانی فوتبال 2010
گفتگوی علی ناظر با کوروش طاهری

كوروش طاهري

علی ناظر:  کوروش طاهری یکی از همکاران دیدگاه است که خوانندگان با نوشته های وی در ستون یادداشت روز یادداشت هفته و مقالات آشنائی دارند. اما شاید بر برخی از کاربران دیدگاه این موضوع پوشیده مانده باشد که کوروش از مفسران قدیمی فوتبال و کُشتی است که به خصوص در قلمرو فوتبال تخصص و شناخت دارد. کوروش علاوه بر درج صدها مقاله و گزارش از مسابقات مختلف فوتبال و کُشتی، در قلمرو فوتبال و ورزش کتابهای تاریخ سی ساله فوتبال آسیا ,  فوتبال ناسیونالیسم و تجارت فوتبال ,  مردم و پارلمان , فوتبال اقتصاد و صادرات بازیکن و... نوشته است. بر این باور با توجه به اهمیت فوتبال در جهان (چه خوش بینانه و چه بد بینانه) و در پیش بودن مسابقات فوتبال جام جهانی 2010 آفریقا موضوع یادداشت هفته را به مصاحیه با کوروش طاهری اختصاص داده ایم.

علی ناظر: ممنونم که دعوتم را پذیرفتی. لطفا خودتان را معرفی کنید

کوروش طاهری: با تشکر از وقتی که در اختیار من گذاشتید. من در یکی از روزهای سرد زمستان در یکی از محلات قدیمی سنندج به سال 1331 زاده شدم. دوران تحصیلات ابتدائی ومتوسطه را در سنندج به پایان رساندم و در رشته علوم اجتماعی در دانشگاه تبریز به ادامه تحصیل پرداختم. در دوران نوحوانی و جوانی به مطالعه و ورزش علاقه زیادی داشتم و فوتبال را به عنوان رشته مورد علاقه انتخاب کردم. در سنندج غضو تیم فوتبال پرسپولیس و سپس تیم منتخب(که به تیم کلنی معروف بود) استان انتخاب شدم و در دانشگاه نیز به عضویت تیم دانشگاه تبریز درآمدم.

علی ناظر: آیا فقط در این سطح در فوتبال پیش رفتید؟

کوروش طاهری: هم آری، هم نه! به خاطر مشکلات مالی مجبور بودم هم ادامه تحصیل دهم و هم کاری برای کسب درآمد برای تامین زندگی داشته باشم. این که خیلی زود بازی را رها کردم و به آموزش داوری و حرفه روزنامه نگاری روی آوردم.

علی ناظر:  چرا داوری و روزنامه نگاری، مگر نمی شد شغل دیگری را انتخاب کنید؟

کوروش طاهری: شما به نکته درستی اشاره کردید. هر کسی در دوران نوجوانی و جوانی و سال های میانه و حتی ایام پیری آرزوها و اهدافی برای خود در ذهن ترسیم و جستجو می کند. داوری فوتبال جزئی از آرزوهای ورزشی من بود. هم چنان که روزنامه نگاری در چشم انداز آرزو هایم جائی داشت. در دوران نوجوانی و جوانی علاقه زیادی به مطالعه داشتم. شکسپیر، دانته، ویکتور هوگو، عزیز نسین، چارلز دیکنز، ماگسیم گورکی، تولستوی، چخوف، ژان ژاک روسو، صمد بهرنگی  و... از جمله نویسندگان مورد علاقه من بودند. وقتی کتاب زندگی، جنگ و دیگر هیچ را از اوریا فالانچی ایتالیائی خواندم، رویگرد من به طرف روزنامه نگاری دو چندان شد! در آن دوران، هم در دانشگاه درس می خواندم و هم در مسابقات فوتبال لیگ ایران و چند جام بین المللی کمک داور بودم؛ و هم در کیهان و کیهان ورزشی( دوران مصباح زاده) پیرامون فوتبال، کُشتی و یا اخبار دیگر گزارش تهیه می کردم. بعد ها در روزنامه آیندگان ادامه کار دادم.

علی ناظر: به نظر شما فوتبال چیست؟

کوروش طاهری: من فقط از منظر خود به این سئوال شما پاسخ نمی دهم بلکه از تجربه ای که بیش از سه دهه در تماس با اقشار و گروه های مختلف مردم کسب کرده ام سحن می گویم. فوتبال عشق است، فوتبال جنگ است، فوتبال نفرت است، فوتبال علم است، فوتبال تکنیک است، فوتبال روانشناسی است، فوتبال اقتصاد است، فوتبال ناسیونالیسم است، فوتبال سیاست و ایده ئولوزی است، فوتبال مدیریت است، فوتبال بدون مرز است، فوتبال تضاد است، فوتبال وحدت است. فوتبال فریب برای سرکوب است، تجارت است. فوتبال صنعت است. برای یک مسابقه فوتبال چند ملیلیارد بیننده در جهان از روزها و ساعت ها قبل به انتظار و تماشا می نشینند. اما برای کدام یک از سران دول صنعتی یا جلسه های سازمان ملل متحد حتی 10 میلیون بیننده تلویزیونی ثانیه شماری می کنند؟ اکنون سمت یک رئیس فدراسیون فوتبال و انعکاس فعالیت ها و فدراسیون مطبوعش در رسانه ها و افکار عمومی به مراتب خیلی بیشتر از فعالیت مثلا وزارت بهداشت و درمان است!

علی ناظر: به سیاست و ایده ئولوزی در لابلای این موارد اشاره کردید،  ممکن است کمی بیشتر توضیح دهید؟

کوروش طاهری: آفتاب آمد دلیل آفتاب. فوتبال در پروسه تکاملی خود سه دوران را پشت سر گذاشته است که به این مرحله رسیده است. دوران قبل و بعد از انقلاب صنعتی و دوران پس از جنگ جهانی دوم. اگر اجازه بدهید به اختصار به این دوران ها اشاره کنم. فوتبال از سال 1300 میلادی به بعد سیما و نقش سیاسی داشته است. جادی که در زمان زمامداری سلاطینی چون فیلیپ پنجم، شارل پنجم در فرانسه و ادوارد سوم در انگلستان. ادوارد سوم در انگلستان در سال 1314 اعلامیه ای با این مضمون صادر می کند:  نظر به این که صدائی از شهر بلند است این صدای سهمناک در اثر ضربه هائی است که به توپ بزرگی که از آن ارواح شیطانی و خبیث بر می خیزد وارد می شود ما فرمان می دهیم و با قدرت پادشاهی که داریم این گونه بازی ها را در شهرهای تابعه خود ممنوع و قدغن اعلام می داریم. یا به سال 1781 مجلس فرانسه قانون  منع بازی فوتبال را به تصویب رسانید که به موجب ان برای کسانی که به این بازی بپردازند مجازات سنگینی پیش بینی شده بود. دوران دوم از سال های 1920 تا 1980 شروع و ادامه دارد. فراموش نکنیم که پیدایش جام جهانی فوتبال بر مبنای ناسیونالیسم استوار بود. یا پیدایش بازی های آسیائی در قاره آسیا بر اساس ناسیونالیسم و ظهور حکومت های ملی چون اندونزی سوکارتو، هندوستان گاندی و نهرو، عراق عبدالکریم قاسم و... شکل گرفت. فوتبال جام جهانی 1934 نشان دهنده اوج قدرت فاشیسم و رواج ایده ئولوزی مکتب فاشیسم در رابطه با این ورزش است. جائی که موسولینی خود تمرینات تیم ملی ایتالیا را زیر نظر می گرفت و ویکتور پزو مربی ایتالیا به بازیکنانش گوشزد می کرد مسئولیتی که دوچه(موسولینی) بر عهده شما گذاشته است برای پیروزی در ایتالیا مهم است. نازیسم نیز دنباله رو فاشیسم بود. اما بعد از پایان گرفتن جنگ جهانی دوم فوتبال بیشتر به معادلات سیاسی وارد شد. اسپانیای زمان فرانکو یا یونان دوران ژنرال ها بیاد آوریم که فوتبال نقش سیاسی زیادی را ایفا کرد. در ایامی که در دوران فرانکو اجتماع چند نفر ممنوغ بود، این استادیوم های فوتبال بودند که محل برگزاری و تبادل نظر گروه های مخالف فرانکو بود. یا وقتی تیم پانتیاکوس یونان در دوران زمامداری سرهنگ های یونانی به مسابقه فینال جام باشگاه های اروپا راه یافت این فوتبال بود که برای اولین بار صدای مردم یونان را به جهان و اروپای خاموش رساند. هواداران این تیم یونانی چنان تظاهراتی را بر علیه حکومت سرهنگ ها در لندن بر پا کردند که در تاریخ بی سابقه بود. یا آدنتئر صدر اعظم آلمان برای ذوب شدن یخ های موچود بین شوروی سابق و آلمان برای دیدن مسابقه فوتبال بین آلمان و شوروی به مسکو سفر کرد. یا وقتی سالوادور آلنده رهبر فقید و سوسیالیست شیلی با کودتای ژنرال پینوشه، عامل آمزیکا، سرنگون شد؛ تیم شوروی در مرحله مقدماتی جام جهانی 1970 مکزیک در مسکو با شیلی مساوی کرده بود و این همزمان بود با کودتای نظامی ژنرال پینوشه در شیلی.  حکومت نظامی و دیکتاتوری پینوشه استادیوم سانتیابرگو شیلی را به محل زندانی و اعدام طرفداران آلنده اختصاص داده بود. شوروی ها با پیش کشیدن دیپلماسی سیاسی از رفتن به شیلی و انجام بازی برگشت خودداری کردند. این در حالی بود که لوئی آلاموس مربی تیم شیلی و از هواداران کودتای نظامی برای نشان دادن زهر چشمی به جهان سوسیالیسم و طرفداران آلنده در مصاحبه مطبوعاتی گفته بود قول می دهم در بازی برگشت روس ها جلو توپ بگذاریم و به کره ماه شلیک کنیم!

به سال 1968 در جریان جام ملت های آسیا در ایران، پس از پیروزی تیم ملی فوتبال ایران بر اسرائیل، برای اولین بار بعد از مراسم خاک سپاری جهان پهلوان تختی مردم فرصت یافتند تا در خیابان های تهران با برپائی چشن و سرور بر علیه رژیم اسرائیل و موشه دایان رهبر وقت اسرائیل شعار دهند.

اما دوران چهارم تفاوت زیادی با دوران های قبل کرده است. هر چند در کشورهائی چون ایران هنوز نشانه هائی از دوران های قبلی در این رشته از ورزش دیده می شود.

علی ناظر: آیا فوتبال در این دوران نماینده خط مشخص سیاسی است؟

کوروش طاهری: به نظر من فوتبال چون گذشته مستقیم نماینده ایده ئولوزی نیست. (البته کشورهائی با سیستم استبدادی چون ایران مورد نظر نیست). اینک صنعت، پارلمان و احزاب سیاسی نمایندگی ایده ئولوزی را در فوتبال و سایر رشته ها به عهده گرفته اند. واقعیت این است که در جهان کنونی از تعداد حکومت های استبدادی و دیکتاتوری در جهان کاسته شده است. لذا این کارتل ها و تراست ها هستند که نقش ایده لوژی در فوتبال را بر عهده گرفته اند نه فقط نظامیان و مستبدین سیاسی! مثلا در ایران سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی در قالب افراد اقتصادی امنیتی و تجاری و حتی هنری سکان فوتبال را در دست دارند.

علی ناظر:  برویم به ایران. فکر می کنید فوتبال در ایران از دوران پهلوی تاکنون چه وضعیتی داشته است و دارد؟

کوروش طاهری: واقعیت این است که ورزش در ایران از دوران هخامنشی تا پایان دوران قاحار خصلت طبقاتی داشته است. در روزگاری که خوزستانی ها بازی های محلی چون خطوط الحلیله، تگ تگ، خجاره، غمصه، جیجو چوپ توپه هفت سنگ لنگ رو و امثالهم را به عنوان بازی و سرگرمی انجام می دادند. در بندر عباس تلسنکا دزاجاتا، چوقابلا، پنیر و پنیر دارتوپی خرنگ و.. بازی می کردند. در تهران نیز الک و دولک توپ کا همه گرگه بالا بلندی شیر دیدم خیابونک، سه سنگ قمی، تخت تخت منه و.... از بازی های رایج برای جوانان بوده است.

در چنین فضائی است که یک کشتی انگلیسی برای اشغال ایران در جنوب و در بندر ماهشهر لنگر می اندازد و سریازان دولت فخیمه انگلیس وسیله ای را با خود به ساحل مقصود می رسانند که نامش «بال» بوده و وقتی با «فوت» آمیخته شود به فوتبال لقب می گیرد. فوتبال نه از سر تصادف بلکه با برنامه و هدفمند وارد جامعه ایران می شود. سفارت انگلیس، تلگراف خانه هند و اروپا، بانک شاهنشاهی، کمپانی لنچ و... ازجمله دوایر سیاسی اقتصادی و مالی انگلیس هستند که در ترویج فوتبال در ایران نقش داشته اند. نفت ایران موضوع مهم و اصلی برای انگلیسی ها و بعد ها دول دیگری چون آمریکا فرانسه و... است. حوادث بعد از اشغال ایران توسط متفقین باعث می شود تا ناسیونالیسم ایران در فوتبال نیز قلمرو خود را بسط دهد. پیدایش مکتب شاهین ناشی از این پدیده ناسیونالیستی است. بعد ها شعاع دارائی راه آهن و سر انجام پرسپولیس دنباله رو این مکتب می شوند. در مکتب شاهین تضاد پائینی ها با بالا هائی در فوتبال مشاهده می شود. بعد از رفورم سال 1343 که به انقلاب شاه و مردم معروف شد، خرده بورژای ایران کانون های قدرت خود را ازجمله در فوتبال از دست می دهد و ناسیونالیست های فوتبال چون مکتب شاهین مجبور به انزوا و عزلت نشینی می شوند. این جا است که تاخت و تاز سرهنگ ها و تیمسارهای حکومت در فوتبال شروع می شود. اما بعد از طرح تمدن بزرگ توسط شاه جناحی از دربار رویکردی تازه ای به فوتبال نشان می دهند و سعی می کنند که اختیارات تیمسار ها را در این رشته محدود کنند. محلات در تمام کشور به خصوص در تهران به کانون های پرورش و صادرات بازیکنان بزرگ فوتبال ایران تبدیل می شود. از آن جائی که فوتبال حرفه ای نبوده فساد در آن هم اندک و ناچیز بوده است. حتی زمانی که لیگ سراسری فوتبال تحت نام جام تخت جمشید راه اندازی شد فوتبال ایران با فساد در سطوح مختلف فاصله داشت. زیرا اصول اخلاقی مکاتب قدیمی فوتبال هم چنان بر فوتبال کشور حاکم بود. پرویز قلیچ خانی، مهدی لواسانی، حبیب الله خبیری، بهرام مودت حسن نائب آقا و...از نسل چهارصد دستگاه ها و نازی آباد و شهر ری ها و جوادیه ها هستند!

اما با آمدن جمهوری اسلامی فوتبال نیز هم چون سایر بخش های زندگی در ایران دچار فساد و تخریب اصول معرفتی و اخلاقی شد. تسلط سیستم دلالی بر کشور  اثرات تخریبی خود را نیز در فوتبال نشان داد و بی هویتی در کنار فساد در تمام سطوح از دستاوردهای ایده ئولوژی جمهوری اسلامی در فوتبال بوده است. امیدوارم فرصت دیگری دست دهد تا این موضوع فساد درفوتبال جمهوری اسلامی را بیشتر موشکافی کنم.

جمهوری اسلامی ایران تاریخ فاشیسم و نازیسم را در فوتبال ایران تکرار کرده است و افزون بر آن فساد و سیستم دلالی را در آن پایه گذاری کرده و توسعه و رشد داده است.

علی ناظر: آیا شما با تیم های فوتبال ایران همسفر بوده اید؟

کوروش طاهری: بله. من همراه تیم های فوتبال ایران چه باشگاهی و چه تحت نام ملی (بخوانید ملی جمهوری اسلامی) سفر کرده ام. افزون بر آن، در مسابقات جام ملت های آسیا، جام جهانی، جام ملت های اروپا، بازی های المپیک، بازی های آسیائی و... در دوره های مختلف برای تهیه گزارش و تفسیر حضور داشته ام. وفتی همراه تیم های ایرانی بوده ام از دمپائی فروختن تعدادی از خبرنگاران ورزشی همراه در کشور میزبان تا درگیری های بازیکنان و .... شاهد بوده ام.

علی ناظر: جام جهانی فوتبال 2010 در قاره آفریقا در راه است. اول نظر شما را در این مورد می خواستم سئوال کنم و بعد آیا برنامه ای برای نوشتن در این مورد برای دیدگاه دارید

کوروش طاهری: نگاه به جام جهانی 2010 در آفریقا از چند منظر می تواند مورد توجه قرار گیرد. نخست سیاسی که نیاز به تحلیل مشخص دارد. دو دیگر اقتصادی. در هر دو جنبه، آینده بازارها و گشودن راه های ورود به این قاره زر خیز مورد توجه است. برگزاری جام جهانی فوتبال به معنی خط بطلان کشیدن بر تبعیض نژادی در این قاره است. از نظر فنی و تکنیکی نیز من فکر می کنم بعد از جام حهانی 1994 آمریکا، در آفریقا سیستم و تاکتیک جدیدی توسط ایتالیا، انگلیس، و اسپانیا بر سیستم های رایج 4.4.2.1.3.3.4. .4.3.4 و...افزوده خواهد شد. ضمن این که فضای جدیدی برای جوانان و بسیاری از مردم فراهم می شود تا با استفاده از رنگ ها نقاشی ها بر پائی کارناول های شادی و نظایر آن به تخلیه خواست های سرکوب شده یا گم نادیده شدن خود بپردازند.

اما برای دیدگاه در حال تهیه ویژه نامه ای هستم که یک هفته قبل از اغاز مسابقات در سایت منتشر شود. هر چند مطالبی  را نیز قبل از این ویژه نامه به نسبت بضاعت و اطلاعاتم در اختیار سایت دیدگاه با کمال افتخار قرار می دهم. البته بعد از جام حهانی فوتبال در آفریقا نوبت به جام جهانی فوتبال زنان است که در این مورد نیز ویژه نامه ای تقدیم خوانندگان ارجمند سایت دیدگاه خواهم کرد تا رو سیاه ای برای حکومت جمهوری اسلامی بیشتر باقی بماند!تا چه در نظر آید و چه در پسند افتد!

علی ناظر: با سپاس از شما

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
كوروش طاهري:



[تاریخ ارسال: 03 May 2010]  [ارسال‌کننده: جواد ریا حی]  [  ]  
دمت گرم علی ناظر ورفیق کوروش خیلی با حالی ودستت هم درد نکند خا ک بر سر ملا ها   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.