شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ - ۱۲ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نتیجه بحث آزاد
علی ناظر

علی ناظر

همانطور که در نوشتار کوتاه پیشین – بحث آزاد، اشاره کرده بودم، در اختیار داشتن پلاتفورم برای ابراز نظر مساوی و بحث آزاد، توانست نقشه جغرافیایی انتخابات و سیاست در بریتانیا را دچار تلاطم کند.

لیبرال دموکراتها، با عرض اندامی که رهبرشان، در سه نشست بحث آزاد تلویزیونی، انجام داد، توانست جلوی پیروزی حتمی محافظه کاران را گرفته و آنها را مجبور کند که یا با قدرت مانور محدود سیاسی در پارلمان، دولت تشکیل دهد، و یا وارد یک سری مذاکرات پیچیده با لیبرال دموکراتها بشوند (پارلمان معلق/دولت ائتلافی). هواداران لیبرال دموکراتها و محافظه کاران با این ائتلاف مخالف هستند، و این می تواند به سنگ بزرگی پیش روی ائتلاف این دو تبدیل شده و نتیجتا به ائتلاف کارگر و لیبرال دموکراتها بیانجامد.

نتیجه این مذاکرات چه خواهد شد، و یا اینکه در این بین حزب کارگر خود با لیبرال دموکراتها دولت ائتلافی تشکیل خواهد داد یا نه (که شواهد امر چندان مثبت نیست، مخصوصا که خیلی ها از برخوردهای «استالینیستی» براون خشنود نیستند)، آنقدر مهم نیست که نقش آفرینی رسانه ها در این سه هفته.

در این سه هفته، اکثر قریب به اتفاق رسانه ها از حزب کارگر پشتیبانی نکردند (فقط یک روزنامه از کارگر حمایت کرد). اکثر قریب به اتفاق رسانه ها از حزب محافظه کار حمایت کردند و یا علیه لیبرال دموکراتها صف بندی نکردند. با تمام این وجود حزب محافظه کار نتوانست اکثریت قاطع را بخود اختصاص دهد، و فقط توانست 2 میلیون بیشتر از کارگر رأی بیاورد.

به نظر من پاسخ به این پرسش که چرا چنین شد، و چرا پس از اینهمه هیاهوی رسانه ای، بازهم 30 در صد از مردم به حزب کارگر رأی دادند، روشن است. مردم، در روز رأی دادن به هیاهو، جو سازی، و بزرگنمایی های غیر واقعی توجه نمی کنند. «مردم»، که سیاست مداران و سیاست بازان هیچ موقع به حسابشان نمی آورند، چهره واقعی اخاذان رأی را در پس حرفهای قشنگ و لبخندهای دروغین می بینند، به گذشته شان نگاه می کنند، و بر مبنای آنچه کرده اند، آنچه گفته اند، و درصد ِ مطابقت حرفهای قشنگ با اعمال شان را ارزیابی کرده و سپس رأی می دهند. هرچه دموکراسی نهادینه تر شده باشد، «مردم» کمتر گول می خورند. هرچه «بحث آزاد» در جامعه نهادینه تر شده باشد، «مردم» زودتر به چهره واقعی سیاست بازان پی می برند. شاید به همین خاطر است که سیاست مداران و سیاست بازان از «رسانه» هراس دارند؛ چرا که می دانند «مردم» دیر یا زود به ماهیت آنها پی خواهند برد.

اگر در عرض 31 سال گذشته، به دایره ای که سیاست مداران و سیاست بازان ایرانی در آن فعال بوده اند نگاه کنیم با همین واقعیت روبرو می شویم که شاید در لحظاتی و برای مدتی «مردم» گول حرفهای قشنگ را بخورند، اما طولی نخواهد کشید که سیاست باز می ماند و هوادارانش – که تعداد آن روز به روز کمتر می شود.

فکر می کنم سیاست بازان، از هر رنگ (سبز و سرخ و سفید) و بویی (انقلابی و یا متعفن رژیمی) بهتر است به آخر و عاقبت خاتمی توجه کنند. این روزها خاتمی حتی مورد لعن و نفرین خودی هایی چون موسوی و کروبی هم قرار می گیرد. آنقدر دور و برش خلوت شده که در حال نزدیک شدن به جناح هار و همبستری با آنها شده است. اگر موسوی و کروبی درس نیاموزند، و اگر صف خود را از دشمن مردم جدا نکنند (که من فکر نکنم بکنند) دور نخواهد بود که موسوی و کروبی هم به همین درد خاتمی دچار شوند. در آنروز، سیاستمدارانی که از موسوی و کروبی دفاع کرده اند مغبون خواهند شد.
چهره واقعی و کریه «هدف وسیله را توجیه می کند» از پس حرفهای قشنگ، و وعده های بی پایه و یا غیر اصولی (ضد مردمی)، خود را نمایان می کند.

علی ناظر

19 اردیبهشت 1389

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 10 May 2010]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [  ]  
معیار نزدیکی و دوری به رژیم کاملا درست است. برای اینکه معیار و شاخص بسیار شفافی است. همانطور که در باره خاتمی مثالش را آقای ناظر زده است. حتی در باره مجاهدین و یا همه گروههای مخالف میتوانیدبا عکس العملهای رژیم در برابر کارهای آنان به تاثیر وجودی شان بیشتر پی ببرید.

آزادیخواهی کلمه بسیار زیبایی است اما شما دوست گرامی ( محمد) آن را فقط حربه ای کرده اید که مخالف خود را اینجا سرکوب کنید. بدون اینکه هیچ تعریف و شاخص و معیاری از آن ارائه بدهید. مجاهدین سیمای آزادی دارند و شما میتوانید تلفن کنید و هر چه خواستید بهشان بگویید. میتوانید به میتینگ هایشان بروید و یا به اعضایشان که کم هم نیستند و در اینترنت هم فراوانند ایی میل بزنید و سوالتان را بپرسید.نق زدن خالی به دردی نمی خورد. همین را در باره دیگر احزاب و گروههای آزادیخواه هم میتوانید بگویید.

در ضمن آزادشدن ما ربطی به این گروه و آن گروه ندارد. آزاد شدن ما در گرو آزادی و رها شدن از این رژیم است . بی برو و برگرد. در این که سیستمی بنا شود که هر حزب و گروهی بتواند برنامه های خود را برای مردم بیان کند و مردم به طور دوره ای به آنها رای بدهند. سیستمی که در آن قانون اساسی برابری مردم و حقوق اولیه انسانی را تضمین کرده باشد و قدرت را به هیچوجه به یک شخص یا گروه ندهد.

دیروز و پریروز یازده انسان را در ایران به دار زدند. آیا باز هم باید اجازه بدهیم مخالفت های کورکورانه ما را در این منجلاب نگه دارد؟ آری. معیار مخالفت با این رژیم ضد بشری و تلاش برای رسیدن به حقوق اولیه انسانی است.

( با پوزش از طول کلام)
  

[تاریخ ارسال: 09 May 2010]  [ارسال‌کننده: محمد]  [  ]  
اقای ناظر شما یک اشتباه در دیدگاه دارید . معیار را نزدیکی به رژیم قرار داده اید . به نظر من معیار را باید نزدیکی به آزادی خواهی گذاشت ودر آنصورت است که خواهید دید که حتی بسیاری از گروههای اپوزیسیون از جمله مجاهدین خلق که شما آنها را خلقی تلقی میفرمایید دیگر در این سبد جا نمیگیرند چون دقیقا از بحث آ زاد و تنوع در بحث و انتقاد از خود ترس ووحشت دارند و آنچیزی است که شما هم آنرا بعضا سانسور میفرمایید. یک مثل آلمانی میگوید کسی که در خانه شیشه ای نشسته است سنگ پرتاب نمیکند وبه نظر من اگر معیار آزادی وبحث آزاد باشد اپوزیسیون ایران و ازجمله سایت دیدگاه هنوز برای نزدیکی به این معیار هنوز باید کار کنند.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.