شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ - ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

حمله پلیس جمهوری اسلامی به اعتصاب کارگران را محکوم کنیم!

بهرام رحماني

بیش از 500 نفر از کارگران نساجی فومنات، روز شنبه 3 بهمن 1383 – 22 ژانویه 2005، در اعتراض به عدم پرداخت دست¬مزدهای خود و دیگر مطالباتشان، در مقابل کارخانه دست به تجمع اعتراضی زدند و جاده اصلی فومن _ رشت را بستند؛ با یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر و یگان¬های ویژه ضدشورش و لباس شخصی¬ها مواجه شدند. در این حمله وحشیانه، دست¬کم پنج کارگر زخمی گردیدند که سه نفر از آن¬ها به دلیل جراحات وارده به بیمارستان منتقل شدند. یعقوب صالی، کارگر قسمت بافندگی کارخانه «نساجی فومنات»، یکی از مجروحین تجمع اعتراضی کارگران این شرکت، به خبرنگار «ایلنا»، گفت: «در روز حادثه، کارگران در مقابل کارخانه جمع شده بودند تا اعتراض خود را نسبت به عملکرد مسئولین در خصوص بی¬توجهی آنان به مشکلات به وجود آمده بیان کنند که نیروی انتظامی با یگان ضدشورش خود حاضر شد و فرمانده پاسگاه شالکوه، دستور زدن کارگران را به سربازان داد... در این حرکت نیروی انتظامی، پای من نیز ضربه خورد و حتا هزینه درمان را از جیب خودمان پرداخت کرده¬ایم.» وی تاکید کرد: «چرا باید کارگرانی که از گرسنگی اعتراض می¬کنند، چوب و باتوم بخورند، ما حتا دیگر پولی برای رفتن به دنبال مسئولین نداریم.» رمضان¬علی شیرعلی¬پور، یکی دیگر از مجروحین کارخانه نساجی فومنات، که در بیمارستان بستری است، در گفت¬و¬گو با خبرنگار ایلنا¬(10 بهمن 83)، گفت: «مساله تجمع در مقابل کارخانه نساجی فومنات، یک امر صنفی و خارج از هرگونه مساله سیاسی بود؛ اما یگان ضدشورش نیروی انتظامی به همراه تعدادی لباس شخصی برای سرکوبی کارگران در محل حضور پیدا کرد. کارگران نساجی فومنات، حدود یازده ماه است که حقوق نگرفته و حتا برای خرید نان دچار مشکل شده¬اند و هدف ما از تجمع این بود که صدای ما به گوش مسئولین استانی و کشوری برسد.» این کارگر افزود: «یکی از لباس شخصی¬ها به نام... بسیار سربازان را تحریک می¬کرد که همین شخص با یک بشکه پنجاه لیتری بر سر من می¬کوبید و باعث مجروح شدن من شد... .» رمضان¬علی شیرعلی¬پور، تاکید کرد: «فرمانده¬ای که دستور زدن کارگران را داده است، خیلی ناپخته عمل کرد و اگر آن روز ما سلاح را از دست سربازان می¬گرفتیم خون به پا می¬شد.» شیرعلی¬پور، در خاتمه افزود: «25 سال سابقه کار در این کارخانه دارم و مدیران این شرکت به عناوین مختلف از این واحد سوء¬استفاده کرده¬اند؛ ولی غارتی که در طول 4 ماه گذشته در «نساجی فومنات» صورت گرفته، بی¬سابقه بوده است.» در حالی که 5 نفر از کارگران زخمی شده¬اند، اما سرهنگ علیمرادی، فرمانده ناحیه انتظامی رشت، روز چهارشنبه 7 بهمن 83، در گفت¬و¬گو با ایلنا، بی¬شرمانه حمله نیروهای انتظامی به کارگران را تکذیب کرد و گفت: «در تجمع اخیر کارگران «نساجی فومنات»، هیچ¬کس بازداشت یا زخمی نشد.» از سوی دیگر «حکمت سلطان¬زاده»، مدیر فنی و جانشین مدیر کارخانه، روز شنبه 10 بهمن 83 به خبرنگار ایلنا، گفت: «با تجمع کارگران در مقابل کارخانه، نیروی انتظامی با نیروهای ضدشورش خود در محل حضور پیدا کرد و با کارگران برخورد فیرزیکی صورت داد که این برخورد منجر به مجروح شدن 5 نفر از کارگران شد که جراحت 3 نفر از آنان شدید بود و افراد مذکور به بیمارستان منتقل شدند.» سلطان¬زاده تصریح کرد: «با وجود این که فرمانده ناحیه رشت گفته که با کارگران برخوردی صورت نگرفته است، ولی در حدود 30 سرباز ضدشورش و 10 نفر لباس شخصی، با کارگران برخورد کرده و دستور زدن کارگران نیز از طرف افسران صادر شده است.» واقعه دل¬خراش دیگر در کارخانه «نساجی فومنات»، یکی از کارگران این شرکت، به علت فشارهای پلیسی، فقر و بدهی، خود را در محل سالن تکمیل کارخانه حلق¬آویز کرد، اما خوشبختانه کارگر دیگری طناب¬دار را قطع کرد و باعث نجات او شد. بنا به گفته یکی از کارگران نساجی فومنات، طی دو سال گذشته از 1 هزار و 203 کارگر این شرکت، فقط 535 کارگر در سراسر کار مانده و حدود 700 نفر از کارگران اخراج شده¬اند. وی در گفت¬و¬¬گو با رسانه¬های گروهی علت اصلی مشکلات این شرکت را واگذاری به بخش خصوصی اعلام کرده است. شرکت نساجی فومنات، از سال 1282، به بخش خصوصی واگذار شد و طی سال جاری نیز به علت تاتوانی کارفرمایان در اداره این شرکت، به مدت 6 ماه تعطیل شد و از مهر ماه فعالیت خود را مجددا آغاز کرد. از زمان شروع مجدد کار این شرکت، کارگران تا دی ماه دست¬مزد خود را دریافت نکرده¬اند. شرکت ریسندگی و بافندگی فومنات، یکی از بزرگ¬ترین کارخانجات نساجی ایران است که از محصولات عمده آن متقال خام است و حوزه صادراتی آن نیز کشور آلمان است. البته در حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، دست¬مزد کارگران حتا هزینه اولیه زندگی آن¬ها و خانواده¬هایشان تامین نمی¬کند؛ با این وجود دست¬مزدهای ناچیز نیز به موقع پرداخت نمی¬گردد؛ هنگامی که کارگران اجبارا برای گرفتن حقوق خود دست به اعتراض و اعتصاب می¬زنند، با یورش وحشیانه نیروهای تا دندان مسلح سرکوبگر رو¬به¬رو می¬گردند، در حالی که مدیران کارخانه¬ها علاوه بر دریافت حقوق¬های میلیونی، از مزایای زیادی نیز برخوردار هستند، بیش از هر مسئله¬ای «عدالت اسلامی؟» و «عدل علی؟» را به نمایش می¬گذارد. برای مثال، خبرگزاری کار ایران، ایلنا، 12 بهمن 83، نوشت: «کارگران نساجی فومنات گیلان، حدود یک سال است حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده¬اند، مدیر عامل این شرکت ماهیانه 3 میلیون تومان حقوق می¬گیرد و یک درصد از کل فروش را به عنوان مزایا دریافت می¬کند.» همچنین نیروهای انتظامی رژیم، کارگران اعتصابی کارخانه «کاشی حافظ» شیراز را مورد ضرب و شتم قرار دادند. کارفرمای کارخانه «کاشی حافظ»، به بهانه اجرای طرح نوسازی بخشی از ماشین¬آلات این کارخانه، اعلام نموده است که بیش از 400 کارگر این کارخانه را اخراج خواهد کرد. کارگرانی که شامل این طرح شده¬اند، حداقل بین چهار سال و حداکثر بیست سال سابقه کار دارند. این کارگران در اعتراض به این عمل کارفرما، دست به اعتصاب و اعتراض می¬زنند و کارگران شاغل نیز در همبستگی با کارگران اخراجی دست از کار می¬کشند و به اعتصاب می¬پیوندند. بدنبال اعتصاب کارگران، یگان¬های ضدشورش روزهای سه¬شنبه 6 و چهارشنبه 7 بهمن وارد محوطه کارخانه شدند و تعدادی از کارگران مورد ضرب و شتم قرار داده و عده¬ای را نیز دستگیر کردند. کارخانه کاشی حافظ، با هزار کارگر در شهرک زرقان در 15 کیلومتری شرق شیراز¬(جاده شیراز به اصفهان) واقع شده است. در کشوری که کارگران آن بیمه بی¬کاری مکفی ندارند، اخراج آن¬ها از کار عملی غیرانسانی است و به معنی محروم کردن آنان و خانواده آن¬ها از حداقل زندگی بخور و نمیر است. مسلم است که کار دایمی سرمایه¬داران و رژیم حامی آن¬ها، استثمار شدید کارگران و کسب سود بیش¬تر است. رژیم جمهوری اسلامی، به عنوان یک رژیم سرمایه¬داری با افکار ارتجاعی و سیاست¬های وحشیانه که بیش از هشتاد درصد اقتصاد ایران و مراکز تولیدی را در اختیار دارد، بزرگ¬ترین کارفرما محسوب می¬شود؛ به همین دلیل، هر موقع کارگران دست به اعتراض می¬زنند و مطالبات اقتصادی و اجتماعی خود را طلب می¬کنند بلافاصله با نیروی¬های سرکوبگر رو¬به¬رو می¬گردند. سال قبل در همین مواقع نیز¬(4 بهمن 82) نیروهای انتطامی و ضدشورش به کارگران اعتصابی خاتون¬آ¬باد حمله کردند و دست¬کم چهار کارگر را به نام¬های مومنی، مهدوی، ریاحی و جاویدی به قتل رساندند. بنابراین سرمایه¬داران و دولت حامی آن¬ها در ایران، آشکارا جنایت پشت جنایت می¬آفرینند. ما کارگران و کمونیست¬ها و همه نیروهای آزادی¬خواه و محروم و تحت ستم، چاره¬ای جز متشکل شدن و به مبارزه پیگیر و هدف¬مند روی آوردن نداریم. ما باید به مبارزه طبقاتی خودمان و همبستگی هم¬طبقه¬ای¬هایمان در سراسر جهان اتکا کنیم. قطعا هیچ جناحی از بورژوازی در قدرت، یا در اپوزیسیون به فکر ما نیست و اگر هم جایی از طبقه ما اسم می¬برند حتما چشم¬داشتی دارند و به دنبال سوء¬استفاده از نیروی ما به عنوان سیاهی لشکر برای پیش¬برد رقابت و سیاست¬هایشان هستند. تاکنون هیچ¬کدام از جناح¬های بورژوازی، چه در داخل کشور و چه در خارج کشور، حتا با صدور یک اطلاعیه خشک و خالی نیز حمله رژیم به صفوف کارگران را محکوم نکرده¬اند. چرا که منافع طبقاتی¬شان ایجاب نمی¬کند و کسی هم از هم¬طبقه¬ای¬های ما نباید چنین انتظاری از جناح¬های بورژوازی داشته باشد. ما با مبارزه متشکل و سراسری خود نه تنها قادریم سرمایه¬داران و رژیم آن¬ها را به عقب¬نشینی وادار سازیم و حق و حقوق اقتصادی سیاسی و اجتماعی خود را بر آن¬ها تحمیل کنیم، بلکه قادریم این رژیم را نیز سرنگون سازیم و حکومت خود را برپا داریم. حکومتی که احترام به موجودیت انسان و آزادی¬های فردی و اجتماعی، عدالت اجتماعی، برابری اقتصادی، جنسی، ملیتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، شادی و رفاه عمومی را در راس همه برنامه¬هایش قرار می¬دهد و یک¬بار برای همیشه، به سرکوب و خشونت، شکنجه و اعدام، رعب و وحشت و ترور، اختناق و سانسور، فقر و فلاکت و استثمار در ایران، نقطه پایانی می¬گذارد. پیش¬روی و پیش¬شرط ارتقاء مبارزه¬ از موقعیت تدافعی فعلی به سطح تعرضی این است که تشکل¬های کارگری از پایین و مستقیما توسط خود کارگران، به ویژه تشکل¬های رادیکال ضدسرمایه¬داری و شوراهای کارگری، به وجود آید و با مبارزه پیگیر کارفرمایان و رژیم را ناگزیر به پذیرفتن موجودیت این تشکل¬ها کنند. از سوی دیگر بین اعتراضات و اعتصابات کارگری همبستگی و هماهنگی برقرار گردد تا این مبارزات در سطح سراسری با هم در پیوند و همبستگی دایم قرار گیرند. در چنین شرایطی امکان سرکوب این مبارزات برای رژیم بسیار سخت¬تر از شرایط موجود خواهد بود. در هفته¬های اخیر، اعتصاب و اعتراض کارگران در کارخانه¬های ایران، از جمله در کنف گیلان، یاس خرمشهر، پارس مینو خرمدره، نارنج قزوین، کاشی حافظ شیراز، شرکت کشت پنبه¬کنی کشت و صنعت مغان، کارخانه ذوب رکود قزوین، شرکت سیانا ساوه، اعتراض فرهنگیان و پرستاران سراسر کشور، اعتصاب کارگران برج میلاد تهران، صنایع پوشش رشت، اعتصاب سه روزه کارگران کارخانه نساجی خوی، ذغال سنگ البرز غربی گیلان، اعتصاب موفقیت¬آمیز کارگران نساجی سنندج و... در جریان بوده است. اگر اعتراضات این چنینی که روز¬به¬روز نیز در حال رشد و گسترش است با هم پیوند بخورند و با تبادل نظر و مشورت رهبران و فعالین آن¬ها سازمان¬دهی و هماهنگی شود، هم کارگران معترض بخش¬های مختلف صنایع و خدمات و غیره به مطالبات خود دست پیدا می¬کند؛ هم رژیم جرات نمی¬کند به راحتی نیروهای سرکوبگر خود را برای سرکوب اعتصاب و اعتراض کارگران وارد میدان نماید. بعلاوه کارگران در این مبارزات سخت و دشوار به عنوان یک طبقه، تجارب ارزنده سیاسی و اجتماعی کسب می¬کنند که در راه سرنگونی جمهوری اسلامی و برپایی حکومت خود به این تجارب نیازمندند. نهایت امر وحشی¬گری و حمله نیروهای انتطامی، یگان¬های ضدشورش و لباس شخصی¬ها به اعتصابات و تجمعات کارگری و توده¬ای نباید بی¬جواب گذاشته شود. اگر این اعمال وحشیانه نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی، با اعتراض گسترده جنبش کارگری کمونیستی در داخل و خارج کشور رو¬به¬رو نشود، بی¬شک سردمداران جمهوری اسلامی، بیش از این در سرکوب پلیسی کارگران و دیگر جنبش¬های حق¬طلب و آزادی¬خواه هارتر و وحشی¬تر خواهند شد. بنابراین لازم است که یورش وحشیانه پلیس جمهوری اسلامی به کارگران «نساجی فومنات» و کارگران «کاشی حافظ» به گوش کلیه تشکل¬های کارگری، نهادهای انسان¬دوست و سازمان¬ها و احزاب چپ در سطح بین¬المللی برسد تا آن¬ها با اعتراض به سران جمهوری اسلامی و در همبستگی با کارگران ایران، این رژیم را محکوم و تحت فشار قرار دهند. 31 ژانویه 2005 Bamdadpress@telia.com

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.