شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

در سوگ فرزاد کمانگر و یارانش

بيژن نيابتي

خبر کوتاه بود !  فرزاد ، معلم روستا  بالاخره پس از ماه ها اسارت همراه با چهار تن دیگر به خیل بی شمار سربداران پیوست . با چهار تن دیگر چندان آشنایی نداشتم ، اما با فرزاد  و نامه هایش که هراز چندی از درون زندان به بیرون میفرستاد و با صدایش که  گاه پیام میداد  و گاه شعر می خواند  و از بیستون میگفت و از طاق بستان و شهر شیرین  و  ...  چرا !  آری با او احساس نزدیکی می کردم . همانگونه که  پیش از او با فیض مهدوی و حجت زمانی  و با هزارهزار ولی اله  و حجت و فرزاد و علی و فرهاد و شیرین و مهدی دگری هم که در همین راه  و با همان شمشیر بخاک افتادند نیز .

 

خون آنان ( همگی آنان ) تنها بر دستهای جلادان نخشکیده است . فراتر از آن بر سر و روی  طایفه زبون  " سمحه و سهله "  و " اهل مدارا و تسامح " با  دژخیم نیز پاشیده است . اگر جلاد توانست این خون خشکیده ولی پیوسته تازه شونده سالیان را از دست و شمشیر خود بزداید ، اهل مسالمت و سازش با  قدرت نیز خواهند توانست چهره پلید خود را سپید سازی کنند .

 

تکلیف ما که با این رژیم روشن است . میان ما و آنها هیچ چیزی جز شمشیر به داوری ننشسته است . این وسط میماند زدن ریشه های بویناک تئوری مبارزه مسالمت آمیز با رژیمی که جز زبان قهر نمی فهمد . راستی با رژیمی که فرزادها را در عنفوان جوانی بدار می کشد و دکتر ملکی ها را در کهنسالی از زندانی به زندان دیگر به اسارت می فرستد و کودک خردسال را بر فراز پیکر بیجان ولی سرفراز مادر و یاران پدر به ابزار نمایش قدرت خود مبدل می سازد و خلاصه کمپینی تا بن استخوان مسالمت آمیز و بی آزار همچون کمپین یک میلیون امضاء را هم برنمیتابد ، چه باید کرد . اینها چیزهایی نیست که اهل مسالمت و ضد خشونت با آن ناآشنا باشند . نه ، نه !  مشکل این طایفه نفرت انگیز ناآگاهی نیست . بل وحشت از پرداخت هزینه یک مبارزه واقعی است . عادت نهادینه شده به مفت خوری و موج سواری و تسلیم در مقابل قدرت و سجده در برابر ظالم است . ببینید که این واقعیت را یکی از همین شهدای پنجگانه یعنی"مهدی اسلامیان" با صدای خود چگونه بیان میکند :

 

"برای شما پدران و برادران و آیندگان روشن شود و بدانید هرکس در برابر ظلم سر سجده فرود آورد همرزم ظالم است."

 

آری ، تبلیغ و ترویج مسالمت در برابر این رژِیم سجده در مقابل ظالم و شراکت در جنایت است . فراتر از آن کلاهبرداری ناب سیاسی است .  شارلاتانیزم محض است . تنها طریقه ممکن  و منطقی درنبرد  با  رژیم " جمهوری اسلامی" ، اعمال قهر انقلابی  در تقابل  با قهر ضد انقلابی است . در شیوه ها  و راهکارها ی این اعمال قهر می توان بحث کرد اما در ضرورت بی چون وچرای آن هیچ تردیدی بخود راه نباید داد .

 

هزارها بار پیش از این در تاریخ گفته شده و بازهم باید گفت و گفت و گفت که این مردم و انقلابیونشان نیستند که تنها شیوه مبارزه را تعیین میکنند . این رژیمهای استبدادی و سرکوبگر هستند که "قهر" را اعمال و به اپوزیسیون خود تحمیل می کنند . این خود راه است که میگویدت چون باید رفت . رهرو  را اگر که بخواهد به مقصد رسد ، از این چگونگی گریزی نیست !  وگرنه هرچه برجای می ماند  ولوشدن در راه است . سواری دادن به جلاد است . ترویج بریدگی است . پراکندن یاس و ناامیدی است . به بیراهه بردن خلق و در نهایت ، تثبیت قدرت حاکم است .

 

روی دیگر سکه محدود کردن این شهدا در چارچوبهای تنگ قومی است . اینرا نیز نباید میدان داد . منحصر کردن شهدای تمام مردم ایران به یک قومیت خاص و در اینجا خلق کرد ، ارتقاء آنان نیست . تقلیل مبارزه آنان و کاستن از ارزش مقاومت آنان است . ارزش آنان نه در وابستگی به فلان قوم و بهمان سازمان که در مقاومت در مقابل دژخیم متبلور میشود .

 

مبارزه با رژیم " جمهوری اسلامی" نه یک مبارزه ملی است و نه یک مبارزه سیاسی و نظامی صرف . بل چیزی فراتر از همه اینها ، مبارزه ای است انسانی که البته در زیر چتر خود همه عوامل بالا را نیز گردآورده است . ارزش در این مبارزه ، مقاومت  در مقابل همه عواملی است که هویت انسانی را نشانه گرفته است . نفی هویت ملی تنها یکی از این عوامل است .

 

آخرین شهدای ما ( همه ما )  بی گناه نبودند . همانگونه که هرکس از ما که عزم مبارزه با تمامیت این رژیم پلید را کرده  و آماده پرداخت بهای آن نیز هست ، بیگناه نیست . اگر مقاومت در مقابل این سیاهی مطلقی که بر میهن اشغال شده و در زنجیر ایران حاکم است ، اگر تن ندادن به توهین مجسم به انسان ایرانی که در حاکمیت نشسته گناه هست ، ما به این گناه خود افتخار می کنیم .

 

 

بیژن نیابتی ، 22 اردیبهشت 1389

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بيژن نيابتي:



[تاریخ ارسال: 15 May 2010]  [ارسال‌کننده: farzin]  [  ]  
آقایان بیژن نیابتی و سیامک دهقانی و دیگرانی که به تز‌ مبارزه مسلحانه معتقدند و دیگران را نکوهش و سرزنش میکنند که ظلم پذیرند و اهل سازش و موج سواری هستند و .......!! خوب آقایان شما که لالایی بلدید چرا خودتان خوابتان نمیبرد؟؟؟!!! مبارزه مسلحانه که از سوئد و آلمان و فرانسه و آمریکا و کانادا و عراق و .... نمی‌شود که ، باید رفت ایران و در داخل مبارزه مسلحانه کرد اینطور نیست؟؟ امثال شما هم که سالهاست در خارج از کشور زندگی‌ می‌کنید و بیشتر این سالیان را هم فقط تئوری داده اید و نوشته اید!! خوب آیا با نوشتن و حرف زدن مبارزه مسلحانه میشود کرد؟؟؟ اگر راست میگویید لطف کرده قدم رنجه فرموده و اسلحه به دست گرفته و راهی‌ ایران شوید و جنگ مسلحانه کنید. حرف زدن یا نوشتن در مورد جنگ مسلحانه کاری بسیار آسانی است مهم عمل است که ......؟؟؟ ضمنا از گذشته‌ها هم صحبت نکنید ملاک و معیار امروز است و زمان حال!! بفرمایید این گوی و این میدان   

[تاریخ ارسال: 15 May 2010]  [ارسال‌کننده: امیراحمد]  [  ]  
بیژن عزیز سلام
با شما کاملا موافقم.موفق باشید
  

[تاریخ ارسال: 13 May 2010]  [ارسال‌کننده: سارا کسروی]  [  ]  
با درود به اراده های استواری که فرزاد وار و شیرین گونه رهایی انسان را الگوی زندگی خود ساخته اند.
آقای نیابتی درد و اندوه و درس و چاره را بصراحت بیان کردید. آیا پیشوندی مناسبتر از قوم برای خلق کرد می توانید پیدا کنید؟
صمیمانه ترین احترامات مرا بپذیرید.
  

[تاریخ ارسال: 13 May 2010]  [ارسال‌کننده: کر لر بی دا]  [  ]  
همرزمان مبارز بفرمائید ،این گوی و این میدان،
ما هواخواهان سازنمانهای سیاسی (اکنون گرفتار در دفع بلایا از خود) که از دور دستی بر آتش داشتیم و بناگاه خود و مردم را در جیر جهنم جمهوری اسلامی دیدیم. امید دارم از اراده پولادینتان که بی تکلف سیاسی و روشنفکر بازی درآوردن حرف دل ما فرزندان ستمدیگان را زده اید (ما سنت شکن و ستم ستیزیم)نقش ماموران آتش نشانی را بازی نکنید، بلکه بیائید آتش را هر چه زودتر به منبع اصلی آن هدایت کنیم.
برنامه مشخص (بقول خودتان تئوریک )اعلام کنید ، ما هم در کوهها و شهرهایمان در سرزمینهای لرنشین و دیگر مناطق منتظریم تا ،لشکر بیشماران را به رهبری جوانان آگاه و مبارزی مانند فرزاد ، شیرین ، حجت و ولی الله برای ابتدا رهایی و بعدا انتخابات برای برقراری نظام و سیستم جایگزین با شعار آزادی و برابری برپا کنیم. بی صبرانه تر از آنچه میتوانید فکرش را بکنید منتظریم.
  

[تاریخ ارسال: 12 May 2010]  [ارسال‌کننده: سیامک دهقانی]  [  ]  
به نکتۀ جالبی اشاره کرده ای. محلی کردن شهدای مبارزات خلقهای ستمدیدۀ ایران،تقلیل دادن فداکاریها و مبارزات کسانی است که با دید سرتاسری و واحد به جنگ این جمهوری لعنتی اسلامی رفته اند و جان باخته اند. فرزاد کردستانی نیز بمانند صمد بهرنگی آذربایجانی متعلق به جنبش سرتاسری خلقهای ایران هستند و این نکته را می توان از نوشته ها و شعارهای آنان دریافت. حق تعیین سرنوشت ملل ساکن در ایران و در هم شکستن تمامیت ارضی اجباری و ارتجاعی فقط و فقط در یک مبارزۀ سرتاسری و متحد امکانپذیر است. هر گروه و سازمانی که بخواهد به بهانۀ کرد بودن فرزاد کمانگر و رفایش تلاش زحمات آنان را برای رهایی ستمدیدگان سرتاسر ایران، در چارچوب افکار و اندیشه های محدود و خفه کنندۀ خویش حبس و زندانی کند؛ چیزی جز یک موجود کاسبکار و بی مقدار نیست! همین!   

[تاریخ ارسال: 12 May 2010]  [ارسال‌کننده: saeid]  [ bahar_1384@hotmail.com ]  
دوست عزیز و گرامی
بسیار عالی بود. خواندن این مقاله را به توده ای ها و اکثریتی ها توصیه میکنم.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.