شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نگاهی به رویداهای پیرامونی اعتصاب موفق 23 اردیبهشت!
بهرام رحمانی

بهرام رحماني

نگاهی به رویداهای پیرامونی اعتصاب موفق 23 اردیبهشت!

 

بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu  

مقدمه

کشتن پنج زندانی سیاسی، شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان در روز یک شنبه 19 اردیبهشت نه تنها خشم و اعتراض مردمی علیه حکومت اسلامی را خاموش نکرد، بلکه آتش خشم عمومی علیه این حکومت آدم کش را در داخل و خارج کشور نیز شعله ورتر کرد.

با اجرای حکم اعدام این پنج زندانی سیاسی، تعداد کسانی که در سال 2010 توسط حکومت اسلامی اعدام شده اند از مرز 230 نفر گذشت. در سال گذشته نیز دستگاه قضایی مخوف حکومت اسلامی، دست کم حکم اعدام 317 نفر را به مرحله اجرا گذاشته بود.

در پی اعدام این پنج زندانی سیاسی، بلافاصله اعتراضات شدیدی در داخل و خارج کشور برگزار شد. این اعتراضات، آن چنان وسیع و گسترده علیه حکومت آدم کش و تروریست بود که سران و ارگان های سرکوب حکومتی غافگیر شدند. چرا که آن ها فکر می کردند با این اعدام ها، جامعه مرعوب خواهد شد. اما این تحلیل سران و تئوریسین های جانی حکومت اسلامی، کاملا غلط از آب درآمد.

مهم تر از همه، اعتصاب عمومی در روز 23 اردیبهشت 1389 در کردستان، به عنوان یک ابزار و تاکتیک مبارزاتی با فراخوان کومه له - سازمان کردستان حزب کمونیست ایران، نه تنها یک دستاوردها مهم تاریخی برای جنبش انقلابی کردستان، بلکه برای جنبش طبقاتی سراسری ایران نیز هست. مردم کردستان، نشان دادند که سنگر آزدی خواهی را هم چنان حفظ کرده اند.

از سوی دیگر، جریانات ناسیونالیست کرد و هم فکران آن ها که چند سال است تلاش کرده اند سیاست های خود را با سیاست های آمریکا در منطقه هم جهت سازند تا از سوی آن پذیرفته شوند، و طرفدار حمله به ایران و محاصره اقتصادی آن هستند؛ سعی کردند این اعتصاب را به نام خود ثبت کنند و به زیر سیطره حرکت سبز اسلامی ببرند.

هرچند جانیان حکومت اسلامی، در دهه شصت با این نوع اعدام ها توانسته بودند جامعه را مرعوب کنند، اما اکنون وضعیت شکل دیگری ست و جامعه ما، با جامعه دهه شصت بسیار تفاوت دارد.

در آن زمان، خمینی بر فراز جناح های حکومتی قرار داشت و از درون حکومت هیچ کس جرات نمی کرد حرفی روی حرف او بزند و دولت قدرقدرت به نخست وزیری میرحسین موسوی نیز مورد حمایت هم جانبه خمینی بود. بعلاوه و مهم تر از آن، شکاف چندانی بین جناح های حکومتی، به ویژه پس از برکناری دولت موقت و بنی صدر وجود نداشت. ولی امروز شکاف در میان جناح های حکومتی، به حد خصمانه ای رسیده است.

حکومت آن زمان، تا حدودی از پایگاه مردمی برخوردار بود. یعنی مردم به حاکمیت توهم داشتند و هنوز به اندازه امروز به ماهیت ضدانسانی آن پی نبرده بودند.

جنگ ایران و عراق نیز عامل بزرگی بود که حکومت در پرتو آن مخالفین خود را شدیدا سرکوب کرد و طبقه کارگر و همه مردم تحت ستم نیز به دلیل جنگ و سرکوب های وحشیانه نمی توانستند خواست ها و مطالبات خود با جدیت پیگیری کنند.

همه عوامل بالا و مهم تر از آن، سرکوب های خونین و به خصوص قتل عام چندین هزار زندانی سیاسی در سال 1367، سبب شد که جامعه برای دوره ای مرعوب فضای جنگی و خشونت و کشتار شود.

اما اکنون خامنه ای کاریکاتور خمینی است و اتوریته او را ندارد و به همین دلیل نیز شانس خود را در ریاست جمهوری احمدی نژاد که نسبت به رهبر، نوکرصفت و نسبت به مردم قداره بند و آدم کش است می بیند. علاوه بر این، کارگران و مزدبگیران در پیگیری خواست ها و مطالبات خود بسیار فعال شده اند. جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانش جویی و روشنفکران و هنرمندان و غیره با وجود همه ضعف هایشان از قدرت سیاسی و اجتماعی چشم گیری برخوردارند. بنابراین، اکنون حکومت فاقد رهبری با اتوریته و فراجناحی است و تنها بقای حاکمیت خود را در میلیتاریسم و سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام می بیند.

وقایعی که پس از اعدام پنج زندانی سیاسی و به ویژه در پی اعتصاب شکوهمند مردم کردستان روی داد عملا یک بار دیگر این واقعیت را در مقابل همه قرار داد که حکومت اسلامی، با راه انداختن رعب و وحشت و ترور و شکنجه و اعدام نمی تواند هم چون گذشته جامعه را مرعوب نماید.

حکومت اسلامی، بیش از سه‌ دهه‌ است که در سراسر ایران، به ویژه در کردستان جنایت می کند. این حکومت جانی،‌ ده ها هزار تن نیروهای سرکوبگر نطامی، انتظامی، امنیتی و جاش را در کردستان مستقر کرده است اما مردم این منطقه، هرگز مرعوب سیاست های جنایت کارانه و تروریستی حکومت اسلامی نشده اند. از این رو، حکومت اسلامی در این سه دهه هرگز جایگاه چندانی در کردستان کسب نکرده است.

 

اعتصاب 23 اردیبهشت یک نقطه عطف تاریخی

اعتصاب 23 اردیبهشت یک نقط عطف مهم در خیزش اخیر سراسری مردم ایران بر علیه حکومت جهل و جنایت است.

در «پیام کمیته مرکزی کومه له به مناسب پیروزی شکوهمند اعتصاب عمومی مردم کردستان»، می خواینم: 

«مردم مبارز!

 امروز 5 شنبه 23 اردیبهشت ماه 1389 یکی دیگر از صفحات درخشان تاریخ مبارزات حق طلبانه و انقلابی مردم کردستان ورق خورد. مردم سراسر کردستان از شمال تا جنوب به فراخوان تعطیل عمومی پاسخ مثبت دادند و در یک اقدام هماهنگ و قاطعانه، کردستان یک پارچه به تعطیل کشیده شد.

کارگران کارگاه های مراکز خدماتی و تولیدی اعتصاب کردند، بازاریان مغازه هایشان را بستند، کارمندان ادارات دولتی و خصوصی از رفتن به محل کار خودداری کردند. دانش آموزان و دانشجویان، آموزگاران و استادان کلاس های درس را تعطیل کردند.

بسیاری از کسانی که در این اعتصاب عمومی شرکت کردند از جمله کارگران و مردم تهیدست و کم درآمدی بودند که حتی برای تامین مایحتاج یک روز که از کسب آن محروم شدند، ذخیره ای ندارند با این وجود با شور و شوق فراوان در آن شرکت کردند و این حرکت را به پیروزی رساندند.

کومه له این پیروزی بزرگ را به مردم کردستان تبریک می گوید و یاد 5 عزیز جانباخته ای که جان خود را در راه رهائی این مردم قدرشناس فدا کردند، گرامی می دارد و به خانواده های سربلند آن ها درود می فرستد.

خروش مردم کردستان از طریق این اعتصاب یک پارچه و قاطعانه به گوش مردم ایران و جهان رسید. جنبش انقلابی کردستان با این اعتصاب به مرحله نوینی قدم نهاد...»

براساس تصاویر و گزارشات منتشر شده، اعتصاب 23 اردیبهشت نه تنها در کردستان، بلکه حتا در بخش هایی از آذربایجان و کرمانشاهان نیز برگزار شد.

شمار زیادی از مردم كامياران، هم زمان با برگزاری اعتصاب عمومی پيروزمند مردم كردستان، در گروه های متعدد به ديدار مادر زندانی سياسی جان باخته فرزاد كمانگر، دايه سلطنه و ساير بستگان وی شتافتند.

جوانان پرشور و انقلابی شهر سنندج، در بسياری از نقاط شهر از جمله شهرك كشاورز و کمربندی 25 شهریور در حمايت از اعتصاب پيروزمند سراسری مردم كردستان دست به شعار نويسی زدند.

در شهر نوسود، میان مردم این شهر و نیروهای انتظامی درگیری روی داد و نیروهای انتظامی برای متفرق کردن مردم اقدام به تیراندازی هوایی کردند.

وضعیت شهر مریوان، بوکان، دیواندره، مهاباد، اشنویه و چندین شهر دیگر نیز حاکی از گستردگی شرکت در این اعتصاب سراسری بود.

تعدادی از مردم آزادی خواه کرمانشاه، تا پاسی از شب پنج شنبه 23 اردیبهشت ماه به دیدار خانواده فرزاد کمانگر شتافتند.

مردم آزادی خواه شهرهای روانسر، جوانرود و پاوه همراه با مردم سایر شهرهای كردستان، با شركت در اعتصاب نفرت خود نسبت به حکومت اسلامی را ابراز داشتند.

مناطق اطراف ترمينال تهران و كرمانشاه در شهر روانسر و مسير جوانرود به پاوه نيز در اعتصاب بود.

از سوی ديگر، مردم شهر جوانرود نيز به اعتصاب زدند و بسياری از مغازه ها و فروشگاه های اين شهر روز پنج شنبه تعطيل بود.

نيروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، دامنه رشته كوه شاهو واقع در حد فاصل شهرهای روانسر و كامياران را به محاصره خود در آوردند و نيروهای سپاه در ارتفاعات منطقه مستقر شدند.

شهر كامياران، يك پارجه تعطيل بود و با وجودی که نیروهای سرکوبگر به مردم فشار زیادی آوردند، مغازه ها باز نشدند.

ماموران حکومتی، با هدف دامن زدن به فضای رعب و وحشت از مردمی كه در برابر منزل فرزاد كمانگر تجمع کرده بودند فيلمبرداری می كردند. در شهر نیز حكومت نظامي اعلام نشده برقرار بود.

مردم کرمانشاه در گروه های مختلف و متعدد با اندوه و تاثر نسبت به خانواده های زندانیان جان باخته به دیدار خانواده فرزاد کمانگر رفتند و ضمن ابراز همدردی با آنان، انزجار و نفرت خود را از اقدام جنایت کارانه حکومت اسلامی ابراز داشتند.

هم چنین بسیاری از مغازه های دولت آباد كرمانشاه، در روز اعتصاب دست از كار كشيدند. بيش از ٨٠ درصد مغازه ها و اماكن كسب و كار در دولت آباد در اين روز تعطيل بودند.

مردم آزادی خواه شهرهای بيجار، ماكو و بازرگان نیز در همبستگی با مردم كردستان به اعتصاب پیوستند.

بيش از نود درصد مغازه ها و مراكز خريد در بيجار تعطيل شدند. بيش از نيمی از شهر ماكو در اعتصاب بود و نيروهای سرکوبگر حکومت، اقدام به تهديد و ارعاب مردم متحصن بازرگان نمودند.

مردم مبارز ديواندره به اعتصاب عمومی و سراسری مردم كردستان پيوستند. بسياری از مغازه ها و اماكن كسب و كار در اين شهر تعطيل شدند.

مردم آزادی خواه شهر نقده، دست به اعتصاب زدند و خيابان های پيرانشهر، رجايی، اسماعيل آباد و بالخچی اين شهر به طور كامل در اعتصاب و تعطيلی بود.

مردم مبارز شهر اشنويه، همگام با مردم ساير نقاط كردستان در اعتصاب عمومی روز پنجشنبه ٢٣ ارديبهشت ماه شركت کردند. در این روز، بسياری از مغازه های سطح شهر، منطقه «دزی مه ر گه وه ر» در اعتصاب بودند.

مردم آزادی خواه و جوانان پرشور و مبارز شهر بانه، دست به اعتصاب زدند. بسياری از اماكن كسب و كار در اين شهر تعطيل شد. در سطح گسترده ای دانش آموزان در كلاس های درس حاضر نشدند. كارگران نيز از حضور در محل های كار خود سر باز زدند و در اعتصاب شرکت نمودند.

مردم مبارز سردشت، همگام با مردم ساير مناطق كردستان در اعتصاب شرکت کردند. بسياری از مغازه ها و اماكن كسب و كار در اين شهر تعطيل شدند.

مردم مبارز شهر ربط سردشت نیز در اعتراض به جنايات حکومت اسلامی، به اعتصاب عمومی و سراسری در كردستان پيوستند.

روز پنج شنبه، در شهر پيرانشهر، بسياری از اماكن كسب و كار تعطيل شد و مردم مبارز شهر، به تهديدات ماموران حکومتی هيچ اهمیتی ندادند.

مردم مبارز مياندوآب، در اعتصاب عمومی شرکت کردند و در این روز، بسياری از مغازه های اين شهر و هم چنین روستاهای تابعه آن تعطيل بودند.

مردم آزادی خواه شهر مهاباد، متحدانه و يك پارچه در اعتصاب بودند. بازار و تمامی مغازه ها در اين شهر تعطيل شدند. اعتصاب در این شهر به حدی وسيع و گسترده بود كه در این روز حتا كسی به بانك ملی اين شهر مراجعه نکرد.

اماكن كسب و كار در بازارچه تاناكورا، سه راه وفايی، خيابان خلفای راشدين، فلكه هژار، تاريك بازار، خيابان جام جم، فلكه ساعت، ميدان استقلال، ترمينال جنوب، باغ شايگان، فلكه شوانه، دوكانان سربرداش و مغازه های واقع در مسير چهار راه آزادی به ميدان استقلال تماما تعطيل شده بودند.

واقعا این پیروزی بزرگ را باید به کارگران و مردم انقلابی کردستان و کومه له و همه فعالین جنبش کارگری کمونیستی ایران تبریک گفت. این اعتصاب به معنای واقعی کاخ های ستمگران را لرزاند و افق و چشم انداز جدیدی را در مقابل جامعه قرار داد.

سازمان ها و احزاب چپ، برخی مستقیم و برخی نیز غیرمستقیم و از موضع اپورتونیستی و سکتاریستی بدون این که نامی از کومه له ببرند از فراخوان کومه له پشتیبانی کردند.

در خارج کشور نیز آکسیون هایی عمدتا در مقابل مراکز ترور و جاسوس خانه های حکومت اسلامی در اروپا و استرالیا و کانادا برگزار شد و حضور مردم آزادی خواه در این آکسیون ها بسیار چشمگیر بود.

 

سوء استفاده جریانات ناسیونالیستی و طیف توده - اکثریتی

در این میان جریانات ناسیونالیستی نقاط دیگر کشور نیز بی کار نشستند؛ هر کدام آهنگ خود را زدند و «عزای عمومی» اعلام کردند.

جریانات ناسیونالیست کرد، از شاخه های حزب دمکرات، پژاک تا شاخه های زحمتکشان عبدالله مهتدی و عمر ایلخانی زاده و غیره، هنگامی که فراخوان کومه له را دیدند و فهمیدند که احتمالا این اعتصاب با استقبال عمومی مردم کردستان روبرو خواهد شد با عجله دست به کار شدند.

در این میان، موضع عبدالله مهتدی از همه چندش آور بود. او در دروه ریاست جمهوری بوش، رسما و علنا حمله آمریکا به ایران ترا بلیغ می کرد و اکنون نیز با حرکتی چندش آور طرفداری از جناح سبز اسلامی را به سیاست های روز خود افزوده است.

 

مصطفی هجری، دبیر  اول حزب دمکرات کردستان ایران در گفتگو با دویچه وله، درباره‌ «پشتیبانی مشروط کردها از جنبش سبز» سخن می ‌گوید: «ما از همان ابتدا از جنبش سبز پشتیبانی کردیم. منتهی یک پشتیبانی احتیاط‌ آمیز. این جنبش در چارچوب جمهوری اسلامی است. اصلاح ‌طلبان سال‌ هاست فعالیت می‌ کند. بعد از انتخابات است که جنبش سبز بر آن اساس شکل گرفت. ما بر این باور نیستیم که در چارچوب جمهوری اسلامی ایران اصلاحات انجام بگیرد. رژیم جمهوری اسلامی ایران اصلاح پذیرنیست.»

مصطفی هجری، یک ادعای واهی و غیرواقعی را نیز در این گفتگو مطرح می کند: «در کردستان هیچ گونه حرکت اعتراضی پیش نمی ‌آید، مگر این که پرچمدار و پیشرو آن حزب دمکرات کردستان ایران باشد.»

 

راه توده، طی بیانیه ای تحت عنوان «اعتصاب عمومی در کردستان سمت گیری جنبش سبز را نشان داد»، بی شرمانه سعی کرده این اعتصاب ضدحکومتی را به «جنبش سبز اسلامی» وصل کند. در بخش هایی از بیانیه را هتوده آمده است:

«مهم ترین رویداد ایران در هفته ای که گذشت، نه کنفرانس جی 15 تهران، نه تعطیل چند روزه مدارس و دانشگاه ها، نه سفر رییس جمهور برزیل به تهران و نه سفر تبلیغاتی احمدی نژاد به یاسوج، بلکه اعدام 5 زندانی سیاسی در اوین و واکنش بسیار مهم رهبران جنبش سبز و مردم کردستان در برابر این اعدام بود.

... بنابراین، واکنش در برابر این اعدام ها، بخشی از این بیداری و در واقع نمایش این بیداری بود. این واکنش از سوی رهبران سیاسی جنبش سبز و حتا طرفداران مشروط آن در بدنه حاکمیت نشان داد که دوران تهدید و ارعاب حاکمیت نه تنها در جامعه، نه تنها در میان رهبران جنبش اصلاحات، بلکه در میان بدنه متزلزل حاکمیت- اعم از روحانی و غیر روحانی- که به سوی جنبش مردم متمایل شده نیز کاربرد خود را از دست داده است.

... در تمام شهرهای کردستان، مردم به اعتصاب اعتراضی پیوستند تا هم اعتراض به جنگ و ترور و اعدام را نشان بدهند و هم پیوند خود با جنبش سراسری و سبز ایران را به نمایش بگذارند...

سخن ما این است: ... کردستان ظرفیت تازه و مدنی جنبش سبز را به نمایش گذاشت. کردستان مشتی شد، نمونه خروار. یعنی سراسر ایران!»

 

از سوی دیگر، جالب است که 9 گروه ناسیونالیست و لیبرال و توه ای - اکثریتی، درست در همان روز که اعتصاب عمومی مردم کردستان در جریان بود، یعنی پنج‌ شنبه  ۲٣ ارديبهشت ۱٣٨۹ برابر با  ۱٣ می ۲۰۱۰، فراخوان مشترکی در رابطه با برگزاری تظاهرات در خارج کشور داده اند بدون این که حتا اشاره ای به اعتصاب عمومی سراسری در همان روز در کردستان بکنند. و این در حالی ست که روز پنج شنبه و جمعه ٢3 و ٢٤ اردیبهشت سفارت خانه های حکومت اسلامی در کشورهای غربی، در محاصره نیروهای چپ و آزادی خواه بود و هیچ کدام از گروه های ٩ گانه بالا نقشی در این مبارزات نداشتند. متن اطلاعیه این ٩ گروه به شرح زیر است:

«فراخوان مشترک ٩ حزب و سازمان سياسی

دعوت احزاب و سازمان ‌های سياسی از نيروهای آزادی خواه  به شرکت در گردهمائی ‏ها و تظاهرات روز شنبه

... ما احزاب و سازمان ‌های سياسی، از تمام نيروهای آزادی خواه دعوت می‌ کنيم که  روز شنبه ٢٥ ارديبهشت (١٥ ماه مه) در کشورها و شهرهای مختلف در گردهمائی ‏ها و تظاهرات شرکت کرده و صدای اعتراض خود را عليه اعدام ‌ها به گوش جهانيان برسانند و همدردی خود را با خانواده اعدام‌ شدگان ابراز دارند.

روز شنبه هر کجا که هستيم گردهم بياييم و يک پارچه و يک صدا اقدام جنايتکارانه رژيم را محکوم کنيم و خواهان لغو تمامی احکام اعدام و آزادی همه زندانيان سياسی شويم.

اتحاد جمهوريخواهان ايران؛ حزب دمکرات کردستان ايران؛ حزب دمکراتيک مردم ايران؛ حزب کومه‌له کردستان ايران؛ جبهه ملی ايران-اروپا؛ سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران؛ سازمان فدائيان خلق ايران(اکثريت)؛ شورای موقت سوسياليست هاي چپ ايران؛ شورای همآهنگی جنبش جمهوريخواهان دمکرات و لائيک ايران. پنج‌ شنبه  ۲٣ ارديبهشت ۱٣٨۹ -  ۱٣ می ۲۰۱۰»

لازم به تاکید است که بسیاری از این ٩ گروه، علاوه بر کارنامه سیاهی که در همکاری با حکومت اسلامی و جناح اصلاح طلب آن دارند، تا کنون قادر به برگزاری یک تجمع چند ده نفری نیز نبوده اند و تمام قد و قواره شان یک اسم و چند عضو و چند فعال بیش نیست.

 

در این رابطه، رسانه های دولت های غربی نیز که سیاست شان دشمنی با انقلاب و نیروهای کارگری کمونیستی و مبارزه طبقاتی ست، مانند گذشته؛ میکروفن ها و دروبین های خود را به نیروهای اپوزیسیون راست و طرفدار جناح سبز اسلامی حکومت اختصاص دادند. این رسانه ها با جعل اخبار و واقعیت های موجود در جامعه، به ویژه در رابطه با اعتصاب اخیر کردستان، دست به «رهبر» تراشی و شخصت سازی کاذب زدند و برخی چهره های ناسیونالیست کرد را بر روی آنتن های خود بردند که عمدتا طرفدار سیاست های آمریکا در خاورمیانه و بعضاً طرفدار حمله نظامی آمریکا و متحدانش به ایران و عراق و افغانستان هستند. عبدالله مهتدی، یکی از این چهره ها بود. 

 

سراسیمگی سران و ارگان های حکومت از اعتصاب عمومی کردستان

روزهای قبل از اعتصاب، سپاه پاسداران از همه پرسنل و بسیجی ها در شهرها و روستاهای کردستان خواسته بود که به ویژه در روز اعتصاب همه جا حضور فعالی داشته باشند.

طبق گزارشات متشر شده، حتا پاسداران و بسیجی های همدان و زنجان را نیز برای به شکست کشاندن اعتصاب، به کردستان برده بودند.

براساس همین گزارشات، جلسات اضطراری در استانداری با حضور فرمانداران و مسئولین سپاه پاسداران و اداره اطلاعات چندین بار برگزار شده بود. نامه ای محرمانه به شورای امور صنفی شهر سنندج از اداره امکان انتظامی ارسال شده و از رئیس امور صنفی خواسته بودند که با کسبه و بازار تماس بگیرد که؛ از بستن مغازها و تعطیلی بازار خودداری کنند.

اما خواست اماکن انتظامی برای جلوگیری از اعتصاب پنج شنبه ٢٣ اردیبهشت، با بی اعتنایی همگانی روبرو شد و مردم آزادی خواه در شهرهای کردستان و قصبه های اطراف شهره نیز بازار و محل کار و فعالیت خود را تعطیل کردند.

روز چهارشنبه و پنج شنبه، علی رغم ایجاد فضای ارعاب  از طرف نیروهای انتظامی در اطراف منزل فرهاد وکیلی، تعداد زیادی از مردم شهر سنندج برای ابراز همدردی و حمایت از خانواده جان باختگان به طرف منزل فرهاد وکیلی رفتند. در محل مراسم مردم اعلام کردند که در اعتصاب عمومی شرکت می کنند.

در روز اعتصاب، نیروهای گشتی و امنیتی حکومت در خیابان ها با سراسیمگی و دست پاچگی به بازرسی مردم و جوانان می پرداختند. غروب روز سه شنبه نیز نیروهای امنیتی تعدادی از جوانان شهر کامیاران را در خیابان تروه ریز بازداشت کردند که با اعتراض خانواده هایشان در نیمه شب از بازداشتگاه آزاد شدند.

جوانان و مردم معترض سنندج، روز سه شنبه، در خیابان ششم بهمن با نیروهای امنیتی و انتظامی در مقابل پاساژ صدف و شاهو درگیر شدند. تعدادی از این جوانان براثر ضربات باتوم زخمی و مجروج و چند نفر نیز بازداشت شدند.

تعدادی از شهروندان مریوانی برای احساس همدردی با خانواده فرهاد وکیلی به سنندج آمدند و اعلام کردند که در کنار خانواده فرهاد وکیلی، فرزاد کمانگر و مردم سایر شهرها در اعتصاب عمومی شرکت می کنند.

روز پنج شنبه ٢٣ اردیبهشت، هم زمان با اعتصاب عمومی در کردستان، هیات کنترل بحران وزارت کشور حکومت در واکنش به اعتصاب عمومی مردم کردستان وارد شهر سنندج شد. این امر در حالی اتفاق افتاد که کردستان یک پارچه و متحد در اعتصاب به سر می برد و تهدید نیروهای سرکوبگر نیز برای شکستن آن به جایی نرسید.

ماموران سرکوبگر حکومتی، برای شکستن اعتصاب در مقابل پاساژها و مراكز خريد سنندج مستقر شده بودند. آن ها درب برخی از پاساژها، از جمله پاساژ نهرو را شكستند و ضمن تماس با صاحبان مغازه ها، از آنان خواستند در محل كار خود حاضر شوند؛ اما اين درخواست با بی اعتنايی مغازه داران مواجه شد.

روز سه شنبه ٢١ اردیبهشت ماه، اعضای خانواده زندانی سیاسی جان باخته «شیرین علم هولی»، توسط ماموران امنیتی حکومت بازداشت شدند.

ماموران وزارت اطلاعات در این روز، ضمن یورش به خانه خانواده شیرین علم هولی، مادر و خواهر او را بازداشت کردند.

به گفته برادر شیرین علم هولی، این اقدام ماموران وزارت اطلاعات در حالی صورت گرفت که مادر شیرینعلم هولی به دلیل وضعیت وخیم جسمانی تا لحظه بازداشت از خبر اعدام فرزندش اطلاعی نداشته است. این دستگیری نشان می دهد که تضمینی برای امنیت خانواده های زندانیان سیاسی اعدامی وجود ندارد. به دنبال این واقعه، روز چهارشنبه ٢٢ اردیبهشت ماه نیز، نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، خانه زندانی سیاسی جان باخته شیرین علم هولی را محاصره کردند.

بنا به گزارش سایت تغییر «برای برابری» نیروهای امنیتی حکومت در ماکو، با استقرار در تپه ای مشرف به خانه شیرین علم هولی و هم چنین کوچه ای که خانه وی در آن واقع است، منزل او را به محاصره در آوردند. تاکنون ماموران امنیتی حکومت چندین بار به خانه شیرین یورش برده و به زور حاضران را که جهت ابراز همدردی به اعضای خانواده وی مراجعه کرده بودند را از خانه بیرون کرده اند.

نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در پی بازگشت خانواده فرزاد کمانگر به شهرستان کامیاران با تهدید و ارعاب آن ها را در حبس خانگی قرار دادند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، با کارشکنی قوه قضائیه و عدم تحویل اجساد ۵ زندانی سیاسی اعدام شده در ۱۹ اردیبهشت ماه، خانواده فرزاد کمانگر که شب گذشته به شهرستان کامیاران بازگشته اند از سوی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مورد تهدید و ارعاب قرار گرفته و اکنون در حبس خانگی بسر می برند.

ماموران امنیتی تلفن منزل خانواده کمانگر را مسدود کرده و تهدید کرده اند که در صورت وجود هرگونه ارتباط تلفنی (تلفن همراه) بازداشت خواهند شد.

محمود صالحی، فعال سرشناس جنبش كارگری ايران، روز پنج شنبه ٢٣ ارديبهشت ماه در حالی كه به دليل وضعيت وخيم جسمانی در بيمارستان شهر سقز بستری بود، از ساعت ٨ بامداد تا ساعت ١٢ تحت بازداشت نيروهای امنيتی حکومت قرار گرفت.

بازداشت و تحت الحفظ بودن محمود صالحی تنها زمانی از سوی نيروهای امنيتی حکومت به پايان رسيد كه پزشكان اعلام كردند وی به دليل خونريزی شديد بايستی به تهران منتقل گردد.

از سوی ديگر، هم زمان محمد عبدی پور و اندك زمانی بعد جلال حسينی از فعالين كارگری شهر سقز، توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به اداره اماكن منتقل شدند.

در اعتراض به اعدام ٥ زندانی سیاسی و شکل گیری اعتراض در دانشگاه پیام نور مریوان، ١٥ دانش جوی این دانشگاه توسط ماموران امنیتی حکومت اسلامی بازداشت شدند.

پس از تجمعات اعتراضی دانش جویان دانشگاه پیام نور مریوان طی روزهای دوشنبه ٢٠ و سه شنبه ٢١ اردیبهشت ماه و حمایت از فراخوان به شرکت در اعتصاب پیروزمند عمومی روز پنج شنبه ٢٣ اردیبهشت ماه، حداقل ١٥ تن از فعالین دانش جویی این شهر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده اند.

گزارشی را در یکی از امیل هایم دریافت کرده ام که که عینا آن را در این جا می آورم: «گزارشات از شهر سنندج حاکی از آن است یک تیم 17 نفره از نیروهای ارشد وزارت اطلاعات و وزارت کشور حکومت اسلامی، که صبح روز پنج شنبه، یعنی روز اعتصاب عمومی از طریق یک پرواز اختصاصی برای شرکت در اجلاس «ستاد کنترل بحران» وارد سنندج شده بودند صبح روز شنبه، پس از ساعت ها رایزنی، سنندج را به مقصد تهران ترک کردند.

در یک گزارشی آمده است که یک منبع «معتمد» در استانداری کردستان، فاش کرد موفقیت کم نظیر اعتصاب سراسری مردم کردستان چنان حکومت را شوکه کرده است که شدیدا به دنبال راه گریزی توده پسند در این وضعیت انفعالی است. به گفته این منبع حاضر در اجلاس، فضای حاکم بر اجلاس کاملا چند قطبی بوده است به گونه ای که یک گروه به طور کامل در طیف مخالفان اعدام قرار داشتند؛ گروه دیگر که عمدتا ماموران قوه قضاییه و کارشناسان ارشد افراطی وزارت اطلاعات بودند قویا از سیاست سرکوب نظام حمایت می کردند و دیگر گروه که مدرسان حوزه مدیریت استراتژیک به شمار می آمدند تبعات اعدام از سوی حکومت و مقابله به مثل مردم کردستان را که اینک به یک جنبش سراسری تبدیل شده است بسیار خطرناک ارزیابی می کردند. یکی از مدیران استراتژیک که در امور مناطق کردنشین فعالیت دارد ضمن انتقاد شدید از قوه قضائیه گفته بود معلوم نیست آقایان این قوه چه اصراری بر اجرای احکام اعدام دارند. هنوز آثار ویرانگر ناشی از اعدام این 5 نفر را پشت سر نگذاشته ایم که خبر اعدام یکی دیگر از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام به نام حبیب لطیفی برای تاریخ 17/3/1389 به دادگستری سنندج ابلاغ شده است. یکی دیگر از این کارشناسان حوزه امنیت ملی با اشاره به ناتوانی حکومت اسلامی در برخورد با این گونه مقاومت های سراسری و تاثیر آن بر جایگاه ملی گفته بود 3 دهه صرف برنامه ریزی برای نابودی احزاب مخالف نمودیم اما امروز کومله و دمکرات از هر زمان دیگری نیرومندتر شده و به چنان جایگاهی رسیده اند که به عنوان آلترناتیوهای آینده پس از جمهوری اسلامی با آن ها رفتار می شود. دیگر شرکت کننده حاضر در اجلاس که موضع نرم تری داشته گفته بود تنها امید ما آن است که این اعتصاب پیامدهای دیگری نداشته باشد اگرچه بر این باورم که مردم کردستان اکنون به مرحله از خودباوری رسیده اند که دیگر نمی توان با لذت های ناشی از این شور قومی مبارزه کرد. بدبختانه اکنون سرانه فتنه نیز به جمع محکوم کنندگان اعدام پیوسته اند.»

 

حکومت اسلامی به اشکال گوناگون تلاش می کند ابعاد و دستاوردهای اعتصاب ٢٣ اردیبهشت را در نزد افکار عمومی جامعه خدشه دار کند.

پایگاه سحر نیوز، در روز ٢٦ اردیبهشت مقاله ‌ای تحت عنوان «پاسخ مردم کردستان به توهم ضدانقلاب از اعتصاب در کردستان»، با هدف انکار اعتصاب منتشر کرد. این سایت اینترنتی مدعی شد که نیروهای مخالف از مردم سنندج خواستند که در روز جمعه ٢٤ اردیبهشت به اعتراض به اعدام ٥ نفر دست به اعتصاب گسترده بزنند. نویسنده دوباره ادعا می کند که شهروندان کرد با بی اعتنائی به تبلیغات مخالفین به جای دست زدن به اعتصاب در همایش پیاده روی به مناسبت سالروز سفر خامنه ‌ای به کردستان شرکت کردند. چنین ترفندها و. دروغ هایی را هیچ کس نمی پذیرد و هر چه بیش تر به رسوایی سران حکومت منجر می گردد.

هنوز هم پس از گذشت حدود دو هفته از اعتصاب عمومی کردستان، در برخی از شهرهای کردستان، حکومت نظامی اعلام نشده و غیررسمی برقرار است که حاکی از ترش و وحشت ارگان های حکومتی از خیزش اعتراضی مردم است. نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی، در روز اعتصاب و هم چنین در روزهای اخیر، ده ها تن را در کردستان مورد ضرب و شتم قرار داده و یا مورد تهدید و زندان و شکنجه قرار داده اند.

 

تظاهرات همبستگی در افغانستان

روز پنج شنبه ٢٣ اردیبهشت ماه، هم زمان با اعتصاب پیروزمند عمومی مردم کردستان، صدها تن از مردم آزادی خواه افغانستان در شهر جلال ‌آباد در اعتراض به اعدام های اخیر در ایران دست به تظاهرات زدند.

این تظاهرات در نزدیکی کنسولگری حکومت اسلامی در این شهر برگزار شد. پلیس افغانستان تلاش کرد مانع نزدیک شدن تظاهرکنندگان به کنسولگری شود، اما این تلاش آن ها بی ‌نتیجه ماند.

تظاهرکنندگان تصاویری از شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان را حمل می‌ کردند و علیه سران حکومت اسلامی ایران شعار می دادند و با زندانیان سیاسی ایران ابراز همبستگی نمودند.

تظاهرکنندگان با فریاد شعار «مرگ بر استبداد چه در کابل و چه در تهران» خواستار پایان یافتن اعدام‌ ها توسط حکومت اسلامی شدند. این پنجمین تظاهرات مردم افغانستان علیه اعدام‌ ها در ایران در ماه های اخیر است. گفته می شود تاکنون ده ها شهروند افغانی در ایران اعدام شده اند و تعداد زیادی نیز در زیر حکم اعدام قرار دارند. این همبستگی بسیار با شکوه است و باید آن را با اعتراض به دستگیری و زندانی کردن و اعدام افغانی های ساکن ایران و اخراج آن ها به جهنم و جنگ افغانستات تقویت کرد.

 

تظاهرات در اربیل و سلیمانیه

شمار کثیری از مردم آزادی خواه شهر اربیل، روز پنج شنبه ٢٣ اردیبهشت ماه، ضمن برپایی تظاهرات، اعتراض شدید خود را به اجرای حکم اعدام ٥ زندانی سیاسی ابراز داشتند.

تظاهرکنندگان معترض با حمل پلاکارد، پوستر و عکس های زندانیان سیاسی جان باخته، انزجار خود را از این اقدام جنایت کارانه حکومت اسلامی ابراز داشتند.

از سوی دیگر، در شهر سلیمانیه نیز تجمعی در همین ارتباط شکل گرفت که با دخالت نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد و به پایان رسید.

 

محکومیت اعدام پنج زندانی سیاسی توسط تشکل های کارگری داخل کشور

کارگران یک شرکت جاده سازی واقع در حد فاصل شهر هرسین و بوربر، در اعتراض به اعدام زندانیان سیاسی جان باخته و حمایت از اعتصاب عمومی مردم کردستان دست از کارگر کشیدند.

این جمع از کارگران مبارز و آگاه در اعتراض به‌ اعدام شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، مهدی اسلامی، فرهاد وکیلی و علی حیدریان به دست جنایت کاران حکومت اسلامی، با وجود هشدار کارفرمای شرکت مربوطه، دست از کار کشیدند و بدین طریق با خانواده‌ های جان باختگان‌ همدری نمودند و پشتیبانی خود را از اعتصاب عمومی در کردستان اعلام داشتند.

 

کارگران ایران خودرو، با انتشار اطلاعیه ای اعدام های اخیر را محکوم کردند و خواهان لغو فوری مجازات اعدام شدند.

کارگران ایران خودرو، اعلام کرده اند حامیان کارگران هم چنان در ایران اعدام می شوند. آنان تصریح نموده اند که هرگونه اعدام به ویژه اعدام های اخیر را محکوم و خواهان توقف اعدام و آزادی سایر زندانیان سیاسی می باشند.

 

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری، با صدور بیانیه ای اجرای احکام وحشیانه و غیرانسانی اعدام ٥ زندانی سیاسی را به شدت محکوم کرد.

در بخشی از بیانیه کمیته هماهنگی در محکومیت اعدام های اخیر، آمده است؛ «در شرایطی حکم اعدام ٥ زندانی سیاسی به اجرا در می آید که کارگران و دیگر قشرهای جامعه، مطالبات چندین ساله خود را طرح کرده اند و خواهان دست یابی به خواست های خود هستند. بی تردید، سرکوب، زندان و اعدام زندانیان سیاسی، پاسخ گوی مردم نیست و نمی تواند خواست های بر حق آنان را به عقب براند.

ما خواهان لغو اعدام هستیم و ضمن محکوم کردن اعدام پنج زندانی سیاسی در زندان اوین، اعلام می داریم که آزادی بیان و اندیشه سیاسی، حق طبیعی و به رسمیت شناخته شده جهانی است و هیچ یک از آحاد جامعه را نباید به این دلیل محاکمه و مجازات نمود.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری جان باختن این عزیزان را  صمیمانه به خانواده  آنان و  همه انسان های شریف و آزاده  تسلیت می گوید.»

 

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، با صدور بیانیه ای اعدام پنج زندانی سیاسی را محکوم کرد.

در بخشی از این بیانیه آمده است؛ «ما در ماتم معلمی هستیم که ابزارش گچ و قلم بود و کودکانی را تعلیم می داد که بسیاری از آنان شب ها گرسنه سر بر بالین می گذاشتند. جرم او دفاع از حقوق بشر بود. جرمی که در یک صد سال گذشته بسیاری را در خاک و خانواده ‌هایی را در ماتم فرو برده است.

جنبش کارگری ایران و جهان معلمی را از دست داد که حتا در زندان نیز از یادگیری و یاددهی کوتاهی نکرد. ما از دست دادن فرزاد را به خانواده کمانگر و هم طبقه ای های ایشان در سراسر جهان تسلیت می گوییم.»

 

در بخشی هایی از بیانیه تحلیل بلند «کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری» که در تاریخ ٢٨ اردیبهشت ١٣٨٩ منتشر شده است، می خوانیم:

«روز یک شنبه 19 اردیبهشت 1389، شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان در زندان اوین به جوخه اعدام سپرده شدند. ما در همان روز بی درنگ نه تنها این اقدام جمهوری اسلامی بلکه به طور کلی مجازات اعدام را محکوم کردیم و همچنان بر این محکومیت پا می فشاریم.

 هم چنین، ما حق اعتراض به این عمل ضدانسانی را برای خانواده های اعدام شدگان، مردم کردستان، تمام مردم ایران و به طور کلی تمام انسان ها در هر نقطه از جهان به رسمیت می شناسیم.

چهار تن از این اعدام شدگان از مردم کردستان بودند. اعتراض به کشتار کردها در میان مردم کردستان سابقه دیرینه ای دارد. آخرین نمونه این گونه اعتراض ها در سال 1384 روی داد که در جریان آن، به دنبال کشتار جوانی به نام شوانه سیدقادر، ابتدا مردم مهاباد و سپس چند شهر دیگر کردستان دست به اعتراض و اعتصاب عمومی زدند. به طور کلی این احساس ستم کشانه و قابل همدردی در میان مردم کردستان وجود دارد که هر زمان حکومت های مرکزی خواسته اند برای اهداف سیاسی از جمله ایجاد رعب و وحشت برای بازداشتن مردم از پیگیری مطالباتشان دست به کشتار بزنند، افراد اقلیت های قومی به ویژه کردها را قربانی این اهداف کرده اند. از همین رو، پیش بینی می شد که مردم کردستان به اعدام های اخیر نیز واکنش نشان دهند. بر اساس همین پیش بینی بود که احزاب و سازمان های سیاسی کردستان مردم این منطقه را به اعتصاب عمومی در روز پنج شنبه 23 اردیبهشت 89 فراخواندند. این فراخوان با پاسخ مثبت مردم کردستان روبه رو شد و اکثریت مردم کوچه و بازار و خیابان در شهرهای کردستان مراکز کسب و کار خود را تعطیل کردند. تا آن جا که به اعتصاب عمومی به عنوان  راهکار (تاکتیک) اعتراض به این اعدام ها مربوط می شود، همین پاسخ مثبت مردم  از درست بودن اتخاذ این راهکار حکایت می کرد. به عبارت دیگر، اگر طبقه کارگر متشکل و خودآگاه ایران یا در این مورد خاص کارگران کردستان قرار بود مردم را به اعتراض فراخوانند باید همین راهکار را در پیش می گرفتند. تاکید بر این نکته حائز اهمیت است که در شرایط خاص کنونی، مردم معترض به دولت به راهکاری  پاسخ مثبت می دهند که بتواند در عین بسیج بیش ترین جمعیت معترضان حاوی کم ترین هزینه برای آنان باشد...»

 

بخش هایی از بيانيه کانون صنفی معلمان ايران، در رابطه با اعدام پنج زندانی سیاسی چنین است:

«انسان های آزاده و ملت بزرگ و صاحب فرهنگ ايران خبر اعدام 5 نفراز عزيزترين فرزندان اين آب و خاک در سحرگاه 19 ارديبهشت روح و روان همه انسان های آزاده و وجدان های بيدار را در سراسر جهان به درد آورد و در اين ميان دل ملت ايران و معلمان اين مرزوبوم را بيش تر اندوهگين ساخت و اين نگرانی را پديد آورده که اعدام اين عزيزان توسط صاحبان زر و زور سرآغاز فصل جديدی از اعدام گسترده آزادی خواهان و فعالين سياسی و مدنی در کشور باشد...

ملت عزيز و بزرگوار ايران کانون صنفی معلمان ايران که در حال حاضر ده ها نفر از اعضای آن يا در زندان ها و سياه چال های قرون وسطايی هستند و يا در مناطق مختلف کشور در تبعيد می باشند ضمن ابراز تاسف شديد خود از اين اقدام بی شرمانه و وقيحانه صاحبان قدرت، اين رفتار ضدانسانی و ضدميهنی آن ها را به شدت محکوم می کند...

کانون صنفی معلمان ايران ضمن تسليت مجدد به همه ملت ايران و خانواده های هر 5 شهيد روز 19 ارديبهشت، خصوصا معلم آزادانديش و اهل قلم شهيد فرزاد کمانگر، خود را از صميم قلب در غم و اندوه آن ها شريک می داند... و اميدوار است که همه گروه های سياسی و تشکل های مدنی و اجتماعی با همبستگی و هم دلی و به دور از خودخواهی و غرور در راه نجات ميهن عزيزمان از هيچ تلاشی دريغ نورزند... کانون صنفی معلمان ايران 21 ارديبهشت 1389»

 

پایه های حکومت اسلامی با خشونت پی ریزی شده است

پس از انقلاب ١٣٥٧، بهره گیری سیاسی از خشونت، تنها به حوزه سياست محدود نماند، بلکه این خشونت به تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و حتا زندگی خصوصی افراد و خانواده ها نیز کشیده شد. قوانین ارتجاعی و قرون وسطایی و غیرانسانی آن نیز به عنوان ابزار مهم تری توسط حکومت اسلامی به کار گرفته شد و همه شهروندان به ویژه زنان را در معرض خشونت دایمی قرار داد.

حکومت اسلامی، که خود از گروه های مافیایی و تروریستی تشکیل شده است همه روزنه های رشد و خلاقیت فردی و اجتماعی را بسته است. علاوه بر نیروهای رسمی سرکوبگر، حتا تعرض لباس شخصی ها به افراد و تجمعات و طرح هایی چون امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، شهادت، قصاص، حجاب، فتواهای ترور توسط روحانیون طراز اول و غیره، گوشه های دیگری از خشونت سیستماتیک حکومت اسلامی علیه شهروندان جامعه ایران است. بر این اساس، پای های اصلی حکومت اسلامی با انواع و اقسام وحشی گری و خشونت پی ریزی شده است که اعدام به عنوان شنیع ترین و غیرانسانی ترین عمل و تنها یک وجه خشونت و در واقع قتل عمد دولت علیه شهروندان بی دفاع است. فردی که دستگیر می شود حکومت آگاهانه و با طرح و نقشه عمل قبلی مامورین، بازجویان، قضات و دادگاه های خود با صرف نیرو و هزینه های زیادی که می توانند در خدمت رفاه و خدمات دهی به مردم قرار گیرند برای اعدام یک نفر به کار می گیرد و اعدام قتل عمد دولت بر علیه شهروند بی دفاع است و همه کسانی که در پروسه اعدام فرد دخالت دارند قاتل محسوب می شوند که سردسته قاتلان و آدم کشان نیز سران حکومت اسلامی هستند.

بدین ترتیب، از يک سو ايدئولوژی اسلامی و از سوی دیگر، سیاست های جنایت کارانه حکومت با راه انداختن فضای رعب و وحشت، ترور مخالفین، زندان و شکنجه و اعدام زندانیان و حتا کشتن آن ها را در زیر شکنجه و تجاوز جنسی و استثمار شدید مزدبگیران و تحمیل زندگی فلاکت بار به بی کاران و مردم فقیر و محروم جامعه، مجموعا ماهیت وحشیانه و چندش آور حکومت اسلامی را به وجود آورده اند. بر این اساس چنین حکومتی اصلاح پذیر نمی باشد و همه عناصر و جناح های آن که هر کدام در دوره هایی در حد موقعیت و توان و ظرفیت شان در همه جنایات این حکومت علیه اکثریت مردم ایران، شریک و سهیم بوده اند باید برای برچیدن بساط کلیت این حکومت مبارزه کرد نه جناحی از آن.

از ابتدای انقلاب ٥٧ تا به امروز سرکوب و ترور و خشونت هم چنان به مثابه يکی از مولفه های مهم ترین ساختارهای سياست داخلی و خارجی حکومت اسلامی، بوده است. از این رو، خشونت حکومت اسلامی نه تنها در ارتباط با مسائل داخلی، علاوه بر ترور فعالین سیاسی اپوزیسیون در کشورهای مختلف اروپایی، ترکیه، پاکستان و کردستان عراق، بلکه با صدور پان اسلامیسم در سازمان دهی و آموزش و مسلح کردن گروه های تروریستی اسلامی در منطقه خاورمیانه و آفریقا نیز جنایات بی شماری علیه بشریت مرتکب شده است.

 

جمع بندی

روز ٢٣ اردیبهشت ١٣٨٩، مردم آزادی خواه شهرهای کردستان چون مهاباد، مریوان، بوکان، سنندج، کامیاران، میاندوآب٬ اشنویه٬ نوسود٬ سقز٬ بانه٬ دیواندره٬ پیرانشهر، دهگلان٬ نقده٬ سردشت٬ ربط، جوانرود٬ روانسر٬ و دیگر شهرها و شهرک ها در کردستان با وجود فضای سنگین و رعب و وحشت امنیتی و حکومت نظامی غیررسمی و همه ترفندهای ارگان ها و عوامل حکومت، اعتصاب عمومی خود را هر چه شکوهمندتر برگزار کردند.

اکثر محل کسب و کار، مدارس و دانشگاه ها و مغازه ها و بخش زیادی از مراکز کار و تولید تعطیل و در اعتصاب بودند. این اعتصاب متحد و یک پارچه مردم کردستان، علاوه بر محکوم کردن اعدام های اخیر، یک قدرت نمایی بزرگ و با شکوهی در مقابل تبه کاری ها و ادم کشی های حکومت اسلامی و نشان دادن عمق نفرت و بیزاری مردم از این حکومت بود. این حرکت عظیم و با شکوه توده ای نشان داد که حکومت اسلامی، به ویژه در کردستان چقدر شکننده و بی اعتبار است. این حرکت گامی مهم در پیشروی جنبش های اجتماعی چون جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانش جویی و همه مردم آزاده و تحت ستم بر علیه حکومت اسلامی بود. بر این اساس، اعتصاب عمومی پنج شنبه ۲۳ اردیبهشت ١٣٨٩ مردم انقلابی کردستان، یک روز تاریخی نه تنها در مبارزه مردم کردستان، بلکه در مبارزه سراسر ایران نیز ثبت شد و دستاوردهای آن، به ویژه به عنوان تاکتیکی در شکستن فضای رعب و وحشت، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این اقدام بر علیه کلیت حکومت اسلامی و در راستای استراتژی کارگری کمونیستی و بر علیه هرگونه تحرک ناسیونالیستی و توهم پراکنی به جناح اصلاح طلب حکومتی بود.

اعتصاب کردستان، به حدی سران حکومت اسلامی را سراسیمه کرد که حتا حسین شریعتمداری، نماینده خامنه ای در روزنامه کیهان نیز که نقش تبلیغات خرافی و سرکوب و سانسور حکومت را به عهده دارد در حمله به اعتصاب سعی کرد از قافله سرکوبگران حکومتی عقب نماند. شریعتمداری هم چون گذشته، در یادداشتی پرخاشگرانه و با حالت عصبی عربده کشید که چرا از ملی - مذهبی گرفته تا غیرمذهبی، همه یک پارچه اعدام «پنج تروریست» را، نقض حقوق بشر دانسته و محکوم کرده ‌اند. اشاره این شکنجه گر سابق زندان اوین، به انتشار بیانیه هایی است که سازمان های مختلف سیاسی ایران، در محکومیت اعدام‌ ها و پشتیبانی از اعتصاب عمومی کردستان صادر کردند.

تجربه اعتصاب سراسری کردستان و راهکار مبارزه آن نشان داد، در شرایطی که ماشین سرکوب برای کشتارها دندان تیز کرده است، باید آن تاکتیکی از مبارزه را انتخاب کرد که علاوه بر کسب پیروزی‌ کم هزینه نیز باشد. در مبارزه پیگیر طبقاتی، تاکتیک های مختلف و مناسبی باید به کار گرفته شود که علاوه بر افشای سیاست های غیرانسانی حکومت، مردم هزینه کم تری بپردازند و از مبارزه سرخورده نگردند. همان طور که در اعتصاب سراسری کردستان شاهد بودیم، نیروهای انتظامی و نظامی، لباس شخصی ها و جاش ها و غیره هم مجبور شدند با خودخوری تماشاگر قدرت اتحاد و همبستگی مردم باشند، بدون آن که کسی بتواند گروه های مردم را در مقابل هم قرار دهد و یا بهانه ای برای سرکوب پیدا کند.

قطعا یک اعتصاب عمومی به حد بالایی از همبستگی و اتحاد اعتصاب کنندگان نیاز دارد که در کردستان این اتفاق مهم افتاد. این تجربه را می توان با تداوم صبورانه و آگاهانه‌ به سراسر جامعه ایران گسترش داد و این وظیفه سنگینی است که بر دوش فعالین و تشکل ها و رسانه های جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانش جویی، روشنفکران و هنرمندان متعهد و مدافعین این جنبش ها در داخل و خارج کشور قرار دارد. در بطن سازمان دهی همین مبارزات پیگیر و مدام و هدفمند است که اتحاد و همبستگی طبقاتی از یک سو و برپایی تشکل های سراسری از سوی دیگر به مشغله و اولویت مبارزه فعالین سیاسی و اجتماعی می شوند.

علاوه بر اعتصاب شکوهمند کردستان، محکوم کردن اعدام زندانیان سیاسی توسط تشکل های کارگری داخل کشور و تظاهرات گسترده ایرانیان آزادی خواه و دوستان آن ها در کشورهای مختلف جهان، بسیاری از تشکل های کارگری و نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر و احزاب سیاسی کشورهای غربی نیز جنایات حکومت اسلامی را محکوم کردند. برای نمونه، سازمان جهانی معلمان، از همه دنيا دعوت کرد که به اعدام فرزاد کمانگر خطاب به مسئولين حکومت اسلامي در تهران و هم چنين سفارتخانه های اين حکومت اعتراض کنند و هم زمان خواهان آزادی فعالين اتحاديه ای رسول بداغی٬ هاشم خواستار٬ بهمن گودارزاده و عبدالرضا قنبری شده است.

مسلم است هنگامی که ما از نقطه قوت این اعتصاب حرف یم زنیم باید ضعف های آن را نیز ببینیم. به نظرم بزرگ ترین ضعف این حرکت، عدم حضور همه جانبه کارگران کردستان در این اعتصاب بود. در هیچ کدام از گزارشات، به این مساله مهم طبقاتی اشاره نشده است که مثلا کارگران کوره پزخانه ها، نساجی و دیگر مراکز کار کردستان، چه نوع عکس العملی از خود نشان دادند؟ هر چند که اعتصاب عمومی بود اما طبیعی است که یک جریان کمونیستی، نخستین اتکایش به آن پایگاه اجتماعی خود، یعنی کارگران باشد و در این راستا کسبه و خرده فروشان و کارگران مغازه نیز جایگاه خود را پیدا می کنند و نه بر عکس. یعنی اتکای نیروهای کمونیستی، همواره در هر تاکتیکی به ویژه در یک اعتصاب عمومی، نباید به تعطیلی مغازه ها محدود بماند که در نفس خود منفی نیست.

دومین نقط ضعف این است که نتایج اعتصاب عمومی باید به رشد و گسترش اعتصاب کارگران و خیزش های مردمی قوت قلب بیش تری بدهد و ادامه دار باشد. مثلا گفته می شود تاکنون حدود ٤٥ شهروند افغانی - ایرانی را حکومت اسلامی اعدام کرده است و در هفته های اخیر بارها بخشی از مردم آزادی خواه کابل و جلال آباد در اعتراض به این اعدام ها تظاهراتی برپا کرده و تصاویر خمینی، خامنه ای و احمدی نژاد را نیز به آتش کشیدا ند اما نیروهای چپ و حتا تشکل های کارگری موجود نیز متاسفانه آن چنان اعتراضی در داخل ایران و یا در خارج کشور به این اعدام ها نکرده اند. در حالی که بیش تر اعدام شدگان کارگر و مردم زحمت کش بودند.

یا اگر مجددا در سالگرد مضحکه انتخابات سال گذشته، اعتراضات مردمی در تهران و شهرهای دیگر آغاز شد کومه له موظف است به عنوان یک جریان چپ، از مردم کردستان بخواهد که در همبستگی با اعتراضات این مردم، دست به اعتراض و اعتصاب بزنند. کومه له، بر خلاف جریانات ناسیونالیست کرد، دست یابی مردم کرد به حق و حقوق انسانی شان را در غرق شدن در مبارزه محلی و ملی نمی بیند و آن را از طریق حضور فعال در مبارزه طبقانی سراسری جامعه ایران در جهت سرنگونی کلیت حکومت اسلامی دنبال می کند. بنابراین، مبارزه کارگران کردستان، آذربایجان، خوزستان با تهران و رشت و مشهد و هم چنین کارگران افغانی در ایران که به سخت ترین و خطرناک ترین کارها با دست مزدهای ناچیز وادار می شوند، هیچ تفاوتی ندارند و پیکر یک مبارزه مشترک و متحد و سراسری بر علیه سرمایه داری ایران و کلیت حکومت اسلامی را تشکیل می دهند.

برای مثال، در یکی از گزاشات روز اعتصاب، خبری را خواندم که دچار شگفتی شدم. خبر کوتاه این بود: «کارگران کرد در قزوین دست به اعتصاب زدند.» سئوال این است چرا این کارگران خودشان را از کارگران قزوینی جدا کردند و چرا تلاش نکردند آن ها را هم به این اعتصاب بکشانند؟

در عین حال قابل فهم است که شرکت فعال کارمندان و کارگران در این اعتصاب، کار چندان سهل و آسانی نبوده و عکس العملل دولت می تواند اخراج برخی از آن ها باشد.

در هر صورت کومه له، فراخاون اعتصاب ٢٣ اردیبهشت را به موقع داد داد و با استقبال مردم آزادی خواه کردستان و هم چنین با حمایت و پشتیبانی نیروهای چپ و آزادی خواه سراسر ایران قرار گرفت. قاعدتا این اقدام، انتظار تشکیلاتی خود کومه له و جامعه را بالا برده است. از این رو، کومه له موظف است یک تناسب مبارزاتی پیگیر و مداوم در سازمان دهی کارگران و مردم آزادی خواه کردستان و اتحاد و همبستگی آن با سراسر ایران به وجود آورد. یعنی کومه له باید تلاش های تاکنونی خود را به یک درجه عالی تر ارتقا دهد تا انتظار کارگران و مردم آزادی خواه را برآورده سازد. در واقع در چنین روندی باید بیش ترین امکانات مادی و معنوی تشکیلات را در خدمت اهداف و استراتژی کارگری کمونیستی و پیشروی کل طبقه کارگر قرار داد.

پشتیبانی و همدردی وسیع میلیون ها تن از ساکنین سایر مناطق ایران با اعتصاب عمومی کردستان بی نظیر بود. این اعتصاب، که پس از فراخوان توسط کومه ‌له صاحبان و مدعیانی نیز پیدا کرد، نشان داد که گرایشات ناسیونالیستی و لیبرالیستی در کردستان، چقدر حقیر و حاشیه ای و بی نفوذ و در عین حال اپورتونیست و فرصت طلب هستند.

اگر یادمان باشد کومه له، در جريان مرگ فجیع شوانه قادری، جوانان مهابادی توسط نیروهای جنایت کار حکومت اسلامی در سال ۸۴ نیز اعتصاب عمومی فراخوان داده بود که گروه عبداله مهتدی و عمر ایخانی زاده، شدیدا بر علیه این اعتصاب فعالیت کردند اما هنگامی که دیدند این اعتصاب با استقبال مردم سراسر کردستان روبرو شد مهر سکوت بر لب زدند.

طیف ناسیونالیست و لیبرال کردستان، در ماه های اخیر، تلاش زیادی به خرج داده اند تا جنبش انقلابی مردم کردستان را به سوی حرکت سبز اسلامی بکشانند و به زائده این جناح حکومت تبدیل کنند اما در این راه شکست سختی خورده اند و گواه آن اعتصال سراسری ٢٣ اردیبهشت است.

بر خلاف سیاست ها و عملکرد سازمان ها و احزاب ناسیونالیست کرد، کومه له همیشه پرچمدار رادیکالیسم و سوسیالیسم در کردستان بوده است. از همان روزهای نخست به قدرت رسیدن حکومت اسلامی، مردم انقلابی کردستان به رهبری کومه له از موضع رادیکال و و سوسیالیستی به این حکومت «نه» گفت و مبارزه مسلحانه مقاومت مردمی را تشکیل داد. و این در حالی ست که، گرایشات ناسیونالیستی در کردستان، همواره با حکومت اسلامی مماشات برخاسته اند.

از مقاومت مسلحانه کومه له در برابر تهاجم وحشیانه نیروهای سرکوبگر حکومت اسلامی در تابستان ۵۸ و بهار ۵۹ به کردستان، جنگ ٢٤ روزه سنندج، اعتراض به کوچ اجباری و تشکیل حزب کمونیست ايران در کردستان در سال ۶۲، به ویژه با حضور فعال و نیروی اجتماعی کومه له، در اوج اختناق و دستگیری ها و اعدام های سال های ۶۰ تا ٦٢،  تا اول ماه مه ها در سنندج و سایر شهرهای کردستان، تا اعتصابات و مبارزات کارگران، زنان و دفاع از حقوق کودکان در شهرهای کردستان، همه و همه بیانگر محبوبیت و نفوذ رادیکال و چپ و سوسیالیست در سطح وسیع و اجتماعی در کردستان است.

در هر صورت اعتصاب عمومی مردم آزادی خواه کردستان با وجود هر نفطه ضعفی، مثبت و تاثیرگذار بود و به عنوان یک تاکتیک مبارزاتی تجربه ارزش مندی از خود بر جای گذاشت و نشان داد که با چنین تاکتیکی می توان حکومت را زمین گیر کرد. بی تردید دیر یا زود این تجربه در سطح سراسر ایران با اعتصاب کارگران، دانش جویان، دانش آموزان و تعطیلی فرودگاه ها، بنادر، شرکت های اتوبوسرانی، قطارها، روزنامه ها، مخابرات، بخش های مختلف خدمات، بازار و غیره به کار گرفته خواهد شد و با باز کردن فضای سیاسی کشور، طبقه کارگر به سرعت خود را متحد و متشکل کرده و با اتحاد جنبش زنان و جنبش دانش جویی و همه مردم تحت ستم و آزادی خواه سراسر کشور، دست به تحولات سرنوشت سازی خواهد زد. تحولاتی که جامعه را از خشونت و اسارت حکومت آن ها رها سازد و با استفاده از تجارب انقلاب ٥٧ و انقلابات جهان، همه شهروندان را از آخرین دستاوردهای بشری در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تکنیکی به طور یکسان و برابر برخوردار نماید.

بدین ترتیب، اعتراض سراسری کردستان و اعتراضات بخش های دیگر کشور و هم چنین در خارج کشور بر علیه اعدام های اخیر، همه اين واقعیت را نشان مى دهند كه افكار عمومى ايران ارتقاء یافته و مخالف شکنجه و اعدام و خشونت است و در راه تحقق آرمان های انسان دوستانه مصمم و پیگیر است. این یک تغییر و تحول سیاسی و اجتماعی مهمی است. اما تا زمانى كه اين اراده جمعى در ایران سراسری نشود و همه بخش های اجتماعی از اعتصاب و اعتراض از کارخانه ها، مراکز علمی گرفته تا اعتراضات خیابانی کشیده نشود، بحث از سرنگونی حکومت اسلامی و انقلاب، جایگاه واقعی و علمی خود را پیدا نمی کند. وقتى افق و چشم انداز تحولات جدی و سرنوشت ساز نمایان خواهد شد که هم زمان با اعتراضات میلیونی در خیابان های شهرها، اعتصابات نیز در کارخانه ها، دانشگاه ها، مدارس و همه محلات سازمان دهی و برگزار شود.

 

یاد شیرین علم هولی، فرزاد کمانگر، مهدی اسلامیان، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و همه جان باختگان راه آزادی و برابری و انسانیت گرامی باد!

 

پنجم خرداد 1389 - بیست و ششم می 2010

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.